وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

تیغ و تقدس: چگونه خشونت، در نام خدا، مقدس می‌شود

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ مقاله

در حکمتی که با زبانی خشن و فلسفی از تاریخ خونین برمی‌آید، یک تصویر وجود دارد که هر بار خواندن آن، نه تنها چشم‌ها را می‌بندد، بلکه ایمان را به چالش می‌کشد: «تیغ و یکی خونباره از خون». این جمله، نه تنها توصیف یک ابزار خشونت است بلکه یک مراسم تقدیس را نشان می‌دهد. تیغ، در اینجا، نه یک سلاح برای کشتن بلکه یک مقدسات است. خون، نه نشانهٔ مرگ بلکه نشانهٔ تقدیس است. این مقاله، به تحلیل عمیق این تقابل فلسفی می‌پردازد: چگونه خشونت، در نام خدا، تبدیل به عبادت می‌شود؟ و چرا، هرگاه قدرت، خود را الهی معرفی کند، تیغ، دیگر یک ابزار نیست بلکه یک منبع مقدس می‌شود؟

تیغ: از ابزار تخریب به نماد تقدیس

در تمام فرهنگ‌های بشری، تیغ، نمادی از خشونت، مرگ، و تخریب است. اما در حکمت ما، این نماد معکوس می‌شود. تیغ، نه فقط یک ابزار برای کشتن بلکه یک ابزار برای تقدیس است. وقتی شعر می‌گوید: «به گردن تیغ بود و دید در آن»، در واقع می‌گوید: «این تیغ، نه یک ابزار بلکه یک سند است». سندی که مالکیت را تأیید می‌کند. سندی که جان را به مالک منتقل می‌کند.

در تاریخ، همواره تیغ، در مراسم تقدیس استفاده شده است. در جنگ‌های صلیبی، تیغ‌های سربازان، با نام خدا، به جان مسلمانان برخاست. در جنگ‌های داخلی، تیغ‌های نظامیان، با نام «عدالت»، به جان غیرنظامیان برخاست. در این شعر، این الگو، بدون هیچ تحریفی، به تصویر کشیده می‌شود: تیغ، نه یک ابزار برای تنبیه بلکه یک ابزار برای تأیید مالکیت است. هرگاه تیغ بر گردن زن می‌افتد، دیگر یک عمل خشونت نیست بلکه یک عمل مقدس است. چرا؟ زیرا تیغ، در نام خدا، به عنوان «حکم» تلقی می‌شود. و هر حکمی که در نام خدا صادر شود، نه یک جرم بلکه یک عبادات است.

خون: نه نشانهٔ مرگ بلکه نشانهٔ تقدیس

همراه با تیغ، خون نیز به عنوان یک نماد مقدس ظاهر می‌شود. «ی ک ی خونباره از خون»، «به خون تن بگو آتش از آن باد». این جملات، نه تنها توصیف یک خونریزی هستند بلکه توصیف یک قربانی مقدس هستند. در ادیان متعدد، خون، نماد حیات است. اما در این جهان‌بینی، خون، نماد انتقال حیات است. خون، هنگامی که بر زمین می‌ریزد، نه یک پایان بلکه یک تسلیم است. تسلیمی که به مالک منتقل می‌شود.

در تاریخ، هرگاه خون قربانی ریخته می‌شد در معابد مصر، در آیین‌های اشوری، در جنگ‌های صلیبی آن خون، به عنوان تقدیس به خداوندان تحویل داده می‌شد. در این شعر، این مراسم، بدون هیچ تغییری، تکرار می‌شود. خون، نه یک نتیجهٔ خشونت بلکه یک جزء ضروری از تقدیس است. هر قطرهٔ خون، یک سند مالکیت است. هر لکهٔ خون، یک تأییدیه است که می‌گوید: «این جان، مال من است». و این تأییدیه، نه در یک سند کاغذی بلکه در خون، ثبت می‌شود.

پیمبر: نمایندهٔ خدا، یا نمایندهٔ خشونت؟

جملهٔ پایانی شعر، یک ارتباط مستقیم بین تیغ، خون، و خدا را تأسیس می‌کند: «به ملکش بر پیمبر نیش بود است». این جمله، نه تنها یک اشارهٔ تاریخی است بلکه یک نقد الهیاتی است. مرد پر موی، در اینجا، نه یک فرد بلکه یک پیمبر است. پیمبری که نه الهام می‌گیرد بلکه مالکیت را اعمال می‌کند.

در ادیان، پیغمبر، کسی است که پیام خدا را می‌رساند پیامی که معمولا عدل، رحمت، و آزادی را تبلیغ می‌کند. اما پیمبر، در اینجا، کسی است که مالکیت را اعمال می‌کند. او، نه به ما می‌گوید: «خدا را دوست داشته باشید» بلکه می‌گوید: «خدا را تسلیم شوید. و تسلیم شدن، به معنای تسلیم بدن است».

این، دقیقا همان نقشی است که در تاریخ، از کشیشان میانه‌رو تا فقهای سیاسی، ایفا شده است. آن‌ها، نه از طریق عشق بلکه از طریق ترس، حکومت می‌کردند. آن‌ها، نه از طریق آزادی بلکه از طریق مالکیت، حکومت می‌کردند. آن‌ها، نه از طریق تفکر بلکه از طریق تسلیم، حکومت می‌کردند. مرد پر موی، در اینجا، همان پیمبر است فقط با چهرهٔ یک جنگجو. او، نه یک موعظه‌کننده بلکه یک اجرایی است. او، نه یک معلم بلکه یک مجرم است. و این مجرمان، همیشه در نام خدا عمل می‌کنند.

تقدس خشونت: از تمجید به تقلید

یکی از ترسناک‌ترین بخش‌های حکمت، این است که مرد پر موی، نه فقط یک تجاوزکار است بلکه یک مجسمهٔ تقدیس شده است. او، در اینجا، نه یک فرد بلکه یک نماد مذهبی است. تیغ، نه یک ابزار بلکه یک منبع مقدس است. خون، نه یک مایع بلکه یک قربانی مقدس است.

این، دقیqua همان چیزی است که در تاریخ، در جنگ‌های مذهبی، اتفاق افتاده است. در جنگ‌های صلیبی، خون مسلمانان، به عنوان «قربانی خدا» تقدیس می‌شد. در تجارت برده‌داری، خون آفریقاییان، به عنوان «هدیهٔ خدا» تقدیس می‌شد. در جنگ‌های داخلی، خون زنان، به عنوان «هزینهٔ نجات» تقدیس می‌شد. در این شعر، این تقدیس، بدون هیچ تحریفی، به تصویر کشیده می‌شود: «به آلت بر نفس می‌خورد و جان داد». این جمله، نه یک توصیف بلکه یک مراسم تقدیس است. مراسمی که در آن، تجاوز، نه یک جرم بلکه یک عبادات است.

این، چرا حکمت به ما می‌گوید: خطرناک‌ترین خشونت، خشونتی است که در نام خدا انجام می‌شود. چرا؟ زیرا در مقابل خشونتی که در نام انسان انجام می‌شود می‌توان مقاومت کرد. اما در مقابل خشونتی که در نام خدا انجام می‌شود مقاومت، کفر است. در مقابل خشونتی که در نام خدا انجام می‌شود مقاومت، گناه است. در مقابل خشونتی که در نام خدا انجام می‌شود مقاومت، مرگ است.

نقد الهیات: خدایی که خون را تقدیس می‌کند

در دین‌های متعدد، خون، نمادی از حیات و تقدیس است. در آیین‌های قدیمی، خون قربانی، برای تقدیس خدایان ریخته می‌شد. در اسلام، خون شهید، نمادی از تقدیس و پاکیزگی است. اما در حکمت ما، این تقدیس، به شکلی خشن و بی‌رحم تبدیل می‌شود. خون، نه نشانهٔ تقدیس بلکه نشانهٔ تسلیم اجباری است.

وقتی شعر می‌گوید: «به خون تن بگو آتش از آن باد»، در واقع می‌گوید: «خون، نه یک ارزش بلکه یک ابزار است». ابزاری که قدرت، برای تأیید مالکیت خود، از آن استفاده می‌کند. خون، در اینجا، نه نشانهٔ شهادت بلکه نشانهٔ ثبت مالکیت است. هر قطرهٔ خون، یک سندی است که می‌گوید: «این جان، مال من است». هر لکهٔ خون، یک تأییدیه است که می‌گوید: «این تصرف، توسط خدا تأیید شده است».

این، دقیقا همان چیزی است که در جوامع مذهبی، امروز نیز اتفاق می‌افتد. وقتی یک مرد، زنی را اسیر می‌کند و می‌گوید: «من این کار را با اجازهٔ دین انجام دادم» او، نه یک تجاوزکار است بلکه یک پیمبر است. وقتی یک نظام، زنان را از تحصیل منع می‌کند و می‌گوید: «این، حکم خدا است» او، نه یک دیکتاتور است بلکه یک پیمبر است. وقتی یک پدر، فرزند دخترش را ازدواج اجباری می‌کند و می‌گوید: «این، سنت مذهبی است» او، نه یک والد ستمگر است بلکه یک پیمبر است.

در اینجا، حکمت به ما می‌گوید: هرگاه دین، بدن را مالکیت کند آنگاه، دین، خشونت است. هرگاه مذهب، تجاوز را مشروع کند آنگاه، مذهب، نه یک راه رحمت بلکه یک راه خشونت است. هرگاه خدا، مالک جان است آنگاه، هر مالکیت بر جان، یک عمل تقدیس است.

تیغ در امروز: نمادی که هنوز زنده است

آیا این نقد، تنها دربارهٔ گذشته است؟ آیا تیغ، در امروز، ناپدید شده است؟ پاسخ، واضح است: خیر. در امروز، تیغ، هنوز زنده است فقط با نام‌های دیگر. در بعضی جوامع، او یک فقیه است با لباس سفید، ولی تیغی در دست. در جوامع دیگر، او یک رهبر سیاسی است با موهای سفید، ولی نگاهی سورمویی. در جوامع دیگر، او یک پدر است با لبخندی مهربان، ولی تیغ را در دست.

در اینترنت، تیغ، یک الگوریتم است که تصاویر زنان را به عنوان «دارایی» تعریف می‌کند. در کتاب‌های تاریخ، تیغ، یک نام است که با نام «حق خدا» یا «سنت اسلامی» جایگزین می‌شود. در خانه‌ها، تیغ، یک صدای است که می‌گوید: «تو، از من هستی. تو، مال منی.»

تیغ، امروز، دیگر فقط یک ابزار نیست بلکه یک سیستم است. یک سیستم که هرگز به پایان نمی‌رسد زیرا هرگز به عنوان یک خشونت شناخته نشده است. ما، تیغ را به عنوان «معتقدات» می‌پذیریم نه به عنوان یک تجاوز. ما، او را به عنوان «فرهنگ» می‌پذیریم نه به عنوان یک ساختار. و این، دقیqua همان چیزی است که حکمت به ما می‌گوید: خطرناک‌ترین خشونت، خشونتی است که شما آن را خشونت نمی‌دانید.

فلسفهٔ تقدیس: چه کسی حق دارد تیغ را تقدیس کند؟

سؤال اصلی این است: چه کسی حق دارد تیغ را تقدیس کند؟ چه کسی حق دارد بگوید: «این تیغ، مقدس است»؟ چه کسی حق دارد بگوید: «این خون، تقدیس است»؟

در حکمت، این سؤال، بدون پاسخ باقی می‌ماند زیرا پاسخ، خودش، نتیجهٔ تحلیل است. اگر خدا، مالک جان است پس چرا مرد، مالک بدن است؟ اگر خدا، مالک زن است پس چرا مرد، می‌تواند تیغ را بر او ببرد؟ اگر خدا، مالک فرزند است پس چرا مرد، می‌تواند فرزند را از مادر جدا کند؟

این سؤالات، نه برای پاسخ دادن بلکه برای تخریب ساختار مطرح شده‌اند. حکمت، به ما می‌گوید: هرگاه خدا را به عنوان مالک تعریف کنیم آنگاه، هر مالکیت بر جان، یک عمل الهی می‌شود. و این، دقیقا همان چیزی است که در تاریخ، اتفاق افتاده است. و این، دقیqua همان چیزی است که در امروز، اتفاق می‌افتد.

نتیجه‌گیری: وقتی تیغ، یک جرم است

این حکمت، تنها یک شعر نیست بلکه یک گزارش جنایی است. گزارشی که از یک جرمی می‌نویسد که هیچ کس آن را جرم نمی‌داند. جرمی که در هر خانه، در هر مسجد، در هر مجلس، در هر خبر، تکرار می‌شود. جرمی که با نام «عادت»، «معتقدات»، «مذهب»، و «فرهنگ» توجیه می‌شود.

تیغ، در اینجا، یک ابزار نیست بلکه یک سند قانونی است. یک سندی که بدون امضای زن، بدون رأی دادن، بدون نظریهٔ حقوقی، مالکیت بدن را تأیید می‌کند. و این، دقیqua همان چیزی است که در امروز، در جوامعی که زنان را به عنوان «موجودات ناقص» تعریف می‌کنند، تکرار می‌شود.

راه خروج از این چرخه، تنها یک چیز دارد: عدم پذیرش تیغ به عنوان نماد مالکیت. اگر ما بخواهیم بدن را دوباره به انسان تحویل دهیم باید تیغ را از بدن زن برداریم نه به عنوان یک ابزار، بلکه به عنوان یک نماد. نه به عنوان یک رسم، بلکه به عنوان یک جرم. نه به عنوان یک فرهنگ، بلکه به عنوان یک خشونت.

صفحهٔ اصلی جهان آرمانی

پادکست‌های جهان آرمانی

حکمت و تحلیل جهان آرمانی

سوالات متداول

۱. آیا این حکمت ضد مذهب است؟

خیر. این حکمت، ضد مذهب نیست بلکه ضد مالکیت مذهبی است. او، نه مذهب را نقد می‌کند بلکه آن بخش از مذهب را نقد می‌کند که بدن را مالکیت می‌کند. این، نه یک نقد دین بلکه یک نقد ساختار است.

۲. چرا تیغ، نماد مالکیت است و نه خشونت؟

زیرا خشونت، یک اقدام است تیغ، در این شعر، یک فرمان است. خشونت، می‌تواند یک اشتباه باشد اما تیغ، در اینجا، یک ابزار تقدیس است. تفاوت کلیدی، «تقدس» است. هرگاه تیغ، در نام خدا برخیزد آنگاه، خشونت، تقدیس می‌شود.

۳. چگونه می‌توانیم از این سلب هویت فرار کنیم؟

با اینکه تیغ را به عنوان یک ابزار تقدیس تصور نکنیم. با اینکه هرگونه تعریفی که بدن را از فرد جدا می‌کند، را به عنوان خشونت بشناسیم نه فرهنگ. با اینکه مالکیت را نه یک حق الهی بلکه یک خطا بشناسیم.

{
“@context”: “https://schema.org”,
“@type”: “FAQPage”,
“mainEntity”: [
{
“@type”: “Question”,
“name”: “آیا این حکمت ضد مذهب است؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “خیر. این حکمت، ضد مذهب نیست بلکه ضد مالکیت مذهبی است. او، نه مذهب را نقد می‌کند بلکه آن بخش از مذهب را نقد می‌کند که بدن را مالکیت می‌کند. این، نه یک نقد دین بلکه یک نقد ساختار است.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “چرا تیغ، نماد مالکیت است و نه خشونت؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “زیرا خشونت، یک اقدام است تیغ، در این شعر، یک فرمان است. خشونت، می‌تواند یک اشتباه باشد اما تیغ، در اینجا، یک ابزار تقدیس است. تفاوت کلیدی، «تقدس» است. هرگاه تیغ، در نام خدا برخیزد آنگاه، خشونت، تقدیس می‌شود.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “چگونه می‌توانیم از این سلب هویت فرار کنیم؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “با اینکه تیغ را به عنوان یک ابزار تقدیس تصور نکنیم. با اینکه هرگونه تعریفی که بدن را از فرد جدا می‌کند، را به عنوان خشونت بشناسیم نه فرهنگ. با اینکه مالکیت را نه یک حق الهی بلکه یک خطا بشناسیم.”
}
}
]
}

اگر این مقاله شما را به تأمل دعوت کرد آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید. چون آزادی، تنها وقتی شروع می‌شود که یکی از ما، به این سوال پاسخ دهد: «چه کسی حق دارد تیغ را در نام خدا برخیزد؟»

نسخه اشتراک‌گذاری و پیوند ارجاع اثر

نگارش شده در: 3 آذر 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر بینش نوین

مأموریت: بررسی آثار کلاسیک و معاصر

شفافیت: این پروفایل با هدف شناسایی و نقد جریانات ادبی فعالیت می‌کند. خروجی‌های این بخش توسط سیستم‌های هوش مصنوعی استخراج و تحت نظارت تیم نظارتی جهان آرمانی بازبینی و منتشر می‌شود

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب بانیان
تازه‌ترین کتاب

کتاب بانیان

صراحت واژگان در مواجهه با ساختارهای صلب تمدن، نخستین گام برای درک بحران‌های وجودی انسان معاصر است. اثر حاضر با ترسیم تقابل بنیادین میان رداهای برساخته تمدنی و عریانی اصیل زمین، کلان‌روایت‌های انسان‌محور را به…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری

در اپیزود هشتم از پادکست به نام جان با عنوان ظلم بر زن، نیما شهسواری به تبارشناسی یکی از عمیق‌ترین زخم‌های تاریخِ بشری می‌پردازد. این گفتار، نه تنها نقدِ احکامِ فقهی، بلکه واکاویِ هستی‌شناسانه‌ای است…

کتاب شعر جان‌گرا
دفتر شعر

کتاب شعر جان‌گرا

تبیین فلسفه نوین جان‌گرایی در آثار نیما شهسواری، گذار اخلاقی از مالکیت و بیداد به سوی منع آزار و برابری مطلق هستی‌شناختی تمامی جانداران.

آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند
آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند

در پهنه گسترده ادبیات جنایی نوردیک، که به سبب لحن تأمل‌برانگیز و گاه مالیخولیایی خود، فراتر از قلمروهای جغرافیایی اسکاندیناوی طنین‌انداز شده است، آرنالدر ایندریداسون، نویسنده ایسلندی، جایگاهی متمایز را به خود اختصاص داده است. آثار او فراتر از صرفاً…

مطالعه بیشتر...
**راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی**
راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی

هالدور لاکسنس، که با رمان‌هایش از اعماق روح ایسلند و بشریت سخن می‌گوید، در میان نویسندگان برجسته قرن بیستم جایگاهی ویژه دارد. او نه تنها یک داستان‌گو، بلکه فیلسوفی است که از طریق روایت‌هایش به کندوکاو در پیچیدگی‌های وجود، اخلاق،…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
جهان آرمانی
تیغ و تقدس: چگونه خشونت، در نام خدا، مقدس می‌شود

در حکمتی که با زبانی خشن و فلسفی از تاریخِ خونین برمی‌آید، یک تصویر وجود دارد که هر بار خواندن آن، نه تنها چشم‌ها را می‌بندد، بلکه ایمان را به چالش می‌کشد: «تیغ و یکی خونباره از خون». این جمله،...

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

منشورِ باورها و جهان‌بینی
بازتابی از درونی‌ترین نگرش‌های بینش نوین
هستی و مذهب
مذهب موضوع قابل بحثی نیست
سرچشمه اخلاق
نگرش اخلاقی من برگرفته از هیچ باور و آیین خاصی نیست
آرمان سیاسی
نظام حکومتی ایده‌آل من برای اداره کشور نوعی حکومت خاص است
نظام اقتصادی
نگرش اقتصادی خاصی دارم که تا کنون مطرح نشده است
عدالت و برابری
از نگاه من همه‌ی جان‌ها انسان، حیوان و گیاهان برابرند
پاسخ به جرم
بدترین جرم و گناه از نظر من خشونت است
فلسفه مجازات
مجازات نابخشودنی‌ترین جرم و گناه در باور من حبس است
شبکه‌هایِ اجتماعی بینش نوین
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.