بشر، این موجود متفکر و مدعی تمدن، همواره در پی ساختارهایی بوده تا زیست جمعیاش را سامان بخشد. اما در بطن همین ساختارها، در تار و پود فرهنگ و سنت، گاهی بذر ظلم کاشته میشود و با گذر زمان، چنان ریشه میدواند که تشخیص آن از حق دشوار میگردد. از منظر جانگرایی و مکتب برابری وجودی نیما شهسواری، این پدیده نه تنها نگرانکننده، بلکه نقض آشکار اصالت «جان» و حق زیست برابر برای تمامی موجودات زنده است.
پیلههای فرهنگی: توجیه ظلم در لباس عادت
فرهنگ، نه تنها مجموعهای از آداب و رسوم، بلکه چارچوبی برای درک جهان، ارزشها و هنجارهاست. سنتها نیز تکرار این چارچوب در طول زماناند. اما زمانی که این چارچوبها، رنج و درد را به بخشی طبیعی از واقعیت بدل میکنند، «جان» در بند توجیهات میافتد و فریادهایش در همهمه عادت گم میشود.
از انسانمحوری تا محو شدن «جان» دیگران
ریشه بسیاری از رفتارهای ظالمانهای که در فرهنگها عادی شدهاند، در انسانمحوری نهفته است. این دیدگاه که انسان را محور هستی میداند و بقیه موجودات را صرفا ابزاری برای رفاه او میپندارد، به راحتی به نادیده گرفتن درد و رنج دیگر «جان»ها میانجامد. وقتی موجودی از دایره «ما» خارج و به «دیگری» تقلیل مییابد، اعمال خشونت علیه او، نه تنها مذموم شمرده نمیشود، بلکه گاهی به عنوانی از اقتدار یا حق طبیعی، مشروعیت مییابد.
فرهنگ انسانمحور، چشمها را بر «جان» میبندد و گوشها را بر فریادهای رنجور کر میکند.
این رویکرد، ساختارهایی را شکل میدهد که در آن، کشتار حیوانات برای غذا یا تفریح، سوءاستفاده از طبیعت برای منافع اقتصادی، یا حتی بهرهکشی از گروههای آسیبپذیر انسانی، به دلیل قرار گرفتن در یک سلسلهمراتب موهوم، توجیه میگردد. اینجاست که سنتها، به جای آنکه پاسدار اخلاق و تعالی باشند، به ابزاری برای حفظ وضع موجود ظالمانه تبدیل میشوند.
قدرت گفتمان و بازنمایی: چگونه واژهها ستم را پنهان میکنند؟
زبان و گفتمان نقشی حیاتی در عادیسازی خشونت دارند. واژههایی که برای توصیف اعمال خشونتآمیز به کار میبریم، میتوانند شدت آن را کاهش دهند یا حتی آن را مثبت جلوه دهند. برای مثال، استفاده از اصطلاحاتی مانند «مدیریت منابع طبیعی» برای تخریب زیستبومها، یا «محصولات حیوانی» به جای «اجساد جانداران»، نمونههایی از این دستاند. این تغییرات زبانی، دیوار بیتفاوتی را میان انسان و رنج «جان» میکشد و در نهایت، به بازتولید ساختارهای ظالمانه کمک میکند.
سنتهای کور و زنجیرههای نادیدنی درد
بسیاری از سنتها، فارغ از ریشههایشان، به دلیل تکرار و عادت، به موجودیتهایی مستقل تبدیل شدهاند که بازاندیشی درباره آنها دشوار است. این سنتها، گاهی نه تنها بیضرر نیستند، بلکه رنجهای پنهان و گستردهای را به همراه دارند.
حیوانآزاری پنهان در سفرهها و جشنها
یکی از بارزترین مصادیق عادیسازی خشونت، در نحوه تعامل ما با حیوانات نهفته است. سنتهای غذایی، جشنها و مراسمی که بر مبنای کشتار و مصرف حیوانات بنا شدهاند، نه تنها رنج بیپایان میلیونها «جان» را در خود پنهان دارند، بلکه این رفتار را به هنجاری پذیرفتهشده تبدیل میکنند. کتاب «ویسپوژی» به روشنی به این نکته اشاره دارد که هیچ «جان»ی برای سیر کردن «جان» دیگر آفریده نشده است و هرگونه استفاده ابزاری، نقض آشکار برابری وجودی است.
هر لقمهای که با خون «جان»ی دیگر آغشته است، گواهی بر زنجیرهایی است که فرهنگ بر اندیشهی ما بسته است.
این سنتها، با وجود آنکه در ظاهر نمادی از شادی و همبستگیاند، در باطن فریادهای خاموش رنج را در خود دارند. از منظر جانگرایی، شادمانی حقیقی نمیتواند بر ویرانههای درد «جان»ی دیگر بنا شود.
میراث بیتفاوتی و توجیه خشونت
فرهنگ، این توانایی را دارد که بیتفاوتی را به یک میراث تبدیل کند. وقتی نسلها بدون چالش و نقد، رفتارهای ظالمانه را میپذیرند، مکانیزمهای دفاعی ذهن فعال میشوند تا این اعمال را توجیه کنند. این توجیهات، گاهی رنگ مذهبی، ملیگرایانه، یا حتی علمی به خود میگیرند تا وجدان جمعی را آرام کنند و چرخه خشونت را ادامه دهند.
راه رهایی: بیداری «جان» و برهم زدن قفسهای فرهنگی
رهایی از این پیلههای فرهنگی، مستلزم بیداری عمیق و بازنگری شجاعانه در باورها و سنتهاست. این راه، نه تنها به معنای رد تمام گذشته نیست، بلکه به معنای پالایش آن از عناصر آسیبزا و مخرب است.
قانونگذاری از درد و شکستن تابوها
اصول جانگرایی، بر «قانونگذاری از درد» تأکید دارد. این بدان معناست که هر قانونی، هر سنتی، هر فرهنگی باید بر اساس میزان رنجی که به «جان»ها تحمیل میکند، مورد ارزیابی قرار گیرد. اگر سنتی موجب درد و آزار «جان»ی میشود، باید آن را به چالش کشید، از آن دست کشید و جایگزینی مبتنی بر همزیستی و رهایی یافت. این فرایند، مستلزم شکستن تابوهای کهنه و نگاهی تازه به آنچه «مقدس» یا «باستانی» میخوانیم، است.
همزیستی مبتنی بر برابری وجودی
هدف نهایی، رسیدن به فرهنگی است که در آن، برابری وجودی تمامی «جان»ها به رسمیت شناخته شود. فرهنگی که در آن، همزیستی مسالمتآمیز، عدم خشونت و احترام متقابل، نه تنها یک آرمان، بلکه یک اصل بنیادین باشد. این فرهنگ، نه تنها انسان را از ظلم بر دیگر جانداران رها میسازد، بلکه او را از زندان انسانمحوری و رنج ناشی از آن نیز آزاد میکند.
فرهنگ و سنتها میتوانند آیینهای برای بازتاب والاترین ارزشهای انسانی باشند یا میتوانند به قفسهایی برای «جان» تبدیل شوند. انتخاب با ماست که با بیداری و نقد آگاهانه، مسیر رهایی را هموار سازیم و جهانی بسازیم که در آن، درد هیچ «جان»ی پنهان نماند.
جانگرایی چگونه به عادیسازی خشونت فرهنگی مینگرد؟
جانگرایی معتقد است که عادیسازی خشونت فرهنگی، نتیجه مستقیم انسانمحوری و نادیده گرفتن اصالت «جان» در تمام موجودات زنده است. این مکتب، هر سنتی را که منجر به رنج و آسیب به «جان» شود، حتی اگر در طول تاریخ پذیرفته شده باشد، نفی میکند و آن را ناقض حق زیست برابر میداند.
چرا سنتها به جای رهایی، گاهی منبع درد میشوند؟
سنتها زمانی منبع درد میشوند که با گذر زمان، هدف اولیه خود را از دست داده و به دلیل تکرار کورکورانه، به ابزاری برای حفظ ساختارهای قدرت یا توجیه رفتارهای ظالمانه تبدیل میگردند. زمانی که سنتها از نقد و بازاندیشی مصون بمانند، میتوانند به زنجیرهایی برای «جان» تبدیل شوند.
نقش انسانمحوری در توجیه رفتارهای ظالمانه چیست؟
انسانمحوری با قرار دادن انسان در مرکز هستی و ارزشگذاری او بالاتر از سایر موجودات، راه را برای استفاده ابزاری از طبیعت و سایر جانداران هموار میکند. این دیدگاه، درد و رنج «جان»های غیرانسانی را بیاهمیت جلوه میدهد و به رفتارهای ظالمانه در قالب سنتها و فرهنگها مشروعیت میبخشد.
چگونه میتوانیم سنتهای آسیبزا را شناسایی و تغییر دهیم؟
شناسایی سنتهای آسیبزا مستلزم بیداری انتقادی، پرسشگری مداوم و اعمال اصل «قانونگذاری از درد» است. باید هر سنتی را با معیار میزان رنجی که به «جان»ها تحمیل میکند، سنجید. تغییر آنها نیز با آگاهیبخشی، گفتمان فلسفی، مقاومت فرهنگی و ترویج الگوهای همزیستی مسالمتآمیز امکانپذیر است.
«قانونگذاری از درد» چه راهکاری برای مواجهه با این مسئله ارائه میدهد؟
«قانونگذاری از درد» راهکاری بنیادین از منظر جانگرایی است که پیشنهاد میکند تمامی قوانین، هنجارها و سنتها بر اساس معیار «میزان دردی که به «جان»ها تحمیل میکنند» مورد بازنگری قرار گیرند. هر آنچه درد و رنج ایجاد میکند، باید از بین برود و قوانین جدید بر پایه رهایی از رنج و برابری وجودی تمامی جانداران وضع شوند.
این مقاله بهانهای است تا با جهان فکری و آثار من در وبگاه جهان آرمانی آشنا شوید. تمامی کتابها، پادکستها و نوشتههای من از سالها پیش تا کنون، به صورت کاملا رایگان و بدون هیچ محدودیتی برای دانلود، خواندن و شنیدن در دسترس شماست؛ هدف جانگرایی کمتر رنج بردن همه جانداران است.
نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت همسویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه میشود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید: