سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان است با شماست.
این اپیزود شانزدهم از ویژه برنامه ریشه ها و گواه ظلم هست و ما قراره توی این قسمت در باب بازتولید بردگی صحبت کنیم.
ممنون که همراه من هستید.
خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما در باب ریشه ها و گواه ظلم در ادیان ابراهیمی با استناد به کتب آسمانی این ادیان، انجیل، قرآن و تورات صحبت کردیم و یک بابی رو باز کردیم برای این که به این اسناد رجوع بشه مطالعه بشه.
چه برای باورداشتن به این نگاه ها و چه برای نقد و مبارزه در برابرش.
و خب توی این قسمت در این مسیری که طی کردیم رسیدیم به صحبت کردن در باب فرهنگ خدایان اربابی که بر جهان همه چیز رو در اختیار گرفته و این تقدیس نابرابری طبقاتی و بازتولید بردگی در طول اعصاری که این قدرت در جهان وجود داشته، چیزی که ما از دیروز تا امروز با آن روبه رو هستیم.
یک ارباب و بندگی که تمام جهان را تحت الشعاع خود قرار داده.
چه شما در روزگاران کهن به این سمت و سو میل داشته باشید و بخواهید درباره اش بدانید، از آن بازارهای بزرگ برده فروشی و آن شرایط دهشتناک و برده داری که رواج داشته، چه در دوران مدرن و برده داری مدرن که در نهایت همان رویه را به نوع تازه ای دارد پیش می برد، همه و همه در همان فرهنگی است که ما تحت عنوان فرهنگ خدا میشناسیم و من در ویژه برنامه ها و کتاب های متفاوتی درباره اش بارها و بارها صحبت کردم چرا که اصولا آن نوک پیکان نقد ما برای بازتولید انسان و یک تصویر تازه ای ارائه دادن از انسان در همین موضوع گره خورده.
توی این ویژهبرنامه هم سعی کردم در باب این مساله در قسمت های مختلف صحبت بکنم و توی این قسمت سعی میکنم بیشتر و عمیقتر درباره این مطلب صحبت بکنیم و این مساله رو هم بیشتر به پیش ببریم.
اما قاعدتا اشارت هایی در قسمت های مختلف این ویژه برنامه شد و قاعدتا اگر بخواهید بیشتر و بهتر باهاش روبرو بشید میتونید به ویژه برنامه خدا در پادکست به نام جان مراجعه کنید اونجا.
خیلی سعی کردیم بیشتر و دقیق تر به این مفهوم خدا که ما تحت عنوان یک فرهنگ، یک ارزش، یک هنجار و قاعده میشناسیم نه یک شخص.
مثلا تحت عنوان الله نزدیک شدیم و اونجا بیشتر صحبت کردم.
اما خب توی این ویژه برنامه هم قاعدتا باید بهش اشاره کرد چرا که اصولا این بازتولید بردگی مداوم و این ارباب و رعیتی که در طول تاریخ شکل گرفته و این تقدیس وحشتناکی که از نابرابری وجود داشته، در نهایت ما رو به این طبقات عظیم در اجتماع رسونده یعنی یکی از ارکان مهم در به وجود اومدن این دیکتاتوری های بزرگ و خارج از تداوم این دیکتاتوری ها در طول تاریخ، همین مشروعیت بخشی از طرف اون فرهنگ تحت عنوان خدا بوده.
ما در طول تاریخ مواجه شدیم با این مشروعیت گرفتن حکومت ها توسط این باور خداوندی.
یعنی شما اگر به حکومت های اروپایی قرون وسطا نگاه بکنید می بینید که چگونه اصولا کلیسا و مسیحیت یکی از ارکان مهم برای مشروعیت بخشی به حکومت ها بوده.
یا مثلا در کشورهای اسلامی هم داستان به همین شکل هست چه در دوران عثمانیان مثلا به عنوان یک قطب اسلامی در نظر بگیری، چه در دوران عباسیان و امویان و چه در همین دنیای امروز خودمون و در جمهوری اسلامی.
میبینید که چگونه این فرهنگ خداوندی مشروعیت اصلی رو به این حکومتها داده و این مشروعیت باعث به وجود اومدن این حجم بزرگ از دیکتاتوری ها و این نظام ارباب و رعیتی شده و حالا توی این قسمت باید در نقطه ابتدایی بریم و هستی شناسی بکنیم.
این مفهوم ارباب و بنده رو یعنی ریشه ی این نابرابری رو در خود تصویر خدا به عنوان یک ارباب بزرگ کالبدشکافی بکنیم.
ما وقتی داریم به جهان پیرامونمون نگاه میکنیم، میدونیم که یک برتری طلبی ها، یک نابرابری هایی به وجود اومده.
خب قاعدتا این یک ریشه و مأخذ داشته.
اصولا با هر عینکی که بخوایم دنیارو ببینیم مواجه میشیم با یک ارباب بزرگی تحت عنوان خدا که مالکیت همه جهان رو در اختیار گرفته.
اصولا صاحب بر جان و زیست انسان هاست و این اون مأخذ ابتدایی است برای رسیدن به این ریشه ی که نابرابری این ریشه ای که مدام در حال بازتولید است.
یعنی شما وقتی به این پیکر نگاه می کنید به این ساختمان بزرگ در برابر نگاه میکنید.
خب قاعدتا یک پی ابتدایی دارد.
اون پی ابتدایی همین برتری طلبی است که تحت عنوان نام خدا شکل میگیره و این فرهنگ رو به وجود میاره.
یک هرم ساخته شده ایست که ارباب بزرگ جهان در اون نوک هرم قرار میگیره.
حالا در پی بازتولید دوباره و به کرات خودش هست.
یعنی شما میبینید که این خدای در آسمان ها که ریشه ی ابتدایی این برتری طلبی است، حالا به واسطه ی این برتری ای که خلق میکنه به وجود میاره و بهش پایبند هست، میتونه دوباره مابه ازاء هایی داشته باشه و این برتری رو هم ادامه بده.
یعنی همتای چیزی که ما در زیست مون زیست جمعی مون داریم میبینیم باهاش روبه رو میشیم.
تک تک این خدایگان بر زمین جای پای خدا گذاشتن و حالا وقتی نزدیک بشیم به آیات و نشانه های این نگاه از همون بزرگ ترین بزرگان بودن خدا نشأت می گیره.
این باوری که خدا را تصویرگری می کنه برای یکی بزرگترین قدرت جهان.
و اما حالا چون ما می خوایم بیشتر نزدیک بشیم به مباحثی که پیرامون بردگی و برده داری و عناوینی از این دست و این ها را گره بزنیم با این نابرابری اجتماعی که وجود داره.
از برده داری و گذشته تا برده داری مدرن.
امروز سعی می کنیم بیشتر نزدیک بشیم به آیاتی که درباره ی این موضوعات وجود داره.
به عنوان مثال در قرآن سوره نحل آیه 53 خداوند مثال می زند بنده زر خریدی که هیچ قدرتی ندارد و کسی که از جانب خود رزق نیکو به او داده ایم آیا این دو برابرند؟
یعنی شما مواجه میشید با این نگاهی که بین انسان ها تفاوت قائل میشه؟
داستان به همین جا ختم نمیشه.
اولا که من اذعان بکنم که من این آیاتی رو که در این ویژه برنامه ها میارم سعی میکنم کوتاه شده ترشو بگم چرا که داخل هرکدوم از این آیات میبینید به خیلی از نکات مختلف اشاراتی میکنه که با بحث اصلی همخوانی نداره.
اما گفتم بارها اصولا این ویژه برنامه بابی است برای مطالعه و فهم بیشتر این کتب.
یعنی شما باید به نسخه اصلی قرآن، تورات و انجیل رجوع کنید برای فهم بهتر و یا اینکه میتونید رجوع کنید به کتاب گواه ظلم و اون کتاب سه جلدی که این عناوین پر ظلم در طول اون گردآوری شده رو مطالعه بکنید و اونجا مستقیما با آیات روبرو بشید.
اما موضوع مهم در این آیه مشخص دوباره این فرض مشخص برای خدا و تفکیک قائل شدن و بوجود آوردن اون نابرابری های اجتماعی است و اصولا این نابرابری ها در نقطه ابتدایی در اینجا هم شروع نمیشه.
اونجایی که خدا باور دارد که به عنوان مثال حیوانات را به عنوان یک هدیه و هدیه و یک نعمت برای انسان ها خلق کرده، یکی از استواری های ابتدایی این تفاوت هاست.
این تفاوت قائل شدنی که در نهایت می تواند یکبار هم گریبان ما را بگیرد یعنی کسانی که دارند از این بهره می برند هر روز احتمال دارد این بهره از میان برود.
با به وجود آمدن یک قدرت تازه یا مثلا در تورات در سفر خروج در باب بیست و یکم آیه دوم می گوید اگر یک برده عبرانی بخری، شش سال خدمت کند و سال هفتم آزاد شود.
یعنی ما داریم به صراحت می بینیم که چگونه در تورات این برده داشتن یک عملی است که حتی برایش قاعده قائل میشود.
یعنی این خداییست که به برده داری باور دارد و حالا قاعده مند می کند.
یا مثلا در انجیل در کتاب افسسیان در باب ششم آیه میگوید ای غلامان اربابان جسمانی خود را با ترس و لرز و یکدلی اطاعت کنید چنانکه مسیح را.
خب این یک بابی باز میکنه در نقطه ابتدایی قبول این برده داری و فراتر از اون همون تصویری که ما داریم دربارش صحبت میکنیم.
یعنی اصولا یک نظام ساخته شده ایست برای بردگی.
یک نوک پیکان داره که اصولا داره به شما تعلیم میده همتای اون بردگی و اطاعتی که شما در برابر مسیح و خدا دارید.
در برابر اربابان تون هم باید داشته باشید.
یک سلسله مراتبی است که حتی در نقطه انتهایی اربابان زمینی هستند که در برابر خدا خضوع میکنند، اطاعت میکنند.
وقتی ما مواجه میشیم با لقب شاه شاهان برای خداوند یعنی موضوع همون تصویر هست.
ما شاه هایی داریم، اربابانی داریم که ارباب تمام این اربابان اوست.
یا وقتی ما میگوییم مثلا در اسلام الله اکبر خدا بزرگتر است یعنی دقیقا بزرگتر از دیگرانی که او خود بزرگ کرده.
ما اصولا با متون نابرابری روبه رو هستیم که یک تمثیل الهی را به ما تصویر میکند که از این طبقات ساخته شده.
این متون مقدس ادیان مختلف بر پایه ی ساخته شدن همین طبقات است.
همین نابرابری هاست.
نابرابری هایی که قاعدتا وجود دارد اما موضوعی است که بازگشتی دارد به اراده ی خدا و گره میخورد با اراده ی خدا و اصولا مبدل به قاعده و قانون میشود.
من بارها درباره این موضوع صحبت کردم.
اینکه وقتی ما با یک سری معضلات و مشکلاتی در زمین روبهرو هستیم، خب قاعدتا خواهیم بود.
در آتی هم خواهیم بود.
در هر زمانی هم خواهیم بود.
اینکه مثلا یک جماعتی بیایند و تجاوز کنند، احتمال دارد اتفاق بیفتد جنگ بکنند.
احتمال داره اتفاق بیفته.
کار های شنیع انجام بدن.
نمیدونم کودک همسری بکنن تعدد زوجات داشته باشن و الی اخر.
احتمال داره وجود داشته باشه اما اونجایی که این قواعد شنیع مبدل به قاعده و قانون میشه هست که ما مشکل داریم و دقیقا وقتی مواجه میشیم با این آیات الهی مواجه با همین تصویر میشیم که این نابرابری طبقاتی مبدل به قاعده و قانون میشه.
این ارباب مطلق در جهان و بقیه بنده بودنش تبدیل به یک ساختار میشه.
یک ساختار برده داری نه یک اشتباه بشری بلکه یک نظم مقتدری مقدری است که توسط خدا به وجود اومده و قرار هست که تا آخرین روز وجود بشریت ادامه پیدا کنه.
اگر مسیح پیرامون غلامانی صحبت میکنه که باید با ترس و لرز اطاعت از ارباب خود رو بکنن، در نهایت داره بهشون این اولتیماتوم رو میده که شما باید همتای بردگی ای که در برابر مسیح قبول کردید برده اون ها باشید.
این اربابان خودشون قراره که برده ی اون خداوند بزرگ باشند.
یا وقتی قواعد این برده داری قبول میشه حالا با تولید این بردگی میتونه هر بار به اشکال مختلفی شکل بگیره.
یک بار در اون شکل لگام گسیخته و وحشتناکی که در دوران کهن وجود داشت و ما مواجه شدیم با بردگانی که در خیابان ها خرید و فروش میشدند.
یک بار در جهان امروزی که همون برده داری مثلا داره در قبال حیوانات اتفاق می افته که از گذشتگان هم قاعدتا بوده و ما همون بازار و همون نگاه رو حتی به مراتب دهشتناک تر نسبت به حیوانات داریم.
و یا در جهان مدرن امروزی با همه شرایط می بینیم که مثلا نظام سرمایه داری میاد همین نگاه رو اعمال میکنه و اصولا این کارگران رو به عنوان مثلا برده زرخرید خودش باهاشون روبرو میشه.
این یک فرهنگه بزرگیست که یک اشتباه دیگه نمیشه بهش لقب داد بلکه یک نظام ساختارمند میشه تصویرش کرد که برگرفته از همین نگاه است.
اما این فقر و تبعیض و این قانونمندی ستم رو ما باید بیشتر باز بکنیم و بیشتر بهش نزدیک بشیم.
اصولا این نگاهی که بین جان آزاد و جان بنده و برده دیوار کشیده وقتی شما به قرآن سوره بقره آیه 101 مراجعه میکنید اونجاست که میگه ای کسانی که ایمان آورده اید درباره کشتگان برشما قصاص مقرر شده است آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده.
منظور از این بنده هم برده و بردگان هست اصولا مترادف است بندگی و بردگی.
خب نقطه ابتدایی این بندگی و بردگی و مترادف بودن این نگاه هست.
اصولا انسان برده ای است در برابر خدا.
اما خارج از اینکه این پرانتز را ببندیم و وارد خود این آیه بشویم باز این نقطه ایست که این دیوار کشی ها اتفاق می افتد.
یعنی یک حقی است که خدا قائل هست بین انسان ها، بین جان ها و اصولا مسئله جان که برای خدا و ادیان ابراهیمی بی معناست.
یعنی ما هیچ وقت نزدیک به مفهوم جان نمی شویم چرا که این طبقات در آن نقطه ابتدایی ساخته می شود.
یعنی انسان مجزا می شود از دیگران اما در دل خود این انسان ها هم ما این طبقات را داریم به این شکل کریه خود می بینیم.
اینگونه که خدا داره.
در باب قصاص هم اگر قواعدی قائل میشه بین اون انسان آزاد و اون انسان برده فرق قائل هست.
بین زن و مرد فرقی قائل هست بین کافر و مومن فرقی قائل هست؟
همون طوری که وقتی ما مثلا مراجعه میکنیم به احکامی که در این رابطه در ادیان ابراهیمی وجود دارد.
همین تفاوت ها را می بینیم.
اگر قرار به دادن دیه است.
تفاوت میان دیه زن و مرد رو می بینید.
تفاوت میان دیه کافر و مومن رو می بینید.
و حالا بردگانی که قاعدتا اصلا ارزشی ندارند.
اگر به تورات، به سفر خروج به باب بیست و یکم آیه 27 مراجعه کنید میگه اگر کسی غلام خود را با چوب بزند و بمیرد قصاص شود اما اگر یک یا دو روز زنده بماند قصاص نشود زیرا که مال اوست.
یعنی شما دارید مواجه میشید با این حق کشتن کسی که برده شما باشه.
همتای این رو ما در قرآن داریم.
در تورات داریم در این نگاه آلوده.
اصولا ادیان ابراهیمی داریم نه تنها در قبال بردگان.
اونجایی که شما مواجه میشید با کشتن فرزند.
یعنی شما با یک قاعده روبرو هستید که کسی که فرزند خودشو بکشه مجازاتی نخواهد دید.
حتی وقتی شما با دنیای امروز هم رو به رو میشوید ما به ازاء ها و مثال هایی در همین جمهوری اسلامی و ایران هم داریم که قتل های ناموسی اتفاق افتاده و کسی که فرزند خودش را میکشد تکه تکه هم میکند.
قرار نیست هیچ نوع مجازاتی ببیند و مصونیت هم خواهد داشت از این رفتار دهشتناک.
این بابی است برای باز شدن هر گونه رفتار وحشتناک و خشونت باری که باز مبدل به یک سیستم میشود.
اینجا عمق فاجعه است که قانون رسما ارزش جان ها را با هم برابر نمی داند.
نه تنها جان ها.
گفتم اصلا مسئله جان در نگاه مثلا خداوندی یک موضوع بزدلی است.
موضوع طنز نیست.
اصلا شما نمیتوانید در باب جان صحبت بکنید.
من در باب انسان صحبت میکنم.
یعنی شما وقتی دارید درباب انسان صحبت میکنید رسما با قانون فقهی روبرو هستید که یک آزاد از بنده بالاتر است.
یک زن کمتر از یک مرد است.
یک مومن بالاتر از یک کافر است و اصولا ما داریم مواجه می شویم با این طبقات ساخته شده که هر بار میتواند در یک شکل تازهای هم شکل بگیرد.
یعنی ما فارغ از تمام این موضوعات مثلا وقتی به تورات رجوع میکنیم، آنجایی که دارد در باب این مساله قصاص کردن ارباب و غلام صحبت میکند و در انتها در باب مال او صحبت میکند یعنی اصولا او را مال و ثروت آن آدم در نظر میگیرد یعنی هیچ جایگاهی برای موجودیت او قائل نیست و این سقوط بزرگی است که ما در تاریخ دیدیم و امروز هم با آن روبه رو هستیم.
این بی ارزشی که مدام داره تکرار میشه اما باز باید این بحث رو بیشتر به پیش ببریم.
در باب این ابدی سازی ملکیت این برده داری موروثی یعنی شما با این ستمی روبرو هستید که برده داری را از یک وضعیت موقت به یک سرنوشت ابدی و موروثی تبدیل میکند.
شما وقتی به تورات سفر لاویان باب 12 آیه 11 رجوع میکنید و ایشان منظور بردگان هست و ایشان را برای پسران خود بعد از خود به ارث واگذارید تا ملک موروثی باشند و تا به ابد برایشان بندگی کنید.
یعنی این نگاه فاجعه باری که پیرامون این بردگی وجود دارد که آنها موروثی اند، مبدل به یک برده میکند.
اینها ادامه آن نگاه آلوده هست.
یا مثلا در قرآن در سوره نحل آیه 77 میگوید کسانی که در روزی برتری یافته اند حاضر نیستند روزی خود را به بردگان خود بدهند تا با هم برابر شوند.
باز هم پیرامون این سیر دواری است که پیرامون بردگی وجود دارد و در نقطه ابتدایی تایید این نگاه آلوده است و در ادامه آن قاعدتا ادامه دار بودن این نگاه آلوده است و ما مواجه می شویم با این ستم طبقاتی که در حال تکمیل شدن است و هیچ راه خروجی را در خود ندارد، مبدل به یک نظمی شده و حالا برده ای است که به عنوان ارث به نسل بعدی خودش هم منتقل می شود.
وقتی شما به این فجایع تاریخی نگاه می کنید، وقتی مواجه می شوید مثلا با اتفاقاتی که در طول تاریخ افتاده و بردگانی که هیچ حق و حقوقی نداشتند، حتی فرزندانشان هم گرفته می شده و به فروش گذاشته می شده.
حالا وقتی با دریای احادیث روبرو بشید می بینید تا چه حد فاجعه بزرگ است.
یعنی یک بار رجوع به احادیث مثلا اسلامی بیانگر این موضوعات دهشتناک پیرامون ستم به بردگان و کنیزان است.
از انواع روابطی که بخوان باهاشون برقرار بکنن تا مالکیتی که نسبت به جان و وجودش هم داشته باشند.
حالا گفتم شما میتونید به کتاب الله جبار الذکر مراجعه کنید که گرداوری شده توسط خود من هست.
اونجا هم در چهار جلد در باب اسلام صحبت کردیم.
در باب تاریخ، در باب احادیث، در باب فقه، در باب قوانینش و.
سعی کردیم که آیات و گواهی هایی رو بر این نگاه آلوده داشته باشیم که میتونید به اون رجوع کنید و یا فارغ از اون اصولا برای مبارزه یا برای ایستادگی یا برای فهم یا برای باور داشتن باید این منابع رو بخونید باید باهاش روبرو بشید تا در نهایت بدونید آیا واقعا در این نگاه شما همداستان هستید یا در برابر آن هستید.
اگر در برابرش هستید چگونه باید باهاش مقابله کنید؟
این حق مالکیت بر تن هم قاعدتا ادامه پیدا میکنه و ما مواجه میشیم با اون نگاهی که نسبت به کنیزان و استثمار کردن اونها هست.
این بردهداری جنسی و سلب مالکیت انسان بر بدن خودش و وجود خودش.
این نگاه های آلوده ای که خب واقعا وحشتناک است.
یعنی شما وقتی مواجه میشوید با تجاوزی که بدل به یک قاعده میشود، بدل به یک قانون میشود؟
خب این نهایت فاجعه است.
من بارها به این آیه 34 سوره نساء اشارت کردم.
اونجایی که میگه و زنان شوهردار برای شما حرام اند مگر آنها که به عنوان کنیز مالک شده اید.
خب این دیگه نهایت این جنون هست.
یعنی حتی به زن شوهردار هم رحم نمیکنه و به همین سادگی به واسطه جنگ و به واسطه شکست خوردن شما میتونید به کسی تجاوز بکنید.
اگر امروز روبرو میشوید با داعش و این بازار مثلا برده فروشان این رو نمیتونه کسی کتمان بکنه که این قرابت نزدیکی با نگاه های اسلامی داره.
اصولا برگرفته از همین نگاه های قرآنی است.
یا مثلا وقتی که به تورات رجوع میکنید در سفر خروج باب 15 آیه میگه و اگر کسی دختر خود را به کنیزی بفروشد او آزاد نشود.
یعنی باز داریم می بینیم که چگونه حتی تا این حد می تونه همه چیز رو بالا ببره که انسان مالکیت بر جان فرزند خود داشته باشه و فرزند خودش رو به عنوان کنیز بفروشه و بعد هر نوع تجاوزی به او بکنن.
و اگر امروز ما با این پدیده ها روبرو می شویم، اینها پدیده هایی نیست که انسان به واسطه اشتباه انجام داده باشه.
اینها قواعدی است که این نظام ساختارمند وحشیانه رو به وجود آورد.
ما با بردگی روبه رو هستیم که نفی کامل مفهوم جان رو می کنه.
یعنی شما اصلا دیگه چیزی به عنوان جان باهاش روبه رو نیستید.
اگر روبه رو بشید با حیوانات و حیوانات که تبدیل به یک ابزاری شده اند برای لذت انسان ها و هر نوع رفتاری هم باهاش انجام میدن.
یعنی اگر امروز به دور از این عینک برساخت های انسانی به جهان امروز خودمون بخوایم نگاه کنیم رفتارهایی که انسان در قبال حیوانات انجام میدهد قابل فهم است.
یعنی شما یک موجود زنده رو بگیرید، خودتون بچه اش رو بدنیا بیارید، بچه اش رو بکشید بعد بدویید دنبال گوشت و تن و خون اون بچه، اون بچه رو به سیخ بکشید بخوره اصلا.
واقعا تصاویری که دهشتناک یعنی بد ترین رفتار هایی است که ادم میتونه تو ذهنش باهاش روبه رو بشه.
اما این ها تبدیل به قاعده و قانون و اخلاق و ارزش و هنجار ها شده.
حالا همین در لایه های مختلف در زندگی انسان هم وجود داره.
هیچ تفاوتی نمیکنه.
وقتی ما با این طبقات ساخته شده ی متداول در جهان روبرو میشویم، از دوران کهن تا امروز هر بار داریم این ابزار رو در دست خداوندان و تصاویری که مرتبط با این خداوندان هستند میبینیم و میبینیم که چگونه این قواعد حاکم بر جهان شده ما رو به رو میشیم با ساختاری که در پی ساختن این سیل عظیم از بردگان است.
در هر جایگاهی حتی وارد خصوصیترین مرزهای وجودی حتی وارد تن و مالکیت بر وجود هم میشود و این آن ریشه اصلی ستمی است که امروز انسان را بدل به ابزاری میکند، جان را بدل به ابزار و بی ارزش میکند و حق زیست و حیات را از تمامی موجودات سلب میکند.
ما با خدایی روبهرو هستیم که به عنوان شاه شاهان و ارباب جهان در نوک این هرم قدرت نشسته و دارد مدام بازتولید این فرهنگ بردگی را میکند و سلب مالکیت از جانها میکند و در نهایت شما روبهرو میشوید با این سیل بزرگ از جنونی که جهان را در بر گرفته و در اشکال مختلف زندگی ما را از دوران کهن تا امروز و شرایط مدرن تحت تاثیر خودش قرار داد.
قاعدتا پیرامون این مساله من خیلی صحبت کردم.
در کتاب های مختلف، در ویژه برنامه های مختلف و می توانید به آن ها رجوع کنید و اصولا این ویژه برنامه یک بابی است برای مطالعه و آگاهی بیشتر نسبت به ادیان ابراهیمی و کتب آسمانی شان.
برای حالا چه باور داشتن و چه ایستادگی در برابر آنها.
و فکر میکنم این قسمت به اندازه کافی پیرامون این مسئله صحبت کردیم.
در این انتها هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه، این راه تغییر ادامه پیدا کنه.
میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.
من پیش از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقایدم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.
تمامی این آثار به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه ادامه پیدا کنه اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه بنام جان بود.
در پناه آزادی.