شناسنامه و نقد تحلیلی اثر
نام اثر: هامون
پدیدآورنده: داریوش مهرجویی (نویسنده و کارگردان)
سال ساخت / اکران: ۱۳۶۸ / ۱۳۶۹
بازیگران اصلی: خسرو شکیبایی، بیتا فرهی، عزتالله انتظامی، فتحعلی اویسی، جلال مقدم
موسیقی: ناصر چشمآذر (با اقتباس از تمهای یوهان سباستیان باخ)
منبع اقتباس: الهامآزاد از «ترس و لرز» (سورن کییرکگور) و «فرانی و زویی» (جی. دی. سالینجر)
مقدمه: واسازی یک اسطوره بورژوایی؛ چرا هامون مقدس نیست؟
تاریخ نقد سینمایی در ایران همواره زیر سایه نوعی «نوستالژی زدگی روشنفکرانه» و تنزهطلبی زیباشناختی فلج شده است. فیلم «هامون» ساخته داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۸، به گوساله سامری سینمای به اصطلاح مدرن و روشنفکری ایران بدل گشت؛ اثری که طی سه دهه گذشته، دست زدن به کیان آن با اتهام «بیسوادی» یا «عدم درک جهان روشنفکری» پاسخ داده شده است. اما وظیفه منتقد رادیکال در مجله «جهان آرمانی»، نه طوافی دوباره بر گرد این بتهای کهنه، بلکه شالودهشکنی بیرحمانه سازوکارهایی است که یک متن آشفته، نامنسجم و آکنده از خودشیفتگی طبقاتی را به عنوان «شاهکار تاریخ سینما» جا زدهاند.
هامون در لحظه تاریخی فرخندهای متولد شد؛ در انتهای دهه شصت، در مواجهه جامعه با ملال پس از جنگ و آغاز شکلگیری طبقه متوسط جدیدی که به دنبال بازتعریف بحرانهای ذهنی خود در قالبی شیک، فلسفی و در عین حال بیخطر بود. فیلم مهرجویی دقیقا همین کالای تزئینی را تامین کرد: یک ملودرام خانوادگی آشفته با لکههای پررنگ از رمانتیسیسم ابتذالیافته، که با چسباندن نامهای بزرگی چون سورن کییرکگور، جی. دی. سالینجر و یوهان سباستیان باخ، به مخاطب شبهروشنفکر خود احساس «تلاش برای کشف معنا» را حقنه میکرد. اما وقتی پرده اقتباسهای سطحی و بازیهای جنونآمیز نمایشی را کنار بزنیم، آنچه باقی میماند نه یک بحران وجودی اصیل ، بلکه یک هیستری زناشویی در بستر حقارت طبقاتی است.







نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت همسویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه میشود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید: