آیا سیستمهای قضایی فعلی، قادری به اجرای عدالت حقیقی برای «جان»ها هستند؟
آیا نظامهای قضایی مدرن، با تمام پیچیدگیها و قوانین مدون، واقعاً میتوانند «عدالت واقعی» را اجرا کنند؟ این پرسش بنیادی، نه تنها ساختار حقوقی، بلکه فلسفهی حاکم بر آن را به چالش میکشد؛ فلسفهای که اغلب اصالت «جان» را نادیده گرفته است. ما در این نوشتار به نقد ریشهای این سیستمها از منظر جانگرایی و برابری وجودی میپردازیم.

