وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

کتابِ مکتوب و اثرِ اندیشه‌محورِ

کتاب فریاد؛ واکاویِ بیداریِ دردناک، ترومایِ سال ۶۷ و مانیفستِ عصیانِ نسلِ آگاه | اثر نیما شهسواری

«فریاد» روایتی تکان‌دهنده از بیداریِ انسانی است که در میانِ رفاهِ آلمان، ناگهان با حقیقتِ عریانِ رنج در سرزمینِ مادری‌اش روبرو می‌شود. نیما شهسواری در این اثر، با پیوند دادنِ فجایعِ تاریخیِ سال ۶۷ به کنشگریِ امروز، نشان می‌دهد که آگاهی یک مسیرِ بی‌بازگشت است. این کتاب، فریادی علیه فراموشی و فراخوانی برای بازگشت به ریشه‌هاست؛ جایی که سکوت در برابرِ «مفت‌خوارگان»، خود شکلی از بردگی محسوب می‌شود.

این کتاب، تجلیِ دیگری از باور به جان و برابری است که توسط نیما شهسواری نگاشته شده و به صورتِ رایگان جهتِ واکاوی در دسترسِ پویندگانِ راهِ آزادی قرار گرفته است.

پدیدآور نیما شهسواری
تاریخ نگارش خلق‌شده در سالِ 1394
حق انتشار دسترسی رایگان برای عموم
کتاب فریاد؛ واکاویِ بیداریِ دردناک، ترومایِ سال ۶۷ و مانیفستِ عصیانِ نسلِ آگاه | اثر نیما شهسواری
بُریده‌ای از جانِ کتاب

«آیا فریاد زدیم که پابرهنگان برخیزند و جای آزمندان را بگیرند و سرآخرش همان آزمندان پابرهنه شوند»

حقِ انتشار و امانت‌داری
کدِ اختصاصیِ اثر: 9798201007331

این اثر بخشی از میراثِ عمومیِ جان‌گرایی است. به موجبِ باور به برابری در آگاهی، دسترسی به این محتوا جهت دانلود و تکثیر رایگان و آزاد است. بازنشرِ آن با حفظِ اصالتِ کلمات و بدونِ تغییر در جانِ کلام، یک کنشِ اخلاقی در مسیرِ بیداری است.

گام ۲۲ 49٪

کالبدشکافیِ نهادهایِ قدرت و سازوکارهایِ پنهانِ استبدادِ سیستماتیک

کتاب فعلی: کتاب فریاد

راهنمای بارگیری، مطالعه و اشتراک‌گذاری آثار

دسترسی به نسخه الکترونیکی

در این بخش، امکان دانلود نسخه الکترونیکی آثار به صورت فایل PDF با لینک‌های مستقیم فراهم شده است. لینک‌های ارائه‌شده به گونه‌ای طراحی شده‌اند که شما بتوانید به‌سرعت به محتوای موردنظر دسترسی پیدا کنید.

مطالعه آنلاین اختصاصی

اگر به دانلود فایل نیازی ندارید، می‌توانید از امکان مطالعه آنلاین بهره‌مند شوید. این ویژگی به شما اجازه می‌دهد نسخه کامل کتاب‌ها را مستقیماً در مرورگر خود بخوانید و در فضای وب به محتوا دسترسی داشته باشید.

گزارش خرابی و پشتیبانی

برای تضمین بهترین تجربه، در صورت وجود مشکل در لینک‌های دانلود یا مطالعه آنلاین، لطفاً از فرم گزارش خرابی استفاده کنید. تیم ما در سریع‌ترین زمان ممکن نسبت به رفع مشکلات اقدام خواهد کرد.

حمایت و اشتراک‌گذاری

حمایت از این آثار با اشتراک‌گذاری آن‌ها ممکن است. اشتراک‌گذاری محتوا، راهی ارزشمند برای معرفی و گسترش فلسفه‌های ارائه‌شده است. دکمه‌های اشتراک‌گذاری در پایین همین صفحه قرار دارند.

نیما شهسواری
شناخت‌نامه

نیما شهسواری

نیما شهسواری؛ از پانزده‌سالگی نوشتن را راهی برای پرسش از ساختارهای قدرت و واکاوی مفاهیمِ آزادی یافت. آثار او، از شعر تا مقالات تحلیلی، بر بنیانِ «جان‌گرایی» و برابری تمامی موجودات استوار است. او با باور به لزومِ دسترسی همگانی به آگاهی، نوشته‌های خود را به دور از چرخه‌های تجاری و به صورت آزاد منتشر می‌کند. شهسواری با جایگزینی نشر دیجیتال به جای کاغذ، تلاش دارد تا کلماتش بدون آسیب به طبیعت، تنها تپشی برای بازخوانیِ معنایِ حیات باشند.

ژانر و موضوع اثر
ادبیات اعتراضی-سیاسی | رئالیسم انتقادی و تبارشناسیِ مقاومتِ مدنی
هویت کالبدی اثر
نام اثر فریاد
نویسنده نیما شهسواری
سال انتشار 1399
آخرین ویرایش 20 اردیبهشت 1405
تعداد صفحات 208
فرمت PDF | EPUB | Audio Book
شابک دیجیتال 9798201007331

دانلود رایگان کتاب، بارگیری مستقیم و مطالعه نسخه دیجیتال اثر

ریشه‌هایِ این رزم

به نام آزادی یگانه منجی جانداران

بر خود وظیفه می‌دانم تا در سرآغاز این کتاب چنین نگاشته‌ای به چشم بخورد. نیما شهسواری، دست به نگاشتن زد تا قشری را به آزادگی دعوت کند. بر خود، ننگ دانستم تا به‌واسطه رزمم تجارتی برپا دارم و این رزم پاک را به ثروت مادی آلوده سازم.

«هدف و آرمان من از کسی پوشیده نیست؛ به پا خاستم تا برابر ظلم‌های بی‌کران خداوند، انسان و هر قدرتی که غایت را با ستم تلاقی داده است، فریاد برآورم. رهایی جاودانی که دارای یک قانون است: احترام و آزار نرساندن به دیگر جانداران، گیاهان، حیوانات و انسان‌ها.»

با مدد از فناوری امروزی، می‌توان راه گذشتگان را در پیش نگرفت و دگر برای نشر از کاغذ استفاده نکرد. من هیچ‌گاه نگاشته‌هایم را بر کاغذ، جان درخت نشر ندادم. اگر شما خود را مبلغ افکار آزادگی می‌دانید، به قتل طبیعت دست نخواهید زد.

به اشتراک‌گذاری لینک دانلود مستقیم این کتاب در شبکه‌های اجتماعی:

فریاد؛ از قفسِ آسایش تا میدانِ بیداری؛ چگونه حافظه‌ی تاریخی زنجیرهایِ امروز را می‌شکند؟

در این مقاله‌ی تحلیلی، لایه‌هایِ عمیقِ رمان «فریاد» را واکاوی می‌کنیم. ما بررسی خواهیم کرد که چگونه نیما شهسواری با خلقِ آرک‌تایپِ «سولماز»، پیوندی ناگسستنی میانِ خون‌هایِ ریخته شده در گذشته و وظیفه‌ی اخلاقیِ نسلِ امروز برقرار کرده و راهِ رهایی را در فریادِ آگاهانه می‌جوید.

تحلیل و نقد عمیق اثر

فروپاشیِ قفسِ آسایش؛ وقتی آگاهی بر رفاه چیره می‌شود

نیما شهسواری در کتاب «فریاد»، پارادوکسِ زندگی در غربت را به شکلی عریان به چالش می‌کشد. قهرمانِ داستان در آلمان، غرق در «قفسِ آسایش» و روزمرگیِ مرفه است، اما مواجهه با تصویرِ یک «کودکِ بی‌رؤیا» در فضایِ مجازی، حبابِ امنیتِ او را می‌ترکاند. شهسواری معتقد است که آگاهی، دردی است که درمانش نه در فراموشی، بلکه در کنشگری نهفته است. نویسنده با ترسیمِ این گذار، نشان می‌دهد که رفاهِ مادی بدونِ پیوند با حقیقت، تنها شکلی مدرن از بی‌خبری و مسخ‌شدگی است. «فریاد» مانیفستِ نسلی است که می‌فهمد هزینه‌ی ندانستن، تداومِ ظلم در سرزمینِ پدری است.

تبارشناسیِ خون و واقعه‌ی سال ۶۷؛ حافظه علیه فراموشی

یکی از جسورانه‌ترین لایه‌هایِ این رمان، بازخوانیِ ترومایِ تاریخیِ سال ۶۷ است. شهسواری این واقعه را نه به عنوانِ یک نقطه‌ی کور در تاریخ، بلکه به عنوانِ ریشه‌ی استبدادِ امروز معرفی می‌کند. قهرمانِ داستان با کشفِ حقیقتِ مدفونِ آن سال، درک می‌کند که ثباتِ قدرتِ «مفت‌خوارگان» بر خون‌هایِ بایکوت‌شده بنا شده است. نویسنده با استفاده از آرک‌تایپِ «سولمازِ ایرانی»، نشان می‌دهد که حقیقت مانندِ بذرِ زیرِ خاک است؛ هرچقدر هم که بر آن آوارِ دروغ بریزند، در لحظه‌ای که آگاهی بر آن بتابد، دوباره جوانه خواهد زد. فریاد، جنگِ میانِ ثبتِ حقیقت و سیاستِ سیستماتیکِ فراموشی است.

سولماز؛ آرک‌تایپِ مقاومت و حقیقتی که پرپر نمی‌شود

نام «سولماز» در این اثر، فراتر از یک اسم، به یک نمادِ هستی‌شناسانه بدل می‌شود. او تجسمِ آن بخشی از روحِ جمعیِ یک ملت است که در برابرِ شکنجه و زندان، سر خم نکرده است. شهسواری با پیوند دادنِ خاطراتِ زندانِ سولماز به بیداریِ قهرمانِ داستان در فرسنگ‌ها دورتر، ثابت می‌کند که «رنجِ آگاهانه» مرزِ جغرافیایی نمی‌شناسد. این پیوند نشان می‌دهد که چگونه یک متنِ تاریخی (خاطراتِ زندان) می‌تواند به راهنمایِ عمل برایِ تغییرِ سرنوشتِ حال تبدیل شود. سولماز در فریاد، یعنی حقیقتی که هرگز کهنه نمی‌شود و همواره منتظرِ صدایی است تا آن را فریاد بزند.

هجرتِ معکوس و قانونِ رهایی؛ از تبعید به سویِ آرمان

پایان‌بندیِ رمان، ترسیم‌گرِ یک هجرتِ مقدس است؛ اما نه به سویِ غرب، بلکه بازگشتی عصیان‌گرانه به سویِ ریشه‌ها. قهرمانِ داستان با انتخابِ میانِ عاطفه‌ی خانوادگی و وظیفه‌ی آرمانی، نشان می‌دهد که بیداریِ واقعی، ایثار می‌طلبد. شهسواری بار دیگر بر «قانونِ رهایی» تأکید می‌کند؛ قانونی که در آن سکوت در برابرِ آزارِ جانداران و انسان‌ها، همدستی با ظالم تلقی می‌شود. نشرِ دیجیتال و رایگانِ این اثر، امتدادِ همان فریادی است که نمی‌خواهد برایِ آگاهی‌بخشی، تنِ طبیعت (درختان) را قربانی کند. این کتاب، خود بخشی از مبارزه‌ای است که چاپِ کاغذی را غارتِ جان می‌داند.

نتیجه‌گیری؛ فریاد، آخرین سنگرِ آزادی

کتاب فریاد به ما می‌آموزد که وقتی حقیقت را دیدیم، دیگر راهی برایِ بازگشت به خوابِ جهل وجود ندارد. نیما شهسواری با این اثر، پیوندِ میانِ خون‌هایِ ریخته شده در تاریخ و اراده‌ی امروز برایِ تغییر را برقرار می‌کند. رهایی در فریاد، نه یک معجزه، بلکه ثمره‌ی انتخاب‌هایِ آگاهانه‌ی افرادی است که قفسِ آسایش را می‌شکنند تا صدایی برایِ کودکانِ بی‌رؤیا باشند. این کتاب، مانیفستی است برایِ تمامِ کسانی که معتقدند صلحِ واقعی تنها بر پایه‌ی عدالت و برابریِ تمامِ جان‌ها بنا می‌شود.

کتاب صوتی
نسخه‌ی کاملِ شنیداری

کتاب صوتی «کتاب فریاد»

این اثر فراتر از یک متن، روایتی است که با جان و صدا درآمیخته تا تجربه‌ای عمیق‌تر از کلمات را به شما هدیه دهد. در این بخش می‌توانید به فصول کتاب گوش فرا دهید یا برای واکاوی کامل‌تر، وارد تالار اختصاصی شوید.

ورود به تالارِ کتاب صوتی

آماده‌ی پخش...

01 کتاب صوتی فریاد – بخش اول – اثر نیما شهسواری
02 کتاب صوتی فریاد – بخش دوم – اثر نیما شهسواری
03 کتاب صوتی فریاد – بخش سوم – اثر نیما شهسواری
04 کتاب صوتی فریاد – بخش چهارم – اثر نیما شهسواری
05 کتاب صوتی فریاد – بخش پنجم – اثر نیما شهسواری
06 کتاب صوتی فریاد – بخش ششم – اثر نیما شهسواری
07 کتاب صوتی فریاد – بخش هفتم – اثر نیما شهسواری
08 کتاب صوتی فریاد – بخش هشتم پایانی – اثر نیما شهسواری
تحلیل بصری
جستار شناختی

واکاویِ لایه‌هایِ پنهان

کتاب «فریاد» اثر نیما شهسواری، داستانی پرکشش و عمیق درباره‌ی بیداریِ وجدان و مسئولیتِ اجتماعی است. قهرمان داستان که سال‌ها در آلمان به دور از دغدغه‌های سیاسی زندگی کرده، از طریقِ فضایِ مجازی و مطالعه‌ی خاطراتِ زندانیانِ دهه‌ی شصت (به ویژه واقعه‌ی سال ۶۷)، به حقیقتی هولناک پی می‌برد. این آگاهی، زندگیِ مرفه او را زیر و رو کرده و او را به هجرتی معکوس به سوی ایران برای پیوستن به مبارزاتِ مردمی وامی‌دارد. فریاد، با نقدِ ساختارِ قدرت و «مفت‌خوارگان»، بر اهمیتِ حافظه‌ی تاریخی و فداکاری برای رسیدن به «جهانِ آرمانی» تأکید می‌کند. این اثر به صورتِ کاملاً رایگان و دیجیتال، با رسالتِ حفاظت از محیط زیست منتشر شده است.

گشودنِ گره‌ها

پرسش‌هایِ متداول

چرا عنوان کتاب «فریاد» انتخاب شده است؟

زیرا این اثر، مرحله‌ی پس از بیداری را توصیف می‌کند؛ زمانی که آگاهی دیگر در سکوت نمی‌گنجد و باید به صدایی رسا علیه استبداد و فراموشی تبدیل شود.

مفهوم «کودک بی‌رؤیا» در این کتاب به چه معناست؟

نمادی از نسلی است که در زیر سایه‌ی استبداد، حتی توانِ تصورِ آینده‌ای روشن را از دست داده و این استیصال، موتورِ محرکِ عصیانِ قهرمانِ داستان می‌شود.

ارتباط میان واقعه سال ۶۷ و محتوای کتاب فریاد چیست؟

نویسنده سال ۶۷ را ریشه‌ی تمامِ دردهایِ سیاسیِ امروز می‌داند و معتقد است تا زمانی که به آن خون‌هایِ ریخته شده پاسخ داده نشود، رهاییِ حقیقی ممکن نیست.

آرک‌تایپ «مفت‌خوارگان» به چه کسانی اشاره دارد؟

به طبقه‌ی حاکمی که آرمان‌هایِ برابری‌خواهانه‌ی مردم را غصب کرده و با سوءاستفاده از قدرت، ثروت و منابعِ کشور را به نفعِ خود مصادره کرده‌اند.

چرا نیما شهسواری کتاب فریاد را به صورت کاغذی چاپ نکرده است؟

بر اساسِ فلسفه‌ی جان‌گرایی، نویسنده قطعِ درختان برایِ چاپِ کتاب را «قتلِ طبیعت» می‌داند و معتقد است پیامِ آزادی نباید با آزار به جانِ جانداران (گیاهان) همراه باشد.

بخشی از متن کتاب فریاد

اول ساعت روی میز را نگاه کردم، 9 صبح را نشان می‌داد بعد از اینکه تصمیم گرفتم تا کمی بیشتر استراحت کنم به مادر گفتم:

امروز کلاس‌ها تشکیل نمی‌شود و او هم خیلی زود حرفم را باور کرد، حتی جویای این نشد که چرا دیشب نگفته‌ای

کلاً اهل این حرف‌ها نبود و آزادیِ عمل زیادی در زندگی به من و آراز می‌داد و همه‌ی زندگی‌شان در آینده‌ی ما خلاصه می‌شد،

مادر که با قربان صدقه‌ی زیاد مرا به میز صبحانه دعوت می‌کرد و من که بوی نان تازه و چای قند پهلوی مادر داشت دیوانه‌ام می‌کرد در یک دو راهی قرار گرفته بودم که آیا بیشتر از این بخوابم و در تخت بمانم و یا با مادر به سر میز صبحانه بروم و دلی از عزا در بیاورم

به مادر گفتم: شما برو من هم کمی بعد می‌آیم

باز به رختخوابم فرو رفتم، خواستم دوباره بخوابم اما چشم باز کرده و با مادر حرف زده بودم، حالا آن میز صبحانه هم از سوی دیگر نمی‌گذاشت تا بیشتر از این به خواب فرو روم، سرآخر بعد از کلی کلنجار از جایم برخاستم و پیش رفتم،

وقتی از زیر پتو بیرون آمدم، سرما در جانم رخنه کرد، دندان‌هایم به هم ساییده می‌شد، این احساس را خیلی دوست داشتم، مخصوصاً وقتی از جایم بلند می‌شدم، این حس دوگانه‌ی میان سرما و گرما و این رخنه کردن یک‌باره سرما به جانم و تسلیم شدن در برابر این سردیِ هوا و فراتر از این‌ها زمستان برایم بهترین اوقات بود،

بعد از اینکه صورتم را آب زدم، دیگر خواب با آن سرمای رسوخ کرده در جانم کاملاً از وجودم رخت بست و آماده‌ی بلعیدن مادر و سفره‌ی غذایش بودم، پرخور نبودم اما صبحانه را خیلی دوست داشتم و خوردنش برایم لذت‌بخش بود

قبل از اینکه سر میز بنشینم پشت پنجره رفتم و بیرون را نگاه کردم، هوا برفی بود، برف با شدتی ملایم در حال بارش بود، خیلی سرعتش کم بود به طوری که هر چند ثانیه یک تکه برف کوچک و بی‌جان به زمین می‌رسید اما این سفیدی زمین و برف‌های به جا مانده از بارش شدید برف دیشب زمین را زیبا و بکر کرده بود، چشمانم با نگاه به برف بزرگ‌تر و شفاف‌تر می‌شد به قدری شفاف که در هوا روشنی‌های معلق ریز بسیار می‌دیدم انگار از نگاه کردن به برف آرامشی می‌گرفتم و حالا در برابر خانه همه جا را برف پوشانده بود،

درخت‌ها چه قدر چهره‌ی زیبایی به خود گرفته بودند، دلم برای راه رفتن در برف لک زد، دوست داشتم هر چه زودتر از خانه بیرون بروم و برنامه‌ای با دوستان تدارک ببینم تا دسته‌جمعی به کوهی جایی برویم یا حتی پیستی برای اسکی و یا هر جای دیگری که در میان برف باشد،

محو دیدن برف و هوای بیرون بودم که مادرم مرا به خودم آورد، با دیدن ظرف شیر در دستش به یک‌باره سراسیمه شدم، به یاد گربه‌ها افتادم، چه قدر حواس پرت بودم، ظرف شیر را از دست مادر گرفتم و به سرعت از خانه بیرون رفتم

مادرم مدام صدا می‌زد:

کجا، حداقل لباس گرم بپوش، سرما می‌خوری

ولی من با سرعت به سمت پارکینگ خانه رفتم، مادر مدام صدا می‌زد،

به کلی از خاطرم رفته بود، ظرف‌هایی که در جایی از پارکینگ گذاشته بودم را برداشتم و به زمین گذاشتم و داخلشان را پر از شیر کردم و در گوشه‌ای منتظر ماندم که سر و کله‌شان پیدا شد،

مادرشان پیشاپیش می‌آمد، خیلی زیبا بود چند بچه‌ی کوچک که تعدادشان چهار تا بود به دنبالش بودند، بیشتر اوقات دوست داشتم، یکی از بچه‌ها را به دهان بگیرم و ببلعم، اما خیلی در وجودم از آن‌ها ترس داشتم و همیشه تنها نگاهشان می‌کردم

حتی یک‌بار هم جرأت نکردم تا به آن‌ها دست بزنم و همیشه محو زیبایی‌شان بودم، حالا همگی با هم شیر می‌خوردند، از دیدنشان تمام وجودم شاد شده بود، چند بار هم اشک در چشمانم جمع شد، وقتی شیرشان تمام شد، تازه احساس سرمای وحشتناکی کردم، بدنم می‌لرزید و وقتی متوجه شدم بدون کفش پایین آمدم سرمای بیشتری جانم را فرا گرفت و با ظرف شیر بالا رفتم،

مادر با دیدنم گفت:

چرا این جور می‌کنی، حداقل لباس گرم می‌پوشیدی

من با لبخندی به او پاسخ دادم و او در جواب گفت:

بیا چای تازه ریختم، بیا صبحانه‌ات را بخور عزیزم

بعد از مختصر مرتب کردن خودم و شستن پاها سر سفره نشستم و شکمی از عزا درآوردم، این‌همه علاقه‌ی من را مادر به صبحانه می‌دانست، همیشه در تمام دوران مدرسه هم میز صبحانه‌ی مفصلی در خانه‌ی ما به راه بود، حالا چند سالی بود که مادر به واسطه‌ی بیماری شب‌ها دیرتر می‌خوابید و ما هیچ‌وقت حاضر نبودیم او میز صبحانه را بچیند، مگر روزهای تعطیل و یک چنین روزهایی که این شادباش نصیبمان شود

در روزهای معمول من و آراز یا پدر هرکدام که می‌توانستیم، این وظیفه را به عهده می‌گرفتیم و خیلی برنامه‌ی مشخصی نداشت، فقط دعواهای گاه و بیگاه بین من و آراز به وجود می‌آمد و حالا خوردن این چای از دست مادر کدبانویی که دست‌پختش کاملاً زبانزد همه بود خوردن داشت

این قدر خوش رنگ بود که بتوان با قلم‌مویی در دست به رنگش بوم نقاشی را طرح داد و نقش و نگاری بر آن به وجود آورد و من که هر روز از غذاهایش می‌خوردم این قدر از این حرف‌ها می‌زدم که قند در دلش آب شود و ریسه رود و آنگاه بود که هزار لقب از آراز نصیبم می‌شد

همیشه بر سر تصاحب مادر با هم جنگ داشتیم و هر کدام یک‌بار پیروز این میدان جنگ می‌شدیم، حالا که دیگر از صبحانه فارغ آمده بودم و حسابی از خوردنش لذت برده بودم، بر آن شدم تا برای بیرون رفتن و پیاده‌روی در حال و هوای دلکش آن برف محصور کننده چند هم‌پا پیدا کنم، از این رو بود که شروع کردم به تماس گرفتن با دوستانم

یکی دانشگاه بود، یکی بیرون رفته بود، یکی کار داشت، اما در میان انبوه این دوستان که همین چند ساله آن‌ها را پیدا کرده بودم باز هم بودند بسیاری که همپا برای رفتن به اسکی باشند،

از همان بچگی به شدت انسان اجتماعی بودم و دوستان بیشماری در طول عمر داشتم، تعدادشان همیشه خیلی زیاد بود، با تمام همکلاسی‌ها که حتماً دوست بودم و گهگاه در مدرسه و خیلی به ندرت بچه‌ای بود که با من دوستی نداشته باشد، در محله هم همین‌طور با تمام هم‌سن و سال‌ها دوستی داشتم و این ماجرا به آشنا و فامیل هم کشیده می‌شد،

آراز هم دست کمی از من نداشت اما شاید من بیشتر در این بازی‌ها درگیر بودم و همین مایه‌ی دلگرمی پدر و مادر می‌شد که وقتی تصمیم به خروج از ایران گرفتند نگران ما دو تا نباشند که چه سرنوشتی در انتظارمان است و چگونه می‌توانیم در خارج از کشور در مملکتی غریب با هم سن و سالان خود ارتباط برقرار کنیم، تمام نگرانی‌های زندگی‌شان از همان ابتدا ما دو تا بودیم

از همان کودکی ما را به کلاس‌های متعددی می‌فرستادند، به ویژه برای یادگیریِ زبان، دوست داشتند تحصیلاتمان را در خارج از کشور بگذرانیم و همیشه به دنبال راهی بودند تا ما را از تمام نواقص و مشکلات ایران دور کنند، دوست داشتند در سرزمینی آرام بتوانیم درس بخوانیم و پیشرفت کنیم،

از این رو از همان ابتدا این رویه را پیش گرفتند و از همان بدو تولد برای هر دوی‌مان پاسپورت کشور مقصد را گرفتند،

بازتابِ آگاهی
این کتاب، تجربه‌ای مشترک میانِ نویسنده و خواننده است. اگر این نوشتار تپشی در اندیشه‌تان ایجاد کرده، با امتیازِ خود، بر این تجربه‌یِ جمعی صحه بگذارید.
تأمل شما (2) ثبت شد
میانگینِ تأمل‌ها: 3.8 از ۵
تعداد بازخوردها: 92

آخرین اثر منتشر شده از نیما شهسواری

کتاب‌های ممنوعه و اندیشه‌ای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی

مانیفستی تکان‌دهنده در نقدِ جایگاهِ خودخوانده‌یِ «اشرف‌الانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایه‌یِ رنجِ جان‌هایِ بی‌دفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقه‌یِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسان‌محوری» و بازگشت به اصالتِ جان می‌داند.

هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچه‌ای به سوی اصالتِ جان

پورتالِ آثار صوتی و پادکست‌ها

روایت‌های شنیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی؛ همگی در یک نگاه.

پادکست‌هایِ اندیشه
گوش‌سپردن به طنینِ بیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی

در اپیزود پنجم از پادکست به نام جان، تحت عنوان ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم، نیما شهسواری به واکاوی عمیق و تعریف بنیادین ظلم در بستر ادیان ابراهیمی می‌پردازد. این گفتار، فرایندی است برای شکستن سکوت در برابر رنج‌های تحمیل شده بر جانِ موجودات و نقد ساختارهای قدرت که هستی را به مثابه ابزار سلطه بازتولید می‌کنند.

نیما شهسواری در این جستارِ فلسفی، با به چالش کشیدن پارادوکسِ قدرت و سکوت، پیوند میان هستی‌شناسی ظلم و توجیهات کلامی رنج را بررسی می‌کند. اگر به دنبال درک عمیق‌تر از جایگاه جان‌گرایی و آزادی در جهانی مملو از مظالم سیستماتیک هستید، همراه این اپیزود از پادکست به نام جان باشید تا زنجیرهای باوری که رنج را تقدیس می‌کنند، از هم بگسلیم.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
cover

ریشه‌ها و گواه ظلم

اپیزود پنجم : تعریف بنیادین ظلم
کتاب‌هایِ صوتی
روایتِ شنیداری مکتوبات و تحقیقاتِ نیما شهسواری

در بخش ششم از کتاب صوتی رویا، نیما شهسواری ما را به ساحتِ جهان آرمان‌ها می‌برد؛ جایی که خردِ جمعی جایگزینِ ارثِ جبری گشته و مرزبندی‌ها نه بر مدار خون، که بر ستون‌های اختیار استوار می‌شوند. این روایت، بازنماییِ بلوغِ تاریخی بشر در گذار از سایه‌ی شمشیرِ فاتحان به سوی میهنِ آرمانی است.

نیما شهسواری در این بخش به واکاوی دیالکتیک امنیت و آزادی، حق انتخابِ آگاهانه‌ی نسل‌ها و نبودِ مالکیت بر جان می‌پردازد. اگر به دنبال درکِ فرآیندِ پویا و مستمرِ رهایی در جهانی هستید که در آن آزادی، قانونِ یکتایِ زیستن است، شنیدنِ این بخش از کتاب صوتی رویا را از دست ندهید.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر

دیگر تجلی‌های قلم

واکاوی آثاری که بر بنیانِ برابری و حرمتِ جان استوارند.

کتاب شعر جورم

کتاب توموکراسی

کتاب شعر رزم‌نامه

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

شبکه‌هایِ اجتماعی نیما شهسواری
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.