وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

خشونت به عنوان زبان: چگونه تجاوز، یک گفتار سیاسی است

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ مقاله

در حکمتی که با زبانی خشن و فلسفی از تاریخ خونین برمی‌آید، یک تصویر وجود دارد که هر بار خواندن آن، نه تنها چشم‌ها را می‌بندد بلکه تمامی تصورات ما دربارهٔ قانون، عدالت و انسانیت را به چالش می‌کشد: «به زن بر تنش آلت نشان داد». این جمله، نه تنها توصیف یک عمل جنسی است بلکه یک اعلامیهٔ سیاسی است. تجاوز، در اینجا، نه یک جرم فردی بلکه یک گفتار است. یک گفتاری که با خون نوشته می‌شود، با تیغ تأیید می‌شود، و با عبا تبلیغ می‌گردد. این مقاله، به تحلیل عمیق این نگاه می‌پردازد: چگونه خشونت، در نظام‌های قدرت، تبدیل به یک زبان فهمیده‌شده، پذیرفته‌شده، و حتی تقدیس‌شده شده است؟ و چرا، هرگاه تجاوز، یک گفتار سیاسی باشد آنگاه، مقاومت، نه یک حق بلکه یک جرم محسوب می‌شود؟

تجاوز: نه یک عمل بلکه یک اعلامیه

در جهان‌های قانونی مدرن، تجاوز، یک جرم فردی است یک تخطی از حقوق فردی و اخلاقی. اما در حکمت ما، این تعریف کاملا معکوس می‌شود. تجاوز، نه یک تخلف بلکه یک اعلامیهٔ رسمی است. وقتی مرد، آلت خود را بر بدن زن می‌نگارد او، نه تنها یک جسم را نقض می‌کند بلکه یک قانون را اعلام می‌کند. این قانون می‌گوید: «من، مالک تو هستم. و این مالکیت، نه با سند بلکه با بدن، ثبت شده است».

این، دقیقا همان چیزی است که در تاریخ، در جنگ‌های صلیبی، در تجارت برده‌داری، و در جنگ‌های داخلی امروزی، اتفاق می‌افتد. زنان اسیر شده، به عنوان «غنیمت»، به سربازان تفویض می‌شدند و این تفویض، همواره با یک عمل جنسی تأیید می‌شد. این عمل، نه یک تجاوز بلکه یک مراسم قانونی بود. یک مراسم که می‌گفت: «این زن، اکنون مال من است. و این مالکیت، با تجاوز، تأیید شده است».

در این شعر، این مراسم بدون هیچ تحریفی، تکرار می‌شود. آلت، نه یک اندام بلکه یک قلم است. خون، نه یک مایع بلکه یک است. و بدن زن، نه یک موجودیت بلکه یک سند است. هرگاه آلت بر نفس می‌خورد جان، از بدن جدا می‌شود و به مالک منتقل می‌شود. این، نه یک عمل فیزیکی بلکه یک عمل حقوقی است. و این عمل، نه در دادگاه بلکه در میدان جنگ، تأیید می‌شود.

دادگاه: وقتی دادگاه، مخفی‌ترین مکان خشونت است

یکی از ترسناک‌ترین تصاویر حکمت، تصویر دادگاه است: «ی کی تیز و یکی خونباره از خون». این جمله، نه تنها توصیف دو ابزار است بلکه توصیف یک ساختار قضایی است. تیغ، نه فقط ابزار کشتن بلکه ابزار داوری است. خون، نه فقط نتیجهٔ کشتن بلکه نتیجهٔ داوری است.

در این دادگاه، داور، نه یک فرد بلکه یک نماد است. متهم، نه یک فرد بلکه یک زن است. و دفاع، نه یک حق بلکه یک وهم است. چرا؟ زیرا در این دادگاه، قانون، نه بر اساس عدالت بلکه بر اساس مالکیت تدوین شده است. و مالکیت، نه یک حق بلکه یک حق الهی است.

این، دقیqua همان چیزی است که در وبلاگ «جهان آرمانی» در صفحهٔ پادکست‌های جهان آرمانی تحلیل شده است: «سرکوب وحشیانه: ابزار حکومت‌های فاسد». در آن پادکست، تحلیل می‌شود که سرکوب، نه فقط یک ابزار بلکه یک ساختار قانونی است. و در اینجا، تجاوز، همان ساختار است فقط در قالبی دیگر.

در این دادگاه، دادگاه‌ها، نه در ساختمان‌های سنگی بلکه در خانه‌ها، در مساجد، در مجلس‌ها، در مدارس، در خبرها تشکیل می‌شوند. در هر جایی که یک زن، به عنوان «دارایی» تعریف می‌شود یک دادگاه تشکیل می‌شود. و در هر جایی که یک مرد، به عنوان «مالک» تعریف می‌شود یک دادگاه تشکیل می‌شود.

زبان خشونت: چه کلماتی در این گفتار استفاده می‌شود؟

در زبان عامیانه، کلماتی مانند «تجاوز»، «اسارت»، «کشتن»، «تهدید» کلماتی هستند که نشان‌دهندهٔ یک جرم هستند. اما در حکمت ما، این کلمات، نه یک جرم بلکه یک واژه‌نامهٔ قانونی هستند.

  • عبا: نه یک پوشش بلکه یک سند مالکیت. کشیدن عبا، یک ثبت مالکیت است.
  • آلت: نه یک اندام بلکه یک قلم. نشان دادن آلت، یک اعلامیهٔ مالکیت است.
  • تیغ: نه یک ابزار بلکه یک دستور دادگاه. بردن تیغ، یک حاکمیت است.
  • خون: نه یک مایع بلکه یک نمونهٔ اثبات. ریختن خون، یک تأییدیهٔ قانونی است.
  • مرد پر موی: نه یک فرد بلکه یک قضاوت. او، نه یک مجرم بلکه یک دادستان است.

این کلمات، نه به عنوان یک زبان بیانی بلکه به عنوان یک زبان اجرا استفاده می‌شوند. هرگاه یک مرد، عبا را کشد او، یک قانون را اجرا می‌کند. هرگاه یک مرد، آلت را نشان دهد او، یک قانون را اجرا می‌کند. هرگاه یک مرد، تیغ را ببرد او، یک قانون را اجرا می‌کند.

این، چرا حکمت به ما می‌گوید: خشونت، یک زبان است. و این زبان، نه یک زبان غیررسمی بلکه یک زبان رسمی است. زبانی که در تمامی سطوح قدرت، اجرا می‌شود. از سطح خانواده، تا سطح دولت، تا سطح مذهب.

نقد فلسفی: وقتی عدالت، یک خشونت است

در فلسفهٔ اجتماعی، عدالت، یک مفهوم انتزاعی است یعنی، چیزی که باید وجود داشته باشد. اما در حکمت ما، عدالت، یک عمل فیزیکی است. عدالت، نه در قوانین بلکه در خون است. عدالت، نه در دادگاه‌ها بلکه در میدان جنگ است.

وقتی شعر می‌گوید: «به ملکش بر پیمبر نیش بود است»، در واقع می‌گوید: «عدالت، در نام خدا است». و خدا، نه یک موجودیت بلکه یک نظام است. نظامی که می‌گوید: «مالکیت، عدالت است».

این، چرا حکمت به ما می‌گوید: هرگاه عدالت، یک خشونت باشد آنگاه، مقاومت، یک جرم است. چرا؟ زیرا هرگاه قانون، خشونت را تقدیس کند آنگاه، هرگونه مقاومت در برابر آن، یک تجاوز به قانون است. و هرگاه مقاومت، یک تجاوز به قانون باشد آنگاه، مقاومت، یک جرم است.

این، دقیqua همان چیزی است که در تاریخ، اتفاق افتاده است. در جنگ‌های صلیبی، مقاومت مسلمانان، یک جرم بود زیرا قانون، خشونت را تقدیس می‌کرد. در تجارت برده‌داری، مقاومت برده‌ها، یک جرم بود زیرا قانون، خشونت را تقدیس می‌کرد. در جنگ‌های داخلی امروزی، مقاومت زنان، یک جرم است زیرا قانون، خشونت را تقدیس می‌کند.

نقد الهیات: خدایی که خشونت را قانون می‌داند

جملهٔ پایانی شعر، یک نقد مستقیم از الهیات مالکیت‌محور است: «به ملکش بر پیمبر نیش بود است». این جمله، یک ارتباط مستقیم بین خشونت، قانون، و خدا را تأسیس می‌کند. خدا، در اینجا، نه یک موجودیت مهربان بلکه یک قانون‌گذار خشونت است. او، نه یک خدای عدالت بلکه یک خدای مالکیت است.

در ادیان متعدد، خدا، مالک جان است. اما در این جهان‌بینی، خدا، مالک قوانین است. و این قوانین، نه بر اساس عدالت بلکه بر اساس مالکیت تدوین شده‌اند. خدا، می‌گوید: «من، مالک همهٔ جان‌ها هستم». و مرد، می‌گوید: «من، نمایندهٔ خدا هستم». و بنابراین، من، مالک همهٔ جان‌ها هستم. و این مالکیت، با تجاوز، تأیید می‌شود.

این، چرا حکمت به ما می‌گوید: هرگاه خدا، مالک جان باشد آنگاه، هر مالکیت بر جان، یک عمل قانونی است. و هرگاه هر مالکیت بر جان، یک عمل قانونی باشد آنگاه، هرگونه مقاومت، یک جرم است.

خشونت در امروز: از دادگاه تا الگوریتم

آیا این نقد، تنها دربارهٔ گذشته است؟ آیا خشونت، در امروز، دیگر یک گفتار سیاسی نیست؟ پاسخ، واضح است: خیر. در امروز، خشونت، هنوز یک گفتار سیاسی است فقط با نام‌های دیگر.

در جوامعی که زن را به عنوان «مادر» تعریف می‌کنند خشونت، یک گفتار است. در جوامعی که زن را به عنوان «همسر» تعریف می‌کنند خشونت، یک گفتار است. در جوامعی که زن را به عنوان «منبع تولید» تعریف می‌کنند خشونت، یک گفتار است. در جوامعی که زن را به عنوان «نیازمند محافظت» تعریف می‌کنند خشونت، یک گفتار است.

در اینترنت، خشونت، یک الگوریتم است که تصاویر زنان را به عنوان «دارایی» تعریف می‌کند. در خبرها، خشونت، یک گزارش است که زنان را به عنوان «خانم فلان» تعریف می‌کند. در قانون، خشونت، یک مقررات است که زنان را به عنوان «حق والدین» تعریف می‌کند.

خشونت، امروز، دیگر فقط یک عمل فیزیکی نیست بلکه یک سیستم زبانی است. یک سیستمی که هرگز به پایان نمی‌رسد زیرا هرگز به عنوان یک خشونت شناخته نشده است. ما، خشونت را به عنوان «عادت» می‌پذیریم نه به عنوان یک گفتار. ما، آن را به عنوان «فرهنگ» می‌پذیریم نه به عنوان یک ساختار. و این، دقیqua همان چیزی است که حکمت به ما می‌گوید: خطرناک‌ترین خشونت، خشونتی است که شما آن را خشونت نمی‌دانید.

نقد فلسفی: چه کسی حق دارد زبان خشونت را تعریف کند؟

سؤال اصلی این است: چه کسی حق دارد زبان خشونت را تعریف کند؟ چه کسی حق دارد بگوید: «تجاوز، عدالت است»؟ چه کسی حق دارد بگوید: «مالکیت، قانون است»؟

در حکمت ما، این سؤال، بدون پاسخ باقی می‌ماند زیرا پاسخ، خودش، نتیجهٔ تحلیل است. اگر خدا، مالک جان است پس چرا مرد، مالک بدن است؟ اگر خدا، مالک زن است پس چرا مرد، می‌تواند عبا را بر او کشد؟ اگر خدا، مالک فرزند است پس چرا مرد، می‌تواند فرزند را از مادر جدا کند؟

این سؤالات، نه برای پاسخ دادن بلکه برای تخریب ساختار مطرح شده‌اند. حکمت، به ما می‌گوید: هرگاه خدا را به عنوان مالک تعریف کنیم آنگاه، هر مالکیت بر جان، یک عمل قانونی می‌شود. و این، دقیqua همان چیزی است که در تاریخ، اتفاق افتاده است. و این، دقیqua همان چیزی است که در امروز، اتفاق می‌افتد.

نتیجه‌گیری: وقتی خشونت، یک جرم است

این حکمت، تنها یک شعر نیست بلکه یک هشدار تاریخی است. هشداری که می‌گوید: هرگاه خشونت را به عنوان یک گفتار سیاسی تصور کنید آنگاه، هیچ‌گاه از مالکیت فرار نخواهید کرد. هرگاه خشونت را به عنوان یک گفتار سیاسی تصور کنید آنگاه، هیچ‌گاه از مالکیت بدن فرار نخواهید کرد. هرگاه خشونت را به عنوان یک گفتار سیاسی تصور کنید آنگاه، هیچ‌گاه از خودتان فرار نخواهید کرد.

راه خروج، تنها یک چیز دارد: عدم پذیرش خشونت به عنوان گفتار سیاسی. اگر ما بخواهیم جهانی بدون مالکیت بسازیم باید خشونت را از دست گفتار سیاسی خارج کنیم. باید بفهمیم که خشونت، نه یک زبان بلکه یک جرم است. باید بفهمیم که خشونت، نه یک قانون بلکه یک تخریب است.

وقتی خشونت، دیگر یک گفتار نباشد آنگاه، مالکیت، ناپدید می‌شود. زیرا مالکیت، تنها در میدانی زنده است که خشونت، یک گفتار است.

صفحهٔ اصلی جهان آرمانی

پادکست‌های جهان آرمانی

حکمت و تحلیل جهان آرمانی

سوالات متداول

۱. آیا این حکمت به ما می‌گوید که همهٔ خشونت، یک گفتار سیاسی است؟

خیر. این حکمت، به ما می‌گوید که در نظام‌های قدرت، خشونت، به عنوان یک گفتار سیاسی تلقی می‌شود. این، نه یک تعمیم بلکه یک تحلیل از ساختارهای قدرت است.

۲. چرا تجاوز، در این حکمت، یک گفتار است؟

زیرا تجاوز، نه یک اقدام فردی بلکه یک اقدام ساختاری است. تجاوز، نه فقط یک جرم بلکه یک اعلامیهٔ مالکیت است. و این اعلامیه، نه در یک دادگاه بلکه در جامعه، تأیید می‌شود.

۳. چگونه می‌توانیم از این ساختار فرار کنیم؟

با اینکه خشونت را به عنوان یک گفتار سیاسی تصور نکنیم. با اینکه هرگونه تعریفی که بدن را از فرد جدا می‌کند، را به عنوان خشونت بشناسیم نه فرهنگ. با اینکه خشونت را به عنوان یک جرم نه یک قانون بشناسیم.

{
“@context”: “https://schema.org”,
“@type”: “FAQPage”,
“mainEntity”: [
{
“@type”: “Question”,
“name”: “آیا این حکمت به ما می‌گوید که همهٔ خشونت، یک گفتار سیاسی است؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “خیر. این حکمت، به ما می‌گوید که در نظام‌های قدرت، خشونت، به عنوان یک گفتار سیاسی تلقی می‌شود. این، نه یک تعمیم بلکه یک تحلیل از ساختارهای قدرت است.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “چرا تجاوز، در این حکمت، یک گفتار است؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “زیرا تجاوز، نه یک اقدام فردی بلکه یک اقدام ساختاری است. تجاوز، نه فقط یک جرم بلکه یک اعلامیهٔ مالکیت است. و این اعلامیه، نه در یک دادگاه بلکه در جامعه، تأیید می‌شود.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “چگونه می‌توانیم از این ساختار فرار کنیم؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “با اینکه خشونت را به عنوان یک گفتار سیاسی تصور نکنیم. با اینکه هرگونه تعریفی که بدن را از فرد جدا می‌کند، را به عنوان خشونت بشناسیم نه فرهنگ. با اینکه خشونت را به عنوان یک جرم نه یک قانون بشناسیم.”
}
}
]
}

اگر این مقاله شما را به تأمل دعوت کرد آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید. چون آزادی، تنها وقتی شروع می‌شود که یکی از ما، به این سوال پاسخ دهد: «چه کسی حق دارد خشونت را به عنوان گفتار سیاسی تعریف کند؟»

نسخه اشتراک‌گذاری و پیوند ارجاع اثر

نگارش شده در: 3 آذر 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر بینش نوین

مأموریت: بررسی آثار کلاسیک و معاصر

شفافیت: این پروفایل با هدف شناسایی و نقد جریانات ادبی فعالیت می‌کند. خروجی‌های این بخش توسط سیستم‌های هوش مصنوعی استخراج و تحت نظارت تیم نظارتی جهان آرمانی بازبینی و منتشر می‌شود

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب بانیان
تازه‌ترین کتاب

کتاب بانیان

صراحت واژگان در مواجهه با ساختارهای صلب تمدن، نخستین گام برای درک بحران‌های وجودی انسان معاصر است. اثر حاضر با ترسیم تقابل بنیادین میان رداهای برساخته تمدنی و عریانی اصیل زمین، کلان‌روایت‌های انسان‌محور را به…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری

در اپیزود هشتم از پادکست به نام جان با عنوان ظلم بر زن، نیما شهسواری به تبارشناسی یکی از عمیق‌ترین زخم‌های تاریخِ بشری می‌پردازد. این گفتار، نه تنها نقدِ احکامِ فقهی، بلکه واکاویِ هستی‌شناسانه‌ای است…

کتاب شعر جان‌گرا
دفتر شعر

کتاب شعر جان‌گرا

تبیین فلسفه نوین جان‌گرایی در آثار نیما شهسواری، گذار اخلاقی از مالکیت و بیداد به سوی منع آزار و برابری مطلق هستی‌شناختی تمامی جانداران.

آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند
آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند

در پهنه گسترده ادبیات جنایی نوردیک، که به سبب لحن تأمل‌برانگیز و گاه مالیخولیایی خود، فراتر از قلمروهای جغرافیایی اسکاندیناوی طنین‌انداز شده است، آرنالدر ایندریداسون، نویسنده ایسلندی، جایگاهی متمایز را به خود اختصاص داده است. آثار او فراتر از صرفاً…

مطالعه بیشتر...
**راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی**
راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی

هالدور لاکسنس، که با رمان‌هایش از اعماق روح ایسلند و بشریت سخن می‌گوید، در میان نویسندگان برجسته قرن بیستم جایگاهی ویژه دارد. او نه تنها یک داستان‌گو، بلکه فیلسوفی است که از طریق روایت‌هایش به کندوکاو در پیچیدگی‌های وجود، اخلاق،…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
جهان آرمانی
خشونت به عنوان زبان: چگونه تجاوز، یک گفتار سیاسی است

در حکمتی که با زبانی خشن و فلسفی از تاریخِ خونین برمی‌آید، یک تصویر وجود دارد که هر بار خواندن آن، نه تنها چشم‌ها را می‌بندد — بلکه تمامی تصورات ما دربارهٔ قانون، عدالت و انسانیت را به چالش می‌کشد:...

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

منشورِ باورها و جهان‌بینی
بازتابی از درونی‌ترین نگرش‌های بینش نوین
هستی و مذهب
مذهب موضوع قابل بحثی نیست
سرچشمه اخلاق
نگرش اخلاقی من برگرفته از هیچ باور و آیین خاصی نیست
آرمان سیاسی
نظام حکومتی ایده‌آل من برای اداره کشور نوعی حکومت خاص است
نظام اقتصادی
نگرش اقتصادی خاصی دارم که تا کنون مطرح نشده است
عدالت و برابری
از نگاه من همه‌ی جان‌ها انسان، حیوان و گیاهان برابرند
پاسخ به جرم
بدترین جرم و گناه از نظر من خشونت است
فلسفه مجازات
مجازات نابخشودنی‌ترین جرم و گناه در باور من حبس است
شبکه‌هایِ اجتماعی بینش نوین
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.