شناسنامه اثر
نام اثر: باد ما را خواهد برد
پدیدآورنده (کارگردان): عباس کیارستمی (بر اساس طرحی از محمود شکراللهی)
سال انتشار: ۱۹۹۹ میلادی (۱۳۷۸ خورشیدی)
بازیگران: بهزاد دورانی، فرزاد سهرابی و جمعی از اهالی بومی روستا (با حضور صوتی بهمن قبادی)
کشور سازنده: ایران و فرانسه
افتخارات: برنده جایزه بزرگ ویژه هیئت داوران (شیر نقرهای) از جشنواره فیلم ونیز (۱۹۹۹)
امتیاز منتقد: ۴.۵ از ۱۰
مقدمه و مواجهه نخست: صنعت اگزوتیسم و ابتذال بینش در سینمای کیارستمی
فیلم سینمایی «باد ما را خواهد برد» اثر عباس کیارستمی، یکی از ستایششدهترین آثار سینمای شبهمدرن ایران در محافل جشنوارهای غرب است؛ فیلمی که تحت لوای «شاعرانگی»، «مینیمالیسم» و «شهود فلسفی»، سالهاست مخاطب ازخودبیگانه را به تمجیدهای کورکورانه واداشته است. اما هنگامی که نقاب تقدسگرایانه سینمای کیارستمی را کنار میزنیم و با نگاهی ساختارشکن، رادیکال و بیرحم به کالبد اثر مینگریم، با چیزی جز یک «چشمچرانی بورژوایی»، «فتیشیسم مرگ» و «مصرفگرایی فرهنگی» مواجه نمیشویم.
داستان حضور یک فیلمساز تهرانی (بهزاد) در روستای «سیاهدره» کردستان به انتظار مرگ پیرزنی صدساله (قابوس) تا از مراسم عزاداری خونین و عجیب بومی فیلمبرداری کند، در ظاهر کشف ریتم هستی است، اما در باطن، تجسد نگاه استعماری سوژه شهری به ابژه روستایی است. کیارستمی در «باد ما را خواهد برد» فرآیند تسلیم روشنفکر طبقه متوسط در برابر سازوکارهای قدرت و سرمایهداری جشنوارهای (بهویژه تهیهکنندگان فرانسوی) را پنهان میسازد و رنج، فقر و بدویت یک جامعه حاشیهای را به تابلوهای زیباشناختی خوش آبورنگ برای ذائقه اروپایی تبدیل میکند. این اثر نه تنها خرق عادتی در فرم سینما ایجاد نمیکند، بلکه به بازتولید کلیشههای بیمایه از «حکمت شرقی» میپردازد؛ حجابی ایدئولوژیک که چشم بر مناسبات واقعی تولید، رنج زیسته و سرکوب عریان میبندد.
کالبدشکافی فرم، محتوا و لایههای پنهان اثر
۱. کالبدشکافی فرمی: مینیمالیسم تزئینی و تکرار مکانیکی
فرم در «باد ما را خواهد برد» ناتوان از ایجاد یک فرم ارگانیک و پویا است. کیارستمی با اتکا به تمهیداتی چون حذف تصویر همراهان بهزاد (که تنها صدای آنها را میشنویم)، قاببندیهای دور و تکرار مکانیکی حرکت خودرو بر فراز تپه، سعی دارد نوعی غیاب مدرنیستی را شبیهسازی کند. اما این حذفها، برخلاف سینمای برسون یا آنتونیونی، ناشی از ضرورت درونی فرم نیست، بلکه حرکتی تزئینی و تصنعی برای پنهان کردن خلاء درام است.
تکنیک به مثابه خودنمایی: تپه، تلفن همراه و دور باطل
صعودهای چندباره بهزاد با لندرور به بالای تپه و گورستان روستا برای دریافت سیگنال تلفن همراه، در نگاه نخست استعارهای از انقطاع انسان مدرن از طبیعت به نظر میرسد. اما این استعاره آنقدر گلدرشت، سادهانگارانه و فرموله شده است که در همان تکرار سوم، کارکرد زیباشناختی خود را از دست میدهد و به یک خودنمایی تکنیکی تبدیل میشود. دوربین محمود کلاری، روستا را به یک استودیو-کارتپستال استریلیزه مبدل کرده است؛ جایی که هیچ کثافتی، هیچ تحقیر واقعی طبقاتی و هیچ هویت تاریخی مستقلی خارج از ذهنیات کاراکتر اصلی وجود ندارد.
۲. واکاوی محتوایی: چشمچرانی معرفتشناختی بر خاکسپاری رنج
از منظر محتوایی، «باد ما را خواهد برد» یک سوءاستفاده معرفتشناختی است. گروه فیلمسازی نه برای فهم زیستجهان بومیان، بلکه مانند لاشخورهایی مدرن، منتظر جان دادن پیرزنی ۱۰۰ ساله هستند تا یک «مناسک اگزوتیک» را شکار کنند. این موضع «انتظار برای مرگ دیگری»، اخلاق بازنمایی را به شدت مخدوش میکند. فیلمساز ادعا میکند که در نهایت، بهزاد از این فرصتطلبی دست میکشد و به «کشف زندگی» میرسد، اما این تحول کاملا جعلی، تحمیلی و فاقد پسزمینه روانشناختی یا فلسفی قانعکننده است.
ابتذال شعر فروغ در زیرزمین: مواجهه مبتذل با اروتیسم و هستی
در سکانس مشهور زیرزمین، جایی که بهزاد برای دختر روستایی در حال شیر دوشیدن، شعر «باد ما را خواهد برد» فروغ فرخزاد را میخواند، مبتذلترین مواجهه اثر با ادبیات و اروتیسم شکل میگیرد. شعر تاریک، رادیکال و وجودی فروغ که عصیانی است علیه زوال و انفعال، در تاریکی زیرزمین و در دهان یک روشنفکر فرصتطلب، به یک لالایی بورژوایی و انفعالی برای رام کردن سوژه روستایی تقلیل مییابد. دختر روستایی در تاریکی مطلق، فاقد چهره و صدا، صرفا ابژهای است برای ارضای حس شاعرانگی کاذب سوژه شهری.
نقد رادیکال ایدئولوژی پنهان: تسلیم در برابر قدرت و سرکوب مفهوم «جان»
بزرگترین جنایت ایدئولوژیک «باد ما را خواهد برد»، تهی کردن انسانها از مفهوم «جان» (به مثابه نیروی زیست فعال، آگاه و مقاومتکننده) و تبدیل آنها به «اشیاء منظرگاه» است. اهالی روستای سیاهدره، از پسربچه راهنما (فرزاد) گرفته تا مرد حافر چاه، هیچکدام دارای اراده تاریخی، آگاهی طبقاتی یا عاملیت انسانی نیستند. آنها حاشیههایی سادهلوح، خوشقلب و بیتغییر هستند که صامت و بیصدا در خدمت «سیر و سلوک» کاذب شخصیت اصلی قرار گرفتهاند.
فیلم با رادیکالیسم کاذب خود، در واقع یک اثر کاملا محافظهکارانه و در خدمت مناسبات قدرت موجود است. کیارستمی هیچ سؤالی درباره علت محرومیت، انزوا و رنج این جامعه کوهستانی نمیپرسد. او رنج سیاهدره را طبیعیسازی و تقدیس میکند. از نظر ایدئولوژی پنهان فیلم، فقیر بودن، حفر چاه تا سرحد مرگ، و نداشتن امکانات اولیه، نه نتیجه مناسبات ظالمانه سیاسی-اقتصادی، بلکه بخشی از «ارکستر زیبای طبیعت» است که روشنفکر تهرانی باید با دیدن آن به آرامش روحی دست یابد! این همان نقطهای است که سینمای کیارستمی کاملا در برابر «جان» و حقیقت زیسته قرار میگیرد و به نفع ایدیولوژی حاکم، جهان را مسلوبالإراده میسازد.
واکاوی فلسفی نگرش اثر نسبت به رنج و آزادی: هایدگریسم مبتذل و آزادی عقیم
سینمای کیارستمی در این اثر تلاش میکند نوعی فلسفه وجودی مشرقزمینی با رگههایی از هایدگریسم مبتذل (بازگشت به هستی، اصالت لحظه، سکون) را ارتقا دهد. اما «آزادی» در این فیلم، آزادی اصیل انسانی نیست؛ بلکه «آزادی بیمصرف روشنفکر بیعملی» است که از مواجهه با تضادهای واقعی جهان میگریزد.
- رنج به مثابه زیور: در «باد ما را خواهد برد»، رنج اهالی روستا تقلیل داده میشود. چاهکن که زیر خاک گرفتار میشود و تا آستانه مرگ میرود، تنها ابزاری است برای اینکه بهزاد یاد بگیرد «زندگی چقدر شکننده است». این یک استفاده ابزاری و شنیع از رنج دیگری برای خودشناسی طبقه مرفه است.
- مفهوم آزادی عقیم: آزادی نهایی بهزاد که در دور انداختن استخوان سگ یا شستن ماشین در آب روان تجلی مییابد، آزادی سیرکوار و فردگرایانه است. این آزادی، هیچ نیازی به تغییر جهان ندارد؛ بلکه مصالحه و انطباق کامل با جهالت و ظلم موجود است. او بدون اینکه تغییری در مناسبات روستا ایجاد کند یا حتی فیلمی بسازد، روستا را ترک میکند؛ تکرار همان رفتوآمدهای بینتیجه، بدون آنکه «جان» حقیقت افشا شده باشد.
پرسشهای متداول
چرا با وجود دریافت جایزه شیر نقرهای ونیز، فیلم نقد رادیکال میشود؟
جوایز جشنوارههای غربی مانند ونیز یا کن، هرگز ملاک اصالت هنری یا حقیقت متعهدانه نیستند. جشنوارههای اروپایی همواره شیفته آثاری از جهان سوم هستند که جوامع خود را به شکلی اگزوتیک، توسعهنیافته، شاعرانه و بیخطر برای مناسبات کلان جهانی بازنمایی کنند. «باد ما را خواهد برد» دقیقا همان خوراک استعماری را ارائه میدهد که انفعال سیاسی را ترویج میکند.
آیا ناهمبازیگران و فضاسازی طبیعی نقطه قوت فیلم نیستند؟
خیر. استفاده از ناهمبازیگران در این فیلم، برخلاف نئورئالیسم اصیل، نوعی بهرهکشی تصویری است. ناهمبازیگران سیاهدره فاقد شخصیتپردازی و ارادهاند؛ آنها تنها تجهیزات صحنهای زیستشناختی هستند که کیارستمی از ناآگاهی آنها برای بازسازی جهان خودساختهاش استفاده کرده است، بدون آنکه صدای واقعی آنها شنیده شود.
نقش شعر فروغ فرخزاد در این نقد چگونه تبیین میشود؟
شعر فروغ در این فیلم دچار «مصادره به مطلوب» شده است. شعر «باد ما را خواهد برد» فروغ، طغیانی وجودی علیه تاریکی و فانی بودن است، اما در سکانس زیرزمین، به یک ابزار انفعالی، تسلیبخش و حتی شوونیستی برای تحت تأثیر قرار دادن یک دختر آفتابنخورده روستایی تقلیل مییابد و روح سرکش شاعر را مسخ میکند.
ارزیابی نهایی، تحلیل ساختاری و درج صریح امتیاز
فیلم «باد ما را خواهد برد» ساخته عباس کیارستمی، اثری است که در ظاهر آراسته، مینیمالیستی و شاعرانه خود، پوچی، محافظهکاری عمیق و فتیشیسم طبقاتی را پنهان کرده است. این فیلم، نماد سینمایی است که از کشاکشهای واقعی جامعه، رنج انسانی و مفهوم «جان» آگاه فرار میکند و به دامن یک هایدگریسم مبتذل و کارتپستالی پناه میبرد. سینمایی که فقر را تقدیس میکند، رنج دیگری را ابزار خودشناسی روشنفکر قرار میدهد و پاسخ تمام تضادهای ساختاری جهان را در «تماشای جریان آب» میبیند، سینمایی رادیکال یا رهاییبخش نیست؛ بلکه تسلیم کامل در برابر وضعیت موجود است.
ساختار فیلم مبتنی بر تکرار خستهکننده، فرم تزئینی و تحمیل مفاهیم روشنفکری به محیطی است که اثر هیچگاه آن را به درستی درک نکرده است. به همین دلایل و به خاطر تسلیم اخلاقی و زیباشناختی اثر در برابر ساختارهای قدرت و تهیهکنندگان غربی، این فیلم شایسته تمجیدهای اسطورهای نیست.
امتیاز نهایی و رسمی منتقد به فیلم «باد ما را خواهد برد»: ۴.۵ از ۱۰
این مقاله بهانهای است تا با جهان فکری و آثار من در وبگاه جهان آرمانی آشنا شوید. تمامی کتابها، پادکستها و نوشتههای من از سالها پیش تا کنون، به صورت کاملا رایگان و بدون هیچ محدودیتی برای دانلود، خواندن و شنیدن در دسترس شماست؛ هدف جانگرایی کمتر رنج بردن همه جانداران است.







نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت همسویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه میشود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید: