در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
در دومین قسمت از ویژهبرنامه خدا در پادکست به نام جان، به لایههای عمیقتر و شخصیتر این مفهوم میپردازیم: خدایان بیشمار که در پسِ ذهن و دل هر انسان، متناسب با ترسها و آرزوهای او شکل گرفتهاند. نیما شهسواری در این قسمت با دقتی فیلسوفانه، این فرضیه را به چالش میکشد که خدای شخصی ما لزوماً از خدای نظاممند ادیان جداست. او تبیین میکند که چگونه حتی «مهربانترین» تصورات از خدا، همچنان در بازتولید ساختار ارباب و برده نقش دارند. این مطلب، واکاویِ این حقیقت تلخ است که چگونه قدرت ماورایی، برای بقای خود نیازمند حقیر نگاه داشتن انسان است و چگونه این فرهنگِ فرمانبرداری، ریشه تمام دیکتاتوریهای تاریخ را آبیاری میکند.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت خاص قرار هست که در باب خدای درون دل ها صحبت بکنیم.
خدایی که همه باهاش روبه رو هستیم و میدونیم که فرای خدای شناخته شده در دل انسان ها هم وجود داره.
متفاوت و متمایز با دیگر خدایان.
به نوعی هر کس درون دل خودش خدایی رو میپرسته.
خدایی که نزدیک به شخصیت او، باورهای او، چهارچوب های او و عناوینی از این دست هست.
حالا قبل از اینکه وارد این بحث مشخص بشیم یک اشارتی هم به قسمت گذشته داشته باشیم که ما در قسمت گذشته در باب وجودیت خدا صحبت کردیم.
مخلص صحبت در قسمت گذشته بر می گشت به این موضوع مشخص که صحبت کردن پیرامون وجود و یا عدم وجود خدا کاری عبث و بیهوده است.
خدا درون دل انسان ها وجود داره.
خدا رو به واسطه ی ایمان میشه وجود و یا عدم وجودش رو ثابت کرد.
علم قادر به این موضوع نیست و ما به عنوان یک انسان به واسطه ی ایمانی که داریم حالا قبول میکنیم که خدا وجود داره و یا خدا وجود نداره.
اما جهان پیرامون ما و واقعیتی که ما امروز داریم باهاش رو به رو هستیم به ما خبر از این میده که خدا درون دل انسان ها وجود داره.
حقیقتی غیر قابل کتمان هست و وظیفه ی ما فرا این که ثابت کنیم خدا وجود داره یا نداره.
رو به رو شدن با تاثیرات خدا بر جهان ماست.
ما باید این تاثیرات رو دگرگون کنیم، تغییر بدیم تا زندگی بهتری داشته باشیم.
و اما این قسمت مشخص و این خدای درون دل ها.
خوب قاعدتا ما یک خدای شناخته شده ای رو در جهان می شناسیم.
دربارش هم صحبت کردیم.
گفتیم ریشه ها بر می گرده به اون نادانی و ناتوانی انسان ها.
ترس های انسان ها که باعث شد اون خدا ساخته بشه.
خدایی که اون ها سعی کردن و تصویرش کردن به واسطه ی مشکلاتی که پیرامون خودشون داشتن دستاویزی برای خودشون به وجود آوردن تا در برابر این مشکلات به او آویزان بشن.
از او کمک بخوان، از او مدد بخوان و به واسطه ی این مدد آرامش خاطری بگیرن.
از این ترس و وحشت ها دور بشن.
اما کار به اینجا خاتمه پیدا نمی کنه.
موضوع این هستش که حالا ادیانی به وجود میان که به این خدای درون دل ها ساختار و نظمی میدن، سیستمی براش تعبیر و تفسیر میکنن.
حالا شما مواجه میشید با خدایی که تبدیل به یک دین و تبدیل به یک نهاد قدرتمند اجتماعی میشه.
حالا این خدا کتابی داره، دستورها و فرامینی داره. پیامبری داره.
و شما برای نزدیک شدن به او باید اصولی رو رعایت بکنید.
باید تحت فرامین او گام بردارید.
باید دنیاتون رو نزدیک به دنیای او بکنید.
کار از اینها هم پیش تر میره و در نهایت ما مواجه میشیم با خدایی که حتی حکومت سیاسی رو هم به دست میگیره.
همون طوری که امروز در ایران هم به دست گرفته.
حالا یکی از اون مصادیق خدای شناخته شده الله بر زمین تحت عنوان اسلام شیعی.
در ایران ما هم حکومت داره و این اون سلسله مراتبی است که از ابتدا شکل گرفته.
اما این خدا یک خدای مشخص است.
خدایی است دارای یک سری خصوصیات اخلاقی مشخصی که ما میشناسیم، یک سری المان هایی که باعث به وجود اومدن و وجودیت او میشود.
شاید از بعد مصادیق با هم متفاوت باشند.
شاید اسم هایشان با هم فرق کند.
شاید فرامین شان با هم فرق کند.
شاید نوع نزدیکی به آن ها فرق بکند.
یعنی شما وقتی وارد اسلام می شوید با یک اللهی روبه رو می شوید.
اگر وارد یهودیت بشوید با یهود مثلا رو به رو می شوید.
قاعدتا اسم ها فرق می کند.
حتی گاها فرامین هم فرق می کند.
مصادیق هم فرق می کنند.
اما بنیان یکیست. معنا یکیست.
مفهوم یکیست و برابر است.
مفهوم تصویری از یک قدرت ماورایی است.
قدرتی بالاتر و برتر از انسان ها و دیگر جانداران که احاطه کامل بر زندگی آن ها دارند.
بر زندگی آن ها، بر اتفاقاتی که می افتد.
این که آن ها چه کاری انجام می دهند و در نهایت چه رفتاری با آن ها می شود، مورد قضاوت آن خدا قرار می گیرد.
عناوینی که باعث به وجود اومدن این خدا میشه.
المان های مشخصی از وحدانیت او.
اینکه او یک خدای واحد در جهان هست.
حتی اگر ما مصادیقی از خداپرستی به صورت شرک آلود داریم که خدایان بیشماری رو در کنار هم میپرستند، باز هم ما رو نزدیک به یک مفهوم توحید میکنه.
چرا که این خدایان در کنار هم یک معنای مشخص و خدا رو میسازند.
یعنی ما در مفهومی که وقتی میخوایم نزدیک به خدا بشیم باید این رو مد نظر داشته باشیم که یکی از المانهای شناخت توحید و وحدانیت هست.
قاعدتا قدرت او یکی از دلایل دیگه هست.
یعنی شما با خدایی رو به رو هستید که قدرت مند هست و قدرت مند تر از دیگران هست.
همه جانداران، انسان ها.
حالا این خدای قدرتمند دیگرانی هستن که در برابرش ضعیف هستند.
در باب مبحث قدرت این موضوع مشخص نیست.
ما چیزی به اسم قدرت نداریم.
ما ضعف دیگران رو مبنایی برای قدرت قرار میدیم.
شما قدرت مندی رو به وجود نمیارید مگر ضعف شما باعث به وجود اومدن اون بشه.
این یه موضوعیه که دربارش خیلی ها صحبت کردن و خیلی هم صحبت شده و به نوعی قبول شده هست.
اینکه وقتی ما نزدیک به مفهوم قدرت میشیم از ضعف ما نشات میگیره.
اینکه فلان شخص قدرتمند هست چون ما در برابرش ضعیف هستیم و حالا این خدای تسخیر شده که قدرتمند تر از دیگران هست، جماعت بی شماری از ضعیفان رو در برابر خودش تصویر میکنه.
خدایی که بزرگ تر، باشکوه تر و با کمالات تر از دیگران هست.
خدای بزرگ تر محتاج کوچک ترین در کنار خود هست.
این ها المان های مشخص برای شناخت این خدای واحد هست.
خدای واحدی که شاید اسمش متفاوت باشه اما معناش یکسان و برابر هست.
اما حالا وقتی نزدیک به این موضوع میشویم میبینیم که خدا درون دل انسان ها هم وجود دارد.
یعنی فرای آن تعریفی که ما داریم الان دربارهاش صحبت میکنیم و خدایی که ما تحت یک عنوان میشناختیم و دربارهاش صحبت کردیم، حالا انسان هایی هستند که در دل خودشان خدایی را تصویر میکنند، خدایی که به آن بال و پر میدهند.
یک تصویری نزدیک به باورهای خودشان، آرزوهای خودشان، اخلاق خودشان و یا وجدان خودشون میدن به اون.
خدا از دو حالت خارج نیست.
یا به هیچ دینی باور ندارند و فرای ادیان خدایی رو برای خودشون تصویر میکنند.
شبیه به همون اتفاقی که دربارش صحبت کردیم و در باب وجودیت خدا صحبت کردیم.
انسان هایی نادان و ناتوان و در ترس که یک خدا برای خودشون تصویر میکنند که به دستاویزی از او از خیلی از مشکلات مصون بشن.
حالا کسانی که به خدا باور دارند خدا رو تصور میکنند اما به ادیانی باور ندارند هم از همین روش استفاده می کنند.
حالا خدایی تصویر می کنند که متناقض و متضاد با خدایگانی است که در جهان ما میشناسیم اما قاعدتا نمی تونه از اون المان های اصلی که دربارش صحبت کردیم وحدانیت، قدرت، بزرگ تر بودن و صفاتی که براش منتسب می دونن دور باشه.
اصلا دلیل همین وجودیت خدا هم همین موضوع است.
یعنی یه تصویری رو همتای با این موضوع هم مطرح میکنن.
خدایی که قدرتی بر جهان ما نداره، تسلطی بر جهان ما نداره.
یعنی شما با این تصویر هم روبرو میشید؟
خدایی وجود داره که حالا دخل و تصرفی به جهان ما نداره؟
اما این خدا موضوعی نیستش که ما بخوایم دربارش صحبت کنیم چرا که خیلی از عوامل ناشناخته ای هم میتونن در جهان وجود داشته باشن که بر زندگی ما تاثیری نداشته باشن.
پس بود و نبودشون برای ما چه اهمیتی داره؟
پس خدا اونجایی جنبه پیدا میکنه که در زندگی ما و بر زندگی ما دخل و تصرفی داشته باشه.
حال چه همین دنیا و چه اون تعاریفی که برای دنیای پیش رو و دنیای آخرت میدن.
پس ما باید به این نقطه کلی و به این سرفصل مشخص برای وجودیت خدا برسیم.
یعنی اگر خدایی رو تصویر میکنن باید قائل به همین موضوع باشن که وارد این بحث بشه.
اما فرای اون دسته ای که خدایی رو تصویر میکنن که گاها هم متضاد و متناقض هست، خارج از ادیان هم تصویر میشه.
ما با یک دسته دیگه ای رو به رو میشیم که اتفاقا امروز هم در جهان خیلی تعدادشون بیشتر هست و حتی شاید به مراتب از باورمندان به ادیان هم بیشتر و بیشتر باشه که به دین خاصی باور دارند.
اما خدای تصویر شده از اونها متضاد و متناقض از خدای اون دین هست.
به عنوان مثال شخصی که مسلمون هست مسلمون شیعه است.
در همین ایران ما هم داره زندگی میکنه و مسلمون هست.
به الله هم باور داره. تصویر میکنه.
گاهی متفاوت از الله هست.
یعنی شما اگر با او مطرح کنید که خدای تو مرتدان رو میکشه دار میزنه، دزدان رو، دست هاشون رو قطع میکنه و الی آخر.
مفاهیم ظالمانه خداوندی تحت عنوان اسلامی اگر با او مطرح بشه اونها رو گردن نمیگیره و قبول نمیکنه و منتصب به خدای خودش نمیدونه.
خدای او تصویر مهربانی داره.
دور از این تصاویر ارائه شده در دل اسلام اما در حقیقت و طبق گفته ی خودش اون مسلمون هست.
به الله اعتقاد داره اما اللهی فرای ادیان اللهی که یه تعریف متضادی داره نسبت به اون الله و اون دستورات.
این هم یک بخش دیگری هستند که اتفاقا امروز هم خیلی باهاشون رو به رو میشید.
یعنی شما اگر با جماعتی روبه رو میشید که خودرو مسلمون میدونن در حقیقت مسلمان نیستن.
هیچ ارتباطی هم به اسلام ندارن.
خدایی که تصویر میکنند هم هیچ ارتباطی به اسلام نداره.
در نگاه اونها ارتداد اصلا جرم نیست.
شما میتونید مرتد باشید.
میتونید به دین و خدا اعتقاد نداشته باشید در صورتی که در دل اسلام، اسلام مشخص الله به عنوان خدا، ارتداد جرمی است که جزایش هم مرگ است.
و این تضاد هست یعنی هیچ ارتباط معنایی بین این خدا و خدای حقیقی نیست و اینها ما رو هی دورتر و دورتر و دورتر از معنای واقعی میکنه و برای ما مشکلات بیشتری رو هم به وجود میاره.
شما در نظر بگیرید که خدایان بیشماری در دل انسان ها وجود دارند.
ما حتی روبرو میشیم با خدایانی که در دل انسان ها هستند.
به شدت هم رئوف و مهربونن.
در یک جهان دیگری زندگی میکنن.
اصلا هیچ ارتباطی به این دنیای پر از زشتی و ظلمت ما هم ندارن.
یعنی شما در دل یک پیرزن ناتوان تصور بکنید که حالا این پیرزن چه تصویری از خدا میده؟
خدای او شلاق میزنه.
خدای او در زندگی دیگران سرک میکشه.
خدای او آیا مرتدان رو دار میزنه؟
دزدان رو دست میبره.
و الی آخر.
خدای پر از رأفت!
موهبت دوست داشتن. عشق.
و الی آخر.
اما اینها هیچ ارتباط معنایی هم با مفهوم خدا ندارن.
حتی گاها میبینید اون مفاهیم مشخصی که ما در باب خدا دادیم یعنی در باب قدرتمند بودنش، در باب واحد بودنش، در باب اینکه دیگرانی رو به عنوان برده و بنده در برابر خود خواهد داشت، حتی به اینها هم معترف نیستن.
خدایی رو تصویر میکنن که در اوج برابری داره تصویر میشه.
اصلا این خدا خاکیه.
با بقیه میشینه در کنارشونه.
اما اینها هیچ سنخیتی با مفهوم خدا نداره.
چراکه این خدا به یک دلیل خاص به وجود اومده دلیل وحشت انسان ها بوده.
ترس انسان ها بوده.
خدایی که قدرتی برای اثرگذاری در زندگی ما نداشته باشه.
اصلا چه دلیلی داره وجود داشتنش؟
اصلا چه معنایی داره وجود داشتنش؟
یعنی انسان هایی که به واسطه ی ترس ها و وحشت هاشون یک خدایی رو تصویر کردن.
حالا این خدا قرار بوده این ها رو مصونیت بده در برابر رنج ها.
حالا اگر این خدا نتونه این کار رو انجام بده، چرا باید وجود داشته باشه؟
و چه دلیلی داره وجود داشتنش؟
پس این وجود قدرت یکی از دلایل وجودیت این خداست.
حالا ما نمیتونیم به نوعی با این مبارزه بکنیم و این رو کنار بذاریم.
اما موضوع مهم فرای این موضوعاتی که گفتم ما در باب این تضاد تضادها و تناقض ها هم می تونیم ساعت ها صحبت بکنیم.
گفتیم انسان ها در دلشون خدای های بیشماری رو تصویر می کنند که این تصویر از خدا هم گاها متضاد و متناقض با خدای اصلی و حقیقی هست.
با اون معنای مشخصی که ما میشناسیم تحت عنوان خدا و یا فرای اون با خدایی که به او وابسته هستن.
مثل ادیانی که گفتیم مثلا به اسلام معتقد هستم و خدایی که تصویر می کنه ارتباطی به اسلام نداره و این تضاد ها هم بیشمار هست.
گاها این تضاد ها ما رو به اون سمت و سویی می بره که اصلا تعریفی که این شخص داره در باب خدا میده دیگه خدا نیست.
یعنی از معنای خدا دیگه خارج میشه.
یعنی اگر شما تصویری از خدای بدید همون تصویر مشخصی که اتفاقا هم درباره اش صحبت شده، ساعت سازی که ساعتی رو ساخته و رها کرده.
این دیگه هیچ ارتباط معنایی با خدا نداره.
یعنی این یه چیز دیگس.
اصلا چیزی که میشه دربارش صحبت دیگه ای کرد، اون خدای مشخصی که ما میخوایم دربارش صحبت کنیم و اصولا وجود دارد در دل انسانها.
خدایی است که اتفاقا در جهان هستی ما دخل و تصرف دارد کاری انجام میدهد چه در این دنیا و چه در جهان آتی.
در مجموع به این جهان وابستگی دارد.
اصلا فرامین اوست که این جهان را به پیش میبرد.
یعنی شما در نظر بگیرید خدایی که دارد تصویر میشود در دل یک انسانی، در دل یک پیرمردی، پیرزنی کودکی.
حالا هر کسی این خدای خدای مهربان نیست، فقط و فقط هم به وجود آمده برای گسترش مهر و محبت و دوست داشتن و عشق و علاقه و الی آخر.
آیا این خدا قرار است حکومت بکند یا تشکیل حکومت میده؟
حکومت تشکیل میده که چی کار کنه؟
و ما داریم در باب خدایی صحبت میکنیم که اتفاقا فرمان داره، امر داره، دستور داره، حکومت داره، سیاست داره، در باب تمام مسائل هم نزدیک میشه.
این اون خدای حقیقی است که ساخته شده.
خدایی که با زندگی عادی ما هم در ارتباط هست، تاثیرگذار در زندگی ما هست.
خدایی که با خودش فرهنگی رو به وجود آورده.
خدایی که نوع زیستی رو برای ما پدید آورده.
این اون خدای حقیقی نیست که ما باهاش درگیری داریم.
اما اینکه خدایی وجود داشته باشه که در دل انسان ها به اشکال مختلف که اتفاقا با اون معنا مشخصه خدایی هم دور میشه و هیچ سنخیتی نداره، هیچ معنا و هیچ نزدیکی با مفهومی که ما دربارش صحبت میکنیم هم نداره.
اما تضاد ها بیشمار هست.
هرجا این نقاط تضاد در باب اصول اتفاق بیفته قاعدتا کل موضوع رو زیر سوال میبره.
مثل تمام موضوعات فقط هم منحصرا مرتبط با موضوع خدا و این قسمت خاص نیست.
هر موضوعی وقتی در بابش در اصول به مشکل بخورید دیگه خود موضوع زیر سوال میره.
در این باره هم به همین شکل هست.
یعنی اگر تصویری از خدا داده بشه که در اصولی به عنوان مثال در خود اسلام کسی یک تصویری میده از الله در دلش که هیچ ارتباطی نداره و اصول اصلی اسلام رو زیر سوال میبره یعنی همون توحید، معاد، نبوت.
به عنوان مثال همون اصولی که خودشون حتی قائل شدن.
حالا این که شما بخواید به موضوع نگاه بکنید و اصولی رو تشخیص بدید اما اصولی که خودشون تشخیص دادن رو اگر زیر پا بذاره دیگه اون باورمند به الله نیست.
دیگه الله موضوعیت نداره.
در باب خدا هم به همین شکل هست.
یعنی در باب کلی خدا هم باید اون المان های اصلی رو رعایت بکنه.
اما ریشه و مصدر کلی این خدا برگرفته از کجاست؟
ما در بابش صحبت کردیم و گفتیم، گفتیم که خب قاعدتا انسان ها از همون ابتدا به واسطه نادانی و ناتوانی و ترس هاشون خدا رو شکل دادن.
قاعدتا به او بال و پر دادن یه تصویری دادن نسبت به این خدا که حالا بتونن در مواقعی که پر از درد و رنج و ظلمت و بدبختی هستند به او دستاویزی داشته باشند تا از این مشکلات هم این مشکلات را رفع کنند و کنار بگذارند.
این قاعدتا آن جرقه ابتدایی وجودیت خدا بوده اما این خدا به اینجا ختم پیدا نکرده.
این خدا توسط ادیان شکل و فرم تازه ای به خودش گرفته، به خودش نظمی دیده، یک سیستمی را تشکیل داده.
حالا شما مواجه میشوید با یک خدای ساختارمند مشخصی که یک تصویر مشخصی هم از خودش می ده.
اگر می خواید اون رو بشناسید باید به کتاب هایی که نوشته یا کتابی که نوشته.
به عنوان مثال اگر می خواهید با خدای اسلام و الله روبه رو بشید باید قرآن رو مورد مطالعه قرار بدید.
حالا این خدا یک خدای نظاممندی است، یک نظمی رو پدید آورده، قانون های متفاوتی رو نوشته، طبقاتی رو به وجود آورده برای خودش، برای رسیدن آیین و مثانه و مناسک بی شماری رو هم شکل داده.
حالا این خدای خدای نظام مندی شده.
پس وقتی ما به مفهوم خدا نزدیک میشیم، قاعدتا کسی که باعث این موضوعی که باعث پیدایش و گسترشش شده قاعدتا ادیان هستن، چیزی فرای ادیان نیستن.
ادیان هستن که خدا رو به ما نشون دادن.
یعنی ما نمی تونیم خدا رو فارغ از ادیان تصویر بکنیم.
خدا گره خورده معناش با معنای ادیان.
اصلا این ادیان هستن که به ما خدا رو شناسوندن؟
یعنی شما وقتی با اون تفسیری که در باب خدا در دل هاست روبرو میشید که انسانی ماورای تمام ادیان خدای رو تصویر می کنه.
حتی اون شروع ابتداییش هم برگرفته از همون ادیان هست.
گاها در دل اون هر نکته ای که مطرح میشه برگرفته از یک بخشی از یک دین خاص هست.
به نوعی این ها برمیگزینند قسمت های مورد علاقه خودشون رو در ادیان مختلف اصولا هر خصوصیت خوبی رو بستگی میدن به اون خدای تصویر شده در دلشون.
اما ریشه و مصدر فقط و فقط همون خدای ادیان هست.
چیزی فرای اون نیست.
ما اگر خدا رو میشناسیم به واسطه ادیان هست.
برای شناخت این خدا هم باید از طریق همین ادیان پیش بریم.
به عنوان مثال در این ویژه برنامه شناخت اسلام که من دارم در باب اسلام صحبت میکنم اونجا مطرح میشه که شما اگر قرار هست در باب اسلام صحبت بکنید و اسلام رو بشناسید نمیتونید از خودتون حرف بزنید.
نمیتونید در باب عقاید شخصیتون، چیزهایی که بهتون الهام شده و فکر کردید دربارش صحبت کنید.
شما اسلام رو میخواید بشناسید، قرآن وجود داره، پیامبری داره که یک سیره نبوی داره.
کتاب های تاریخی بیشماری هم در باب زندگی او وجود داره.
میتونید اینها رو مطالعه کنید.
میتونید به احادیثی که در باب از زبان خود محمد و یا دیگر بزرگان دین اسلام وجود داره.
رجوع کنید این احادیث رو بخونید تا بیشتر و بیشتر اسلام و خدا و الله رو بشناسید.
میتونید به کشور های اسلامی، قوانین اسلامی و شرایطی که امروز مسلمون ها در جهان باهاش دست به گریبان هستند رجوع کنید تا اسلام رو بهتر و بهتر بشناسید.
اما در مجموع راه هایی برای رسیدن و شناخت به دین خدا.
در باب مفهوم خدا هم همین راه رو ما داریم.
ما اگر قرار است در باب مفهوم خدا صحبت بکنیم نمی تونیم اتکا بکنیم به خدایانی که در دل انسان ها شکل گرفته اند که گاها با اون معنای مشخص خدا هم در تضاد و تناقض هستند.
اصلا تصویری که اونها دارن در باب خدا مطرح میکنن هیچ ارتباط و نزدیکی به خدا نداره.
شما گاها دارید در باب خدایی صحبت میکنید که در کشور خودمون در ایران دست به گریبان باهاش هستید.
داره بدترین ظلم ها رو در قبال زنان میکنه، در قبال کودکان میکنه، در قبال مردان میکنه، در قبال بی دینان میکنه، در قبال دگراندیشان میکنه.
حالا شما با این دست به گریبان هستید، نمی توانید آویزان به فلان تصویر از خدا در دل یک پیرزن بشوید.
او یک خدای مهربانی است.
خدای شناخته شده همین خدایگانی ست که ما باهاش در ارتباط هستیم.
این خدایگان هستند که جهان ما را ساخته اند و جهان ما را به پیش می برند.
خدایی که در دل انسان ها شکل می گیرد هیچ نزدیکی و قرابتی با همان معنای ابتدای شکل گرفتن خدا هم ندارد.
یعنی خدا قرار بوده که به بندگان خودش کمک بکند.
اصلا واژه ی بنده وجود داشته باشد.
یعنی خدایی باشد که قدرتمند تر از دیگران باشه.
حالا اون اربابی است که شما در برابر او برده هستید.
او خدایی است که شما در برابر او بنده هستید.
او فرمانده ای است که شما در برابر او فرمانبردار هستید.
حالا خدایی که داره توسط یه کسی تسخیر میشه این خدا اصلا فرمان نمیده.
اصلا این خدایی که او داره تصویر میکنه.
اصلا خدا نیست.
در نهایت یکی مثل خودشه.
با هم دوستن.
مثلا به عنوان مثال.
و اینها هیچ نزدیکی با اون معنای مشخص نداره.
ما اگر میخوایم در باب خدا صحبت کنیم خدا رو ادیان به ما شناسوندن و برای شناخت این خدا باید هم به دل ادیان بریم کتاب های دینی رو بخونیم.
کتاب های آسمانی رو بخونیم، زندگی پیامبران رو بخونیم، تاریخی که وجود داره رو بخونیم و در مجموع نزدیک به اون معنای خدا بشیم.
فرای اینکه این ریشه فقط و فقط هم بر میگرده به ادیان ریشه خدا.
حالا این خدا باعث چه اتفاقاتی شده؟
نکته ابتدا این هستش که من در این بخش از این ویژه برنامه سعی میکنم خیلی موجز دربارش صحبت کنم اما در باب اتفاقاتی که خدا رقم زده و باعثش شده بیشتر و بیشتر در قسمت های آتی صحبت میکنم.
اما اینجا موجز ما میتونیم در باب یک سری از مصادیق، در باب همون مصداق کلی در باب اون معنای کلی.
یه اشاره ای بکنیم ما گفتیم خدایی وجود داره که قدرتمند هست پس قاعدتا ضعف ما رو خواهد ساخت.
پس قاعدتا ما باید در برابر او ضعیف باشیم.
همونجور که در باب قدرت هم گفتیم قدرت به واسطه ضعف ما شکل میگیره.
پس حال ما یه خدای قدرتمندی داریم که از ضعف ما به نوعی سیراب میشه.
نیازمند ضعف ما هست.
پس وجود این خدا ضعف ما رو پدید میاره.
توانایی این خدا ناتوانی ما رو پدید میاره.
وجود این خدا به واسطه فرامین فرمانبرداری ما رو به وجود میاره.
خدا در برابرش بنده وجود داره.
ارباب در برابرش برده وجود داره.
یعنی ما مواجه میشیم با سیستمی که حالا تعبیر می کنه انسان ها رو به بندگان خدای قدرتمند تر و بزرگ تر از دیگر جانداران.
حالا وظیفه ای هست که شما در برابر او کوچک و خرد خورد و حقیر باشید.
خدایی که بزرگ است.
معنی این بزرگی در کوچکی دیگران هست که به نمایش گذاشته میشه.
شما بزرگ از چی هستید؟
بزرگ از دیگران باید باشید.
یعنی من تصویر می کنم میگم من خیلی بزرگ هستم.
بزرگ نسبت به چی؟
باید موضوعاتی وجود داشته باشه که من نسبت به اون ها بزرگتر باشم.
پس حالا ما مواجه میشیم با این سیستمی که تحت عنوان برتر و کهتر می شناسیم.
این سیستم باورمند به برتری این سیستمی که ما رو تا این حد فرمانبردار می سازد.
برآیندی که وجود این خدا برای انسان ها داشته، فرهنگ و نوعی از فرهنگ و نوعی از زیستن که به ما بردگی و بندگی رو هدیه داده، فرمانبرداری رو هدیه داده، ناتوانی رو هدیه داده.
کوچک و حقیر بودن رو هدیه داده.
اما کار به همین جا هم ختم نمیشه.
شمایی که تحقیر شدید.
حالا برای سرپوش گذاشتن بر حقارت خودتون باید دیگرانی رو هم تحقیر بکنید.
که به نوعی ساکت بشه این احساس درونی تون.
حالا شما تحقیر شدید، باید کسی هم تحقیر بشه که شما آروم بشید.
پس حالا ما مواجه میشیم با ساخته شدن این طبقات.
تحقیر کردن بزرگ انگاشته شدن همون چیزی که مختص به ایران نیست، مختص به یک کشور خاص نیست.
فرهنگ خداوندی است که در سراسر جهان وجود داره.
یعنی شما در اروپا هم که باشید باز هم فرهنگ غالب همین فرهنگ خداوندی و باور به خداست.
فرهنگی بر پایه بزرگ شمرده شدن، کوچک دانستن دیگران، قدرتمند بودن، فرمان دادن و الی آخر که حالا در باب این برآیند ها چون موضوع اصلی هست قاعدتا در قسمت های آتی بیشتر و بیشتر صحبت میکنیم و بیشتر میشکافم و اون موضوع اصلی که ما باید حواسمون رو معطوف کنیم، وقتی نزدیک به مفهوم خدا میشیم، عینا همین سرانجامی ست که خدا برای ما پدید آورده.
دستاوردهایی ست که خدا و نوع وجودیش به ما داده.
یعنی این خدا به ما ادیان رو داده، ادیان به ما این دنیای فعلی رو دادن، جهانی که باهاش روبه رو هستیم.
کجای جهان در دل کدوم دین ما سراغ داریم زندگی عادی و خوبی برای انسان ها پدید آورده باشه؟
آیا مسیحیت موفق به این زندگی شده؟
ساخت این زندگی شده؟
حتی جایی هم که ما مواجه میشیم با یک دینی که زندگی تقریبا نرمالی رو هم پدید آورده به واسطه این هستش که از اون معانی دینی و مذهبی خودش دور و دورتر شده.
از اون معانی خداوندی و اون نگاه الهی خودش دور و دورتر شده چرا که ذات وجودیت این خدا مترادف با دیکتاتوریست.
یعنی شما چیزی فراتر از دیکتاتوری نمیتوانید در دل خدا به وجود بیاورید.
یعنی وجود یک قدرت ماورایی که از دیگران بزرگ تر هست یعنی چی؟
اصلا چه چیزی رو پدید میاره؟
شما یک قدرتی رو پدید میارید که این قرار هست فرهنگ زندگی عامه شما بشه.
از دل این شما چی دریافت میکنید؟
فرا اینکه باید فرمانبردار باشید.
فرا اینکه باید قبول کنید قدرت ماورایی وجود داره.
فرا اینکه در برابر اون قدرت ماورایی باید سکوت کنید.
و در نهایت این سیستم استبداد زده رو پدید بیارید.
قاعدتا در باب اینکه چه اتفاقاتی رقم میزنه هم بیشتر و بیشتر هم میشه در موردش صحبت کرد.
اما در باب اون نکته ای که در باب خدای درون دل ها صحبت کردید، در اون باب هم من سعی میکنم خیلی کوتاه صحبت کنم این برنامه زودتر هم جمع بشه.
ما گفتیم که ما یک خدای درون دل ها داریم که این خدای درون دل ها گاها هم تصاویر متناقضی به ما میده.
این خدای درون دل ها که متناقض هست با اون تعریف مشخص و کلی.
نقطه ای ما را به وحشت می اندازد که حالا پا به عرصه ی عموم بگذارد.
حالا قرار باشد که تاثیر اجتماعی داشته باشد یعنی همان کاری که ادیان در طول تاریخ انجام دادند.
زمانی که این خدای درون دل ها پا به عرصه عمومی بگذارد، ما باید در برابرش تقابل کنیم.
باید در برابرش ایستادگی کنیم چرا که دوباره ما را به یک وادی پر از فلاکت خواهد کشاند و دوباره قاعدتا زندگی را به کام ما سخت و سخت تر هم خواهد کرد.
نقطه جاییست که باید قرار داده شود که این خدا فرای اینکه خیلی تاثیرات فردی می گذارد، یعنی شما باورمند به خدا در هر شکلی که باشید در دل خودتون تصویری بدید و یکی از اون خداها رو بسازید.
قاعدتا شما وارد این فرهنگ فرمانبرداری خواهید شد.
وارد این فرهنگ برتری طلبی خواهید شد.
پس یک سری عناوین رو به شما به عنوان فردیت خودتون میده که اجتناب ناپذیر هست.
اما زمانی که بخواهد پا به عرصه عموم بزاره دوباره همه چیز رو برای ما سخت و سخت تر میکند و زمانی هم میتواند این کار را بکند که مثال دیگر ادیان پیامبری داشته باشد و ادعای پیامبری بکند و الی آخر ماجرا.
که بتواند وارد بشه و اون نقطه ای که وارد بشه دوباره ما مشکلات بزرگتر و عدیده تری هم خواهیم داشت.
پس این خدای در درون دلها قاعدتا وجود داره و قاعدتا ما باهاش درگیری داریم اما زمانی که وارد عرصه عمومی بشه تمام این مشکلات برای ما بزرگ و بزرگتر میشه.
این خدای درون دل ها برگرفته از همون نگاه دینی است و اون نگاه دینی که در برابر ما وجود داره باید نزدیک به همون خدای درون دل ها باشه.
اگر با اون تفاوتی داشته باشه.
حالا باید این خدا رو دوباره بازتعریف بکنه.
خب قاعدتا باز هم در باب این مسئله میشد صحبت کرد.
اما من سعی میکنم که این قسمت های به نام جان که به صورت تصویری هم منتشر میشه زمان فشرده تری داشته باشه و به نوعی بیشتر از 30 دقیقه هم نشه.
پس سعی میکنیم توی قسمت های آتی باز هم در باب این مساله بیشتر و بیشتر با هم صحبت کنیم.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
در پناه آزادی.
آیا خدایان بیشمار که انسانها در پستوی خانههای دلشان ساختهاند، راهی به سوی رهایی است یا صرفاً بازتعریفی از همان استبدادِ کهن؟ نیما شهسواری در این تحلیل، دست بر نقطهای حساس میگذارد: پیوند میان قدرت و ضعف. حقیقت این است که هیچ قدرتی در خلاء شکل نمیگیرد؛ قدرتِ خدا، مستقیماً از ناتوانی و ضعف انسان تغذیه میکند. وقتی ما خدایی را «بزرگ» مینامیم، ناخودآگاه حکم به «خردی» و حقارت خود دادهایم. این سیستمِ برتر و کهتر، زیربنای فرهنگی را میسازد که در آن بندگی و فرمانبرداری نه یک رذیلت، بلکه یک فضیلت شمرده میشود.
یکی از تضادهای جدی که در این قسمت بررسی میشود، پدیده «خدای شخصی» در میان پیروان ادیان است. بسیاری خود را مسلمان یا مسیحی مینامند اما وجودیت خدا را در ذهن خود به شکلی رئوف و صلحطلب بازسازی میکنند که با متون اصلی آن دین (مانند احکام ارتداد یا خشونتهای ساختاری در قرآن) در تضاد کامل است. این خدایان بیشمار ذهنی، در واقع نوعی «مکانیسم دفاعی» برای فرار از واقعیت خشنِ ادیان هستند. اما باید پرسید: خدایی که فرمان نمیدهد، مجازات نمیکند و در امور جهان دخل و تصرف ندارد، اصلاً چه معنایی برای وجود داشتن دارد؟
تحلیل نهایی ما را به یک بنبستِ گریزناپذیر میرساند: ذات مفهوم خدا با دیکتاتوری مترادف است. ساختار قدرت الهی، الگوی اولیه تمام نظامهای استبدادی است. وقتی انسان یاد میگیرد در برابر یک قدرت نامرئی و پرسشناپذیر سر فرود آورد، راه برای پذیرش دیکتاتورهای زمینی هموار میشود.
برای عبور از این خفقان فرهنگی، باید درک کنیم که خدایان بیشمار درون دلها، تنها زمانی بیخطر هستند که در همان فضای فردی باقی بمانند. اما تاریخ ثابت کرده است که این مفاهیم به محض ورود به عرصه عمومی، تبدیل به ابزاری برای سرکوب دگراندیشان و زنان میشوند. نقد نیما شهسواری، دعوتی است به بازیابی توانمندی انسان و خروج از پیلهی ناتوانی؛ تا با ویران کردن تختگاههای ذهنی، راه برای رسیدن به جهان آرمانی و رهایی از هرگونه بندگی باز شود.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری