جنگ است همه جان من از جنگ به تو شاه
هر کام فرو رفته نفس در گرو این راه
از روز ازل جان و جهانم به تو این راه
من جنگ به سالاری جنگ و به تو بر شاه
نام من تو و گو که محارب و در این راه
تا خون به رگم باشد و این جامه مهیا
حالا تو بیا دست ببر پای من این راه
تا هر چه جهان است بگو جنگ بر الله
آن روز جزا آمده و شاد بر این است
تو خالق جرم و تو جنایت تو بر این راه
حالا تو بکش من تو بسوزان شهِ بیمار
این راه به فکر است و تو جانم ببری شاه
هر قطرهی خون و همه ذرات من این جان
حرب است محارب به خداوند بر آن خان
جان و همه دنیا و همه فکر و همه راه
حرب است محارب به خداوند بر آن شاه
هر کار که خواهی تو بکن جرم و جنایت
حرب است محارب به خداوند کراهت