در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
در قسمت نهم ویژهبرنامه فرهنگ ایران، به بررسی لایههای پنهان خردهفرهنگها در عصر ارتباطات میپردازیم. نیما شهسواری در این اپیزود، فراتر از مصادیق ساده، به سراغ ریشههای روانی جذب فرهنگهای وارداتی میرود.
او تبیین میکند که چگونه دههها سرکوب و استبداد، منجر به شکلگیری یک «فرهنگ ضدیت» در میان نسلهای تازه شده است؛ واکنشی که در آن هرچه حاکمیت آن را «ارزش» بداند، به شکلی افراطی «ضدارزش» تلقی میشود و بالعکس. این تقابلِ کورکورانه، جامعه را در معرض جذبِ سمیترین بخشهای فرهنگ جهانی قرار داده است، تنها به این دلیل که رنگ و بوی مخالفت با نظام حاکم را دارد.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت مشخص ما قرار هست که در باب فرهنگ هایی که در ایران وجود داره و تحت عنوان خرده فرهنگ ها به وجود اومده صحبت بکنیم.
هر چند که در این قسمت مشخص ما بیشتر از اینکه بخوایم باز هم در باب مصادیق این خرده فرهنگ ها صحبت بکنیم، در باب یک سری معانی صحبت بکنیم که باعث شده یک فرهنگ غالبی رو پدید بیاره و از دل این خرده فرهنگ ها و جذب این خرده فرهنگ ها که حالا در آتی و بیشتر صحبت کردن بیشتر به این معنی مشخص می رسیم.
پس لزوما ما در این قسمت مشخص در باب مصادیقی از این خرده فرهنگ ها صحبت نخواهیم کرد هر چند شاید به اون ها هم اشارتی بشه.
اما موضوع مهمی که در این برنامه مطرح خواهد شد آن نگاهی است که تحت عنوان جذب این خرده فرهنگ ها باید به آن اشارت کرد.
ما مواجه هستیم با ایرانی که قاعدتا به مثال تمام کشورهای دنیا و به مثال دیگر کشور های جهان و این شرایطی که در جهان پدید آمده تحت عنوان این عصر تکنولوژی و ارتباطات.
خب ما مواجه هستیم با یک جهان متفاوتی نسبت به گذشته.
خب قاعدتا ما صحبت کردیم پیرامون این که وقتی در باب فرهنگ ها صحبت می کنیم این فرهنگ ها تحت تاثیر از هم هستند.
یعنی وقتی ما در باب فرهنگ های کهن صحبت می کنیم، وقتی می رسیم مثلا به عنوان مثال به فرهنگ زرتشتی، حالا این فرهنگ زرتشتی یک بخشی از نگاه خودش را به فرهنگ گذشته ای که در ایران جاری و ساری بوده گرفت.
اما در کنار آن قاعدتا یک بخشی از این فرهنگ را مثلا از هندوستان گرفت یا مثلا از نگاه های دیگر، از باورهای دیگر گرفته و اصولا این فرهنگ ها بر روی هم تاثیر گذار بودند.
همین گونه می شود در باب مصادیق بیشمارش هم صحبت کرد.
در باب اسلام، یهودیت، مسیحیت یا فرهنگ های کشورهای مختلف که چگونه بر روی هم تاثیر گذار بودند.
اما وقتی در باب این نوع فرهنگ ها و تاثیر گذاری هایشان صحبت می کنیم به این گونه بوده که این ها یک رهگذری برای گذران و در جریان بودن و زنده شدن این فرهنگ ها در فرهنگ دیگر داشتند.
گاها ما مواجه می شویم مثلا با قدرتی که به یک کشوری حمله می کرده و این عرصه را در اختیار گرفته تمام قدرت سیاسی در اختیارش بوده.
حالا فرهنگ خودش را تحت عنوان فرهنگ غالب به خورد مردم می داده.
همان اتفاقی که در حمله اسلام به ایران اتفاق افتاد.
حالا وقتی این فرهنگ غالب به میان می آمده با فرهنگ جماعت مغلوب ادغام شده با هم یک بده بستان هایی رو داشتند تا در نهایت یک فرهنگ متفاوتی ساخته بشه.
همونجوری که شما وقتی نگاه میکنید به فرهنگی که در ایران تحت عنوان فرهنگ اسلامی و فرهنگ غالب مردم وجود داره مثلا با مردمی که در مالزی هستند متفاوت هست، با مردمی که در عربستان سعودی هستند متفاوت هست.
چرا که اینها با هم ادغام شدند.
پس یکی از عوامل مهم در این ادغام ها همین نوع بود.
همین نوعی که یک فرهنگی فرهنگ غالب میشده به واسطه جنگ زور و تحمیل شمشیر.
حالا وقتی غالب میشد با اون فرهنگ مغلوب یک نقاطی رو به وجود میاورد که این نقاط اشتراکی رو به وجود میاورد.
با هم بده بستان هایی رو میکردند تا در نهایت یک فرهنگ تازه ای رو از دل این دو فرهنگ به وجود بیارن.
اما در کنار این خب قاعدتا ما مواجه بودیم با اینکه حالا به واسطه گذرگاه هایی که وجود داره این فرهنگ ها بین ملل در حال گردش باشه، رفت و آمد باشه.
یعنی شما مثلا تاثیری که مردم ایران از هندوستان گرفتن و این یک تاثیر متقابل بوده رو نمیتونید کتمان بکنید؟
بواسطه گذرگاهی که بین این دو کشور وجود داشته مراوداتی که با هم میکردند رفت و آمدهایی که میکردند در دل این گذرگاه سعی شده که این فرهنگ ها هم با هم ادغام بشه و تاثیراتی روی هم بذارن.
پس قاعدتا یکی از راه های دیگری که در دل این مراودات فرهنگی این بده بستان ها بوده همین گذرگاه ها بوده.
در باب این مساله هم صحبت کردیم.
مثلا به عنوان مثال شما وقتی برید نزدیک به سیستان و بلوچستان، حالا وقتی با فرهنگ اون مردم روبرو بشید میبینید که اونها تا چه اندازه تحت تاثیر اون فرهنگ هندوستان بزرگ بودن.
هندوستان بزرگی که امروز پاکستان جزئی ازش دیگه نیست و بیشتر شاید تحت تاثیر از اون فرهنگ مثلا پاکستان فرهنگی که در پاکستان وجود داره باشه.
خب این به واسطه اون نزدیکی است که بین این دو نقطه جغرافیایی وجود دارد و به واسطه نزدیکی و حالا رفت و آمدی که بین این دو جامعه اتفاق می افتد اینها روی هم تاثیر گذار بوده.
حالا با توجه به این عواملی که ما با آن صحبت کردیم حالا ما مواجه می شویم با یک دنیایی که دیگر امروز دنیای گذشتگان نیست.
حالا لزوما نیازی ندارد که گذرگاه هایی وجود داشته باشد تا این فرهنگ بین ملل مختلف به جریان بیفتد، با هم بده بستانی داشته باشند.
حالا یک جهان مدرنی است که هر کسی در دنیای امروز با توجه به تکنولوژی که در اختیار دارد شاید در یک روز مواجه بشه با فرهنگ های متنوع و متضاد و متناقضی که باهاش در میون گذاشته میشه.
حالا ابزار و اسبابی که در راستای این تعامل فرهنگی وجود داره که قاعدتا فرای زور قدرتمند ترینش هنر هست.
دربارش هم صحبت کردیم.
حالا در برنامه های آتی هم سعی میکنیم در باب این موضوعات مهمی که باعث فرهنگ سازی میشه صحبت کنیم اما در همین حد جزئی.
خب قاعدتا همه می دونن که بزرگترین عامل این بده بستان های فرهنگی قاعدتا هنر هست.
حالا شما مواجه میشید با این دریای بیکرانی از هنر که در همه جای دنیا هم جاری و ساری هست.
حالا شما مثلا فیلم های کشورهای مختلف رو میبینید.
حالا یه انسان میتونه به سادگی در طول یک روز با این فرهنگ های مختلف هم آشنا بشه.
حالا یه سری تاثیر پذیری ها رو اینجا بیشتر و بیشتر میتونیم شاهدش باشیم.
حالا ببینیم که چگونه این فرهنگ ها بیشتر و بیشتر از گذشته در حال ادغام با هم هستند.
یعنی به عنوان مثال شاید در اون دوران باستان شما مواجه می شدید با یک تاجری که به واسطه حضورش در کشور همسایه یه بخشی از فرهنگ های اون ها رو میدیده، حالا تحت تاثیر اون فرهنگ این فرهنگ رو انتقال میداده به کشور مبدا خودش.
حالا این تا چه اندازه ای زمان میبرده که این فرهنگ بخواد بخشی از اون فرهنگ اجتماعی اون ها بشه؟
خب قاعدتا موضوعیست که خیلی متفاوته با امروزی که حالا یک جماعت بی شماری دائم در حال این بده بستان فرهنگی هستند و هر روز با این صحنه ها رو به رو میشن با این نگاه ها رو به رو میشن و خب قاعدتا تاثیر پذیری بیشتری دارن.
حالا وقتی به صحنه اجتماعی جهان نگاه میکنیم حالا میبینیم سلطه ای در جهان وجود داره.
خب قاعدتا که این هنر رو به نوعی انحصارا در اختیار خودش داره.
یعنی شما وقتی به عنوان مثال با قدرتی مثل آمریکا روبه رو میشید، حالا میبینید که این قدرت آمریکا در حدی هست که به عنوان مثال سینمای جهان رو تا حد زیادی در اختیار خودش گرفته.
حالا اون قدرتی که اون هالیوود داره برای اینکه فرهنگ خودش رو به دیگر کشورهای دنیا صادر کنه خیلی بیشتر از کشور های دیگه هست.
یعنی مثلا با ایران قابل قیاس نیست.
یا حالا کشور هایی که حتی به اندازه ایران هم سینمایی ندارن، هنری به اون صورت ندارن، هنری برای عرضه در سطح بین المللی ندارن یا اصلا در سطح بین المللی جایگاهی برای عرضه این هنر ها نیست و اصولا نگاهی که داره نسبت به هنری که در اون کشور ها اتفاق می افته با کشور های دیگه اصلا قابل قیاس نیست.
جایگاه و پایگاهی که برای انتشار این ها وجود داره قابل قیاس نیست.
ما وقتی در باب این هنر صحبت میکنیم خب قاعدتا نیاز ابتدایی اون جایگاهی است برای انتشار.
حالا شما در نظر بگیرید که شما غنی ترین هنر ها رو هم حتی از نظر کسانی که منتقد و صاحب نظر در این زمینه هستند بوجود بیارید.
وقتی جایی برای عرضه اش وجود نداشته باشه، خب قاعدتا هیچگاه هم شنیده نخواهد شد.
حالا وقتی ما داریم میبینیم که این سلطه در اون بخش وجود داره و به نوعی این اریکه رو در دست گرفتن، سکان این نگاه در اختیارشون هست، پس قاعدتا اون ها تاثیر گذاری بیشتری در جوامع دیگه دارن و حالا ما مواجه میشیم با این خرده فرهنگ هایی که داره از این جوامع قالب به این مردم داده میشه.
حالا شما مواجه میشید که به نوعی یک شکلی از اون تهاجم فرهنگی داره اتفاق می افته حالا قاعدتا یه سری از کلمات به واسطه ی استفاده ی همواره و احمقانه ای که مثلا توسط جمهوری اسلامی شده کاملا بی معنی شده دیگه.
حالا توی این قسمت خاص چون ما میخوایم اتفاقا در باب همین موضوع صحبت کنیم خیلی هم به نفع و به سودمون هست.
یعنی شما مواجه میشید با معانی درستی که لگدمال شده توسط یک نگاه ظالم در قدرت.
یعنی شما وقتی مواجه میشید با جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی مثلا همین موضوع تهاجم فرهنگی رو به واسطه اون نگاه آلوده ای که در خودش داره بی ارزش و بی معنا کرده.
حالا اگر صحبت از تهاجم فرهنگی بشه برای عده ای شاید حتی این موضوع مسخره و غیر قابل ارزشی به حساب بیاد.
چرا که این معانی و این واژگان به وسیله این قدرت ظالم حالا بی ارزش شدند، حالا از معنا تهی شدند.
حالا شما در باب خیلی از موضوعات هم با همین موضوع روبه رو می شوید.
در باب خیلی از واژگانی که از معنای اصلی و حقیقی خودشان دور شده اند، به واسطه رفتارهای فریبکارانه، متقلبانه و ظالمانه ای که توسط این قدرت واحده داره اتفاق می افته.
اما وقتی داریم به واقعیت این موضوع نگاه می کنیم، می تونیم بلاشک بهش نگاه بکنیم و بفهمیم که بله یک قدرتی است، یک سلطه ای است که در جهان وجود داره.
غیر قابل کتمان هست.
هنر بزرگترین قدرت برای اینکه شما بخواید فرهنگ خودتون رو منتقل کنید، فرهنگ جوامع رو تحت تاثیر قرار بدید، فرهنگ تازه ای رو به وجود بیارید قاعدتا هنر هست.
یعنی اگر ما زور و تحمیل و قدرت رو بزاریم کنار یعنی قرار نباشه که کشوری رو مستعمره خودمون بکنیم، حمله بکنیم، اونها رو نابود بکنیم، کاری که مسلمانان کردند با ایرانیان رو انجام بدیم.
اگر قرار باشه چیزی فرای این کار رو انجام بدیم، قاعدتا باید به هنر آویزون باشیم.
هنر تنها راه ماست برای تغییر.
برای بوجود آوردن یک فرهنگ تازه.
حالا ما مواجه هستیم با کشور هایی که این قدرت رو در اختیار گرفتن و تاثیر بیشتری رو بر جهان دارن.
تمامی انتشار در اختیار اونهاست.
قدرت انتشار برای اونهاست.
قدرت تبلیغ کردن برای اونهاست.
همه چیز در اختیار این جماعت هست.
پس قاعدتا هم میتونن فرهنگ خودشون رو غالب کنن.
قاعدتا میتونن فرهنگ خودشون رو به دیگر جوامع صادر کنن.
حالا ما مواجه میشیم با اون تهاجم فرهنگی که اتفاق داره می افته.
اما نکته مهم و کلیدی ما در این بحث بر میگرده به همین نگاه.
وقتی ما در باب تهاجم فرهنگی صحبت میکنیم قاعدتا برای یک جماعت زیادی این یک کلمه ایست که غیر قابل تحمل هست.
چرا که بلافاصله یک سری نگاه های احمقانه جمهوری اسلامی رو در نظر دارن که در برابر تمامی آزادی های مردم ایستادگی کرد.
هر اتفاقی که داره برای این مردم به واسطه انتخاب این مردم می افته رو به واسطه همین تهاجم فرهنگی از صحنه دور کرد.
این اون نقطه ای ست که ما حالا میخوایم در باره اش صحبت بکنیم.
به چه معنا؟
به این معنا که ما در این فرهنگ غالبی که در ایران به وجود اومده به واسطه ظلم های بیکرانی که اتفاق افتاده، حالا یک احساسی در دل یک جماعتی به وجود میاد که شاید این جماعت هم فرهنگ ساز باشن.
این جماعت هم قدرت ساختن فرهنگ و تغییر دادن فرهنگ ها رو داشته باشن.
مثلا به عنوان مثال این ها هنرمند باشن یا جایگاه هنری داشته باشن برای ارائه اون نوع نگرش و باوری که نسبت به جهان دارن.
حالا شما مواجه میشید با فرهنگی که این ها به واسطه این نگاه در قدرت شکل گرفته.
یک قدرتی در برابر رفتارهای وحشیانه و وحشتناکی داشت و کارهای احمقانه ای رو کرده، نابرابری رو به حد حصر خودش رسونده.
حالا شما یک نگاهی داری در راستای اینکه هرچیز او رو برعکس جلوه بدی.
هر چیز او رو برعکس به پیش ببرید.
باوری رو بوجود بیارید که در برابر اون باور باشه.
هر چیزی که او خوبی نامیده شما بدی به نام هر چیزی که او ارزش میدونه رو ضد ارزش بدونیم.
حالا اینجا شما دچار اون تضاد و تناقض میشید چرا که تمامی چیزهایی که او گفته بد هستند لزوما که خوب نبودند.
قاعدتا در بینشون چیزهای بدی هم وجود داشت.
یا هر چیزی که اونها گفتن خوب بوده.
لزوما چیز های بدی نبوده.
حالا شما به واسطه این احساس به نوعی انتقام، عقده، کینه یا هر اسمی که میخواید روش بزارید.
حالا وارد یک وادی میشید که در پی برعکس کردن این فرهنگ باشید یعنی قاعده اصلی شما در راستای این فرهنگ این باشه که هر چیزی که اون ها ارزش دونستند رو شما ضد ارزش بدونید.
چهارچوب اصلی شما میشه مقابله و برعکس کردن نظام باور اون ها.
وقتی در باب این تهاجم فرهنگی صحبت کردیم گفتیم یعنی به مصداق همین موضوع مشخص هست آیا تهاجم فرهنگی وجود نداره؟
آیا اتفاق نمی افته؟
قاعدتا کسی نمی تونه این رو کتمان بکنه که ما شاهد تهاجم فرهنگی هستیم.
تهاجم فرهنگی که گاها به ضرر اون جامعه هم اتفاق می افته.
یعنی یک فرهنگ مسموم و بیماری که داره توسط همین هنر به این مردم ارائه میشه.
یعنی گاها شما مواجه میشید دیگه با یک سری موضوعاتی که داره مطرح میشه و این ها تبدیل به ارزش میشن برای اون جامعه و این ها صد در صد ضد ارزش هستن.
یعنی به عنوان مثال با چارچوب مشخصی که ما پیرامون آزادی میشناسیم، اینها در راستای باورهایی هستند که آزار به دیگران رو باعث میشن حادث میشن.
حالا دارای یک فرهنگ تازه ای با مردم در میان گذاشته میشه در راستای آزار رساندن به دیگران.
اما به واسطه اینکه یک تعریفی رو مثلا جمهوری اسلامی داده نسبت به تهاجم فرهنگی، حالا به صورت کلی این تهاجم فرهنگی کتمان میشه.
حالا کسی حاضر نیست در باب این صحبت بکنه.
حالا جماعتی هستند که بی حد و حصر در انتظار چیزهایی هستند که تحت عنوان فرهنگ مثلا غربی به اونها ارائه میشه.
اونها با فراغ بال در برابر اون وایمیستن تا اون فرهنگ رو بگیرن و در آغوش بگیرن.
هر فرهنگی که میخواد باشه حتی اگر منافات با آزادی داشته باشه، حتی اگر در برابر برابری باشه.
حتی اگر نگاه هایی به مراتب بدتر از نگاه های مثلا اسلامی باشه باشد.
باز هم براشون تفاوتی نمی کنه.
چون ملاک و معیار ابتدایی و اصلی خودشون رو قرار دادن بر پایه ی همین که بخوان برعکس اون نظام فکری عمل کنن.
حالا شما مواجه میشید با این فرهنگی که تحت عنوان مخالفت فرهنگ ضدیت فرهنگ برعکس کردن هر چیزی میشه روش اسم گذاشت.
بواسطه ی کینه ها و عقده ها.
انتقامی که شما میخواید از اون فرهنگ غالب بگیرید هم شکل میگیره.
حالا شما مواجه میشید اگر به عنوان مثال این ها صحبت میکنن در باب مشروب خوردن.
حالا جماعتی هستن که میگن باید مشروب خورد.
یعنی اگر این ها دارن میگن مشروب خوردن کار بدی هست.
حالا شما مواجه میشید با یک فرهنگی در راستای همین برعکس کردن و فرهنگ ضدیت که میگه اصلا نهایت خوبی همین خوردن مشروب هست.
به افراط هم خوردن مشروب هست.
اصلا خوردن مشروب یه ارزشی که به شما یه اعتبار بالاتری میده.
حالا اگر اینها دارن صحبت از این میکنن که مثلا تشکیل خانواده بدید حالا اینها به نوعی زیر این میز تشکیل خانواده میزنن.
یکی میگه اصلا نیازی نیست که همچین اتفاقی بیفته.
حالا اگر اینها معترف به چهارچوب هایی برای روابط جنسی هستند.
حالا اینا میان تمامی این چارچوب ها رو از میان بر میدارن.
همه چیز رو میخوان از میان بردارند.
و حالا این مبدل به یک فرهنگ میشه.
فرهنگی که در راستای ضدیت با فرهنگ گذشته داره ساخته میشه.
و وقتی ما در باب اون تهاجم فرهنگی صحبت میکنیم و یا در باب این خرده فرهنگ هایی که فرهنگ غالب مردم رو حتی به مراتب بدتر از گذشته هم داره میکنه، دقیقا نقطه بحث ما سر همین معنای مشخص هست.
حالا یک جماعتی هستن که تاثیر گذاری دارن.
حالا این ها هنرمند هستن، خواننده هستن، نویسنده هستن، شاعر هستن.
هر چیزی که بالاخره یک تریبونی برای تغییر فرهنگ در بین مردم رو دارن.
حالا این جماعت به واسطه آن فرهنگ غالبی که سالیان سال به این ها ظلم کرده، نابرابری رو به پیش برده، آزادی های این ها رو گرفته، حالا پر از عقده به واسطه انتقام و کینه به یک فرهنگ مشخص رسیدن، فرهنگ مشخص اون ها فرهنگ ضدیت با فرهنگ غالب هست.
هیچ چهارچوب مشخصی تعریف نمیشه.
حالا تنها و تنها شما گام برمیدارید برای اینکه با این فرهنگ ضدیت بکنید.
یعنی مثلا به عنوان مثال شما اگر با اون عقایدی که تحت عنوان شیطان پرستی مثلا وجود داره هم روبرو بشید میتونید این تصویر رو ببینید.
یعنی مثلا مواجه میشید با شیطان پرستی که حالا هر چیزی که مسیحیت گفته رو ضدش رو انجام میده.
مثلا چمیدونم اگر اون ها یه دعایی رو انجام میدن در فلان روز اینها مثلا در یک روز دیگه ای برعکس اون رو انجام میدن.
اگر مثلا اونها گفتن دروغ بده اینا میگن دروغ خوبه.
در همین حد ابتدایی.
اما این بر پایه همون فرهنگ ضدیت شکل میگیره.
یعنی یک فرهنگی است که هیچ معنای مشخص و چهارچوب مشخص و باور مشخصی را نسبت به خود ندارد.
هیچ چهارچوب تازهای را تعریف نمیکند.
تنها و تنها بر پایه ضدیت با آن فرهنگ غالب است.
فرهنگی که احساس میکند بهش ظلم و ستم فراوانی هم کرده، دلیل به وجود آمدنش کاملا مشخص و قابل درک است.
سالیان دراز ظلمت به وجود آوردن کینه ها، انتقام ها، نفرت ها، عقده ها.
خب این دلیل اصلی پیدایش یک همچین باوری است.
به وجود آمدن یک همچین فرهنگی است که کاملا هم قابل لمس است.
قابل شهود است.
شما میتوانید یک همچین نگاهی را هم پیش بینی بکنید که احتمال وقوع پیوستن تا چه اندازه زیاد و زیاد هم بوده.
ولی حالا ما مواجه هستیم با همین فرهنگ که مبدل به یک بخش مهمی شده که به نوعی در پی همان تهاجم فرهنگی هم هست.
یعنی حالا هر فرهنگ متفاوت و متناقض که در برابر شما وجود دارد، در برابر آن باورها و آن فرهنگ عامه وجود دارد و به سادگی قبول میکند هر چقدر هم که به دور از چارچوب آزادی باشد، به دور از چارچوب های اخلاقی باشه، همه اون رو قبول میکنه و حالا یکسری کسانی رو داره که در راستای این فرهنگ گذاری هم دارن تلاش میکنن.
یعنی یک جماعتی هستن که ما تحت عنوان مثلا هنرمند اینها رو میشناسیم.
حالا این هنرمندان هستن که به واسطه همون عقده ها، کینه ها، انتقام ها با رجوع به این فرهنگ ضدیت حالا با تهاجم فرهنگی هم که بهشون شده و اون رو قبول کردن به سادگی وارد این وادی میشن تا این فرهنگ تازه رو که فرهنگ اتفاقا فقط و فقط ضدیت هست و هر چیزی که اونها گفتن گفتند رو به نوعی بر عکس جلوه دادن و تصویر کردن.
حالا وارد میدان میشن و این فرهنگ تازه رو هم به پیش می برم.
ما حالا می رسیم به اون مرحله ای که مرحله ی انکار هست.
حالا در این مرحله ی مشخصی که ما تحت عنوان انکار و ضدیت می شناسیم، هر ارزشی که مطرح شده، حتی اگر ارزشی که همسو و مترادف با آزادی هست رو هم زیر پا میذاره.
و این مبدل به اون فرهنگ جمعی میشه و باز دوباره ما رو بیشتر و بیشتر در اون منجلاب به پیش خواهد برد.
حالا شما با جماعتی رو به رو هستید که مثلا بی بند و باری رو به نهایت خودش می رسونه و هیچ چارچوب اخلاقی در این راستا باورمند نیست.
حالا میبینی که مثلا در وادی شهوت خیلی افسارگسیخته تر و وحشتناک تر حاضره کارهایی رو به پیش ببره.
خیلی بدتر و وحشیانه تر از اون مثلا شکلی که ما تحت عنوان آلت پرستی در باب اسلام دربارش صحبت کردیم.
حالا پذیرای اون تهاجم فرهنگی است که داره به او خورانده میشه.
این فرهنگ تازه خورانده شده مثلا از اون جامعه غربی یک فرهنگی است متضاد و در برابر فرهنگ غالب که شما میدونید با هر چهارچوب اخلاقی پیرامون آزادی نگاه کردن بهش میدونید که این یک ضد فرهنگ هست.
این یک ضد ارزش هست.
این قاعدتا میتونه زندگی رو برای همه جانداران سخت تر بکنه.
میتونه باعث بوجود اومدن آزارهایی به دیگر جانداران باشه، به انسان ها باشه، به زنان باشه یا به هر موجود دیگه ای باشه.
اما به واسطه این احساسی که درون این ها هست و باوری که به این فرهنگ ضدیت دارند، باوری که در راستای این انکار دارند، حالا به سادگی اون فرهنگ رو قبول میکنن.
حالا جماعتی هستن که مبدل به این بلندگو ها برای این تهاجم فرهنگی هم میشن.
حالا از دل همون مردم هستن.
اما با باور به این ضدیت و ایمان به این انکار.
انکار خویشتن، گذر از خویشتن، ضدیت با تمامی فرهنگ خود کردن.
حالا شما مواجه می شوید با این ها که تبدیل به بلندگو ها شده اند و دارند فرهنگ.
ضد ارزشی که حتی به مراتب بدتر از فرهنگ غالب خود هست را هم با.
با دیگران در میان میزارن.
حالا ما مواجه میشیم با خرده فرهنگ های مخربی که داره دائما توسط این جماعت جذب میشه.
یعنی مثلا وقتی شما مواجه میشید با این خرده فرهنگ هایی که تحت عنوان فرهنگ رایج در بین مثلا جوانان اتفاق می افته و داره قدرتمند هم به پیش میره، شما میتونید این فرهنگ ضدیت رو به راحتی ببینید.
حالا میبینید با یک بی بند و باری بی حد و حصری روبرو میشید چرا که این نگاه دگمی که برای ما دنیا رو تعریف کرده تحت عنوان جمهوری اسلامی یک نگاه دگم و خشک رو نسبت به مسائل جنسی داشته.
همانگونه که ما در بابش.
در ویژه برنامه ی آلت پرستان هم صحبت کردیم.
حالا این جماعتی که تازه به میدان آمده به یک افسارگسیختگی پیرامون مسائل جنسی اعتقاد دارند.
حالا اعتقاد دارد ما باید در این راستا در نهایت کارهایی را که می توانیم انجام دهیم گاها حتی در برابر آزادی در راستای آزار رساندن به دیگران که کار به جاهای وحشتناک خودش می رسد و می رسیم به آن مرحله ای که این ها در پی جست و جو و ارتباط برقرار کردن با انسان های نابالغ هم بر می آیند.
حتی این را نوعی ارزش برای خودشان و ارزش افزوده ی خودشان می دانند.
حتی این را می گویم و شما مواجه می شوید با جماعت بی شماری که این را تکرار می کنند.
یعنی ما از این صحنه های دهشتناک به شدت می بینیم دیگه.
یعنی می بینیم مثلا یک شخصی داره صحبت پیرامون همین مسئله می کنه پیرامون همخوابگی و ارتباط برقرار کردن با کودکان و خردسالان و افراد نابالغ.
حالا در کنار او مثلا می بینید که شعار زن زندگی آزادی رو هم میده.
یعنی شما این جمع تناقض و دیوانگی و جنون رو باز نمی تونید بفهمید؟
برگرفته از همون نگاهی است که ما تحت عنوان فرهنگ ضدیت دربارش صحبت کردیم.
حالا پر از انکار هست و سعی میکنه فکر کنه که با این بی بند و باری در مسائل جنسی به اون نهایت آزادی برسه.
یعنی تعریفی که برای اونها نسبت به آزادی داده میشه ضدیت با اون نگاه غالب هست.
حالا شما میبینید که مثلا در راستای مشروب خوردن و مواد کشیدن حالا این تبدیل به یک ارزش میشه.
حالا جماعتی هستن که پیرامون این مواد کشیدن خودشون صحبت میکنن و خیلی بهش میبالند و یک جماعت بی شماری هم دارن همین رویه ها رو پیش میگیرن و به این میبالند و این مبدل به یک بخش فرهنگ تازه ای در بین این مردم میشه.
حالا وقتی شما در باب این تهاجم فرهنگی مثلا صحبت میکنید مثلا پیرامون یک نگاهی صحبت می کند که این نگاه آلوده در پی ترویج بی بند و باری های جنسی در پی ترویج مواد مخدر و استفاده از مواد مخدر است.
حالا اگر نام این را تهاجم فرهنگی می گذارید، حالا به واسطه آن نگاهی که وجود دارد، آن نگاه لگدمال شده ای نسبت به این تهاجم فرهنگی، رفتارهای وحشیانه ای که در قبال این نوع نگاه فرهنگی شده.
حالا کسی برنمیتابد اصلا به حرف های شما گوش بکند.
حالا این فرهنگ ضدیت هست که میدان دار هست.
حالا شما می بینید که به سادگی اگر یک جمع یک جماعتی هم دارند در باب مثلا مواد مخدر صحبت می کنند، یک جماعتی هم در دنباله آن ها دارند به شادی در کنار آن ها پیش میرن.
اصلا این فرهنگ رو قبول کردن.
این فرهنگ را حتی تقدیس هم میکنند.
این نگاه آلوده را به نوعی مقدس هم میشمارند.
حالا میبینید که در این وادی به پیش میروند و هر روز هم در آن پر و بال تر و فربه تر میشن.
به واسطه ی اون نگاه و اون فرهنگی که ما تحت عنوان فرهنگ ضدیت قلمداد کردیم.
حالا با توجه به اون تهاجم فرهنگی ما مواجه هستیم با جامعه ای که در پی جذب این خرده فرهنگ های مخرب هست.
حالا شاید در همون هنری که ما تحت عنوان مثلا هنر آمریکایی دربارش صحبت کردیم فیلم های آمریکایی شاید مواجه بشید با یک بخشی که در راستای یکی از اخلاقیات داره صحبت میکنه.
مثلا در یک فیلم مشخصی داره در باب یک اخلاقیاتی صحبت میکنه.
شما میتونید به وضوح که اون فیلم اون نگاه نگاهی نیست که در ایران مثلا در بین مردم قبول بشه.
اتفاقا اون نگاه رو برنمیتابند.
اون نگاه رو رد میکنن.
چرا که احساس میکنن با این فرهنگ غالب در کشور همخوانی داره. نزدیکی داره.
اصلا دیگه موضوع مهم برای اون ها نیست.
مثلا به عنوان مثال ما در باب این مسائل صحبت کردیم و گفتیم اگر ما باورمند به این هستیم که قتل زشته، اعدام خود قتله همتای قتله مثلا به عنوان مثال دیگر ما نمیتوانیم برای این تبصره قائل بشیم.
قتل خیلی کار بدیست ولی قتل مثلا فلان آدم اشکالی ندارد.
کشتن مثلا کافر اشکالی ندارد.
کشتن کسی که مثلا باورمند به جمهوری اسلامی هست اشکالی ندارد.
اما حالا اگر یک معنای مشخصی پیرامون این بد بودن قتل و کشتار و پاسداشت جان صحبت میکند، برای این جماعت قابل قبول نیست.
اما شما میبینید جایی که دارد خشونت بیشتر و بیشتر به پیش میرود، حالا خشونتی که در راستای انتقام و کینه گرفتن هست، حتی با اینکه با آن باورهای غالب همخوانی دارد.
همان طوری که ما در بابش صحبت کردیم در باب جنگ و جهاد اینقدر این اشتباهات به فاحش شده و به بیراهه رفته که اون موضوع رو فراموش میکنن.
موضوع مهم و اصلی پیرامون همون انتقام و کینه خواهی و کینه طلبی ست.
حالا به راحتی این فرهنگ مخرب رو جذب میکنن.
حالا اگر نگاهی وجود داشته باشه که در راستای یک نگاه مسالمت آمیز یک تغییر.
مسالمت آمیز، یک طغیان مسالمت آمیز باشه، در راستای بخشش باشه، در راستای یک نگاه تازه به جهان باشه.
توسط این جماعت قبول نمیشه.
اما نگاهی که توامان گره خورده با نگاه های خشونت بار و جنگ طلب وحشیانه و انتقام جویانه کینه طلبانه است به راحتی توسط این جماعت جذب میشه و کم کم مبدل به یک قدرت فرهنگی میشه و حتی میتونه جایی به اون نقطه برسه که فرهنگ غالب رو هم به دست بگیره.
حالا ما مواجه هستیم با این فرهنگ ضدیت و انکاری که حالا با توجه به اون تهاجم فرهنگی و گاها حتی ساختن فرهنگ تازه توسط خود میداندار میتونه بشه.
فرهنگی که کاملا بر پایه ضدیت هست، ضدیت با قدرت حاکم هست و گاها هم میتونه تمامی ارزش ها و چهارچوب های اخلاقی و چارچوب هایی که ما تحت عنوان آزادی و قانون و آزادی میشناسیم رو هم زیر پا بزاره.
اما به واسطه این ضدیت با فرهنگ غالب میتونه میدان دار باشه و در بین بیشماران هم جاری و ساری باشه.
در مجموع با توجه به این ساختار ساخته شده ما مواجه میشیم با خرده فرهنگ هایی که به سمت این جامعه داره هجوم میاره و ما در باب مصادیقش صحبت نکردیم اما در بیشتر نقاط با مواجه میشیم با خرده فرهنگ های مخربی که به سادگی توسط این جماعت جذب میشه و حالا میتونه تبدیل به یک بخشی از فرهنگ اجتماعی بشه.
حالا با توجه به ساختاری که وجود داره، جامعه ای که دارای این تکنولوژی ها هست برای رد و بدل کردن اطلاعات حالا در این عصر تازه جهانی شما مواجه میشوید با چیزهایی که در جهان وجود دارد و اتفاقا این جماعتی که در ایران وجود دارند برای فرهنگسازی تازه خودشان دارند گام برمیدارند.
با توجه به آن فرهنگ ضدیت.
حالا در پی جذب بدترین و زشت ترین و مخرب ترین این خرده فرهنگ ها هستند و ما مدام شاهد این خرده فرهنگ هایی که می تواند لطمه بزند هستیم.
در باب این مسئله میشه ساعت ها صحبت کرد.
اگر بخواهیم در باب مصادیق صحبت بکنیم می تونیم نمونه های بیشماری بیاریم.
اما سعی کردیم یک معنایی را پیرامون این خرده فرهنگ ها و فرهنگ های وارداتی صحبت بکنیم و از همه مهم تر پیرامون این فرهنگ ضدیت.
شاید در آتی پیرامون این موضوع صحبت بکنیم و ویژه برنامه ای هم داشته باشیم.
قاعدتا پیرامون این مباحث صحبت خواهد شد چون موضوعات مهمی است و زندگی ما را هم در بر گرفته.
اما در این ویژه برنامه مشخص پیرامون فرهنگ ایران به نظرم به اندازه کافی درباره اش صحبت کردیم.
نیما شهسواری در این گفتگو، مفهوم «تهاجم فرهنگی» را از چنگال تبلیغات حکومتی خارج کرده و به معنای واقعی آن میپردازد. او معتقد است که هنر، به ویژه سینمای سلطهگر، قدرتمندترین ابزار برای تغییر ساختار فکری جوامع است. اما فاجعه زمانی رخ میدهد که جامعهی مغلوب، به دلیل کینه و عقدههای ناشی از استبداد، دچار «فرهنگ انکار» میشود.
نکات کلیدی این اپیزود:
در نهایت، شهسواری تأکید میکند که طغیانِ حقیقی، یک «طغیان مسالمتآمیز» و مبتنی بر آگاهی است، نه سقوط در منجلابِ فرهنگهای وارداتی که خود دشمنِ آزادی و برابری هستند. او از مخاطب میخواهد که فریبِ «برعکس کردنِ نظامِ حاکم» را نخورد و چارچوب آزادی را بر پایهی «عدم آزار به جانداران» بنا کند.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.