شجاعت را بخوان با من به پیوند
شجاعت او پدر مادر و فرزند
شجاعت را به تقدیرم کشیدم
شجاعت جان من بر او رسیدم
غرورم در ره پاکی و آزاد
بگو جنگم رهایی کرده فریاد
ببارد بر زمین باران آزاد
همه زخم تنم تیمار و دلشاد
بگو از جنگ گو نابود شهوت
بگو پایان راهی ای تو ظلمت
ببین در دست من راه است و تعلیم
ببین آزادی دنیا به تعیین
ببین من را و لشگر پر غرورم
ببین جنگ و رهایی را که نورم
من آن نورم به تاریکی و طغیان
همان نور از دل شمع و به دل جان
به جنگی آمده در راه آزاد
خدا ظلم و همه زشتی در آن باد
صدا آید صدای بور و باران
بخوان پیروزی پیروز جانان
بگو آزادی دنیا به راه است
جهان آزاد و آزادی جان است
نگاهت میکنم در آسمان شاد
بر آن تخت سپید ظلم و بیداد
ببین این آخر راه است و حالا
جهان آزاد و آزاد است جانا
ببین این جنگ پاک و آن سلحشور
ببین آزاده را در جنگ تو نور
ببین پایان کار و بردگیها
جهان آزاد و آزاد است جانها
همه آرام و در آسایش و شاد
همه تعلیم آزادی و آن داد
بگو ما خانه از ظلمت گرفتیم
به رزم خویشتن آن پس گرفتیم
جهان آزاد و آزاد است جانها
همه در شادی و آرامش آنها
ببارد بر زمین باران آزاد
همه آزاد و آزادند دلشاد