تاریخ وجودیت بشر را اگر تکه و پاره کنیم، قدمت گیاهخواری آدمیان به میلیونها سال میرسد و نشاندن این طول از تاریخ در کنار چند هزار سالی که گوشتخوار شدهاند نشاندهندهی این موضوع است که ما حتی از لحاظ ساختاری و طبیعی هم در دایرهی جانداران گوشتخوار قرار نمیگرفتیم.
یکی از عللی که آدمی را بر آن میدارد تا به این موضوع پی ببریم و بدانیم که انسان از نخست گیاهخوار بوده است عطر و بوی گیاهان و میوهها و قیاس آنها با گوشت و جان حیوانات است،
آدمی به ذات میل به خوردن و بو کشیدن میوهها دارد و با استشمام همینها است که میل و اشتها پیدا میکند، حال عطر و بوی میوه را با گوشت قیاس کنیم و ببینیم چگونه آدمی که به ذات از این رایحهها بیزار است برای از بین بردن آنها چگونه متوسل به دیگر مواد خوراکی میشود تا این بوی منزجرکننده را مبدل به رایحهای خوش و قابل تحمل برای خود کند،
در کنار این موضوع باید دقت داشت که تمام گوشتخواران طبیعی برای خوردن گوشت نیازی به پخت و پز نداشتند و نه ندارند و خوردن گوشت در همان خامخواری خلاصه شده است و انسانی که به ذات سبز خوار است نه آروارهها و دندانهای او قدرت خوردن و بلعیدن گوشت خام را دارد و نه معدهی او توان هضم این مادهی سمی برای بدن را، در هر صورت خامخواری شاید منجر به اشباع این مادهی غریبه با ساختار بدن انسانها و موجب فساد در رودهها و بیماریهای انسانی شود.
این موضوع نیز بیانگر سبزخواری حتمی انسانهاست و میتوان با آزمایشهای بسیاری این موضوع را اثبات کرد،
مثل اینکه چند درصد از مردم قادر به خوردن گوشت خام و بلعیدن آن و در عین حال هضم کردن این ماده هستند،
به واقع شما از دیدن گوشت خام و بوی آن احساس لذت میکنید؟
و یا با بو کشیدن میوهای که خوراک شماست سر ذوق میآیید؟
یا نه برای خوردن این جان حیوانات زیبا مجبور به تغییر ساختار حقیقی آن با دیگر عطر و رایحهها هستید تا به آن شکل و بویی دهید تا حدی برایتان قابل خوردن و تحملپذیر باشد.
باید در نظر داشت که انسان به واقع موجودی شکارچی نیست و قادر به شکار حیوانی نخواهد بود، نه سرعت دویدن و رسیدن به موجود زنده را دارد، نه از کشتن و دریدن لذت میبرد و نه آروارههای قدرتمندی دارد که بتواند حیوانات را بدرد و از گوشت تنشان تناول کند، انسان به ذات وحشی خوی نیست و آرامش را بیشتر برای خویشتن و جهان پیرامونش برمیگزیند و این را میتوان از روابط پاک کودکان با حیوانات درک کرد، آنانی که به هیچ عنوان علاقهای به دریدن حیوانات ندارند و در عین حال تمایل به برقراری ارتباط با آنها دارند و این را هم میتوان در نظر گرفت که کودکان علاقهی بیشتری به خوردن میوهها و سبزیجات نشان میدهند تا گوشت و جان حیوانات تا انسانی آن را طبخ کرده و در هزاری ادویه بغلتاند تا برای کودک مطبوعتر باشد.
در نظر بگیرید برای کودکی مقداری گوشت خام آغشته به خون بگذاریم و یا میوهای که بو و طراوتش آن را به سوی خود میکشاند،
او کدام را برخواهد گزید؟
فرای این موضوعها نگاهی به ساختار دندانهای آدمی، آسیابی بودن آنها خود بیانگرِ گیاهخواری انسانهاست و با قیاسی ساده میان دندان حیوانات گیاهخوار و گوشتخوار با انسان میتوان به این حقیقت پی برد و دلایل بیشماری برای اثبات این نظریه در دسترس است که این نگاره پیرامون چنین هدفی نگاشته نشده و ما تنها اشارتی کوتاه به این عناوین داریم تا بیشتر بخوانید و بخواهید که بدانید.
ما گیاهخوار به دنیا آمدیم و این راه را به طول میلیونها سال پیش بردیم، لب به گوشت دیگر جانداران نزدیم تا زمانی که انسان موفق به کشف آتش شد و پس از آن تاریخ تازهای را برای خویش رقم زد و هر روز بیشتر و پیشتر در این مرداب غرق شد و فرجامش در این لجنزار به کجا خواهد رسید؟
نگاه به تاریخ بشری چه در زمان انسانهای نخستین و چه از زمان مدون شدن تاریخ ما را به این سو میکشاند که انسان از ابتدا گیاهخوار بوده و ساختار بدنش هم برای همین منظور تعبیه شده و به طول تاریخ و به واسطهی اتفاقات ریز و درشت، آرام آرام به سمت و سویی رسیده که گوشتخوار و همه چیز خوار شود.
وقتی کتب تاریخی و باستانی را ورق میزنیم و در احوال مردمان آن روزها دقیقتر میشویم میبینیم و میدانیم که مصریان باستان تا حد زیادی گیاهخوار بودهاند و مردمان را به این رفتار پسندیده و در عین حال طبیعی سوق میدادند،
وقتی به ادیان باستانی رجوع میکنیم و از بودائیان و هندویان میخوانیم، میدانیم که چگونه و تا چه حد آنها مروجان گیاهخواری بودهاند، زردشت هم برای گیاهخواری احترام قائل است و روزهایی را به این عمل پسندیده اختصاص میدهد، حتی در ادیان ابراهیمی هم که به ندرت شاهد این طریقت پاک و دیگر اعمال پسندیده هستیم، میبینیم و با مسیحیانی روبرو میشویم که در سال یک ماه را به گیاهخواری میپردازند و سر آخر به اسلامی میرسیم که دیگر در دلش چیزی نمانده و این عمل پسندیده را به کلی به دست فراموشی سپرده است مگر چند حدیث و سخن از اربابان دینیاش که میان دریایی از مظالم رنگ و بو میبازد و هیچگاه به چشم نخواهد آمد و جهان را به زشتی و خونخواری بیشتری میکشاند.
اینجا است که میفهمیم چگونه انسان که از ابتدا گیاهخوار بوده و بیشترین زمان حیاتش را بر روی زمین صرف گیاهخواری کرده تنها در پارهای کوتاه از این عمر دراز بر زمین به گوشتخواری و خونخواری روی آورده و داستان این وحشی گریها سر بلند و بیپایانی دارد.
گیاهخواری برای انسان چه سود و فایدهای دارد؟
فرای گفتارهایی که در آینده خواهم نوشت اگر فقط به انسان و ساختار بدنش نگاه کنیم میتوانیم به این فواید پی ببریم، به واسطهی اینکه ساختار اندام انسان مختص گیاهخواری است مسلماً پرهیز از گوشت برای سلامتیاش بسیار حائز اهمیت است، هر چند که شاید برخی این ساختار درونی بدن را مختص گیاهخواری نپندارند اما پرواضح است که گیاهخواران از سلامتی بیشتری در زندگی بهره میبرند و گواه بزرگ این مدعا طول عمر بیشتر گیاهخواران است و باید که در این زمینه تحقیق و مطالعه کرد تا حقایقی برای انسانها روشن شود هدف از این نگاره پیشبرد اهداف علمی نیست فقط به صورت تیتر وار به برخی از این عناوین اشاره شده است تا بیشتر ترغیب به تحقیق شوید.
چیزی که واضح است اینکه گیاهخواران بدنی سالمتر دارند، حجم کمتری گاز co2 وارد فضا میکنند و به واسطهی رژیم غذایی که دارند سطح پایینتری از کلسترول در خونشان جاری میشود و همین امر باعث جلوگیری از خیل بیماریها میشود.
باید دانست که گوشتخواران به واسطهی استفاده از گوشت و جان حیوانات بیشتر در خطر امراضی مانند سرطان، بیماریهای کلیوی، قلبی، نقرس و … هستند و مثال سادهی این مدعا را میتوان زمانی درک کرد که با مراجعه به پزشک دستورات خاص رژیم گیاهی برای این قبیل بیماران تجویز میشود،
به خودی خود مسلم است که گیاهخواری با اندام انسان سازگاری بیشتری دارد و همین امر باعث در امان ماندن انسانها از بیماریها و طول عمر بیشتر خواهد شد، به دلیل وجود فیبر سرشار در گیاهان انسانها در طول عمر با رعایت رژیم گیاهی میتوانند به سوخت و ساز بدنشان کمک کنند و از اشباع چربیهای مضر سرشاری که در گوشت است جلوگیری کنند و در نهایت این معادله در برابرمان تصویری از گوشتخواری و چاقی مفرد و گیاهخواری و تناسب اندام را تصویر میکند که حقا همه میدانیم که خود چاقی نیز عامل بسیاری از بیماریهای بشری است.
و شاید تنها ایرادی که همواره در زمینهی گیاهخواری مطرح میشود پرهیز گیاهخواران از خوردن لبنیات، تخممرغ و فرآوردههای دیگر حیوانی است که آن هم مسلماً جایگزین خواهد داشت تا کمبود ویتامینها و دیگر احتیاجات بدن جبران شود و در کنار این با شرایطی درست در قبال حیوانات میتوان این فقر مواد مغذی را چه با استفاده از فرآوردههای حیوانی و چه با جایگزینهای گیاهی تأمین کرد.
به طور کلی واضح است که گیاهخواری برای بدن مفید است و گوشتخواری مسلماً مضر و فواید گیاهخواری به مراتب بیشتر از زیان آن است و آن اندک نواقص را میتوان از میان برداشت.
این نگاره برای اثبات نظریههای علمی نگاشته نشده و ادعایی هم در این زمینه ندارد و تنها بازکنندهی راهی است تا بیشتر راغب شوید و بخوانید و بدانید، پس میتوانید به نوشتههای فراوان و نظریات بیشمار رجوع کنید تا با خیالی آسوده به این طریقت پاک گام بردارید.
فرای آن گذشتهی طول و دراز میلیون ساله که انسانها همه گیاهخوار بودند، در میان این تاریخ چند هزارسالهای که در آن انسان به گوشتخواری روی آورده و در همین دوران شوم نیز از ابتدا تا کنون انسانهای بیشماری از این ارزش انسانی خود ساخته دور شده و رو به گیاهخواری آوردند،
در میانشان میتوان انسانهای سرشناس بیشماری را شناخت و هم سیل بیشماری از مردم عامی که در طول تاریخ بر این طریقت پاک گام نهاده تا هم به خود و هم به جهان پیرامونشان آزاری نرساندند،
از افراد سرشناس میتوان به بودا، زردشت، فیثاغورث، افلاطون، لئوناردو داوینچی، صادق هدایت و بسیاری دیگر اشاره کرد و مردم بسیاری که در طول تاریخ از گذشتهها تا به حال بر این راه پاک گام نهاده و بر این خویشتن باوری، هماره بوده و هستند،
در میان ادیان و باورهای انسانها هم میتوان به باور جین اشاره کرد، یکی از ادیان باستانی مردم هند که در آن پیروان باید گیاهخوار باشند و ادیان دیگری مثل بودیسم و هندوئیسم که هر کدام تا حدی مردم را به این طریقت پاک ارشاد دادهاند.