سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان هست با شما هستم.

این اپیزود دهم از ویژه برنامه ریشه ها و گواه ظلم هست و ما قراره تو این قسمت در باب فرهنگ قربانی صحبت بکنیم.

ممنون که همراه من هستید.

خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما سعی کردیم گواه ظلمی داشته باشیم نسبت به این مظالم بی پایان در جهان و مصادیقی که وجود داره.

با استناد به آیات مقدس کتب ادیان ابراهیمی، انجیل، تورات و قرآن و.

سعی کنیم در باب مصادیق این ظلمت ها.

در این ویژه برنامه به صورت موجز تا جایی که ممکن هست صحبت بکنیم و این مبحث رو به پیش ببریم و بابی باشه برای مطالعه بیشتر این احادیث و این کتابها و این روایاتی که زندگی جمعی ما رو نه تنها در طول تاریخ که حتی امروز هم تحت شعاع خود قرار داده و در این قسمت مشخص هم قرار است در باب این خون مقدس و این فرهنگ قربانی که ظلم را از ذبح حیوان تا انتحار انسان در راه بت الوهیت ادامه داده صحبت کنیم.

تصویر دهشتناکی که در طول تاریخ مدام در حال تکرار است و در آن دوران باستان و امروز هم ما هر روز شاهد همین نگاه های آلوده هستیم.

فرهنگ قربانی که اصولا همه چیز رو داره از موجودات و حیات و زیستشان هم در بر میگیره.

اصولا ما با خدا و نگاه خداوندی روبه رو هستیم که یکتا حق زندگی رو از موجودات زنده داره دریغ میکنه.

یعنی ما چیزی والاتر از جان که در حیات خودمون نداریم.

شما هیچ چیز ماهوی رو در جهان نمیتونید همتای این وجودیت مستدام خودتون ببینید چه چیزی همتای این جهان درون شماست.

هیچ چیزی نمی‌تونه همتای این باشه.

هیچ ماهیت اضافه شده ای به دست انسان ها.

از شجاعت و صداقت تا هر چیز دیگه ای که بهش باور داشته باشیم، در نبود جان معنایی نخواهد داشت.

و حالا ما مواجه هستیم با این نگاه آلوده که دست روی تنها منبع هستی و موجودات زنده میذاره و حالا سعی بر این داره که این تنها دارایی موجودات رو قربانی راه خودش بکنه.

ما با قربانی روبرو هستیم که عملا قتل و تجاوز رو نهادینه بر جان می‌کنه و جان ها رو فاقد هر گونه اختیاری می‌کنه.

ما باید نزدیک بشیم به ذات این عمل قربانی کردن که به عنوان قتل و نفی اختیار از جانب قربانی است.

حالا چه انسان باشه چه حیوان باشه، تفاوتی نمی کنه.

ما رو به رو هستیم.

اینگونه همه چیز در اختیار خداییست که هستی موجودات را هم برای خود می بیند تا چه اندازه می تواند این ظلمت ادامه دار و ریشه دار باشد که همه چیز و حتی حیات موجودات را هم در اختیار بگیرد؟

وقتی به قرآن رجوع می کنیم به سوره حج آیه 31.

اونجایی که میگه و شتران فربه را در مراسم حج برای شما از شعائر الهی قرار دادیم در آن ها برای شما خیر است.

پس هنگامی که بر پهلو خوابان دید نام خدا را بر آن ها ببرید.

خب شروع این فاجعه بزرگ تاریخی که در جهان ما باهاش روبرو هستیم، عید خونینی که تحت عنوان عید قربان می شناسیم و حیات و زندگی تمام موجودات رو تحت تاثیر خودش قرار میده چه با وجود این عید به عنوان یک رفتار شنیع و خشونت باری که زیست و زندگی رو از موجودات زنده سلب می کنه و چه نمایش این خشونت پرتکرار که مسبب زندگی پر درد و خشونتبار انسان ها خواهد شد و این تصویرگری که درنهایت خشونت رو دوباره تصویر کرده.

ما مواجه میشیم با این نگاه آلوده ای که در پی کشتار دیگران هست و همه هستی این موجودات رو تحت شعاع خودش قرار.

یعنی ما مواجه هستیم با قتل و تجاوزی که همه چیز رو از جان و موجودات میبره.

وقتی به سفر خروج تورات رجوع میکنیم باب 10 آیه 11 و گاوان ذبح کرد و آن ها را قربانی های سوختنی برای خداوندان ساخت.

در باب این قربانی کردن و سوزاندن حیوانات در تورات به کرات آیات بیشماری آمده.

اصولا مواجه میشیم با روش و منش و آیین هایی برای این کشتار ها که بعد از اون هم در قرآن ادامه پیدا میکنه.

در انجیل ادامه پیدا می کنه و اصولا این فرهنگ در دل این ها ادامه دار در حال گسترش هست.

شما از اون نقطه ابتدایی و داستان ابراهیم هم که وارد بشید باز هم همین نگاه آلوده رو می بینید که چگونه این خدا در پی قربانی گرفتن و سلب حیات از دیگران برای بزرگ بودن خود هست که حالا در اون داستان مشخص هم شما با رجوع به ابراهیم و حالا اون داستان ذبح کردن فرزند خودش و در نهایت هم اون تصویری که با کشتن یک بره یا میش اتفاق می افته باز هم رو به رو میشید.

به اون خودخواهی مداومی که در وجود اون خدا وجود داره و اصولا این نگاه وحشتناک رو به پیش می بره برای اثبات خودش و هرگونه حقی رو از موجودات زنده سلب می کنه.

در انجیل در بخش عبریان باب نهم آیه بیست و دو هم اینگونه میگه که به موجب شریعت تقریبا همه چیز با خون تطهیر می‌شود و بدون ریختن خون، آمرزش در کار نیست.

یعنی شما دارید تاکید بر این تقدس خونریزی را به عنوان واسطه ای برای آمرزش می بینید.

شما برای اینکه وارد این وادی بشوید باید خون بریزید.

اصولا خون می‌خواهد برای تطهیر شدن.

گاوها باید ذبح بشوند.

شترها باید سر بریده بشوند.

اعیاد قربان باید شکل بگیرد و فوج فوج جانداران را سر ببرند.

برای اینکه شما تقدیس بشوید، شما تطهیر بشوید، شما آمرزیده بشوید، شما رستگار بشوید و رستگاری ای که توامان با خون ریزی و خون ریختن و خون خوردن و در همین نگاه های آلوده خلاصه شده.

قربانی کردن نه تنها کشتن و قتل جان که قاعدتا تبدیل به یک امر قابل قبول و یک فرهنگ و ارزش و هنجار شده که گرفتن همه چیز اون موجود در برابر هست.

یعنی شما با این عمل به عنوان سلب هرگونه اختیار و آزادی از جانب رو به رو هستید و در وهله بزرگتر با یک عمل وحشیانه و قتل و تجاوز نهادینه بر جان دیگران روبه رو هستید.

این عمل در نهایت ارائه توجیهات عرفانی و اخلاقی رو هم خواهد کرد.

یعنی شما رو به رو میشید با جنبه های تلقینی و شستشویی که نقطه رو به جایی میبره که خشونت رو حتی زیبا جلوه میده.

یعنی شما وقتی رو به رو میشید با این نگاه آلوده و وحشتناک که در یک نگاه خارج از این شستشوی ذهنی تنها و تنها شما خشونت و وحشت و خونریزی رو میبینید.

یعنی اگر شما یک انسان صفر رو در نظر بگیرید، منظورم از انسان صفر انسانی است که خارج از این تعالیم دهشتناک زیست کرده باشه.

وقتی رو به رو بشه با این اعیاد مثلا قربانی کردن حیوانات براش صحنه صحنه دلخراشی است.

صحنه، صحنه وحشتناکی است.

این که شما ببینید در بین زجر و ناله یه عده ای دارن سر دیگران رو میبرند و خون رو به زمین ها میپاشن.

اما این با این شستشوی ذهنی و با این تلقی ها و توجیهات عرفانی حتی مبدل به یک رفتار اخلاقی میشود.

یک رفتار با شکوه میشه و این خشونت زیبا جلوه میکنه.

اصلا این رو تحت عنوان عید در نظر میگیرن.

یعنی شما وقتی به ریشه مثلا عید قربان نگاه میکنید، اینکه حالا مواجه میشید با جماعتی که دارن شادی خودشون رو با خشونت پیوند میدن، شادی خودشون رو با سلب حیات دیگران، سلب اراده برای زندگی دیگران گره میزنن.

اصلا دیگه صحبت از شادی است که بر پایه خشونت کردن است.

یعنی شما تصور کنید یک جماعتی که به عنوان مثلا قاتل های زنجیره ای باشند و یک حزبی را تشکیل داده باشند در یک روز مشخص هم بیان و تمام شکار هایی که داشتند را در خیابان ها سر ببرند و این را مبدل به یک عید برای خودشان بکنند.

امروز اگر ما به این تصویر نگاه بکنیم و این را مجسم در ذهنمان بکنیم، به واسطه وجود انسان در این هرم برایمان شاید سخت باشه، شاید جالب نباشه، شاید قابل فهم نباشه اما کاری که داره اتفاق می افته دقیقا به همین شکل هست.

یعنی موجوداتی که دارن زندگی خودشون رو میکنن توسط یک جماعتی برای شادی کردن حالا به بدترین و وحشیانه ترین شکل قلع و قمع میشن.

حالا جماعتی اومدن با بریدن سر و این صدای دهشتناک از زجه ها و ناله ها و خون های ریخته شده جشنی به پا می کنن و این خشونت رو زیبا و اخلاقی و عرفانی هم توجیه میکنن و ثمره اش هم قاعدتا این سیر دوار از خشونت هست.

این خشونت بی انتهایی است که ریشه دار هست.

خارج از این ما مواجه میشیم با این پیوست تاریخ قربانی از ابراهیم تا انتحار هایی که امروز داره اتفاق می افته.

شما یک پیوستگی تاریخی در این فرهنگ قربانی از اون اولین نمونه ها تا نمودهای خشن امروزی که تحت عنوان انتحار در نگاه های اسلامی وجود داره میبینید.

یعنی می بینید که چگونه این فرهنگ قربانی کردن خویش است که داره با بازتولید خودش این رو مبدل به یک ارزش جمعی می کنه.

یک ارزشی که اگر شما در دلش در نهایت خودرو منفجر بکنید و یک جماعتی رو هم داغدار بکنید و از بین ببرید، نه تنها کار اشتباهی نکردید، بلکه یک دارید، بلکه فداکاری کردید، بلکه به جایگاه رفیع شهادت هم خواهید رسید و در اون جایگاه بزرگ هم زندگی بهتری خواهید داشت.

حالا با رجوع به این اسناد ظلمت در دل ادیان ابراهیمی مثلا به عنوان مثال در تورات سفر پیدایش باب بیست و دوم آیه یک تا دو میگه و خدا به او ابراهیم گفت پسر یگانه خود اسحاق را بردار و او را در آنجا به عنوان قربانی سوختنی بر یکی از کوه هایی که به تو خواهم گفت بگذراند.

خب این اون نقطه اصلی است.

در راستای اینکه قربانی شدن انسان، حیوان و یا هر چیزی بدل به یک نقطه ای میشه که ارزشی است برای این نگاه آلوده.

حالا من در باب این آیه همین که نام اسحاق رو گذاشته به واسطه این هستش که در تورات ما با نام فرزندان ابراهیم اسحاق روبرو میشیم و در اسلام هم در قرآن با اسماعیل روبرو میشیم.

حالا این تفاوت هم یا به واسطه حواس پرتی است که محمد در آن دوران داشته و یا به هر دلیل دیگری.

این تفاوت اسامی به این دلیل هست.

اما خارج از این پرانتزی که باز کردیم و بستیم، وقتی به خود آیه رجوع می کنید و حالا این رو مثلا در قرآن، در سوره صافات.

در آیه 120 تا 130 هم داستان قربانی کردن فرزند ابراهیم و اسماعیل هست و جایگزینی در نهایت با گوسفند هست که حالا ما میبینیم که چگونه تثبیت میشه.

این لزوم فدیه و فداکاری در راه خدا و اصولا این قربانی شدن در راه خدا به عنوان اینکه شما دارید یک ارزشی رو به پیش میبرید و وارد جرگه میشید برای عبادت بیشتر، بندگی بیشتر و پای خدا.

در انجیل یوحنا هم در باب اول آیه 11 داستان به همین شکل است.

اینک بره خدا که گناهان جهان را برمیدارد، باز هم داستان همان تقدیس و نهادینه شدن قربانی شدن بعنوان فدیه نهایی است.

یعنی شما این فلسفه قربانی شدن رو در امتداد یک تصویر دارید؟

میبینید این فرهنگ بیماری که در بستر تاریخی خود را از اون نقطه آغازین شروع می کند.

در ادیان ابراهیمی با همان پروژه ای که ما تحت عنوان ابراهیم و اسحاق و اسماعیل و یا هر نام دیگری که بخواهید بهش بدید روبرو میشیم و مدام داره این داستان تصویر توامانی را ارائه میده از ارزش تازه ساخته شده ای به عنوان قربانی شدن و قربانی کردن فرای اون رفتار وحشتناک و وحشیانه ای که در راستای سلب حیات از موجودات زنده بدون اراده هست.

یعنی مثلا در قبال حیوانات و اون رفتار وحشتناک حتی در کنارمون داره تقدیس میشه.

این فرهنگ بیمار و شما مواجه میشید که می تونه این امتداد ما رو به نقطه ای برسونه که در دلش اسلام هم بیاد و انتحار بکنه بیاد و این انتحار کردن رو هم بخشی از این قربانی شدن در راه خدا تصور کنه.

وقتی نقطه آغازین داستان ابراهیم به وضوح این تصویر رو به ما ارائه میده، در راستای این فداکاری در راستای خدا، امتدادش هم در نهایت ما را به همون نقطه می رسونه.

دامنه این قربانی از حیوانات برای کشتن تا انسان در قالب شهادت در قالب اشکال مختلفی که مبدل به بیماری های امروزی مثل حملات انتحاری و تروریستی شده هم در طول تاریخ مدام وجود داشته و ثمره این فکر بیمار در نهایت ما رو به این نقطه رسونده که چگونه در این بطالت توامان غرق شدیم.

غرقه در این نگاه آلوده شدیم و چگونه ما داریم بازتولید این نگاه خشونتبار رو میبینیم.

اما فارغ از این ها ثمرات اجتماعی و روانی ای هم داره.

این خشونت مقدسی که ما باهاش رو به رو هستیم.

این خشونت مقدسی که فرهنگی تحت عنوان قربانی رو به وجود آورده که در نهایت تاثیرات منفیش رو بر زندگی اجتماعی و روانی انسان ها پدید میاره.

این فرهنگی که حقوق حیوانات رو قاعدتا به هیچ میشماره و خشونت رو عمومی میکنه و در نهایت ما رو به رو میشیم انگار با یک سایکوپت جمعی یعنی یک جماعتی که اصولا این رو مبدل به یک ارزش کردن.

این سادیسم رو اصلا انگار دارن میپرستن.

این آزارگری بر دیگران رو تبدیل به نقطه ی شکوه خودشون کردن.

یعنی ما روبرو هستیم با تقدیس این خشونت دنباله دار.

حتی اگر قرآن داره به صراحت مثلا در سوره هجای 17 میگه که گوشت ها و خون های آن ها هرگز به خدا نمی رسد بلکه تقوای شماست که به او می رسد اگر چه در این تقوا رو هدف قرار میده اما باز هم تاکید بر استمرار این عمل وحشیانه و دهشتناک ذبح و کشتار رو در خودش قرار میده.

یعنی یعنی به عنوان مثال وقتی شما نزدیک میشید به این مفاهیم و مثلا عید قربان، خب حتما شنیدید یعنی اگر نشنیدید هم میتونید با یک جست و جوی ساده به این مفاهیم برسید که در عربستان یا کشورهای اسلامی دیگر.

بعد از عید قربان اینقدر گوشت زیادی وجود دارد که حتی بخشی از اینها را هم دفن می‌کنند و نمی‌توانند استفاده کنند.

یک کشتار دهشتناک و آلوده ای که خشونت را مدام و مدام هم تبلیغ می‌کند، ترویج می‌کند و بزرگداشت می‌کند.

یک نمونه بارزش در این اسناد پر ظلم در تورات هست.

در کتاب اشیاء باب یک آیه یازده از کثرت قربانی های سوختنی شما خسته شده ام.

از خون گاوها و بره ها و بزها لذت نمی برم.

اینجا ما مواجه هستیم با بیان صریح یک پیامبر بر بیهودگی این عمل قربانی که نشان دهنده تداوم اجبار و بر این حرکات شنیع و وحشیانه هست.

چیزی که امروز هم باهاش روبرو می شویم حالا چه در پاکستان باشد، چه در عربستان باشد، چه در دیگر کشورهای اسلامی، باشد که این عمل وحشیانه در راستای کشتار عظیم حیوانات و نفی تمامی حقوق زیست و جان همه موجودات و بویژه حیوانات.

خوب قاعدتا بدل به یک راه عبث شده فقط در راستای استمرار این خشونت دیوانه وار.

خوب اینها ثمرات اجتماعی و روانی ای خواهد داشت که کتمان ناپذیر است.

این تصویر گری مداوم از قربانی ها در کشور های اسلامی، این میزان حیوان آزاری و فراتر از همه اینها تمامی اشکال خشونت را در جامعه دارد افزایش می دهد.

شما وقتی با چهره اول این خشونت در جامعه روبرو می شوید، وقتی با یک کودکی روبه رو هستید که در یکی از این جوامع قرار است چشم به جهان باز کند و دنیا را ببیند.

حالا وقتی مدام داره این تصاویر رو میبینه در عید قربان اون رفتار شنیع در قبال حیوانات، در خیابان ها، شلاق زدن ها، اعدام کردن ها و.

مدام این خشونت داره براش تکرار میشه.

قرار هست چه رفتاری در قبال جانداران داشته باشه؟

آیا این سادیست مبدل به یک روش و منش نمیشود؟

آیا این سایکوپت تبدیل به یک نرم اجتماعی نخواهد شد که اصولا آزارگری بخشی از رفتار جمعی این مردم باشه؟

اون کودکی که در این فضا بارور شده قرار است مثلا در مواجهه با یک حیوان چه رفتاری بکنه؟

خب این تصاویر خشونت بر علیه حیوانات رو ما مدام میبینیم و اینکه چگونه رفتارهای وحشتناک و این جنایات رو انجام میدن.

اما اینها تبعاتی است که این اشکال متفاوت از خشونت و تکرار مداوم اینها برای این مردمان ساخته.

اون کودکی که داره مدام این تصاویر رو میبینه داره میبینه بی ارزش بودن اونها رو.

در نهایت هم خودش این تصویر رو ارائه میده.

این رفتار تکرار شونده رو بعد از دیدن بارها یاد گرفته و حالا داره باز پس میده.

ما رو به رو میشیم با این جنایت های بی پایان و این ترویج قتل به عنوان یک فعل مقدس و باارزش که تبدیل به زندگی جمعی انسان ها در این نظام های فکری شده از سوی ما مواجه هستیم.

با این ترویج گری بی مهابا از خشونت ها که در نهایت جماعت و سرباز هایی را اینگونه آماده برای خدمت در راستای این وحشیگری ها می کند.

ما روبرو هستیم با قربانی ای که قتل و تجاوزی نهادینه است بر جانی که هیچ اختیاری ندارد.

این حجم وسیع از کشتارهایی که اتفاق می افتد، این بی ارزش انگاری در برابر موجودات و حیوانات و حتی انسان ها در نهایت ما را به یک پیوست تاریخی می رساند که قربانی از یک نقطه آغازین به نهایت خود تباهی می رسد.

چیزی که ما تصویرش را در زیست مثلا جمعی این مومنین به ادیان ابراهیمی از ابراهیم تا انتحار های امروزی هم می بینیم.

این پیوستگی است که تاریخ و فرهنگ قربانی در نهایت ما را به نقطه ای می رساند که جماعتی از جان خودشان بگذرند و حاضر باشند حتی با کشتن دیگران همه چیز خود را هم فدا کنند.

قاعدتا این بیدادگری های توأمان ثمراتی خواهد داشت که ثمره اش خشونت جمعی است و آن زیست پر از درد و وحشت و خشونتی است که ساختن در قبال تمام موجودات، این خون خوارگی مداومی است که در نهایت این چهره ی وحشتناک را از جوامع به وجود می آورد.

ما وقتی در باب فرهنگ قربانی صحبت می کنیم، داستان، داستان طول و درازی است و قاعدتا می شود از نگاه های متفاوتی به آن نگاه کرد.

اما نقطه ی مهم ترویج این خشونت به عنوان یک فعل مقدس و با ارزش است.

حالا در اشکال متفاوت، چه به عنوان آن عمل وحشیانه و ترویج آن خشونت، چه به عنوان یک فرهنگ در راستای فداکاری و قربانی کردن خود در برابر آن خدای نادیده.

تمامی این ها ما رو به اون نقطه صیقلی میرسونه که این قتل و غارت و تجاوز یک فعل مقدس و با ارزش است و مبدل به یک ارزش و هنجار جمعی در جوامع اینگونه غرق در افکار آلوده است.

قاعدتا میتونیم خیلی بیشتر در باب این مسایل صحبت بکنیم و در آتی هم قاعدتا صحبت خواهیم کرد.

اما تا اینجا این مبحث در این ویژه برنامه باز شد و بابی را باز کرد برای مطالعه بیشتر اسناد تاریخی که از این کتب مقدس ادیان ابراهیمی وجود داره.

باید قرآن رو خوند.

باید تورات و انجیل رو به فارسی خوند تا فهم بهتری داشت و در برابر چه کسی ایستادگی میکنیم؟

در برابر چه کسی میجنگیم؟

و یا اگر باور به هر کدام از این ادیان داریم قاعدتا باید بدونیم دربارش بیشتر بخونیم و بعد آگاهانه به چیزی که باورداریم باورمند باشیم اما نه با پرده پوشی ها و حجاب هایی که مدام این عاملان دینی دارن انجام میدن تا ما مواجه نشیم با اسناد تاریخی ای که وجود داره.

اگر شما باورمند به اسلام هستید تا تاریخ و سیرت نبوی رو نخونید و زندگی رو درک نکنید تا احادیث بیشمار صحیحی که در اهل سنت و شیعیان وجود داره رو نخونید تا احکام و فقهی که توسط این باورمندان به وجود اومده و این عاملان دینی اونها رو پایه ریزی کردن نخونید تا با قوانین لخت مثلا جمهوری اسلامی یا کشورهای سنی مذهب روبه رو نشید.

نمی تونید درباره این مفاهیم صحبتی داشته باشید.

اصلا به اون باوری داشته باشید.

شرط ابتدایی قاعدتا آگاهی است.

چه برای باورمند بودن به این نگاه ها و چه برای دوری گزیدن و مبارزه و هدف اصلی این ویژه برنامه هم باز کردن این باب هست برای فهم بهتر و بیشتر قاعدتا کتاب گواه ظلم الله جبار و بقیه کتاب های من هم برای شروع وجود داره.

اما خود این متون هم بیانگر تمام این ظلمت ها هستن و میشه راه رو باز کرد برای فهم بهتر و این هم دریچه ای برای این رفتار خواهد بود.

در انتها هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره، میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بذارید.

منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.

من پیش از این که بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقایدم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته ی تحریر درآوردم.

تمامی این آثار به صورت رایگان در وب‌سایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.

میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه ادامه پیدا کنه اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.

ممنون که همراه من بودید.

من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.

در پناه آزادی.