نقد و بررسی فلسفی رمان دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی؛ مسخ «جان» در مسلخ ثبات مصنوعی
رمان «دنیای قشنگ نو» اثر آلدوس هاکسلی، هشداری فکری علیه تقلیل «جان» به ابزار تولید و مصرف است. با این حال، اثر در ارائه بدیلی رهاییبخش ناتوان مانده و روایت را میان توتالیتریسم تکنولوژیک و زهدِ خودآزارانه متوقف میسازد. در این نقد، لایههای پنهان ایدئولوژیک، فرم روایی و نحوه مواجهه اثر با مفهوم آزادی و اصالت زیست بررسی شده است.

