نقد و بررسی اثر کریستین و کید اثر هوشنگ گلشیری؛ تکرار چرخهٔ بیعملی
رمان «کریستین و کید» هوشنگ گلشیری، اثری که در ظاهر به دنبال بازنمایی پیچیدگیهای عاطفی است، در باطن به تکرار مکرراتی از انفعال و سرگشتگی میپردازد. این اثر، با توسل به ارجاعات مذهبی و فرمهای روایی مدرن، نتوانسته از دام توجیهگری تقدیر و فقدان کنشگری رهایی یابد. شخصیتها در هزارتوی ذهنی خود غرقاند و از مواجهه رادیکال با ساختارهای سلطه و بازتولید حیات عاجزند. نقد حاضر، این اثر را از منظر جهان آرمانی، کالبدشکافی کرده و به افشای نقاط ضعف بنیادین آن میپردازد.

