وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

مالک هر تن منم مست: چگونه قدرت خود را خدا می‌داند

به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی
خوانشِ متن

متن کاملِ جستاری از نگاره‌هایِ مقاله

در حکمتی که با زبانی خشن و فلسفی از تاریخ خونین برمی‌آید، یک جمله به صورت یک ضرب‌الالمثل تکرار می‌شود: «مالک هر تن منم مست». این جمله، نه تنها یک ادعا بلکه یک اعلامیهٔ الهی است. مرد پر موی، در اینجا، نه فقط یک مالک انسانی است بلکه خود را خدا می‌داند. او، نه فقط بدن را می‌گیرد بلکه جان را می‌گیرد. او، نه فقط یک آدم است بلکه یک تجلی خداوندی است. این مقاله، به تحلیل عمیق این تقلب فلسفی می‌پردازد: چگونه قدرت، با استفاده از زبان، خود را به خدا تبدیل می‌کند؟ و چرا، هرگاه کسی بگوید: «من مالک هر تن منم مست» در واقع، دیگر یک انسان نیست بلکه یک خدایی مصنوعی شده است؟

از مالکیت به تقدیس: ساختار تبدیل قدرت به خدایی

در تمامی تمدن‌های بشری، قدرت برای مشروعیت خود، به دنبال تقدیس بوده است. امپراتوران، به عنوان «نیابت خدا» تلقی می‌شدند. پادشاهان، به عنوان «خداوند زمین» نامیده می‌شدند. اما در حکمت ما، این تقدیس، به شکلی بسیار خشن و مستقیم تجسم یافته است. مرد پر موی، نه به ادعای نمایندگی بلکه به ادعای ذاتیت می‌پردازد. او نمی‌گوید: «من نمایندهٔ خدا هستم». او می‌گوید: «مالک هر تن منم مست». این جمله، یک تعریف ذاتی است. او، نه یک نماینده بلکه خود مالک است. و این مالکیت، نه یک حق سیاسی بلکه یک حق الهی است.

این تبدیل، یک فرآیند دقیق است. ابتدا، قدرت، بدن را می‌گیرد. سپس، جان را می‌گیرد. سپس، هویت را می‌گیرد. و در نهایت، خود را به عنوان خدا تعریف می‌کند. چرا؟ زیرا فقط خدا می‌تواند مالک جان باشد. و اگر من مالک جان هستم آنگاه، من خدا هستم. این منطق، نه یک اشتباه بلکه یک استراتژی اصلی است. قدرت، برای حفظ خود، باید خود را بالاتر از قانون، بالاتر از اخلاق، و بالاتر از انسانیت قرار دهد. و تنها راه این کار، تبدیل خود به خدا است.

«مست» بودن: یک حالت وجودی، نه یک احساس

جملهٔ کلیدی، عبارت «مست» است. این کلمه، در زبان عامیانه، یک حالت موقتی است ناشی از نوشیدن شراب. اما در این شعر، «مست»، یک حالت وجودی است. مرد، «مست» است نه چون نوشیده است بلکه چون مالکیت را تجربه کرده است. او، در مالکیت غرق شده است. او، در تصرف غرق شده است. او، در تقدیس خشونت غرق شده است.

این، دقیقا همان چیزی است که در تاریخ، اتفاق افتاده است. دیکتاتوران، بعد از سرنگونی دشمنانشان، به جای آزادی، به مالکیت مطلق غرق می‌شدند. آن‌ها، دیگر نه یک رهبر بلکه یک خدا می‌شدند. آن‌ها، دیگر نه یک انسان بلکه یک نماد می‌شدند. آن‌ها، دیگر نه یک فرد بلکه یک ساختار می‌شدند. و این، دقیقا همان چیزی است که مرد پر موی در این شعر می‌کند. او، با گفتن «مست»، می‌گوید: «من دیگر انسان نیستم. من، خدا شدم».

این، چرا شعر، این جمله را در چندین خط تکرار می‌کند: «مالک هر تن منم مست»، «از آن من تویی مست»، «به ملکش بر پیمبر نیش بود است». این تکرار، یک تأسیس است. یک تأسیس برای این وهم: مالکیت، خدایی است.

مقایسه با تقدس در دین: خدایی که می‌خورد

در ادیان متعدد، خدا، مالک جان است. اما در ادیان متداول، خدا، مالکیت را به صورتی مهربانانه و محترمانه تعبیر می‌کند. خدا، مالک است ولی رحمتمند است. خدا، مالک است ولی عادل است. خدا، مالک است ولی بخشایشگر است.

اما در حکمت ما، خدا، مالکیت را به صورتی خشن و بی‌رحم تعبیر می‌کند. او، مالک است ولی می‌خورد. او، مالک است ولی می‌کشد. او، مالک است ولی تسلیم می‌خواهد. این خدا، نه یک خدای رحمت بلکه یک خدای تغذیه است. خدایی که با خون، تغذیه می‌شود. خدایی که با خشونت، زنده می‌ماند. خدایی که با تسلیم، تقدیس می‌شود.

مرد پر موی، در اینجا، نه یک نمایندهٔ خدا بلکه خود خدایی است که در قالب انسان ظاهر شده است. او، نه به معابد می‌رود بلکه به میدان جنگ می‌رود. او، نه به نماز می‌خواند بلکه به تیغ می‌نگرد. او، نه به کتاب می‌خواند بلکه به خون می‌نویسد. این، دقیقا همان چیزی است که در جنگ‌های صلیبی، در تجارت برده‌داری، و در جنگ‌های داخلی امروزی، اتفاق می‌افتد: قدرت، خود را به خدا تبدیل می‌کند و این خدا، نه یک خدای عشق بلکه یک خدای خشونت است.

تیغ و تقدیس: مراسم تقدیس در نام خدا

یکی از ترسناک‌ترین تصاویر شعر، این است: «به گردن تیغ بود و دید در آن». این جمله، نه یک توصیف بلکه یک مراسم تقدیس است. تیغ، در اینجا، نه یک ابزار برای کشتن بلکه یک مقدسات است. خون، نه نشانهٔ مرگ بلکه نشانهٔ تقدیس است.

در ادیان قدیمی، خون قربانی، برای تقدیس خدایان ریخته می‌شد. در این شعر، همین مراسم تکرار می‌شود فقط با یک تفاوت: خدا، خودش است. مرد، نه یک کشیش بلکه خدا است. تیغ، نه یک ابزار بلکه یک ابزار خدا است. و این تیغ، نه برای تنبیه بلکه برای تولید خدا است.

هر بار که تیغ بر گردن زن می‌افتد خدا، تولد می‌یابد. هر بار که خون بر زمین می‌ریزد خدا، تقویت می‌شود. هر بار که مرد، می‌گوید: «مالک هر تن منم مست» خدا، تأیید می‌شود. این، یک چرخهٔ تقدیس است. چرخه‌ای که هرگز متوقف نمی‌شود زیرا هرگز، خدا، نیازمند تأیید نیست بلکه خدا، خود تأیید است.

نقد الهیات: خدایی که مالک جان است

جملهٔ پایانی شعر، یک نقد مستقیم از الهیات مالکیت‌محور است: «به ملکش بر پیمبر نیش بود است». این جمله، یک ارتباط مستقیم بین مرد پر موی و خدا را تأسیس می‌کند. مرد، در اینجا، نه یک فرد بلکه یک پیمبر است. پیمبری که نه الهام می‌گیرد بلکه مالکیت را اعمال می‌کند.

در ادیان، پیغمبر، کسی است که پیام خدا را می‌رساند پیامی که معمولا عدل، رحمت، و آزادی را تبلیغ می‌کند. اما پیمبر، در اینجا، کسی است که مالکیت را اعمال می‌کند. او، نه به ما می‌گوید: «خدا را دوست داشته باشید» بلکه می‌گوید: «خدا را تسلیم شوید. و تسلیم شدن، به معنای تسلیم بدن است».

این، دقیqua همان نقشی است که در تاریخ، از کشیشان میانه‌رو تا فقهای سیاسی، ایفا شده است. آن‌ها، نه از طریق عشق بلکه از طریق ترس، حکومت می‌کردند. آن‌ها، نه از طریق آزادی بلکه از طریق مالکیت، حکومت می‌کردند. آن‌ها، نه از طریق تفکر بلکه از طریق تسلیم، حکومت می‌کردند. مرد پر موی، در اینجا، همان پیمبر است فقط با چهرهٔ یک جنگجو. او، نه یک موعظه‌کننده بلکه یک اجرایی است. او، نه یک معلم بلکه یک مجرم است. و این مجرمان، همیشه در نام خدا عمل می‌کنند.

نقد تاریخی: از فرعون تا دیکتاتور

در تاریخ، هرگاه قدرت، خود را خدا می‌دانست آنگاه، خشونت، تقدیس می‌شد. فرعون، خود را پسر خورشید می‌دانست. تسار، خود را خداوند زمین می‌دانست. هیتلر، خود را نیابت خدا می‌دانست. در این شعر، این الگو، بدون هیچ تحریفی، تکرار می‌شود: مرد پر موی، خود را مالک هر تن می‌داند و این، به معنای همان چیزی است: من خدا هستم.

این، چرا شعر، این جمله را در چندین خط تکرار می‌کند. این، چرا شعر، این جمله را به عنوان یک ضرب‌الالمثل تعریف می‌کند. این، چرا شعر، این جمله را به عنوان یک قانون تاریخی معرفی می‌کند: «هزار سال از آن روزها رفت… همه جان و زن و فرزند و هرسان، از آن دیگری بود است ارزان».

این جمله، نه یک توصیف بلکه یک تشخیص است. تشخیصی که می‌گوید: هرگاه قدرت، خود را خدا بداند آنگاه، جان، ارزان می‌شود. و این، دقیqua همان چیزی است که در جنگ‌های صلیبی، در تجارت برده‌داری، و در جنگ‌های داخلی امروزی، اتفاق می‌افتد: جان، ارزان است. زن، ارزان است. فرزند، ارزان است. و این ارزانی، فقط زمانی امکان‌پذیر است که خدا، مالک جان باشد.

نقد فلسفی: چه کسی حق دارد خدا را تعریف کند؟

سؤال اصلی این است: چه کسی حق دارد خدا را تعریف کند؟ چه کسی حق دارد بگوید: «من مالک هر تن منم مست»؟

در حکمت ما، این سؤال، بدون پاسخ باقی می‌ماند زیرا پاسخ، خودش، نتیجهٔ تحلیل است. اگر خدا، مالک جان است پس چرا مرد، مالک بدن است؟ اگر خدا، مالک زن است پس چرا مرد، می‌تواند عبا را بر او کشد؟ اگر خدا، مالک فرزند است پس چرا مرد، می‌تواند فرزند را از مادر جدا کند؟

این سؤالات، نه برای پاسخ دادن بلکه برای تخریب ساختار مطرح شده‌اند. حکمت، به ما می‌گوید: هرگاه خدا را به عنوان مالک تعریف کنیم آنگاه، هر مالکیت بر جان، یک عمل الهی می‌شود. و این، دقیqua همان چیزی است که در تاریخ، اتفاق افتاده است. و این، دقیqua همان چیزی است که در امروز، اتفاق می‌افتد.

نقد ماتریالیسم: وقتی بدن، خدا می‌شود

در ماتریالیسم، بدن، یک ابزار است. بدن، یک نیروی کار است. بدن، یک منبع تولید است. اما در حکمت ما، بدن، نه یک ابزار بلکه یک خدا است. خدا، نه در آسمان بلکه در بدن است. مرد، نه خدا را می‌خواند بلکه خودش را خدا می‌کند. او، با کشیدن عبا، خدا می‌شود. با نشان دادن آلت، خدا می‌شود. با ریختن خون، خدا می‌شود.

این، یک نقد فلسفی بسیار عمیق است. چرا؟ زیرا ماتریالیسم، بدن را به عنوان یک ابزار تصور می‌کند و این، یک نگاه انسان‌نفرین است. اما حکمت ما، می‌گوید: اگر بدن را به عنوان یک ابزار تصور کنی آنگاه، خودت، خدا می‌شوی. چرا؟ زیرا فقط خدا می‌تواند بدن را مالکیت کند. و اگر تو بدن را مالکیت کنی آنگاه، تو، خدا شدی.

نتیجه‌گیری: وقتی خدا، یک جرم است

این حکمت، تنها یک شعر نیست بلکه یک هشدار تاریخی است. هشداری که می‌گوید: هرگاه قدرت، خود را خدا بداند آنگاه، هیچ‌گاه از خشونت فرار نخواهید کرد. هرگاه قدرت، خود را خدا بداند آنگاه، هیچ‌گاه از مالکیت بدن فرار نخواهید کرد. هرگاه قدرت، خود را خدا بداند آنگاه، هیچ‌گاه از خودتان فرار نخواهید کرد.

راه خروج، تنها یک چیز دارد: عدم پذیرش خدا به عنوان مالک. اگر ما بخواهیم جهانی بدون مالکیت بسازیم باید خدا را از مالکیت خارج کنیم. باید بفهمیم که خدا، نه مالک بلکه یک نماد است. نمادی که باید از دست دست‌های مالکان دور شود.

وقتی خدا، دیگر مالک نباشد آنگاه، مرد پر موی، ناپدید می‌شود. زیرا او، تنها در میدانی زنده است که خدا، مالک است.

صفحهٔ اصلی جهان آرمانی

پادکست‌های جهان آرمانی

حکمت و تحلیل جهان آرمانی

سوالات متداول

۱. آیا این حکمت ضد مذهب است؟

خیر. این حکمت، ضد مذهب نیست بلکه ضد مالکیت مذهبی است. او، نه مذهب را نقد می‌کند بلکه آن بخش از مذهب را نقد می‌کند که بدن را مالکیت می‌کند. این، نه یک نقد دین بلکه یک نقد ساختار است.

۲. چرا «مست» بودن، اینقدر مهم است؟

زیرا «مست»، نه یک حالت موقتی بلکه یک حالت وجودی است. مرد، با گفتن «مست»، می‌گوید: «من دیگر انسان نیستم. من، خدا شدم». این، یک تبدیل از انسان به خدا است و این تبدیل، پایهٔ هر دیکتاتوری است.

۳. چگونه می‌توانیم از این ساختار فرار کنیم؟

با اینکه خدا را به عنوان مالک تصور نکنیم. با اینکه هرگونه تعریفی که بدن را از فرد جدا می‌کند، را به عنوان خشونت بشناسیم نه فرهنگ. با اینکه مالکیت را نه یک حق الهی بلکه یک خطا بشناسیم. تغییر تصور، تنها راه خروج است.

{
“@context”: “https://schema.org”,
“@type”: “FAQPage”,
“mainEntity”: [
{
“@type”: “Question”,
“name”: “آیا این حکمت ضد مذهب است؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “خیر. این حکمت، ضد مذهب نیست بلکه ضد مالکیت مذهبی است. او، نه مذهب را نقد می‌کند بلکه آن بخش از مذهب را نقد می‌کند که بدن را مالکیت می‌کند. این، نه یک نقد دین بلکه یک نقد ساختار است.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “چرا «مست» بودن، اینقدر مهم است؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “زیرا «مست»، نه یک حالت موقتی بلکه یک حالت وجودی است. مرد، با گفتن «مست»، می‌گوید: «من دیگر انسان نیستم. من، خدا شدم». این، یک تبدیل از انسان به خدا است و این تبدیل، پایهٔ هر دیکتاتوری است.”
}
},
{
“@type”: “Question”,
“name”: “چگونه می‌توانیم از این ساختار فرار کنیم؟”,
“acceptedAnswer”: {
“@type”: “Answer”,
“text”: “با اینکه خدا را به عنوان مالک تصور نکنیم. با اینکه هرگونه تعریفی که بدن را از فرد جدا می‌کند، را به عنوان خشونت بشناسیم نه فرهنگ. با اینکه مالکیت را نه یک حق الهی بلکه یک خطا بشناسیم. تغییر تصور، تنها راه خروج است.”
}
}
]
}

اگر این مقاله شما را به تأمل دعوت کرد آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید. چون آزادی، تنها وقتی شروع می‌شود که یکی از ما، به این سوال پاسخ دهد: «چه کسی حق دارد خود را خدا بداند؟»

نسخه اشتراک‌گذاری و پیوند ارجاع اثر

نگارش شده در: 3 آذر 1404 بازتاب‌ها: 0 دیدگاه
نگارنده اثر بینش نوین

مأموریت: بررسی آثار کلاسیک و معاصر

شفافیت: این پروفایل با هدف شناسایی و نقد جریانات ادبی فعالیت می‌کند. خروجی‌های این بخش توسط سیستم‌های هوش مصنوعی استخراج و تحت نظارت تیم نظارتی جهان آرمانی بازبینی و منتشر می‌شود

نیما شهسواری نیما شهسواری

نویسنده و تحلیل‌گر فلسفه جان‌گرایی. او از پانزده‌سالگی با کلمه زیسته و اکنون تمامی آثارش را با باوری عمیق به برابری و آزادی، به‌صورت رایگان در مسیرِ آگاهیِ همگانی قرار داده است.

آخرین گام‌ها در مسیرِ آگاهی

کتاب بانیان
تازه‌ترین کتاب

کتاب بانیان

صراحت واژگان در مواجهه با ساختارهای صلب تمدن، نخستین گام برای درک بحران‌های وجودی انسان معاصر است. اثر حاضر با ترسیم تقابل بنیادین میان رداهای برساخته تمدنی و عریانی اصیل زمین، کلان‌روایت‌های انسان‌محور را به…

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان
جستار و تحلیل

عید قربان؛ کالبدشکافیِ تمدنِ سلاخی و نقدِ ریشه‌هایِ استبدادِ جان

در این وانفسای زیستن در میان کارخانه انسان‌شدگی و این سردابه انسان، خیالم به روزگاران آرامش و کار نکردن خوش بود که به نگاشتن جهان را دگرباره کنم.

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری
روایتِ شنیداری

پادکست به نام جان – ویژه برنامه ریشه‌ها و گواه ظلم – اپیزود هشتم ظلم بر زن – با نیما شهسواری

در اپیزود هشتم از پادکست به نام جان با عنوان ظلم بر زن، نیما شهسواری به تبارشناسی یکی از عمیق‌ترین زخم‌های تاریخِ بشری می‌پردازد. این گفتار، نه تنها نقدِ احکامِ فقهی، بلکه واکاویِ هستی‌شناسانه‌ای است…

کتاب شعر جان‌گرا
دفتر شعر

کتاب شعر جان‌گرا

تبیین فلسفه نوین جان‌گرایی در آثار نیما شهسواری، گذار اخلاقی از مالکیت و بیداد به سوی منع آزار و برابری مطلق هستی‌شناختی تمامی جانداران.

آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند
آرنالدر ایندریداسون و «صدای مردی که می‌میرد»: بازتاب عمیق تنهایی در ایسلند

در پهنه گسترده ادبیات جنایی نوردیک، که به سبب لحن تأمل‌برانگیز و گاه مالیخولیایی خود، فراتر از قلمروهای جغرافیایی اسکاندیناوی طنین‌انداز شده است، آرنالدر ایندریداسون، نویسنده ایسلندی، جایگاهی متمایز را به خود اختصاص داده است. آثار او فراتر از صرفاً…

مطالعه بیشتر...
**راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی**
راز آواز ماهی‌ها: نقد بی‌باکانه هالدور لاکسنس به نظام کلیسایی در رمان زنگ ماهی

هالدور لاکسنس، که با رمان‌هایش از اعماق روح ایسلند و بشریت سخن می‌گوید، در میان نویسندگان برجسته قرن بیستم جایگاهی ویژه دارد. او نه تنها یک داستان‌گو، بلکه فیلسوفی است که از طریق روایت‌هایش به کندوکاو در پیچیدگی‌های وجود، اخلاق،…

مطالعه بیشتر...
فراخوانِ مشارکت در آگاهی
گسترشِ افق‌هایِ اندیشه؛ سهمِ شما در معماریِ جهانِ آرمانی
نگاشته‌هایِ هم‌سو

اگر در حوزه‌های فلسفه، هنر، نقد قدرت و یا تحلیل‌های اجتماعی، جستار یا مقاله‌ای ارزشمند دارید، این بستر فضایی برای انتشارِ بدونِ سانسورِ ایده‌های شماست. ما معتقدیم آگاهی تنها با تکثیرِ دیدگاه‌هایِ مستقل و نقدِ ساختارها قوام می‌یابد.

حضور در انجمنِ دیالوگ

عضویت در وب‌سایتِ جهان آرمانی، صرفاً یک دسترسیِ فنی نیست؛ بلکه ورود به ساحتِ گفتگو و فعالیت در انجمنِ فکری است. برای درکِ چراییِ این حضور و آگاهی از نقشِ خود در این حرکتِ فکری، لطفاً پیش از ثبت‌نام، مرام‌نامه‌یِ فعالیت را مطالعه کنید.

نبضِ تازه‌ترین آثار

برای آگاهی از انتشارِ آخرین کتاب‌ها، پادکست‌ها و مقالاتِ تحلیلی، عضوِ جریانِ خبری ما شوید. ما متعهدیم که تنها محتوایِ ارزشمند و عمیق را به صندوقِ پیامِ شما برسانیم و از حریمِ خصوصی شما به‌عنوانِ یک اصلِ اخلاقی صیانت کنیم.

ساحتِ گفتگو
مرام‌نامه‌یِ تبادلِ اندیشه در جهانِ آرمانی
صیانت از قانونِ آزادی: درج هرگونه محتوا مبنی بر توهین، تمسخر، افترا و یا تحقیرِ دیگران، مغایر با جوهرِ آزادی است. اندیشه‌ها نقد می‌شوند، اما کرامتِ انسان‌ها مصون است.
رسم‌الخطِ فارسی: به‌منظور پاسداشتِ زبان و یکدستیِ بصریِ آثار، تنها نظراتی که با حروفِ فارسی نگاشته شده باشند، مجالِ انتشار خواهند یافت.
حریمِ خصوصی و امنیت: آدرس رایانامه‌ی شما نزدِ ما محفوظ است و هرگز به‌صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد؛ این اطلاعات تنها پلی برای ارتباطِ مستقیمِ ما با شماست.
پرهیز از محتوایِ تبلیغاتی: انتشار هرگونه لینک، نام کاربریِ شبکه‌های اجتماعی و متونِ تبلیغاتی، تمرکزِ فکریِ مخاطبان را برهم زده و از نشرِ آن‌ها معذوریم.

نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت هم‌سویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه می‌شود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید:

اکنون می‌توانید از طریقِ فرمِ زیر، نقد و یا پیشنهادِ خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاوش در میان جستارها
پاسخ به پرسش‌هایِ بنیادین
چگونه در میانِ انبوهِ این نوشته‌ها، مسیر خود را پیدا کنم؟
تمامی آثار در دسته‌بندی‌های «جستار»، «نقد قدرت»، «رمان» و «شعر» نظم یافته‌اند. پیشنهاد ما شروع از بخش «مانیفست» برای درکِ هسته‌یِ فکریِ جهانِ آرمانی است.
آیا بازنشرِ این آثار در بسترهای دیگر مجاز است؟
بله؛ آگاهی نباید در بند بماند. بازنشر آثار با ذکر منبع (وب‌سایتِ رسمی جهانِ آرمانی) نه تنها مجاز، بلکه در راستایِ رسالتِ ماست.
معیارِ پذیرشِ مقالات برای انتشار در این وب‌سایت چیست؟
استقلالِ فکری، نقدِ ساختارمحور و هم‌سویی با اصولِ «جان‌گرایی». ما از نگاه‌های نو که مرزهایِ کلیشه را می‌شکنند، استقبال می‌کنیم.
چطور می‌توانم درباره‌ی یک موضوعِ خاص با نویسنده در ارتباط باشم؟
بخش نظراتِ هر نوشته، بهترین فضا برای دیالوگ است. تمامی نقدها واکاوی شده و در صورت نیاز به بحثِ عمیق‌تر، از طریق ایمیلِ ثبت‌نامی با شما تماس خواهیم گرفت.
جهان آرمانی
مالک هر تن منم مست: چگونه قدرت خود را خدا می‌داند

در حکمتی که با زبانی خشن و فلسفی از تاریخِ خونین برمی‌آید، یک جمله به صورت یک ضرب‌الالمثل تکرار می‌شود: «مالک هر تن منم مست». این جمله، نه تنها یک ادعا — بلکه یک اعلامیهٔ الهی است. مرد پر موی،...

برابری، آزادی، نقد ساختارهای قدرت

ارجاع علمی و ادبی به آثار

در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

منشورِ باورها و جهان‌بینی
بازتابی از درونی‌ترین نگرش‌های بینش نوین
هستی و مذهب
مذهب موضوع قابل بحثی نیست
سرچشمه اخلاق
نگرش اخلاقی من برگرفته از هیچ باور و آیین خاصی نیست
آرمان سیاسی
نظام حکومتی ایده‌آل من برای اداره کشور نوعی حکومت خاص است
نظام اقتصادی
نگرش اقتصادی خاصی دارم که تا کنون مطرح نشده است
عدالت و برابری
از نگاه من همه‌ی جان‌ها انسان، حیوان و گیاهان برابرند
پاسخ به جرم
بدترین جرم و گناه از نظر من خشونت است
فلسفه مجازات
مجازات نابخشودنی‌ترین جرم و گناه در باور من حبس است
شبکه‌هایِ اجتماعی بینش نوین
راه‌های ارتباطی و بسترهای انتشار آثار در فضایِ دیجیتال
راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.