سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان است‎.‎
‎ ‎با شما هستم‎.‎
‎ ‎این قسمت اول از ویژه برنامه ای از پهلوی تا جمهوری اسلامی است و ما قراره تو این قسمت یه مقدمه ‏ای پیرامون این ویژه برنامه داشته باشیم‎.‎
‎ ‎ممنون که همراه من هستید‎.‎
‎ ‎خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما قرار هست که در باب شباهات و تفاوت های جمهوری ‏اسلامی و حکومت پهلوی، این دو حکومت متاخر که بر ایران حکمفرمایی کرده اند صحبت بکنیم‎.‎
‎ ‎حکومتی مثل جمهوری اسلامی که امروز هم ما باهاش دست به گریبان هستیم و بر اریکه قدرت نشسته ‏و فردای نامعلوم و تاریکی رو برای همه مردم ایران داره رقم میزنه‎.‎
‎ ‎از سایه جنگ در نظر بگیرید تا فردای شومی که در این ورشکستگی اقتصادی ما داریم دست به ‏گریبان باهاش هستیم و احتمال داره هر لحظه گریبانش رو بگیره و ببره‎.‎
‎ ‎قرار هست که در این ویژه برنامه در باب مقایسه این دو حکومت صحبت کنیم به نوعی گرم شده‎.‎
‎ ‎صحبت اینکه در باب پهلوی ها خیلی ها صحبت میکنند، در باب دوران طلایی پهلوی ها و بازگشت به ‏دوران پهلوی و این مسائل و به نظرم موضوعی است که باید دربارش صحبت بشه‎.‎
‎ ‎یعنی باید اینقدر که این طیف ساخته شده از یک سو در حال سیاهنمایی مداوم پهلوی ها بوده و حالا ‏به واسطه اون دشمن پنداری که وجود داره اون فرهنگ ضدیتی که من بارها درباره‌اش صحبت کردم ‏در ویژه برنامه های مختلف، در برنامه هایی به نام جان اون فرهنگ ضدیت انگار داره کار دست ما ‏میده و حالا وقتی ما میبینیم که یک جمهوری اسلامی است که پر از زشتی هاست، پر از کجی هاست، ‏پر از پلشتی هاست، پر از اتفاقات نابهنجار و غیر قابل درکی است که در طول این سالیان ما باهاش ‏دست به گریبان بودیم و زندگی عادی ما را تحت فشار قرار داده‎.‎
‎ ‎حالا تمام اون نفرت ما نسبت به جمهوری اسلامی باعث به وجود آمدن آن فرهنگ ضدیت شده و ‏خب قاعدتا بیشترین نما و تصویر در برابر جمهوری اسلامی هم پهلوی هاست‎.‎
‎ ‎خب پهلوی بوده که در اون دوران قدرت داشته و حالا جمهوری اسلامی هم اومده و اون حکومت رو ‏از میان برده و خب قاعدتا به صورت کلاسیک هم بخواید در نظر بگیرید بزرگترین دشمن در برابر ‏جمهوری اسلامی همین پهلوی انگار در نظر گرفته میشه‎.‎
‎ ‎انگار یک دشمن دیرینه ای هست که اینها در برابر هم هستن و حالا اون فرهنگ ضدیت و اون نفرت ‏متداولی که در وجود ایرانی ها نسبت به جمهوری اسلامی وجود داره میتونه ناخودآگاه پهلوی ها رو ‏علم بکنه و یک گزینه ای باشه در برابر این حکومت امروزی‎.‎
‎ ‎اما ما نباید با چشمان بسته وارد این مرداب بی سرانجام بشیم که حتی یه گذشته ای هم در برابر ما ‏داشته‎.‎
‎ ‎یعنی ما میتونیم با مطالعه گذشته یه برداشتی نسبت به آینده و فردای خودمون هم داشته باشیم‎.‎
‎ ‎اما در صورتی که میبینید اینقدر جمهوری اسلامی متداول در باب پهلوی ها بد گفته و تصویر های ‏نابهنجاری رو ارائه داده که حالا ملت حتی گاها فکر میکنن که هر چیزی که اینا میگن دروغه و باید در ‏برابر این نگاه بود‎.‎
‎ ‎من بارها در باب اون فرهنگ ضدیت صحبت کردم‎.‎
‎ ‎گفتم که انگار یک انسان وقتی در یک شرایط بغرنجی قرار میگیره یک دشمن تا به دندان مسلحی در ‏برابر خودش داره و در مرور زمان تمام احساسات وجودی ما نسبت به اون قدرت در برابر نفرت میشه‎.‎
‎ ‎حالا به واسطه اون نفرت ما داریم در یک زمینی بازی میکنیم که هر کاری میکنه بد هست‎.‎
‎ ‎هر چیزی که اون میگه رو باید برعکسش رو انجام داد و حالا ما به این غالب مشخص اون فرهنگی ‏ضدیت میگیم‎.‎
‎ ‎در جای جای دنیا هم باهاش روبرو میشیم‎.‎
‎ ‎یعنی شما مثلا وقتی مواجه می‌شوید با کسانی که یک ضدیتی با یک دین خاصی دارند، با اسلام ‏ضدیت دارند یا مثلا مسیحیت ضدیت دارند مثلا چیزی مثل شیطان‌پرستی رو به وجود میارن، حالا سعی ‏می‌کنند هر کاری که انگار داره توی مسیحیت انجام می‌شه رو برعکسش رو نشون بده و حالا یک چیز ‏نویی انگار به وجود بیارن همون اتفاقات سابق هست اما با یک تصویر کاملا برعکس شده و ما این رو ‏در جای جای زندگی هامون می‌بینیم‎.‎
‎ ‎حالا وقتی روبه‌رو می‌شویم با جمهوری اسلامی و این ساختارهای پدید آمده، اون فرهنگ ضدیت یک ‏جورهایی در نظام پهلوی و نظام سابق ایران شکل می‌گیره و برای همه تصویر می‌شه و حالا جماعتی ‏هستن که دست بندازن به اون تصویر و خودشون رو نزدیک و مقرب، انگار که اون حکومت سابق قرار ‏بدن و اون فرهنگ ضدیت رو در دل حکومت پهلوی ها بیدار بکنن‎.‎
‎ ‎و حالا ما مواجه می‌شیم با صدایی که شنیده میشود گاه و بیگاه‎.‎
‎ ‎اینکه چقدر در فضای مجازی قدرتمند هست در جهان پیرامونی و حقیقی ما قدرتمند هست‎.‎
‎ ‎اینها موضوعات قابل بحثی هست اما اینجا جاش نیست که ما بخوایم صحبت کنیم‎.‎
‎ ‎ما بیشتر باید معطوف بشیم و مقایسه کنیم این دو حکومت رو تا بیشتر بشناسیم تا بیشتر بدونیم که اگر ‏قرار هست فردایی رو تصویر بکنیم دوباره در اون ظلم و بیدادی که در گذشته باهاش داشتیم زندگی ‏میکردیم و حالا نسل های گذشته ما، پدران ما، مادران ما، پدربزرگان ما باهاش دست به گریبان بودند ‏رو دوباره تکرار نکنیم‎.‎
‎ ‎اون هم با دادن یک هزینه و به نوعی مبدل به یک مضحکه ای در تاریخ جهان نشیم که حکومتی رو ‏خود به وجود آوردیم، خود از میان بردیم دوباره بوجود آوردیم دوباره از میان ببریم‎.‎
‎ ‎در مجموع که قرار هست در این ویژه برنامه مشخص ما در باب حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی ‏صحبت بکنیم، نقاط مشترک و نقاط اختلافی که بینشون هست رو تصویر کنیم و بیشتر هم در شباهت ‏ها و شباهت ها تاکید داشته باشیم تا اون تصویر فضایی بر پایه فرهنگ ضدیت در دل جماعتی شروع به ‏ریشه دواندن نکنه و در نهایت ما را دوباره و دوباره در این تنگنا قرار نده و ما محکوم به تکرار دوباره ‏تاریخ خود نباشیم‎.‎
‎ ‎باید قاعدتا بیشتر بدونیم نه اون پروپاگاندایی که جمهوری اسلامی مدام داره تو سر ما میکنه و مدام داره ‏در باب بدی پهلوی ها میگه و انبردست دارن و دارن در میارن ناخن های همه رو‎.‎
‎ ‎نباید اون تصویر رو مد نظر قرار داد و نه این تصویر جماعتی که چکمه لیس هستن و در پی آن هستن ‏که دوباره حکومت پهلوی قدرت داشته باشه و حالا با همون مقدار رسانه هایی که دارن از کوچک ‏کوچک تا بزرگ بزرگ و قدرت هایی که در پشتش هست و یا نیست، نباید دل رو هم به اون صحبت ‏ها و آن فرهنگ ضدیت خشک کرد و به نوعی خود را در این لالا خواب این نگاه هزاران ساله و ‏مسموم نکرد‎.‎
‎ ‎ما قرار است که در این ویژه برنامه در باب این شباهت ها بیشتر صحبت کنیم تا یک تصویر مشخصی ‏نسبت به دوران پهلوی و جمهوری اسلامی داشته باشیم و برای فردای خودمان یک تصویر تازه ارائه ‏بدهیم‎.‎
‎ ‎پر از طراوت، پر از خواستن ها، پر از آرزو ها، پر از رویا ها برای رسیدن به آزادی، عدالت، برابری و ‏تمام مضامینی که برایش حاضریم از جان خودمان بگذریم و در نهایت ثمره این تلاش چند صد ساله و ‏یا حتی هزاران ساله این مردم در نهایت به یک نقطه ای برسد که یک جماعتی بتوانند به راحتی درش ‏زندگی بکنند‎.‎
‎ ‎این جماعت همه مردم ایران باشند نه فقط قشر خاص و گروه خاصی که وابسته به یک قبیله مشخص ‏هستند چه در جمهوری اسلامی، چه در پهلوی و یا هر نام دیگری‎.‎
‎ ‎ما در این ویژه برنامه در باب این شباهت ها صحبت خواهیم کرد‎.‎
‎ ‎در این قسمت ابتدایی هم سعی می کنیم یک مقدمه ای را در باب این ویژه برنامه مطرح بکنیم‎.‎
‎ ‎وقتی اصولا ما در باب پهلوی ها صحبت می کنیم، یکی از اون تصاویر عمده و بزرگ در برابر ما، اون ‏تصویر و میل حکومت پهلوی برای مدرن کردن ایران هست‎.‎
‎ ‎برای نزدیکی و قرابت با اون تصاویر ساخته شده در غرب هست‎.‎
‎ ‎خب همه ما می دونیم کشورهای غربی توسعه بیشتری پیدا کردند‎.‎
‎ ‎اصولا در یک بازه زمانی خاص از کشورهای آسیایی، خاورمیانه، آفریقایی و تمامی کشورهای جهان ‏اون پیشرفت بیشتر رو داشتند‎.‎
‎ ‎یعنی شما وقتی میرید و به تاریخ رجوع می کنید خب مواجه میشید با دوران اوج و کمال هر کدوم از ‏این تمدن ها‎.‎
‎ ‎یعنی در زمانی که ایران باستان در اون قله پر افتخار تمدن خود قرار داشت، خیلی از کشور ها هنوز به ‏هیچ جایگاهی نرسیده اند‎.‎
‎ ‎این موضوع هم مختص به ایران نیست‎.‎
‎ ‎در همه جای جهان این اتفاق افتاده یعنی شما دورانی روبه رو میشید با اوج شکوفایی یونانی ها، رومی ‏ها، ایرانی ها، مصری ها و الی آخر‎.‎
‎ ‎و حالا وقتی میرسیم به این جهان مدرن و رسیدن به جهان مدرن رو به رو هستید با کشور های اروپایی ‏که به واسطه این روشنگری که درشون بوجود اومد کم کم تونستند نهاد های تازه ای رو بوجود بیارن و ‏از زیر بار سایه سنگین ادیان و اون نظام خداوندی بیرون بیان و حالا ارزش های تازه ای رو پدید بیاورند ‏و اصولا جهان مدرن برپایه این نگاه ها شکل میگیره‎.‎
‎ ‎یعنی شما از رنسانس دارید این تصاویر رو میبینید‎.‎
‎ ‎در جایی که پیش از رنسانس تقریبا همه جای جهان همسطح و با هم به جز اون تمدن های شناخته ‏نشده تمام نقاط جهان در یک سطح و با همدیگه در حال پیش رفتن بود‎.‎
‎ ‎اما وقتی شما مواجه میشید با رنسانس و به پشتوانه اون رنسانس شما مواجه میشید با عصر روشنگری در ‏اروپا‎.‎
‎ ‎حالا شاهد این هستید که نه اروپایی ها دارن بیشتر و بیشتر گام به فردای بهتری میزارن و اصولا انگاری ‏که تمدن نوین بشری قرار هست که از اونجا نقش خودش رو پیدا بکنه‎.‎
‎ ‎با این نگاه های تازه، با این ارزشهای تازه، با این برساخت های تازه، حتی ابزارهای تازه و اصولا ما ‏شاهد انقلاب صنعتی هستیم، انقلاب فکری هستیم و در نهایت اون تصویر ساخته شده ای که ما زندگی ‏بهتر و رفاه بهتر رو برای مردم کشور های اروپایی و در نهایت آمریکا که به نوعی سرچشمه تمام این ‏نگاه های اروپایی هست می بینیم‎.‎
‎ ‎خب قاعدتا تمام کشور هایی که ذره ای نگاه وسیعی داشتند و برای آینده خودشون تلاشی میخواستن ‏بکنند، دوست داشتند که خود رو به اون امیال نهایی و اون تصویر پیشرفتی که در اروپا اتفاق افتاده بود ‏برسانند‎.‎
‎ ‎ایران ما هم مستثنی از این موضوعات نبود‎.‎
‎ ‎وقتی شما نگاه می‌کنید به دوران پیش از انقلاب مشروطه و دوران قاجار، می‌بینید که ایران در شرایط ‏اسفناکی است اما کسانی که حالا این دریچه ها برایشان باز شده تا آن فضای مدرن جهان اروپایی و ‏غربی را ببینند، حالا میل به این دارند که همین ساختار را در ایران پیاده بکنند و ما تقریبا از همان جا ‏شاهد این تصاویر و این میل به تغییر در دل ایرانیان هستیم که حالا در نهایت ما را به آن نقطه سکوی ‏بزرگ خودش می‌رساند که انقلاب مشروطه شکل بگیرد‎.‎
‎ ‎اینکه مردمی برای شرطی سازی حکومت، برای تخصیص قدرت، برای تشریک قدرت، برای اینکه این ‏قدرت پاسخ گو باشد و قدرت مطلقه نباشد، حرکاتی انجام می‌دهند، حالا سعی بر این دارند که ‏حکومت قانون را حکمفرما بکنند‎.‎
‎ ‎حالا سعی بر این دارند تا از اون عناصر، از اون ارزش های تازه ساخته شده در دل اون فرهنگ اروپایی ‏و غربی استفاده کنن و کشور خود رو هم به اون پیشرفتها برسونن‎.‎
‎ ‎به دنبال آزادی ها و برابری ها و آبادانی هایی هستن که کشور رو به اون سمت بکشونن‎.‎
‎ ‎و حالا وقتی شما مواجه میشید با دوران پهلوی به نوعی این گره خوردن رو باز هم در اون میبینید‎.‎
‎ ‎اما با این تفاوت که اگر قرار بود و قرار بود و ما داشتیم میدیدیم وقتی تاریخ رو مطالعه میکنیم میبینیم ‏که این مردم در پی این مدرن شدن هستن اما با گام هایی که خود میخوان بردارن با گام هایی که از ‏پایین به بالا قرار بود برداشته بشه‎.‎
‎ ‎اما ما مواجه میشیم با یک حکومتی که در راس اون پهلوی اول، رضاخان، رضاشاه و یا هر نام و لقب ‏دیگری که بهش بدید حالا میاد و قدرت رو میگیره و شخصیتی مستبد، قدرتمند و حالا سعی داره ایران ‏رو به اون سمت و سوی مدرن شدن ببره‎.‎
‎ ‎تمام کارهایی که در طول حیات انجام میده جزو آرزوها و امیال هایی بوده که مردم ایران در همون ‏تصویر مشخص از مجلس می خواستند که انجام بدن‎.‎
‎ ‎براش تلاش داشتن می کردن‎.‎
‎ ‎حالا قرار نیست ما خیلی ریز بشیم و در باب این پهلوی بیشتر از این صحبت بکنیم که اگر دوست ‏داشته باشید می تونید به ویژه برنامه ایران صد ساله هم مراجعه کنید‎.‎
‎ ‎در اونجا من بیشتر در باب پهلوی اول، پهلوی دوم و در نهایت رسیدن به انقلاب صحبت کردم‎.‎
‎ ‎اما هدف از این برنامه بیشتر این نزدیکی و قرابت و شباهت های بین پهلوی تا جمهوری اسلامی هست ‏و میخوایم این موضوع رو بیشتر بشکافیم‎.‎
‎ ‎در نهایت اینکه ما وقتی نگاه می کنیم یکی از اون تفاوت های بزرگ بین پهلوی و جمهوری اسلامی ‏در این میل به مدرنیسم هست‎.‎
‎ ‎قاعدتا پهلوی ها نگاه و میلی برای رسیدن به جهان مدرن داشتن در این شکی نیست اما قاعدتا رفتارهای ‏مستبدانه ای انجام دادن‎.‎
‎ ‎قاعدتا نگاه از بالا به پائین داشتن، تغییرات رو خواستن با زور چکمه با زور باتون از بالا انجام بدن‎.‎
‎ ‎اما در عین حال ما میتونیم این تفاوت بزرگ و عمده رو به چشم ببینیم که میل پهلوی ها برای رسیدن ‏به جهان مدرن بوده‎.‎
‎ ‎اما این در جمهوری اسلامی کاملا متفاوت است‎.‎
‎ ‎حالا ما با جمهوری اسلامی روبه رو هستیم که تمام امیال خودش رو برای رسیدن به اون دوران طلایی ‏مثلا اسلام در هزار و چهارصد سال پیش داره‎.‎
‎ ‎خرج یعنی نه تنها میلی برای رسیدن به اون نگاه غربی و مدرن و جهان تازه نداره بلکه میخواد دوباره ‏برگرده و هزاران سال پیش رو تصویر کنه‎.‎
‎ ‎پس این یکی از اون تفاوت های عمده هست‎.‎
‎ ‎یکی از تفاوت های عمده ای که قاعدتا روی زندگی های شخصی ما تاثیر میذاره یعنی شما مواجه ‏میشید با جمهوری اسلامی که حالا ایدئولوژی خودش رو از اون هزار و چهارصد سال پیش و اون نگاه ‏اسلامی داره که برای تمام مضامین و عناوین جهان هم حکم هایی از پیشتر ها صادر کرده‎.‎
‎ ‎اما وقتی ما داریم در باب جهان مدرن صحبت می کنیم، یکی از این عناوین جهان مدرن‎.‎
‎ ‎خب قاعدتا روابط اجتماعی هست، قوانین است، قانون گذاری هست، مجلس قانون گذاری هست‎.‎
‎ ‎و اصولا این نگاه عرفی به جهان برای تغییر دادن و به روز رسانی قوانین‎.‎
‎ ‎اما از سمت شما مواجه میشید با جمهوری اسلامی که قرار هست از یک لوحه ی هزاران ساله تمامی ‏عناوین و قوانین رو استخراج کنه و با احتساب و ارزیابی اون قواعد دنیا رو به پیش ببره‎.‎
‎ ‎پس اون تفاوت بزرگ و اون تمایز بزرگی که ما احساس می کنیم بین پهلوی و جمهوری اسلامی در ‏همین نقطه تلاقی پیدا میکنه‎.‎
‎ ‎یعنی شما اگر بخواید این دو نگاه رو از هم تمییز بدید و بزرگ ترین تفاوت رو بینشون لمس بکنید، ‏قاعدتا همین موضوع هست‎.‎
‎ ‎میل به جهان مدرن و رسیدن به شرایط مدرن در برابر آن میلی که در رسیدن به گذشته ها و زنده کردن ‏آن نگاه گذشته است‎.‎
‎ ‎این هم تنها در جمهوری اسلامی خلاصه نمی شود‎.‎
‎ ‎شما با هر کدوم از این نگاه های سیاسی اسلامی روبرو میشید‎.‎
‎ ‎از اون نگاه افراطی و وحشتناکی که مثلا داعشی ها دارن تا خود جمهوری اسلامی که به نوعی مقداری ‏تلطیف شده ی اون نگاه ها هست، همه و همه میل به اون نگاه به گذشته دارن، رسیدن به دوران صدر ‏اسلام دارن و اصولا با این میل هست که جهان رو به پیش می برن‎.‎
‎ ‎اصولا برای رسیدن به اون گذشته ی باشکوهی که در ذهن دارند دارن حرکت می کنند و تلاش میکنن ‏و حالا ما میدونیم که جهان امروز میل به پیشرفت داره و ما برای زندگی عادی کردن در دنیا باید که هم ‏تراز با کشور های دیگه بشیم‎.‎
‎ ‎باید این نوع تغییرات رو ببینیم و قبول بکنیم و برای رسیدن به فردای بهتر قاعدتا باید وارد این بازی و ‏این چرخه بشیم‎.‎
‎ ‎یکی از عوامل عمده ای که ما رو امروز در جمهوری اسلامی از جهان به دور نگه داشته همین نگاه ‏آلوده و نگاه متحجر و به گذشته است‎.‎
‎ ‎این تقدیس گذشته است‎.‎
‎ ‎پس قاعدتا یکی از اون تفاوت های عمده در همین نگاه هست‎.‎
‎ ‎اما وقتی در باب جمهوری اسلامی صحبت می کنیم، ایدئولوژی هست که بزرگترین تصویر رو برای ما ‏میسازه‎.‎
‎ ‎حالا من خیلی سربسته در این قسمت ابتدایی که به عنوان مقدمه این ویژه برنامه هست سعی میکنم به ‏این موضوعات اشارتی داشته باشم‎.‎
‎ ‎اما قاعدتا در قسمت هایی که به صورت مختصر به هر کدوم از این عناوین هست بیشتر صحبت میکنیم‎.‎
‎ ‎وقتی ما در باب جمهوری اسلامی صحبت میکنیم، یکی از آن عناوین قدرتمندی که ذهن ما رو ‏مخدوش خودش میکنه معطوف به خودش میکنه‎.‎
‎ ‎قاعدتا مبحث ایدئولوژی هست‎.‎
‎ ‎ما با جمهوری اسلامی روبه رو هستیم که خب قاعدتا هویت خودش دلیل وجودی و ماهیت خودش رو ‏داره‎.‎
‎ ‎از همین ایدئولوژی اسلامی میگیره از یک اسلام سیاسی میگیره‎.‎
‎ ‎اسلام سیاسی که اتفاقا شیعه هم هست، اتفاقا تنها حکومت شیعه هم هست‎.‎
‎ ‎اتفاقا به نوعی از نظر اکثریت بیشترین شیعه رو در خودش جای داده و حالا خودش رو داعیه دار و ‏علمدار و به نوعی پرچمدار شیعه میدونه‎.‎
‎ ‎برای خودش یک وظیفه ای تعریف کرده که حالا بیاد و این حکومت اسلامی و امت اسلامی و به ویژه ‏این امت شیعه اسلامی رو زیر یک پرچم بیاره‎.‎
‎ ‎حالا با یک نگاه ماورایی و ایدئولوژی ای که در خودش داره‎.‎
‎ ‎فکر بر این داره میل به این داره که یک امام زمانی هم قرار هست که ظهور بکنه‎.‎
‎ ‎اینا میخوان اون شرایط رو فراهم کنن تا این امام زمان هم به واسطه جمهوری اسلامی و نائب امام زمان ‏بر زمین ظهور بکنه‎.‎
‎ ‎پس قاعدتا ما وقتی وارد نگاه جمهوری اسلامی میشیم این نگاه افسار افسارگسیخته نسبت به ایدئولوژی ‏را هم می‌بینیم‎.‎
‎ ‎یعنی از یک سو شما می‌توانید این تفاوت عمده را در جمهوری اسلامی و پهلوی ها اینگونه تعریف ‏کنید که پهلوی از یک سو میل به مدرنیسم داشت و میل به نزدیکی و قرابت با کشورهای جهان داشته، ‏قاعدتا آن‌ها هم میل به گذشته داشتند‎.‎
‎ ‎یک ایدئولوژی گذشته ای داشتند که از یک سو آن ساز و کارهای لازم را نداشت یعنی از یک سو ‏مسلمان بود، شیعی بود و از یک سوی دیگر به نوعی‎.‎
‎ ‎انگار که کوروش اسلامی و کوروش شیعی را می‌خواست نمایندگی بکند‎.‎
‎ ‎یعنی از یک سو می‌خواست خودش را آویزان به باور‌های اسلامی بکند چرا که مردمی داشت که یک ‏درصد عمده شان سنتی بودند، مذهبی بودند و به همین دین آبا و اجدادی خودشان باورمند بودند و از ‏یک سوی دیگری هم می‌خواست خودش را نزدیک بکند به آن پادشاهان سنتی و گذشته پارسیان و ‏خود را به نوعی وامدار آنها قلمداد کند‎.‎
‎ ‎اما این مقداری که جمهوری اسلامی به آن وابسته است، وابستگی در خود نداشت‎.‎
‎ ‎موضوع مهم و کلیدی همان میل به مدرنیته بود که در پهلوی ها قابل رویت بود‎.‎
‎ ‎اما در جمهوری اسلامی این نقطه تفاوت در همین میل به ایدئولوژی هست‎.‎
‎ ‎یعنی میل روزافزونی که جمهوری اسلامی برای رسیدن به صدر اسلام و در نهایت برای ظهور امام زمان ‏در خودش می بیند‎.‎
‎ ‎خب قاعدتا این نقطه تفاوت عمده است‎.‎
‎ ‎ما میل به مدرنیسم را در پهلوی ها داریم و جمهوری اسلامی و ایدئولوژی زدگی سرشاری که در خود ‏دارد‎.‎
‎ ‎این کلاف و سر کلاف برای تمام نگاه ها و بحث های پیرامون جمهوری اسلامی است‎.‎
‎ ‎اما یکی دیگر از موضوعات مهم مشروعیت سازی در هر دو نظام است‎.‎
‎ ‎یعنی شما وقتی نزدیک میشید به حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی و فرای این ها تمام حکومت های ‏جهان، خب قاعدتا برای قدرتمند بودن و بر تخت نشستن نیاز به مشروعیت دارد‎.‎
‎ ‎خب برخی از حکومت ها و بویژه حکومت های مدرن امروزی دارند مشروعیت را از مردم میگیرند‎.‎
‎ ‎یعنی مردمی که میان و رای میدن و در نهایت در این دموکراسی ساخته شده‎.‎
‎ ‎در این حکومت های امروزی، این مشروعیت هر بار به حکومت توسط مردم داده میشه‎.‎
‎ ‎ما در باب اینکه بخواهیم در باب مشروعیت صحبت بکنیم اینجا جاش نیست اما در آینده قاعدتا در ‏بابش صحبت خواهیم کرد‎.‎
‎ ‎اما این یک نوع مسلم و امروزی و به نوعی مدرن در جهان هست و خیلی هم قبول شده است‎.‎
‎ ‎از طرف تمام عرف های تقریبا جهانی و نگاه های امروزی‎.‎
‎ ‎این یکی از آن انواع مشروعیت طلبی و مشروعیت خواهی بین حکومت هاست‎.‎
‎ ‎اما وقتی داریم در باب این حکومت صحبت میکنیم قاعده کاملا متفاوت هست‎.‎
‎ ‎یعنی شما مواجه میشوید با یک مشروعیت سازی در جمهوری اسلامی که قاعدتا به واسطه خداست و ‏به واسطه یک قدرت الهی است که در آسمان ها حضور داره‎.‎
‎ ‎این مشروعیت رو به این حکومت و به این نگاه اسلامی داده تا امام زمان ظهور بکنه تا حکومت عدل ‏علی رو درجهان پدیدار بکنه تا فرامین خداوندی و فرامین اسلامی و قوانین شرعی رو بر برجهان مسلط ‏بکنه‎.‎
‎ ‎خب این مشروعیتی است که ما در جمهوری اسلامی باهاش روبه رو هستیم‎.‎
‎ ‎هر نوع بازی ای در این راستا برای رای دادن در راستای رای گیری چه در ابتدا در پیروزی انقلاب که ‏وقتی ما در باب آن رفراندوم صحبت میکنیم، همه و همه ظاهرسازی است برای آن تصویر بین المللی و ‏اون تصویری که دارن ارائه میدن‎.‎
‎ ‎اما در نهایت در اون خودآگاهی ای که خودشون نسبت به جهان پیرامون دارن، قاعدتا میدونن که ‏مشروعیت رو دارن از خدا میگیرن‎.‎
‎ ‎یک مشروعیت الهی دارن برای یک وظیفه و رسالتی که خود برای خود تعریف کرده در برابر اون‎.‎
‎ ‎نوک پیکان پهلوی وجود داشت که خب قاعدتا پهلوی هم همتای اون ها تصویری در راستای ‏مشروعیت قرار میداد‎.‎
‎ ‎یعنی همتای حکومت های مدرن در راستای قدرتگیری خودش‎.‎
‎ ‎رفراندومی که برگزار نکرد‎.‎
‎ ‎خب ما میدونیم که پهلوی اول بر اساس کودتا آمد و قدرت رو گرفت‎.‎
‎ ‎در ابتدا نخست وزیر بود و بعد به واسطه قدرت نداشتن احمد شاه تونست حکومت رو قبضه کنه و در ‏نهایت هم به قول خود با فشار روحانیون و یا هر دلیل دیگری درنهایت اعلام پادشاهی بکنه و حالا ‏خودش رو پادشاه بدونه‎.‎
‎ ‎حالا وقتی میریم سراغ مشروعیت میگردیم میدونیم که شبیه به کشور های مدرن امروزی و اون ‏تصویری که ما ارائه دادیم در راستای رای گیری مشروعیتی برای خود نساخته بود‎.‎
‎ ‎حالا سعی می‌کند مشروعیت خودش رو با هر دستاویزی بدست بیاره‎.‎
‎ ‎یا خودرو مرتبط با حکومت های گذشته ایران، حکومت های باستانی ایران مثل هخامنشیان قلمداد بکنه ‏و یا اینکه با آویزان شدن به اون نهاد دین که خیلی هم نهاد قدرتمندی در طول تاریخ در ایران بوده، چه ‏حتی پیش از اسلام و چه بعد از اسلام و چه بعد از شیعه شدن و دوران صفوی، همواره این نهاد دین نهاد ‏قدرتمندی بوده و خب قاعدتا پهلوی گاها با دستاویزی به نهاد دین سعی کرده مشروعیت رو برای ‏خودش به وجود بیاره و یا با نزدیک شدن و قرابت به اون حکومت های پیشین به ویژه حکومت ‏هخامنشیان که قاعدتا بزرگترین نماد غرور ملی ایرانیان هست دیگه‎.‎
‎ ‎یعنی در این که شکی نیست دوران شکوه ایرانیان هست و حالا با اون قرابتی که برای خود بوجود میاره ‏و اون ناسیونالیسمی که سعی در پرورشش داشته سعی کرده که برای خود مشروعیت رو بسازه‎.‎
‎ ‎اما وقتی ما داریم به این نگاه نگاه میکنیم یعنی این دو حکومت رو در برابر بررسی میکنیم‎.‎
‎ ‎میبینیم که نقطه تلاقی مشروعیت در هر دو نظام هیچوقت از دل مردم نیست‎.‎
‎ ‎هیچوقت مردم قرار نداشتن که این مشروعیت رو بین دو حکومت بدهند و حالا وقتی نگاه به جهان ‏مدرن می‌کنیم، به این تغییری که در دل انسان‌ها به وجود آمده برای ساختن جهان بهتر خود، اینکه قرار ‏است مردم آن کشور مشروعیت را به حکومت بدن‎.‎
‎ ‎حالا مواجه می‌شویم با حکومت‌هایی که مشروعیت خودشان را از مردم نمی‌گیرند‎.‎
‎ ‎یکی قرار است از خداوندی در آسمان‌ها و از دینی که هزار و چهارصد سال پیش به وجود آمده ‏بگیرد‎.‎
‎ ‎یکی هم قرار است با دستاویزی از همین دین مشخص و از سوی دیگری با رسیدن به آن حکومت های ‏گذشته و ساختن یک ناسیونالیسمی که برپایه این ملیت است، بر پایه رسیدن به قله های ترقی است و ‏یک نوع اسطوره سازی و آرمان سازی برای مردمان است‎.‎
‎ ‎قرار است که این مشروعیت را بگیرد‎.‎
‎ ‎قاعدتا فرای این ها شما مواجه می‌شوید با ساختارهای سیاسی و ساختارهای سیاسی که در هر دو نظام ‏بر پایه استبداد به وجود آمد‎.‎
‎ ‎بر پایه نبودن آن حس مشارکت در دل مردم یعنی این منفعل بودن انسان ها و مردمی که درون کشور ‏زندگی می کنند‎.‎
‎ ‎هر دو ساختار ساختاری استبدادی است‎.‎
‎ ‎قرار بر این است که یک رهبر و یک پادشاه و یک قدرتمند و یک ولی و یک خدا در نوک پیکان ‏بنشیند و تمام تصمیمات ریز و درشت این مملکت را هم بگیرد‎.‎
‎ ‎قرار است به مردم پاسخگو نباشد‎.‎
‎ ‎هیچ وقت قرار نیست که برای کارهایی که می کند در برابر کسی بنشیند و توضیح بدهد‎.‎
‎ ‎قرار نیست هیچگاه بازخواست بشود‎.‎
‎ ‎قرار نیست که افکار عمومی او را بسنجند‎.‎
‎ ‎قرار نیست که نگاه او را نقد بکنند‎.‎
‎ ‎حرف های او را نقد بکنند و قرار نیست هیچ نظارتی بر رفتارش انجام بشود‎.‎
‎ ‎قرار است یک فرهنگ در راستای این پرستیدن ها در برابر این قدرت ماورایی غیر قابل عدول بایستند ‏و تمجید بکنند، سجده بکنند و شما شاهد این ساختار مریض سیاسی هستید‎.‎
‎ ‎چهره ها متفاوت است‎.‎
‎ ‎عملکردها مشابه است‎.‎
‎ ‎ساختارها مشابه هست‎.‎
‎ ‎حالا شاید شما مواجه بشید با یک مجلس شورای ملی یا یک مجلس شورای اسلامی‎.‎
‎ ‎اما هر دو قرار هست یک کار بکنند‎.‎
‎ ‎هر دو قرار هست که مجیزگوی قدرت برتر در برابر باشند‎.‎
‎ ‎قرار هست حتی در رای گیری هاشون هم دستکاری هایی بشه‎.‎
‎ ‎قرار هست که در نوع انتخاب شدنشان هم دستکاری هایی بشه‎.‎
‎ ‎قرار است یک فیلتری قرار بگیره تا کسانی که قرابت بیشتری دارند راحت تر سجده کنند، راحت تر ‏دست ها رو میبوسن وارد این اریکه انتخاب بشن و اصولا این بازی و این سیرک و نمایش انتخابات ‏یک نمایشی باشه برای اینکه مردم خجسته دل باشند، شاد باشند از اینکه مشارکت می کنند و اینگونه ‏منفعل نیستند‎.‎
‎ ‎پس شما وقتی نزدیک به ساختارهای سیاسی هم میشید میتونید این نزدیکی و این شباهت های بین ‏پهلوی و جمهوری اسلامی رو ببینید‎.‎
‎ ‎خب قاعدتا این قسمت ابتدایی این ویژه برنامه هست و ما قرار است که مقدمه ای را در باب این ‏موضوعات بگوییم که در نهایت در این ویژه برنامه در باب شباهت ها و تفاوت های پهلوی و جمهوری ‏اسلامی صحبت کنیم تا مردمان بیشتر و بیشتر نزدیک به معنای واقعی این موضوعات بشوند و برای ‏فردای خودشان بیشتر و بیشتر هم حرکت کنند‎.‎
‎ ‎پس هر کدام از این عناوینی که در این قسمت درباره اش صحبت شد، قاعدتا به صورت مفصل تری ‏در قسمت های آتی هم درباره اش صحبت می شود‎.‎
‎ ‎در این حسن ختام برنامه هم به نظرم بهتر است که پیرامون نقش رهبری و نقش خدایی که در این دو ‏حکومت وجود داشت بیشتر صحبت کنیم، بیشتر بهش فکر بکنیم‎.‎
‎ ‎وقتی ما داریم در باب جمهوری اسلامی و یا حکومت پهلوی صحبت می کنیم، همه ما می دانیم که هر ‏دو یک تصویر در برابر داشته اند‎.‎
‎ ‎یکی رهبری داعیه دار جایگاه قدسی خدا و نایب امام زمان، امام عصر، امام امت و یکی دیگه هم سایه ‏خدا بر زمین پدر ملت و الی آخر‎.‎
‎ ‎عناوینی که همه ما درباره اش شنیدیم، هر دو قرار بر سجده و پرستش این جایگاه قدسی داشتند و ‏دارند‎.‎
‎ ‎همواره یک خدا در برابر وجود داشته که نقش رهبری رو به عهده گرفته‎.‎
‎ ‎او که معصوم بوده، او که قدرت بی نهایت بوده و که پاسخگو به کسی نبوده، او که تمام اختیارات رو ‏در بر داشته‎.‎
‎ ‎حتی ما با مشروطه هم نتونستیم قدرتش رو کم بکنیم و هرگاه قرار بر کم کردن قدرت بوده گویی ‏بوده که با دندان بیرون زده، قرار بوده در برابر دیگران چنگ و دندان نشون بده و همه قدرت رو برای ‏خود بکنه‎.‎
‎ ‎ما وقتی در باب جمهوری اسلامی و یا پهلوی صحبت میکنیم رهبر و شاه است که بزرگترین نقش رو ‏در نگاه ما و در ساختن فردای ما بازی کردند‎.‎
‎ ‎اویی بوده که تمام قدرت رو به اختیار گرفته و زندگی ابنای بشر رو در این سرزمین برای خود کرده‎.‎
‎ ‎فردای اونهارو تمام تصمیمات رو جنگ و صلح و آزادی و برابری و قوانین و همه چیز را برای خود و ‏به سلطه خود درآورد‎.‎
‎ ‎جماعت بیشماری در برابر او سجده کنان بودند تا اوامر او را به پیش ببرند و ما در طول این صد سال ‏گذشته وقتی مواجه میشیم با این قدرت هایی که بر این اریکه نشسته اند و خون مردم رو دوشیدند، همه ‏اونها چه پهلوی اول، چه پهلوی دوم، چه خمینی و چه خامنه ای هیچوقت در برابر این مردم پاسخگو ‏نبودند و تنها و تنها در پی ارضای قدرت، شهوت و هر چیز دیگه ای که نیاز داشتند به پیش رفت‎.‎
‎ ‎یکی از اون تصاویر کلیدی و بی پایان همین نقش رهبر و خدای در این دو نگاه هست‎.‎
‎ ‎هر دو قرار نبوده توسط ملت انتخاب بشند‎.‎
‎ ‎هر دو قرار نبوده توسط ملت مواخذه بشند، پاسخگو باشند، نقد بشن و در نهایت همه قدرت را از آن ‏خود کردند و به هرجا که خواستند ملت را به پیش بردند و ثمره تمام تلاش هاشون هم در طول این ‏سالیان، این عقب ماندگی ها، این رنج ها، این درد ها و این سالهای پر رنج مردم ایران بوده‎.‎
‎ ‎خب قاعدتا در این ویژه برنامه سعی میکنیم بیشتر در باب این موضوعات صحبت کنیم و مفصل تر در ‏هر قسمت در باب موضوعات مشخص صحبت بکنیم‎.‎
‎ ‎در این انتهای برنامه دوست دارم باهاتون مطرح بکنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه ‏تغییر شکل بگیره‎.‎
‎ ‎میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید‎.‎
‎ ‎منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه‎.‎
‎ ‎من پیش از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر بکنم، آرا و افکار و عقاید و باورهای ‏خودم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته ی تحریر در آورد‎.‎
‎ ‎تمامی این عناوین به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست‎.‎
‎ ‎میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه تغییر شکل ‏بگیره اون رو با دیگران هم به اشتراک بذارید‎.‎
‎ ‎ممنون که همراه من بودید‎.‎
‎ ‎من نیما شهسواری و این برنامه ای به نام جان بود‎.‎
‎ ‎در پناه آزادی‎.‎