کشتِ مرد مصریا او بیگناه
بر دل تخت خدا بنشتِ آه
از دل آن روز و طاعت شاهراه
بر دلم جا کردهای تن خویش را
نام من را خوان یهوه و آن خدا
من بخوان خالق به خشم و کین و آه
تو خلف زاده تو فرزند خدا و خون ما
تو به قتل و خون پیمبر خود خدا
حال سوی قوم خود در پیش راه
قتل فرعون و هزاری مردمان بیگناه
ساز از بهرم دو صد محراب و قربانیسرا
سر ببر قوچ و همه میشان به سیرابی خدا
تو پیمبر بایدا ارضا کنی این شاه را
حال قربان و تجاوز رجم هر تن بارگاه
سوی اقوام دگر بر جنگ و آری پیشراه
تیغ خشمم سر ببر زنها و کودکخویشرا
هر تنی را میدری یک گام بودا تا عدن
این عدن جای همه فرزند خونین است تن
قبل و بعد تو پیمبر بود و آری راهدار
هر تنی ارضای ما بوده به پیش و خاکسار
نظم خون است وبهخونبازیما این شاهراه
صاحب جاه و مقام و شاه و شاهنشاه شاه
تو خلف زاده تو فرزند خدا و خون ما
تو شدی موسی و قاتل، تو کلیمالله و شاه