نام اثر: همشهری کین
پدیدآورنده: اورسن ولز
سال انتشار: ۱۹۴۱
امتیاز نهایی: ۵.۲ از ۱۰
مقدمه مفصل و مواجههٔ نخست: فروپاشی یک بت تاریخمصرفگذشته
دهههاست که تاریخنگاری رسمی سینما، نقد بورژوایی و رسانههای دستآموز هالیوود، اثر «همشهری کین» ساخته اورسن ولز را در مقامی مقدس و دستنیافتنی نشاندهاند. این فیلم به عنوان «بزرگترین فیلم تاریخ سینما» تعمید داده شده تا هیچ عقل نقادی جرئت نکند به زیربنای سست، تظاهرات فرمی خودنمایانه و پیام ایدئولوژیک مرتجعانه آن دست بزند. اما در سایت «جهان آرمانی»، هیچ امر مقدسی وجود ندارد؛ هیچ مجسمهای آنقدر بزرگ نیست که نتوان آن را در برابر محک حقیقت فلسفی و نقد رادیکال خرد کرد. مواجهه نخست با «همشهری کین»، مواجهه با یک ویترین باشکوه اما خالی است؛ مواجهه با کارگردانی جوان و جویای نام که تمام ترفندهای تکنیکی عصر خود را به کار میگیرد تا تهیگی عمیق جهانبینی خود و تقلیلگرایی مضحک روانشناختیاش را در پشت قاببندیهای اغراقآمیز پنهان سازد.
سینمای ولز در همشهری کین، نه تجلی «جان» آزاد و آگاه، بلکه تجلی خودشیفتگی تکنیک است. فیلم با ادعای کالبدشکافی یک امپراتور رسانهای (چارلز فاستر کین) آغاز میشود، اما در نهایت به یک ملودرام ابتذالزده، سطحی و هالیوودی درباره کودکپناهی و سرخوردگیهای دوران خردسالی سقوط میکند. تاریخ سینما سالهاست که مفتون «عمق میدان» و «زوایای پایین دوربین» در این اثر شده است، اما تحلیلگر رادیکال باید بپرسد: این تکنیکها در خدمت چه چیزی هستند؟ پاسخ تلخ و قاطعانه است: در خدمت هیچ؛ جز خلق یک بت توخالی که برای تحمیق مخاطب و تسلیم او در برابر قدرت ظاهری سرمایهداری طراحی شده است.
کالبدشکافی فرم، محتوا و لایههای پنهان اثر
تکنیکزدگی و پناه بردن به فرمالیسم کور
اورسن ولز و فیلمبردارش گرگ تولاند، در همشهری کین دست به نمایشی از تمهیدات بصری میزنند که بیش از آنکه حاصل یک ضرورت دراماتیک یا ارگانیک باشد، حاصل شوق خامی است که میخواهد تمام امکانات مدیوم سینما را در یک کاسه بریزد. فرم در این فیلم نه تنها در خدمت افشای حقیقت نیست، بلکه بدل به حجابی سنگین برای پردهپوشی بر بیمحتوایی اثر شده است.
عمق میدان ؛ توهم کلیت و کنترل فضا
استفاده فراگیر از عمق میدان در همشهری کین به عنوان یک دستاورد انقلابی ستوده میشود. اما از منظر نقد ساختارشکن، این تمهید تنها تلاشی است برای اعمال کنترل تام و تمام روی ذهن مخاطب. دوربین ولز به بیننده اجازه نفس کشیدن یا کشف آزادانه فضایی مستقل را نمیدهد؛ همه چیز در پسزمینه و پیشزمینه با یک جبر بصری چیده شده است تا اراده کارگردان را به عنوان «خدای کوچک» فیلم تحمیل کند. این عمق میدان نه به معنای کثرتگرایی معنایی، بلکه به معنای یک توتالیتاریسم بصری است که تمام جزئیات را در یک قاب خفه و بسته منجمد میکند.
زوایای پایین دوربین؛ غولسازی تصنعی از فاجعهای ابتذالی
استفاده افراطی از زوایای پایین که سقفهای بازسازیشده با پارچه را به رخ میکشد، قرار است حس عظمت و در عین حال انزوای کین را منتقل کند. اما این تمهید به قدری گلدرشت و نمایشی است که اثر را تا حد یک سیرک بصری پایین میآورد. ولز با غولسازی تصنعی از کاراکتر کین، او را از یک نهاد ساختاری سیاسی-اقتصادی به یک کاریکاتور سینمایی تبدیل میکند. دوربین از پایین نگاه میکند نه به این دلیل که کین واقعا عظمت دارد، بلکه به این دلیل که فیلمساز میخواهد ضعف دیالوگها و لایهبندی شخصیت را با زور زاویه دوربین جبران کند.
تقلیل تراژدی انسان به یک بازیچه روانشناختی: فاجعه «رزباد»
بزرگترین خیانت روایی و معنایی فیلم همشهری کین، معماپراکنی حول کلمه «رزباد» است. این فیلم تمام ساختار معمایی و گزارشگونه خود را بر پایه تلاش یک خبرنگار برای فهمیدن معنای آخرین کلمه کین بنا میکند. اما در نهایت، پاسخ این معما چیست؟ یک سورتمه چوبی متعلق به دوران کودکی!
افسانه رزباد و تقلیلگرایی مبتذل فرویدی
رزباد یک تقلیلگرایی خندهدار و مبتذل از کل پیچیدگیهای حیات انسانی است. فیلم ولز تمام تصمیمات، قساوتها، جاهطلبیها و فساد سیاسی-رسانهای یک امپراتور سرمایهداری را به این خردهروایت روانشناختی فرویدی ارجاع میدهد که: «چون او را در کودکی از مادرش جدا کردهاند و سورتمهاش را گرفتهاند، حالا شخصیتی سایکوپات و تشنه قدرت شده است!» این پیام، اوج بلاهت ایدئولوژیک فیلم است. «همشهری کین» ریشههای ساختاری، طبقاتی و سیستماتیک قدرت را نادیده میگیرد و به جای نقد مناسبات تولید و سلطه، تمام فاجعه را به یک ترومای کودکی تقلیل میدهد. این همان جایی است که فیلم کاملا در دام محافظهکاری بورژوایی میافتد.
نقد رادیکال ایدئولوژی پنهان: تسلیم در برابر نظام سرمایه و مسخ «جان»
از منظر نقد رادیکال، همشهری کین ظاهرا متنی افشاگر علیه امپراتوریهای مطبوعاتی (بهویژه ویلیام راندولف هرست) دارد، اما در لایههای عمیقتر، کاملا در خدمت تثبیت و تقدیس سیستم حرکت میکند. فیلم با نشان دادن قصری به نام «زانادو» و ثروت بیحدوحصر کین، فقر روحانی او را به نمایش میگذارد؛ اما این نمایش فقر روحانی تنها یک «باج ایدئولوژیک» به طبقه متوسط و فرودست است تا بپذیرند که «ثروتمندان نیز گریه میکنند» و «قدرت، خوشبختی نمیآورد».
فیلمساز با این کار، خشم طبقاتی و آگاهی تودهها را خنثی میکند. کین در این فیلم نه به عنوان یک استثمارگر سیستماتیک که طبقه عامل را له میکند، بلکه به عنوان یک «قربانی غمانگیز تنهایی» بازنمایی میشود. این تغییر جایگاه ظالم به قربانی، تکنیک کهنه ایدئولوژی هالیوود است. در تمام طول فیلم، «جان» انسان یا آزادی اصیل روحی به نفع یک نمایش خودشیفتهوار از مالخولیا قربانی میشود. کین هرگز در برابر سازوکارهای قدرت نمیایستد، بلکه خود سازوکار قدرت است که در جامهای از مظلومیت الگومند تزیین شده است. ولز با ناتوانی در ارائه یک شق جایگزین یا یک آگاهی رهاییبخش، در واقع تسلیم کامل خود را در برابر منطق سرمایهداری نمایش میدهد.
واکاوی فلسفی نگرش اثر نسبت به رنج و آزادی
در جهانبینی «همشهری کین»، رنج یک امر اصیل، ایجابی و آگاهیبخش نیست؛ بلکه یک انفعال مویهگرانه است. کین در قصر زانادو درمیان مجسمههای مرده و اشیای عتیقهای که از سراسر جهان جمع کرده، محبوس است. اما این حبس، حاصل نگرش فلسفی یا انتخاب اگزیستانسیل او نیست؛ حاصل انباشت اشیاء است. فیلم رنج کین را به ابتذال شیءزدگی تنزل میدهد.
مفهوم آزادی در این اثر کاملا غایب است. هیچیک از شخصیتهای فیلم، از خود کین گرفته تا همسر دومش (سوزان نولد) و دوستش (لیلاند)، دارای ارادهای آزاد برای فرارفتن از موقعیت خود نیستند. آنها حشراتی محبوس در رزین نگاه تکنیکی ولز هستند. آزادی در همشهری کین به صورت یک توهم به تصویر کشیده میشود؛ توهمی که در نهایت زیر گامهای لغزان سورتمهای در حال سوزانده شدن در کوره، خاکستر میشود. آزادی که با یک سورتمه کودکی بسوزد و خاکستر شود، هرگز آزادی نبوده، بلکه ارضاشدگی کاذب یک میل سرکوبشده بوده است.
پرسشهای متداول
چرا فیلم همشهری کین برخلاف جایگاه تاریخیاش تنها امتیاز ۵.۲ را دریافت میکند؟
امتیاز ۵.۲ ناشی از نگاه بدون تعارف و رادیکال به ماهیت واقعی فیلم است. اگرچه همشهری کین از نظر فنی برای سال ۱۹۴۱ دستاوردهایی داشته، اما نقد اصیل، فرم را جدا از محتوا و پیام ایدئولوژیک ارزیابی نمیکند. فیلم در ارائه یک تحلیل عمیق انسانی و ساختاری کاملا شکست خورده و به یک خودنمایی فرمالیستی و ملودرام سطحی فروکاسته شده است.
آیا نماد «رزباد» یک شاهکار نشانهشناسی است یا یک شلمشوربای ذهنی؟
رزباد اوج تقلیلگرایی روانشناختی در تاریخ سینماست. اینکه کل زندگی پیچیده و جنایات یک غول رسانهای به یک حسرت کودکانه برای یک سورتمه تقلیل داده شود، نه نشانهشناسی عمیق، بلکه یک فریب روایی برای بستن سرته قصهای است که هیچ تحلیل عمیقتری برای عرضه ندارد.
آیا تکنیکهای نوآورانه فیلم برای نجات محتوای آن کافی نیستند؟
خیر. تکنیک در سینما زمانی ارزش آفرینشگرانه دارد که در خدمت کشف حقیقت باشد. در همشهری کین، تکنیکهای فیلمبرداری و تدوین به ابزاری برای خودنمایی کارگردان و مرعوب کردن مخاطب تبدیل شدهاند و پشت آنها هیچ جهانبینی عمیق، انسانی یا رهاییبخش وجود ندارد.
ارزیابی نهایی، تحلیل ساختاری و درج صریح امتیاز نهایی
در نهایت، «همشهری کین» ساخته اورسن ولز، بیش از آنکه یک شاهکار سینمایی باشد، یک بنای یادبود برای خودشیفتگی فرمالیستی و محافظهکاری ایدئولوژیک است. فیلمی که سالهاست توسط منقدان نهادینهشده ستایش میشود تا متون سینمایی از تحلیلهای رادیکال، سیاسی و فلسفی خالی بمانند. ولز مجسمهای از طلای بدلی ساخته که تنها در زیر نورپردازیهای اغراقآمیز و زوایای غریب دوربین میدرخشد؛ اما به محض اینکه آن را زیر نور خرد نقادانه قرار میدهیم، پوچی و تهیگی آن برملا میشود.
از منظر نقد ساختارشکن سایت «جهان آرمانی»، این فیلم نهتنها متنی پیشرو نیست، بلکه ترمز دستی آگاهیبخشی در سینماست. ساختار روایی چندپاره آن توهمی از کثرتگرایی ایجاد میکند، اما در نهایت همه را به یک کلمه مبتذل (رزباد) گره میزند. فرم آن منجمد، نگاه آن به انسان شیءانگاشته و پیام آن تسلیم در برابر عظمت ظاهر قدرت است.
با توجه به تمامی دلایل ذکرشده، کالبدشکافی فرمی و محتوایی، و نفی تقدسگرایی کورکورانه در تاریخ سینما، این اثر شایسته امتیازی فراتر از متوسط نیست.
امتیاز نهایی و رسمی: ۵.۲ از ۱۰
این مقاله بهانهای است تا با جهان فکری و آثار من در وبگاه جهان آرمانی آشنا شوید. تمامی کتابها، پادکستها و نوشتههای من از سالها پیش تا کنون، به صورت کاملا رایگان و بدون هیچ محدودیتی برای دانلود، خواندن و شنیدن در دسترس شماست؛ هدف جانگرایی کمتر رنج بردن همه جانداران است.
نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت همسویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه میشود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید: