شناسنامه و ارزیابی فنی اثر
نام اثر: سنتوری (علی سنتوری)
پدیدآورنده (کارگردان): داریوش مهرجویی
نویسندگان: داریوش مهرجویی، وحیده محمدیفر
سال ساخت / انتشار: ۱۳۸۵ (اکران خانگی: ۱۳۸۹)
بازیگران: بهرام رادان، گلشیفته فراهانی، مسعود رایگان، رویا تیموریان
موسیقی: اردوان کامکار (سنتور)، محسن چاوشی (آهنگساز و خواننده)
امتیاز نهایی منتقد (جهان آرمانی): ۴.۵ از ۱۰
مقدمه مفصل و مواجههٔ نخست: سقوط آزاد یک فیلمساز مؤلف در گرداب ملو melodrama و پوپوليسم
مواجهه با «سنتوری» داریوش مهرجویی، مواجههای دردناک با زوال یک آگاهی سینمایی است. سینماگری که روزگاری با «گاو»، «دایره مینا» و «هامون» نبض جامعهشناختی و فلسفی طبقه متوسط و روشنفکر ایرانی را در دست داشت و بحرانهای وجودی انسان درگیر در تناقضات سنت و مدرنیته را به تصویر میکشید، در «سنتوری» به ورطه یک ملودرام سوزناک، عامهپسند و متکی بر سانتیمانتالیسم مبتذل سقوط میکند. «سنتوری» محصول توهم ساخت یک «هنرمند یاغی» است؛ اما آنچه در عمل بر پرده نقش میبندد، نه کالبدشکافی ریشهای علل اضمحلال یک نابغه، بلکه نمایشی سطحی از قربانیشدن یک جوان خامی است که تمام درگیریاش با دنیا در حد کلیپهای ویدئویی سوزناک سوزانده میشود.
هاله تقدسی که به واسطه توقیف چندساله و لو رفتن نسخه قاچاق حول این فیلم شکل گرفت، به عنوان یک «کاتالیزور کاذب» عمل کرد. توقیف، «سنتوری» را از یک فیلم ضعیف و آشفته به یک «شبهاسطوره مظلومیت» ارتقا داد. اما مواجهه بیتعارف و عاری از مجامله با متن اثر، پرده از این واقعیت برمیدارد که فیلمنامه از گسستهای عمیق ساختاری، شخصیتپردازیهای مقوایی و منطق روایی شکننده رنج میبرد. مهرجویی در این اثر، به جای اتکا به فرم سینمایی، به محبوبیت حنجره یک خواننده پاپ (محسن چاوشی) و مضرابهای یک استاد سنتور (اردوان کامکار) دخیل میبندد تا ضعفهای بنافکن ساختار بصری و روایی خود را بپوشاند.
کالبدشکافی فرم، محتوا و لایههای پنهان اثر: مسخ هنر در ابتذال ملوگرام
از روشنفکری «هامون» تا ابتذال «سنتوری»
اگر حمید هامون در «هامون» رمزگان فروپاشی انسان روشنفکر دهه شصت در میان کارزار فلسفه، عشق و ایمان بود، علی بلورچی در «سنتوری» کاریکاتوری ابتذالیافته از همان تیپ است. در «سنتوری»، رنج انسانی و بحران هویت، تا حد یک «اعتیاد خیابانی به هروئین» تقلیل داده میشود. هیچ خوانش عمیق روانشناختی یا اجتماعی از چرایی فروپاشی علی ارائه نمیشود. فیلمنامه به جای ساختن سیر دراماتیک سقوط، به پرشهای ناگهانی و لحن خطابی راوی متوسل میشود که بیشتر یادآور سریالهای درجهچندم تلویزیونی است تا سینمای پیشرو و ساختارشکن.
زوال ریتم و سقوط زبان سینمایی
کارگردانی مهرجویی در «سنتوری» تهی از هرگونه نوآوری فرمال است. دوربین، سرگردان و بیهدف، تنها به ثبت رویدادها میپردازد بیآنکه فضای بصری دلالتگری خلق کند. دکوپاژهای شتابزده، تدوین گسسته و تمایل بیمارگونه به ایجادتأثرات لحظهای از طریق کلوزآپهای رنجور، نشاندهنده سقوط زبان سینمایی مؤلف است. فیلم به جای خلق فضایی اتمسفریک که فروپاشی یک روح هنرمند را بازتاب دهد، به دکورهای شلوغ و آشفتگیهای غیرکاربردی بسنده میکند.
کارکرد نمايشی موسیقی: وقتی اردوان کامکار و محسن چاوشی به کمک فرم ناقص میآیند
موسیقی در «سنتوری» نه یک عنصر انداموار (اورگانیک) در خدمت درام، بلکه یک تنفسدهنده مصنوعی به بدنه نیمهجان فیلم است. قطعات سنتور اردوان کامکار بینظیرند و صدای محسن چاوشی واجد نوعی زبری و رنج درونی است، اما فیلم از این پتانسیل به عنوان «موزیکویدئوهای وسط فیلم» استفاده میکند. هرگاه درام از نفس میافتد و نویسندگان در پیشبرد منطقی قصه عاجز میمانند، یک قطعه پاپ پخش میشود تا بارهای احساسی تحمیلشده به مخاطب، جای خالی منطق روایی را پر کند.
تقلیل رنج هنرمند به کلیپهای پاپ بازارپسند
هنر علی بلورچی به جای آنکه ابزاری برای تعالی یا طغیان وجودی باشد، به کالایی برای جلب ترحم تبدیل میشود. قطعاتی چون «سنگ صبور» یا «من با تو خوشم»، بیش از آنکه تجلی روح یاغی و اصیل یک سنتورنواز برجسته باشند، بازتابدهنده شابلونهای ترانهسرایی لاله زاری و ششوهشتهای غمگین بازار پاپ هستند. هنر در «سنتوری» فاقد اصالت زیباشناختی است؛ هنر علی، هنری است که به راحتی در تزئینات مصرفی جامعه هضم میشود.
شخصیتپردازیهای مقوایی و گسستهای روایی
شخصیتهای فیلم همگی تیپهای دستمالیشده و فاقد پیچیدگیاند. پدر علی (مسعود رایگان) نماد بیتغییر و تکبعدی «پدرسالار بازاری-مذهبی» است؛ مادر (رویا تیموریان) منفعل و کلیشهای است؛ و دوستان علی نیز مجموعهای از معتادان سیاه و بیهویتاند که صرفا جهت پر کردن فضای کارتنخوابی در فیلم چپانده شدهاند.
هانیه؛ ابژه انفعال و بازنمایی سطحی زن
شخصیت «هانیه» با بازی گلشیفته فراهانی، یکی از ضعیفترین پرترههای زن در سینمای مهرجویی است. او که ابتدا به عنوان عاشق هنر و شریک زیست هنرمند وارد میشود، به سرعت با بروز اولین نشانههای بحران، تغییری ناگهانی و غیرقابلباور کرده و در نهایت به نازلترین شکل ممکن، علی را رها کرده و با دوست او به خارج از کشور میرود. این بازنمایی، زن را تا حد یک موجود سطحنگر، بیوفا و فرصتطلب تقلیل میدهد و هیچ درک عمیقی از رنجهای او در کنار یک فرد معتاد به دست نمیدهد.
نقد رادیکال ایدئولوژی پنهان: سازش با پدرسالاری و نفی «جان» سرکش
تسلیم در برابر ارادهی پدر: بازگشت سرمایهداری مذهبی به عنوان منجی
خطرناکترین و رادیکالترین نقد وارد بر «سنتوری»، کالبدشکافی ایدئولوژی پنهان آن است. فیلم در ظاهر، با ساختار خانواده سنتی و مذهبی که با هنر علی مخالف است درمیافتد؛ اما در گام پایانی، کاملا در برابر همان ساختار زانو میزند. علی که ادعای استقلال و یاغیگری داشت، در نهایت نه به اتکای ارادهی خویش یا هنر رهاییبخشاش، بلکه به وسیله پول، نفوذ و قدرت «پدر بازاری» از قعر خرابه و کارتنخوابی نجات مییابد.
کمپ ترک اعتیاد به مثابه نهاد انضباطی فوکویی: اهلیسازی سوژه
پایانبندی فیلم یک فاجعه ایدئولوژیک است. کمپ ترک اعتیاد در «سنتوری» دقیقا کارکرد «نهاد انضباطی» به تعبیر میشل فوکو را ایفا میکند. علی در کمپ، اعتیاد را کنار میگذارد، اما به قیمت اختهشدن روح سرکش و یاغیاش. او ریش میگذارد، لباسهای یکدست میپوشد و رام و اهلی میشود. او اکنون مجاز است برای دیگر معتادان سنتور بنوازد، زیرا هنر او دیگر خطرناک نیست؛ هنر او رام شده و در خدمت بازپروری و بهنجارکردن سوژههای مطرود قرار گرفته است. نظام پدرسالاری/سرمایهداری علی را در آغوش میکشد، به شرط آنکه اراده و «جان» سرکش او کاملا سرکوب شود.
واکاوی فلسفی: رنج خودخواسته یا سوز و گداز بازاری؟
از منظر فلسفی، «رنج» در آثار بزرگ سینمای جهان، ابزاری است برای آگاهی، خودشناسی و نائل شدن به مرتبهای والاتر از هستی (تسامت). اما رنج در «سنتوری» رنجی جاهلانه، خودخواسته و مبتنی بر نیهیلیسم منفعل است. علی بلورچی نه یک قهرمان پرومتهای است که آتش را دزدیده باشد و نه یک زندیق که در برابر جهان ایستاده باشد؛ او قربانی هوسهای زودگذر، ضعف اراده و خوشگذرانیهای بیمایه خود است.
سقوط او هیچ ابعاد تراژیک یا والایی ندارد. رنج او، سوز و گدازی سطحی است که بیشتر به درد ترانههای خاله زنکی میخورد تا یک تراژدی اصیل انسانی. مفهوم «جان» (به مثابه حقیقت اصیل، آزاد و آگاه وجود انسان) در این فیلم کاملا غایب است. آنچه پرده را اشغال کرده، «نفس» مهارنشده و سپس «بدن» در حال پوسیدگی است که در نهایت توسط نهاد قدرت جمعآوری و مرمت میشود.
پرسشهای متداول
چرا «سنتوری» علیرغم توقیف و محبوبیت عمومی، از نظر نقد ساختاری اثری ضعیف محسوب میشود؟
محبوبیت عمومی «سنتوری» عمدتا مرهون موسیقی پاپ محسن چاوشی، قطعات سنتور اردوان کامکار و حس همذاتپنداری سطحی با موضوع اعتیاد و توقیف فیلم است. اما از منظر نقد ساختاری، فیلمنامه دارای حفرههای عمیق روایی، شخصیتپردازیهای مقوایی، لحن شتابزده و پایانبندی ایدئولوژیک است که اصالت سینمایی آن را خدشهدار میکند.
نقش موسیقی در فیلم سنتوری چیست؛ آیا به درام کمک کرده است؟
موسیقی در فیلم کارکردی الصاقی و تجاری دارد. به جای آنکه موسیقی در دل داستان و فرم سینمایی ذوب شود، فیلم در فواصل مختلف به کلیپهای موسیقی تبدیل میشود تا ضعف روایت و فقدان ریتم درام را با تحریک احساسات عامیانه مخاطب بپوشاند.
پیام ایدئولوژیک پایانبندی فیلم چیست؟
پایانبندی فیلم پیام تسلیم و اهلیشدن را مخابره میکند. هنرمندی که علیه ساختار سنتی و پدرسالار طغیان کرده بود، پس از فروپاشی، توسط سرمایه و قدرت همان پدر نجات مییابد و در یک نهاد انضباطی (کمپ) رام شده و هنر سرکش خود را به یک فعالیت بیخطر و درمانگر برای طبقه مطرود تقلیل میدهد.
ارزیابی نهایی، تحلیل ساختاری و درج صریح امتیاز نهایی
«سنتوری» در کارنامه داریوش مهرجویی یک نقطه عطف منفی و نشانهای واضح از پایان دوران طلایی اوست. فیلمی که مدعی آسیبشناسی وضعیت هنرمند در جامعه است، خود به آسیبدیدهترین شکل ممکن، هنر را به ابتذال میکشاند. ساختار روایی فیلم سست، بازیها (به ویژه بهرام رادان در نقش فرد معتاد که به اغراقهای نمایشگاهی متوسل میشود) تصنعی، و پیام نهایی آن کاملا در جهت تثبیت سازوکارهای قدرت و پدرسالاری است.
«سنتوری» سینما نیست؛ یک مرثیه خوانی تصویری است که با تزریق ترانههای پاپ، سعی در جلب اشک مخاطب سادهپسند دارد. اثر نه توانسته اصالت فلسفی آثار گذشته مهرجویی را احیا کند و نه توانسته یک فرم سینمایی مدرن و منسجم ارائه دهد.
امتیاز نهایی و رسمی منتقد سایت «جهان آرمانی» به فیلم سنتوری: ۴.۵ از ۱۰
این مقاله بهانهای است تا با جهان فکری و آثار من در وبگاه جهان آرمانی آشنا شوید. تمامی کتابها، پادکستها و نوشتههای من از سالها پیش تا کنون، به صورت کاملا رایگان و بدون هیچ محدودیتی برای دانلود، خواندن و شنیدن در دسترس شماست؛ هدف جانگرایی کمتر رنج بردن همه جانداران است.







نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت همسویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه میشود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید: