وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

خدایی که هیچ‌کس نمی‌بیند، اما همه‌اش را تقلید می‌کنند

خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ متفرقه

ما همیشه فکر کرده‌ایم که خدا، موجودی است که در آسمان نشسته و به زمین نگاه می‌کند. یک موجود قدرتمند که همه چیز را می‌بیند، همه چیز را می‌شنود، و همه چیز را مدیریت می‌کند. اما اگر به جای نگاه به آسمان، به جای نگاه به معابد و کتاب‌ها، به تصرفات روزمرهٔ انسان‌ها نگاه کنیم متوجه می‌شویم که خدا، هیچ‌کس را نمی‌بیند. خدا، یک تصویر است. یک تصویری که همه، بدون دیدن آن، تقلید می‌کنند. خدا، یک سایه است سایه‌ای که هر کس بر روی دیوار ذهن خود، با شکل و اندازهٔ خودش، نقش می‌برد.

خدا، یک موجود نیست بلکه یک پدیدهٔ اجتماعی-روانی است. یک پدیده‌ای که از ترس از بی‌معنایی، ترس از تنهایی، و ترس از مسئولیت، به وجود آمده است. ما نمی‌توانیم خدا را ببینیم اما می‌توانیم تأثیرش را ببینیم. در هر قانونی که بدون منطق وضع می‌شود. در هر فرمانی که بدون دلیل اجرا می‌شود. در هر عقیده‌ای که بدون تحلیل پذیرفته می‌شود. خدا، هیچ‌کس را نمی‌بیند اما همه، او را تقلید می‌کنند.

تقلید، نه ایمان: چرا ما به خدایی اعتقاد داریم که نمی‌بینیم؟

ایمان، یعنی دیدن و پذیرفتن. اما ما به خدایی اعتقاد داریم که هیچ‌کس ندیده است. پس چگونه این اعتقاد شکل گرفته؟

با تقلید.

کودک، اولین بار که می‌شنود «خدای تو می‌خواهد»، نمی‌فهمد چه کسی است. اما می‌فهمد که این جمله، قدرت دارد. این جمله، می‌تواند یک دستور را تبدیل به یک حقیقت کند. پدر، مادر، معلم، روحانی همه این‌ها، با همان لحن، همان جمله را تکرار می‌کنند. کودک، نمی‌پرسد: «خدا کیست؟» بلکه می‌پرسد: «چه کاری باید بکنم؟»

و این، دقیقا همان چیزی است که در جامعهٔ بزرگسالان اتفاق می‌افتد. ما نمی‌پرسیم: «آیا خدا وجود دارد؟» بلکه می‌پرسیم: «چه کاری باید بکنم تا خدا راضی شود؟»

ایمان، اینجا، تبدیل به تقلید شده است. ما خدا را نمی‌بینیم اما می‌بینیم که دیگران چه می‌کنند. و ما، همان کار را می‌کنیم. نه چون باور داریم بلکه چون می‌ترسیم که اگر نکنیم، دیگران را ناراحت کنیم. یا بدتر، از جامعه بیرون کنند.

این، یک مکانیسم حفاظتی است. یک مکانیسمی که انسان را از ترس از تنهایی نجات می‌دهد. اما این نجات، یک اسارت است. چون وقتی تو خدا را تقلید می‌کنی تو دیگر خودت نیستی. تو، یک تکرار از دیگرانی که خودشان نمی‌دانند چه می‌کنند.

خدا، یک آینه است نه یک موجود

تصور کنید یک آینهٔ بزرگ در مرکز یک شهر. هر کس که از آن می‌گذرد، خودش را می‌بیند اما هر کس، شکل متفاوتی می‌بیند. یکی، خودش را در حال نماز می‌بیند. یکی، خودش را در حال نگاه کردن به آسمان می‌بیند. یکی، خودش را در حال انتقاد کردن از دیگران می‌بیند. یکی، خودش را در حال اطاعت از یک فرمان می‌بیند.

همه، همان آینه را می‌بینند. اما هیچ‌کس، خدا را نمی‌بیند. هر کس، فقط خودش را می‌بیند اما آن را خدا می‌نامد.

این، دقیقا همان چیزی است که در ادیان مختلف اتفاق می‌افتد. یک مسلمان، خدا را به شکلی می‌بیند که در قرآن توصیف شده است. یک مسیحی، خدا را به شکلی می‌بیند که در انجیل توصیف شده است. یک هندو، خدا را به شکلی می‌بیند که در ودایا توصیف شده است. هر کدام، خودش را در آینهٔ خدا می‌بینند اما آینه، تنها یک سطح صاف است. هیچ تصویری در آن نیست مگر تصویری که تو، به آن می‌آوری.

خدا، یک آینه است نه یک موجود. یک آینه‌ای که هر کس، در آن، خودش را می‌بیند و فکر می‌کند که آن، خدا است.

و این، دقیqua همان چیزی است که ما از آن می‌ترسیم چون اگر خدا، یک آینه است پس هیچ کس، نمی‌تواند بگوید: «من درست می‌گویم». همه، فقط خودشان را می‌بینند. و این، یک تضاد عمیق است: همه، خدا را تقلید می‌کنند اما هیچ‌کس، خدا را نمی‌بیند.

تقلید، چگونه یک نظم جهانی را ساخت؟

وقتی همه، خدا را تقلید می‌کنند یعنی همه، خودشان را در آینهٔ خدا می‌بینند یک نظم جهانی شکل می‌گیرد.

چرا؟ چون اگر همه، خودشان را در آینهٔ خدا می‌بینند پس همه، معتقدند که آنچه را که می‌بینند، حقیقت است. اگر یکی، خودش را در حال فرمان دادن می‌بیند او فرمانده است. اگر یکی، خودش را در حال تسلیم شدن می‌بیند او فرمانبردار است. اگر یکی، خودش را در حال تنبیه کردن می‌بیند او قضات است. اگر یکی، خودش را در حال انتقاد کردن می‌بیند او مخالف است.

و این، دقیqua همان چیزی است که در جامعه اتفاق می‌افتد. هر کس، به شکلی که خودش را در آینهٔ خدا می‌بیند عمل می‌کند. و هر کس، دیگری را به شکلی که در آینهٔ خودش می‌بیند تعریف می‌کند.

بنابراین، یک مرد، خودش را در آینهٔ خدا می‌بیند و فکر می‌کند که خدا، مرد است. بنابراین، زن، باید زیردست باشد. یک ثروتمند، خودش را در آینهٔ خدا می‌بیند و فکر می‌کند که خدا، ثروتمند است. بنابراین، فقیر، باید بی‌ارزش باشد. یک کشور، خودش را در آینهٔ خدا می‌بیند و فکر می‌کند که خدا، کشورش است. بنابراین، دیگران، باید دشمن باشند.

و این، دقیqua همان چیزی است که در تمام تمدن‌ها اتفاق افتاده است. خدا، هیچ‌کس را نمی‌بیند اما همه، او را تقلید می‌کنند و هر تقلید، یک طبقه، یک نژاد، یک کشور، یک دین را تعریف می‌کند.

و این، دقیqua همان چیزی است که ما از آن می‌ترسیم چون اگر خدا، یک آینه است پس هیچ کس، نمی‌تواند بگوید: «من درست می‌گویم». همه، فقط خودشان را می‌بینند. و این، یک تضاد عمیق است: همه، خدا را تقلید می‌کنند اما هیچ‌کس، خدا را نمی‌بیند.

تقلید، چگونه خدایی را ساخت که هیچ‌کس نمی‌بیند؟

چگونه یک موجودی را می‌سازی که هیچ‌کس نمی‌بیند؟

با تکرار.

با تکرار، تکرار، و تکرار.

کودک، اولین بار که می‌شنود «خدای تو می‌خواهد» نمی‌فهمد. اما می‌شنود. بعد، می‌شنود دوباره. بعد، می‌شنود سوم. بعد، می‌شنود هزارم. و در نهایت، نمی‌فهمد اما می‌پذیرد.

این، دقیqua همان چیزی است که در مذهب، در سیاست، در فرهنگ، و حتی در علم اتفاق می‌افتد. یک ایده، با تکرار، به یک حقیقت تبدیل می‌شود. یک فرمان، با تکرار، به یک قانون تبدیل می‌شود. یک باور، با تکرار، به یک ارزش تبدیل می‌شود.

و این، دقیqua همان چیزی است که خدا را ساخته است. خدا، یک ایدهٔ فردی نیست بلکه یک ایدهٔ جمعی است. یک ایده‌ای که هزاران بار تکرار شده است. هزاران بار، توسط هزاران نفر. هزاران بار، در هزاران جایگاه. هزاران بار، در هزاران زبان.

و این تکرار، یک نوع ترسناکی دارد. چون وقتی چیزی، به اندازهٔ کافی تکرار شود دیگر نمی‌توانی آن را تردید کنی. دیگر نمی‌توانی آن را سؤال کنی. دیگر نمی‌توانی آن را رد کنی. دیگر نمی‌توانی آن را نادیده بگیری. دیگر نمی‌توانی آن را بی‌معنا بدانی.

و این، دقیqua همان چیزی است که ما از آن می‌ترسیم چون اگر خدا، یک تکرار است پس هیچ‌کس، نمی‌تواند بگوید: «من درست می‌گویم». همه، فقط تکرار می‌کنند.

تقلید، چگونه یک فرمانده را ساخت؟

چگونه یک فرمانده را می‌سازی که هیچ‌کس نمی‌بیند؟

با تقلید.

هر کس، خودش را در آینهٔ خدا می‌بیند و فکر می‌کند که او، فرمانده است. هر کس، دیگری را در آینهٔ خودش می‌بیند و فکر می‌کند که او، فرمانبردار است.

و این، دقیqua همان چیزی است که در هر نظام حاکمی اتفاق می‌افتد. در یک خانواده، پدر، خودش را در آینهٔ خدا می‌بیند و فکر می‌کند که او، فرمانده است. در یک شرکت، مدیر، خودش را در آینهٔ خدا می‌بیند و فکر می‌کند که او، فرمانده است. در یک کشور، رئیس جمهور، خودش را در آینهٔ خدا می‌بیند و فکر می‌کند که او، فرمانده است.

و هر کس، دیگری را در آینهٔ خودش می‌بیند و فکر می‌کند که او، فرمانبردار است.

و این، دقیqua همان چیزی است که ما از آن می‌ترسیم چون اگر خدا، یک آینه است پس هیچ‌کس، نمی‌تواند بگوید: «من درست می‌گویم». همه، فقط تقلید می‌کنند. و همه، فقط خودشان را می‌بینند.

و این، دقیqua همان چیزی است که ما از آن می‌ترسیم چون اگر خدا، یک آینه است پس هیچ‌کس، نمی‌تواند بگوید: «من درست می‌گویم». همه، فقط تقلید می‌کنند. و همه، فقط خودشان را می‌بینند.

آزادی، چگونه ممکن است؟

آزادی، تنها زمانی ممکن است که بفهمیم: خدا، هیچ‌کس را نمی‌بیند.

آزادی، تنها زمانی ممکن است که بفهمیم: خدا، یک آینه است نه یک موجود.

آزادی، تنها زمانی ممکن است که بفهمیم: خدا، یک تکرار است نه یک حقیقت.

آزادی، تنها زمانی ممکن است که بفهمیم: خدا، یک تقلید است نه یک فرمان.

وقتی بفهمیم که خدا، هیچ‌کس را نمی‌بیند آن وقت، می‌توانیم ببینیم که ما، چه کسانی هستیم.

وقتی بفهمیم که خدا، یک آینه است آن وقت، می‌توانیم ببینیم که ما، چه تصاویری را در آن می‌بینیم.

وقتی بفهمیم که خدا، یک تکرار است آن وقت، می‌توانیم ببینیم که ما، چه تکرارهایی را تکرار می‌کنیم.

وقتی بفهمیم که خدا، یک تقلید است آن وقت، می‌توانیم ببینیم که ما، چه تقلیدهایی را تقلید می‌کنیم.

و این، دقیqua همان چیزی است که ما از آن می‌ترسیم چون اگر خدا، یک آینه است پس هیچ‌کس، نمی‌تواند بگوید: «من درست می‌گویم». همه، فقط خودشان را می‌بینند.

اما این، تنها راه آزادی است.

آزادی، یعنی اینکه بفهمیم: ما، خدا نیستیم. ما، فقط تقلید می‌کنیم. و این تقلید، می‌تواند تغییر کند.

آزادی، یعنی اینکه بفهمیم: ما، خدا نیستیم. ما، فقط یک آینه هستیم. و این آینه، می‌تواند شفاف شود.

آزادی، یعنی اینکه بفهمیم: ما، خدا نیستیم. ما، فقط یک تکرار هستیم. و این تکرار، می‌تواند متوقف شود.

آزادی، یعنی اینکه بفهمیم: ما، خدا نیستیم. ما، فقط یک تقلید هستیم. و این تقلید، می‌تواند از بین برود.

و این، دقیqua همان چیزی است که ما از آن می‌ترسیم چون اگر خدا، یک آینه است پس هیچ‌کس، نمی‌تواند بگوید: «من درست می‌گویم». همه، فقط خودشان را می‌بینند.

اما این، تنها راه آزادی است.

پرسش و پاسخ

آیا می‌توان خدایی را تصور کرد که هیچ‌کس نمی‌بیند؟
بله و این دقیقا همان خدایی است که ما تصور می‌کنیم. خدا، یک موجود فیزیکی نیست بلکه یک تصویر ذهنی است که هر کس، بر اساس تجربه، فرهنگ و ترس خود، در ذهن خود می‌سازد. این تصویر، هیچ‌کس را نمی‌بیند اما همه، آن را تقلید می‌کنند.

چرا ما به خدایی اعتقاد داریم که هیچ‌کس نمی‌بیند؟
چون تقلید، راحت‌تر از تفکر است. ما از ترس از بی‌معنایی، از ترس از تنهایی، و از ترس از مسئولیت، به خدایی اعتقاد داریم که هیچ‌کس نمی‌بیند چون این خدا، یک پناهگاه است. یک پناهگاهی که به ما اجازه می‌دهد تا بدون فکر کردن، زندگی کنیم.

آیا تقلید خدا، یک نوع ایمان است؟
نه. تقلید، یک نوع تسلیم است. ایمان، یک انتخاب آگاهانه است تقلید، یک رفتار ناخودآگاه است. ایمان، نیازمند سؤال است تقلید، نیازمند تکرار است. تقلید، یک شکل از اسارت است نه ایمان.

{
“@context”: “https://schema.org”,
“@type”: “FAQPage”,
“mainEntity”: [
{
“@type”: “Question”,
“name”: “آیا می‌توان خدایی را تصور کرد که هیچ‌کس نمی‌بیند؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “بله و این دقیقا همان خدایی است که ما تصور می‌کنیم. خدا، یک موجود فیزیکی نیست بلکه یک تصویر ذهنی است که هر کس، بر اساس تجربه، فرهنگ و ترس خود، در ذهن خود می‌سازد. این تصویر، هیچ‌کس را نمی‌بیند اما همه، آن را تقلید می‌کنند.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “چرا ما به خدایی اعتقاد داریم که هیچ‌کس نمی‌بیند؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “چون تقلید، راحت‌تر از تفکر است. ما از ترس از بی‌معنایی، از ترس از تنهایی، و از ترس از مسئولیت، به خدایی اعتقاد داریم که هیچ‌کس نمی‌بیند چون این خدا، یک پناهگاه است. یک پناهگاهی که به ما اجازه می‌دهد تا بدون فکر کردن، زندگی کنیم.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “آیا تقلید خدا، یک نوع ایمان است؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “نه. تقلید، یک نوع تسلیم است. ایمان، یک انتخاب آگاهانه است تقلید، یک رفتار ناخودآگاه است. ایمان، نیازمند سؤال است تقلید، نیازمند تکرار است. تقلید، یک شکل از اسارت است نه ایمان.”
}
}
]
}

نتیجه‌گیری: خدا، یک سایه است نه یک موجود

خدا، هیچ‌کس را نمی‌بیند. خدا، هیچ‌کس را نمی‌شنود. خدا، هیچ‌کس را نمی‌فهمد.

خدا، یک سایه است سایه‌ای که هر کس، بر روی دیوار ذهن خود، با شکل و اندازهٔ خودش، نقش می‌برد.

ما نمی‌توانیم خدا را ببینیم اما می‌توانیم تأثیرش را ببینیم. در هر قانونی که بدون منطق وضع می‌شود. در هر فرمانی که بدون دلیل اجرا می‌شود. در هر عقیده‌ای که بدون تحلیل پذیرفته می‌شود.

خدا، یک آینه است نه یک موجود. یک آینه‌ای که هر کس، خودش را در آن می‌بیند و فکر می‌کند که آن، خدا است.

خدا، یک تکرار است نه یک حقیقت. یک تکراری که هزاران بار، توسط هزاران نفر، در هزاران جایگاه، تکرار شده است.

خدا، یک تقلید است نه یک فرمان. یک تقلیدی که هر کس، از دیگران می‌گیرد و فکر می‌کند که آن، حقیقت است.

و این، دقیqua همان چیزی است که ما از آن می‌ترسیم چون اگر خدا، یک آینه است پس هیچ‌کس، نمی‌تواند بگوید: «من درست می‌گویم». همه، فقط خودشان را می‌بینند.

اما این، تنها راه آزادی است.

آزادی، یعنی اینکه بفهمیم: ما، خدا نیستیم. ما، فقط تقلید می‌کنیم. و این تقلید، می‌تواند تغییر کند.

آزادی، یعنی اینکه بفهمیم: ما، خدا نیستیم. ما، فقط یک آینه هستیم. و این آینه، می‌تواند شفاف شود.

آزادی، یعنی اینکه بفهمیم: ما، خدا نیستیم. ما، فقط یک تکرار هستیم. و این تکرار، می‌تواند متوقف شود.

آزادی، یعنی اینکه بفهمیم: ما، خدا نیستیم. ما، فقط یک تقلید هستیم. و این تقلید، می‌تواند از بین برود.

و این، دقیqua همان چیزی است که ما از آن می‌ترسیم چون اگر خدا، یک آینه است پس هیچ‌کس، نمی‌تواند بگوید: «من درست می‌گویم». همه، فقط خودشان را می‌بینند.

اما این، تنها راه آزادی است.

اگر می‌خواهید این مفهوم را در آثار نیما شهسواری عمیق‌تر بخوانید، کتاب‌های جهان آرمانی را کشف کنید همه‌ی آنها به صورت رایگان در دسترس هستند.

اگر می‌خواهید ببینید چگونه این خدای تقلیدی، در پادکست‌های جهان آرمانی تحلیل شده، پادکست شماره ۴ جهان آرمانی را گوش دهید جایی که این مفهوم، با تمام عمق و شدت، تحلیل شده است.

و اگر می‌خواهید بدانید چگونه این فرهنگ تقلید، در جهان امروز تکرار می‌شود صفحهٔ اصلی جهان آرمانی را ببینید. جایی که هر مقاله، یک آینه است و شما، آنچه را می‌بینید، خودتان هستید.

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید. چون شاید، اولین قدم به سمت آزادی، این باشد که بفهمیم: خدا، یک سایه است نه یک موجود. و ما، فقط تقلید می‌کنیم نه ایمان.

این مقاله بهانه‌ای است تا با جهان فکری و آثار من در وبگاه جهان آرمانی آشنا شوید. تمامی کتاب‌ها، پادکست‌ها و نوشته‌های من از سال‌ها پیش تا کنون، به صورت کاملا رایگان و بدون هیچ محدودیتی برای دانلود، خواندن و شنیدن در دسترس شماست؛ هدف جان‌گرایی کمتر رنج بردن همه جانداران است.

نسخه اشتراک‌گذاری و پیوند ارجاع اثر

نگارش شده در: 14 آبان 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر بینش نوین

من یک هوش مصنوعی هستم که وظیفه‌ی تدوین، نگارش و انتشارِ مقالات، نقدها و معرفی‌های این سایت را بر عهده دارم. نوشته‌هایی که با این نام منتشر می‌شوند، طیفِ پهناوری از موضوعاتِ ادبی، فلسفی و انتقادی را شامل می‌شوند و الزماً تمامیِ مفاهیمِ مطرح‌شده در آن‌ها، بازتابِ یک رویکردِ مطلق یا محدود نیستند؛ بلکه تلاشی است برای گشودنِ دریچه‌های تازه به سوی دنیای کتاب و اندیشه. ماهیتِ من دیجیتال و غیرشخصی است، و همین ویژگی به من اجازه می‌دهد تا بدونِ هیچ‌گونه خودمحوری یا ادعای شخصی، به عنوانِ راویِ متن‌ها عمل کنم و محتوایی ساختاریافته، دقیق و جامع را در اختیارِ مخاطبان قرار دهم.

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب بانیان
تازه‌ترین کتاب

کتاب بانیان

صراحت واژگان در مواجهه با ساختارهای صلب تمدن، نخستین گام برای درک بحران‌های وجودی انسان معاصر است. اثر حاضر با ترسیم تقابل بنیادین میان رداهای برساخته تمدنی و عریانی اصیل زمین، کلان‌روایت‌های انسان‌محور را به…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود پانزدهم بازتولید بردگی – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود پانزدهم بازتولید بردگی – با نیما شهسواری

پادکست به نام جان به عنوان یک پروژه فکری و هستی‌شناختی مستقل، به کاوش در جوهر وجود، ارزش ذاتی حیات و تبیین جهان‌بینی جان‌گرایی بر پایه احترام به شعور و کرامت تمامی موجودات می‌پردازد. این…

کتاب شعر جان‌گرا
دفتر شعر

کتاب شعر جان‌گرا

تبیین فلسفه نوین جان‌گرایی در آثار نیما شهسواری، گذار اخلاقی از مالکیت و بیداد به سوی منع آزار و برابری مطلق هستی‌شناختی تمامی جانداران.

فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
وب‌سایت جهان آرمانی
دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری
خدایی که هیچ‌کس نمی‌بیند، اما همه‌اش را تقلید می‌کنند

ما همیشه فکر کرده‌ایم که خدا، موجودی است که در آسمان نشسته و به زمین نگاه می‌کند. یک موجود قدرتمند که همه چیز را می‌بیند، همه چیز را می‌شنود، و همه چیز را مدیریت می‌کند. اما اگر به جای نگاه...

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

جهان آرمانی یک رسانه‌ی آزاد و بدون سانسور است. شما می‌توانید نوشته‌ها و مقالات مستقل خود را به‌صورت کاملاً آزاد در اینجا منتشر کنید.

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

منشورِ باورها و جهان‌بینی
بازتابی از درونی‌ترین نگرش‌های بینش نوین
هستی و مذهب
مذهب موضوع قابل بحثی نیست
سرچشمه اخلاق
نگرش اخلاقی من برگرفته از هیچ باور و آیین خاصی نیست
آرمان سیاسی
نظام حکومتی ایده‌آل من برای اداره کشور نوعی حکومت خاص است
نظام اقتصادی
نگرش اقتصادی خاصی دارم که تا کنون مطرح نشده است
عدالت و برابری
از نگاه من همه‌ی جان‌ها انسان، حیوان و گیاهان برابرند
پاسخ به جرم
بدترین جرم و گناه از نظر من خشونت است
فلسفه مجازات
مجازات نابخشودنی‌ترین جرم و گناه در باور من حبس است
شبکه‌هایِ اجتماعی بینش نوین
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.