سلام دوستان من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان هاست با شماست‎.‎
‎ ‎این قسمت پنجم از ویژه برنامه ای از پهلوی تا جمهوری اسلامی است و ما قراره تو این قسمت در باب ‏تبلیغات و اسطوره سازی صحبت کنیم‎.‎
‎ ‎ممنون که همراه من هستید‎.‎
‎ ‎خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما در باب جمهوری اسلامی و دودمان پهلوی و شاهنشاهی ‏پهلوی صحبت کردیم‎.‎
‎ ‎در باب نقاط تشابهی که دارن گاها در باب تفاوت ها هم صحبت کردیم‎.‎
‎ ‎اما هدف اصلی این نگاه واقع گرایانه هست‎.‎
‎ ‎در باب این دو ساختار سیاسی که بر ایران حکومت کردند و همواره هم مردمانی عاصی رو در بر ‏داشته، قرار بر این هست که ما واقعیت ها رو بهتر ببینیم و نقاط تشابه این دو حکومت رو بیشتر بشناسیم ‏تا دوباره محکوم به تکرار اشتباهات گذشته ی خود نباشیم‎.‎
‎ ‎امروز در جهانی زندگی میکنیم که جماعتی به پیش اومدن و در اون تحجر پرستی خودشون مدام با ‏استفاده و سوءاستفاده از احساسات مردم که بر پایه اون فرهنگ ضدیت و نفرتی که از جمهوری ‏اسلامی هست میخوان این تصویر تازه رو ارائه بدن و این همبستگی رو با اون حکومت گذشته ارائه بدن‎.‎
‎ ‎اما ما نیاز داریم که این واقعیت ها رو بهتر بشناسیم و اصولا بدونیم که اگر انقلابی اتفاق افتاد در سال ‏‏57 قاعدتا در امتداد خواسته های جمعی مردم ایران از دوران مشروطه بود و فرای اون به واسطه ‏ناهنجاری ها و کژی ها و زشتی ها و ظلم ها و نابرابری هایی که وجود داشت اتفاق افتاد‎.‎
‎ ‎نه بر پایه مثلا خیالاتی که ما تصور کنیم یک سری نیروهای بیگانه بودن دست به دست هم دادن و این ‏نگاه های دایی جان ناپلئونی وجود داره که حالا ما بگیم بله مردم هیچ کاری نکردن و این انقلاب هم ‏توسط خارجی ها اتفاق افتاد‎.‎
‎ ‎امروز داریم مواجه میشیم با این تعبیر و تفسیر هایی که ارائه میشه‎.‎
‎ ‎همون جماعتی که اینگونه تحجر پرست هست و به دنبال دوباره تصویر سازی از اون دوران شکوهمند ‏همتای خود پهلوی ها که پی در پی آن تصویر سازی از دوران هخامنشیان بودند‎.‎
‎ ‎حالا اینا هم دارن همون تصویر رو دوباره ارائه میدن‎.‎
‎ ‎ما باید مقداری از اینها فاصله بگیریم و دنیا رو آنگونه که بوده و اون تاریخی که اتفاق افتاده ببینیم و ‏این تشابهات رو هم باهاش رو به رو باشیم‎.‎
‎ ‎در قسمت های مختلف این ویژه برنامه سعی کردیم در باب عناوین مختلف این تشابهات صحبت کنیم ‏و توی این قسمت هم قاعدتا سعی میکنیم در باب عناوین دیگری که باقی مانده بیشتر صحبت کنیم تا ‏در نهایت به یک جمع بندی پیرامون این موضوع برسیم‎.‎
‎ ‎موضوعی که موضوع قابل اهمیتی هست چرا که نه تنها زیست امروز ما رو دربرگرفته بلکه در باب ‏آینده ما هم تاثیر گذار خواهد بود‎.‎
‎ ‎در باب این فرهنگ ضدیت بارها و بارها در قسمت های مختلف برنامه ای به نام جان هم صحبت ‏کردم‎.‎
‎ ‎اینکه وقتی ما از یک نیروی متشکل قدرتمندی که از ما قدرت بیشتری داره کینه ای به دل داریم، ‏نفرتی در وجود داریم و همه وجود ما نفی این قدرت در برابر هست‎.‎
‎ ‎تفاوتی نمیکنه یک نگاه دینی و مذهبی باشه، یک حکومت حاکم باشه و یا هر نوع نگاهی‎.‎
‎ ‎حتی در زندگی های فردی و شخصی ما هم داستان به همین شکل هست‎.‎
‎ ‎وقتی ما اینگونه پر از نفرت نسبت به این قدرت در برابر که اتفاقا قدرت غالب هست و از ما توان ‏بیشتری داره میشیم رو میاریم به فرهنگ ضدیت‎.‎
‎ ‎یعنی هر چیزی که از قدرت در برابر می بینیم رو سعی میکنیم برعکسش رو عمل کنیم، برعکسش رو ‏پیاده کنیم، یک نگاهی دقیقا برعکس اون داشته باشیم و فکرمون رو اتفاقا بر عکس اون تصور کنیم‎.‎
‎ ‎در باب جمهوری اسلامی هم قاعده به همین سمت و سو پیش رفته‎.‎
‎ ‎یعنی جمهوری اسلامی که پر از مردمی هستن در برابرش که پر از نفرت هستن ازش بیزارند‎.‎
‎ ‎به خاطر اتفاقات ریز و درشت و ظلمت های بی پایانی که ارائه داده در طول این سالیان حالا این ‏فرهنگ ضدیت گره میخوره با دوران پهلوی‎.‎
‎ ‎یعنی دوران پهلوی که شاید بزرگترین نماد ضدیت با جمهوری اسلامی تصور بشه و دقیقا اون نقطه ‏عکس رو داره تصویر تصور کنید و حالا جماعتی باشن که بخوان دقیقا با اون فرهنگ ضدیت و آویزان ‏شدن به اون فرهنگ ضدیت بیان و یک پرچم تازه رو علم کنن‎.‎
‎ ‎این پرچم هم تصاویری از پهلوی ها در خودش داشته باشه‎.‎
‎ ‎اما ما نیاز داریم که واقعیت ها رو بدونیم که چرا این مردم تا این حد به ستوه اومدن‎.‎
‎ ‎چه در دوران پهلوی اول، چه در دوران پهلوی دوم و در نهایت انقلابی که شکل گرفت‎.‎
‎ ‎ما باید بیشتر در باب این ها بدونیم‎.‎
‎ ‎در این ویژه برنامه هم سعی بر این نشده که در باب تک تک این مصادیق تاریخی صحبت بشه بلکه ‏قرار هست که در باب کلیات صحبت بشه‎.‎
‎ ‎در این قسمت خاص هم باز میخواییم بریم سمت اسطوره سازی ها و تبلیغات در این دو دوران مختلف ‏صحبت بکنیم‎.‎
‎ ‎ما وقتی در باب قهرمان‌سازی صحبت می‌کنیم در دوران پهلوی ها و در دوران جمهوری اسلامی ما ‏مواجه شدیم با یک پادشاه، یک قدرتمند، یک امیر، یک ولی و هر نوع اسمی که بتونیم روش بزاریم‎.‎
‎ ‎یعنی تفاوتی نمیکنه ما به او امپراطور بگیم یا رییس جمهور‎.‎
‎ ‎در مجموع کسی که قدرت بی واسطه ای رو در اختیار داره پاسخگویی در برابر کسی نداره رو ما می ‏تونیم ازش این تصویر رو ارائه بدیم‎.‎
‎ ‎حالا چه در دوران پهلوی ها و چه در دوران جمهوری اسلامی با همین عنوان مشخص روبرو بودیم‎.‎
‎ ‎یعنی ما وقتی با ولایت فقیه روبرو میشیم همون تصویر پادشاه هست که حالا جنبه های شرعی بیشتری ‏به خود گرفت‎.‎
‎ ‎حتی شاید قدرتش از پادشاه هم بیشتر باشه چرا که حالا داره احکام شرعی رو به پیش میبره و ‏مشروعیت خودش رو از یک دستگاه آسمانی و الهی میگیره و الی آخر‎.‎
‎ ‎این داستان که همه ما در باره اش میدونیم‎.‎
‎ ‎اما موضوع مهم در این داستان این قهرمان سازی هست‎.‎
‎ ‎ما در باب ابعاد مختلفش در قسمت های گذشته این ویژه نامه صحبت کردیم‎.‎
‎ ‎حالا میخوایم یه مقداری نزدیک به این مفهوم قهرمان سازی بشیم‎.‎
‎ ‎ما چه در دوران پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی یک تصویر ماورایی رو نسبت به این رهبر ها ‏داشتیم‎.‎
‎ ‎یعنی مدام برای ما تصویری ارائه میشد از یک رهبر فرزانه، عادل، دانا، عاقل، مهربان و تمام صفت های ‏خوبی که ما در جهان میشناسیم‎.‎
‎ ‎همتای همان تصویری که در باب خدا در دل ادیان و یا در دل مردم عامی تصویر میشود‎.‎
‎ ‎یعنی شما وقتی مواجه میشوید با خدا، تمام صفت های خوب جهان مختص اوست‎.‎
‎ ‎حالا چه این از یک دین مشخصی مثل اسلام سرچشمه بگیرد و یا در دل یک جماعتی در یک ‏روستای دوردستی در یک کشور دوردستی وجود داشته باشد‎.‎
‎ ‎هر صفت خوبی را که این ها در دل پرورش دادند منتسب به این خدای مشخص میدانند‎.‎
‎ ‎حالا وقتی مواجه میشویم با این دو حکومت، به واسطه این که این ها دارند همان خدا را تصویر در این ‏نوک هرم و این سیستم ساخته میکنند، تمام القاب خوب را هم به آن نسبت میدهند‎.‎
‎ ‎و شروع این قهرمان سازی ها را شما میتوانید ببینید‎.‎
‎ ‎اگر برمیگردید و رجوع می کنید به دوران پهلوی ها مواجه میشوید با یک پدر ملتی که همه چیز را ‏میدونه و فرزانه هست‎.‎
‎ ‎همه جنبه های خوب رو در خود داره‎.‎
‎ ‎شجاعت بی بدیل و قدرت بی بدیل و الی آخر ماجرا‎.‎
‎ ‎حالا این قهرمان فرزانه اومده تا جهان ما رو تغییر بده‎.‎
‎ ‎شما یک بار به ادبیات کسانی که خود را منتسب به پهلوی ها میدانند یا دل در گرو این نگاه دارند هم ‏گوش بدید مواجه میشید با هم‎.‎
‎ ‎اصولا اینها مثلا رضا شاه را پدر ملت میدونن یا تصویری ارائه میدن که بله این اومد تا ایران رو نجات ‏بده از زیر بار این حجم از عقب ماندگی ها در صورتی که هیچ کدوم از این ها رجوع نمیکنن به ‏مجلس ایران، به مجلسی که به واسطه فریاد های مردم شکل گرفت، به اون انقلاب مشروطه، خواست ‏هایی که وجود داشت و تمام این خواست ها و انباشت خواست ها که در نهایت میخواست ایران رو به ‏سمت مدرنیسم به درستی پیش ببره، این بار از پایین به بالا با تمایل مردم، با تلاش های مردم‎.‎
‎ ‎اما ما مواجه میشیم با این قهرمان سازی که مدام داره در باب مثلا رضا شاه اتفاق میفته‎.‎
‎ ‎هر صفت خوبی که در جهان وجود داره بلافاصله منتصب میشه به رضا شاه‎.‎
‎ ‎در برابرش باید یک دیو پلید بد چهره و خونخواری هم وجود داشته باشه که میتونن‎.‎
‎ ‎جمهوری اسلامی رو به عنوان این مترسک در برابر خود قرار بدن و مثلا خمینی رو سیبل بکنن و مدام ‏رضا شاه رو بکوبن تو سر خمینی‎.‎
‎ ‎از اون سمت هم داستان به همین شکله‎.‎
‎ ‎یعنی تفاوتی نمیکنه‎.‎
‎ ‎حالا وقتی میریم سمت جمهوری اسلامی هم داستان به همین شکل هست‎.‎
‎ ‎جمهوری اسلامی یک رهبر فرزانه، داعیه دار و نمیدونم انتها که در تمام دنیا در اختیار اوست‎.‎
‎ ‎امت اسلامی نشسته اند دست به دعا‎.‎
‎ ‎ببینن علیحضرت چه میفرمایند‎.‎
‎ ‎این رهبر با کمالات فرزانه، با بصیرت آمده تا بر رعیت های خودش یک نگاه و نیم نظری هم داشته ‏باشه‎.‎
‎ ‎او با خدا صحبت میکنه‎.‎
‎ ‎نائب امام زمان به صورت مستقیم داره با امام زمان ارتباط میگیره و داستان هایی که همه ما دربارش ‏شنیدیم‎.‎
‎ ‎حالا در برابر این هم ما نیاز داریم یک دشمنی، یک دیو، یک دیو سه سر تصویر کنیم که حالا هی ‏مدام می‌بینید یک بار دشمن خارجی مثل آمریکا و اسراییل را علم می‌کنند و یک بار هم میان در باب ‏پهلوی ها صحبت می‌کنند و شروع می‌کنند سیاه‌نمایی هایی که پیرامون پهلوی وجود داشته‎.‎
‎ ‎از تمام شایعات و گفته ها و نگفته ها و شنیده ها و نشنیده ها استفاده میکنند برای تحمیق مردم‎.‎
‎ ‎برای اینکه این دشمن رو بالا و بالاتر ببرند تا به جایگاه قدسی خودشون یک ارزش بالاتری بدن‎.‎
‎ ‎پس ما وقتی در باب این قهرمان سازی ها صحبت میکنیم عینا در دو حکومت داره اتفاق می افته‎.‎
‎ ‎عینا هر دو حکومت از همین داستان استفاده میکنند چراکه تمام ساختار های اینگونه حکومت های ‏مستبد و توتالیتر درطول تاریخ یکسان بوده‎.‎
‎ ‎همه این ها سعی میکنن از یک بازی مشخصی استفاده بکنن‎.‎
‎ ‎شما وقتی مواجه میشید مثلا با دوران نازی ها هم داستان به همین شکل است‎.‎
‎ ‎پیشوایی که مثلا هیتلر باشه تعبیر و تصویر میشه به یک رهبر فرزانه بزرگی که قرار هست جهان رو ‏تغییر بده و حتی فهم و درک اون رو هم نداریم‎.‎
‎ ‎اصلا در اون اندازه نیستیم که بتونیم بفهمیم‎.‎
‎ ‎حالا وقتی مواجه میشید با رضاشاه، با محمدرضاشاه، با خمینی و خامنه ای‎.‎
‎ ‎داستان به همین شکل هست‎.‎
‎ ‎اون حواریون که به عنوان طاعت گر در جایگاهی قرار گرفته اند که او را بپرستند و مریدان او باشند، ‏وارد دایره میشوند برای ستایش او و برای بزرگداشت او‎.‎
‎ ‎و همین قهرمان سازی ها هم اتفاق می افتد و در تاریخ هم همواره به همین شکل بوده و این داستانی ‏نخ نما هست که در دل این حکومت های توتالیتر وجود دارد‎.‎
‎ ‎پس یکی از ارکان مهم و نزدیکی که ما را به شباهت های جمهوری اسلامی و قاعدتا خاندان پهلوی ‏میرسونه همین قهرمان سازی هاست‎.‎
‎ ‎در کنار اون همین نگاه بالا به پایین هست‎.‎
‎ ‎این اطاعت گری و تزریق اطاعت گری در دل مردم هست که قاعدتا از فرهنگ خدا برمیاد‎.‎
‎ ‎اما این ها هم سوءاستفاده کردن و این رو بیشتر و بیشتر در دل مردم خوروندن‎.‎
‎ ‎این جایگاهی که اصولا پاسخگو نیست، این جایگاهی که همه قدرت برای اوست، این جایگاهی که ‏توسط مردم انتخاب نمی شه، مشروعیت خودش رو از مردم نمیگیره و داستان هایی که ما در قسمت ‏های گذشته هم دربارش صحبت کردیم‎.‎
‎ ‎ما وقتی رو به رو میشیم با این تشابهات یکی از چیز های مهم تاریخ نگاری رسمی این دو کشور هست‎.‎
‎ ‎یعنی شما وقتی در باب ایران صحبت می کنید انگار دارید در باب دو کشور متفاوت صحبت می کنید‎.‎
‎ ‎من اشاراتی کردم به این دو کشور‎.‎
‎ ‎انگار وقتی در باب دوران پهلوی صحبت می کنید، وقتی در باب جمهوری اسلامی صحبت می کنید ‏دو کشور متفاوت هستن با جغرافیای متفاوت، مردم متفاوت‎.‎
‎ ‎اصولا این تاریخ نگاری رسمی این دو کشور دو تاریخ نگاری متفاوت از هم هست که گویی ما داریم ‏درباره دو کشور متفاوت صحبت می کنیم در صورتی که واقعیت یکتاست، یکسان هست‎.‎
‎ ‎ما نمی تونیم واقعیت رو واژگون کنیم نمیتونیم دو واقعیت همزمان داشته باشیم اما وقتی رجوع می کنید ‏به اون تاریخ نگاری رسمی در این دوران ها همواره با این موضوعات روبه رو میشید‎.‎
‎ ‎تفاوت چندانی هم در دوران پهلوی با دوران جمهوری اسلامی نیست‎.‎
‎ ‎شما اگر یک بار به هر کدوم از اتفاقات مهم و رخداد هایی که اتفاق افتاده یعنی شما مثلا پانزده ‏خرداد قبل از انقلاب رو در نظر بگیرید یا مثلا بیاید بیست و هشت مرداد رو در نظر بگیرید یا بعد از ‏انقلاب اتفاقات سال 88 نود و هشت همین 1357 و تمام اتفاقاتی که در طول این تاریخ افتاده رو اگر در ‏نظر بگیرید یک تاریخ نگاری رسمی وجود داره توسط جمهوری اسلامی، توسط نظام پهلوی و بعد در ‏برابرش و به موازات او‎.‎
‎ ‎حالا تاریخ نگاری های مستقلی هست که اصولا داره یک داستان دیگه ای رو تعریف می کنه‎.‎
‎ ‎انگار ما داریم در باب دو کشور متفاوت صحبت می کنیم و این پروپاگاندایی ست که این حکومت ها ‏ازش استفاده میکنن تا با تبلیغات خودشون خودشان یک تاریخ‌نگاری رسمی داشته باشن و اون رو به ‏خورد مردم بدن‎.‎
‎ ‎یکی از اون المان های مشخص در حکومت های توتالیتر که در هر دوی این حکومت ها یکسان هست‎.‎
‎ ‎یعنی شما وقتی به دوران پهلوی رجوع می‌کنید، در باب 28 مرداد تک تک اتفاقاتی که میفته، صحبت ‏هایی که گفته میشه و در نهایت چیزهایی که نوشته میشه در راستای سفید شویی و سفید سازی حکومت ‏وقت هست‎.‎
‎ ‎در راستای از میان بردن تمام نام ها و نگاره های اون دوران هست‎.‎
‎ ‎یعنی شما اگر مواجه میشید مثلا با مصدق شرایط به همین منوال هست‎.‎
‎ ‎بلافاصله دادگاه نظامی تشکیل شدنش بلافاصله تبعید شدن و حصر خانگی مصدق بلافاصله ممنوع ‏بودن‎.‎
‎ ‎گفتن نام مصدق و نگاه مصدق در حالی که مصدق یک نشانه است‎.‎
‎ ‎اما موضوع مهم برای ما نزدیکی و قرابت این دو حکومت هست که تا چه اندازه شبیه به هم هستن؟
‎ ‎تا چه اندازه رفتارهایی شبیه به هم انجام دادن؟
‎ ‎خب ما اگر بخواهیم یک نگاه کلی داشته باشیم قاعدتا تفاوت های بیشماری هم در بین این دو ‏حکومت هست‎.‎
‎ ‎مثلا وقتی ما نزدیک به مسائلی همتای آزادی فردی میشویم، بله قاعدتا حکومت پهلوی در باب ‏آزادیهای فردی خب کمتر مردم را اذیت کرده، کمتر ممانعت برایشان بوجود آورده‎.‎
‎ ‎اما وقتی داریم در باب یک ساختار کلی صحبت میکنیم با تمام اجزای خودش، حالا میبینیم که تا چه ‏اندازه عناوین مختلف به هم نزدیک هست‎.‎
‎ ‎خب بلافاصله برای مغلطه گری میتوانند این جماعت متحجری که باورمند به این نوع نگاه ها هستند ‏بیایند و اذعان بکنند‎.‎
‎ ‎بله ما آزادی های فردی زیادی داشتیم اما اینها نقض کننده ی نگاه هایی که ما داریم دربارش صحبت ‏میکنیم نیست‎.‎
‎ ‎یعنی اگر در باب قهرمان‌سازی صحبت میکنیم همتای هم بوده‎.‎
‎ ‎اگر در باب تاریخ نگاری رسمی صحبت میکنیم، همتای هم بوده‎.‎
‎ ‎اگر در باب این تبلیغات و پروپاگاندا برای کشاندن و نشاندن صحبت های خود و در گوش مردم ‏کردن این کذب ها و دروغ ها و ریا ها در نهایت به جای راستین بودن و حقیقت، همتا و یکسان هست‎.‎
‎ ‎فارق از این شما مواجه میشید با اسطوره های خلق شده در دل این دو نگاه متفاوت‎.‎
‎ ‎یعنی شما وقتی میرید و نزدیک به مفهوم جمهوری اسلامی میشید میبینید که در دل خود در داستان ‏خود داری یک تصویر تازه ای‎.‎
‎ ‎ارائه یک تصویر از فردای روشن امت اسلامی‎.‎
‎ ‎حالا قرار هست که جمهوری اسلامی بیاد و این کمربند شیعی رو یکپارچه بکنه و اسرائیل رو از صفحه ‏روزگار محو بکنه‎.‎
‎ ‎یک قدرت تازه ای به وجود بیاره و این امت اسلامی پادشاه جهان بشن‎.‎
‎ ‎یعنی بلافاصله شما مواجه میشید با این اسطوره سازی ها و خلق شدن این اسطوره‎.‎
‎ ‎تازه این نگاهی که پر از امید و آرزوست برای به دست آوردن فردا هیچ وقت به دنبال یک زندگی ‏معمول و معقول برای این که شهروندان بتونن راحت تر زندگی بکنند نیستند‎.‎
‎ ‎جمهوری اسلامی هیچ وقت نبوده‎.‎
‎ ‎از همون ابتدا هم نبوده‎.‎
‎ ‎یعنی شما وقتی مراجعه میکنید به جنگ ایران و عراق هم می بینید که بلافاصله بعد از اینکه میتونست ‏شرایط آسوده بشه این آرامش و صلح برقرار بشه‎.‎
‎ ‎حالا اون جماعت هستن که دارن صحبت از گرفتن اسراییل و برگردوندن قدس به فلسطین و این ‏صحبتها میکنن ولی شما مواجه میشید با این اسطوره سازی که در نهایت ما رو به امروز میرسونه که در ‏باب این امت اسلامی و هلال شیعی و این جنگ طلبی که در برابر کشور های بیگانه وجود داره و در ‏نهایت ایران رو هم به این شرایط اسفناک رسونده‎.‎
‎ ‎اینکه ما اگر بخواهیم در باب این اتفاقات صحبت بکنیم در باب درست و دروغ بودن مثلا حکومت ‏اسراییل صحبت بکنیم موضوع بحث ما نیست‎.‎
‎ ‎موضوع این نگاهیست که در دل جمهوری اسلامی وجود داره و به آن هم پایبند هستند‎.‎
‎ ‎برگرفته از همون ایدئولوژی هست‎.‎
‎ ‎وقتی رجوع می کنید به دوران پهلوی هم باز نگاه به همین شکل هست‎.‎
‎ ‎ساختن تمدن بزرگ، رسیدن به ایران یکپارچه، قدرتمند شدن ایران برای باشکوه شدن و برگشتن به ‏دوران اوج هخامنشیان و عناوینی از این دست یعنی دوباره اون خلق تمدن وجود داره‎.‎
‎ ‎اصولا قرار هست که ما از زندگی و ریل واقعی و حقیقی این دنیا دور بشیم‎.‎
‎ ‎بریم وارد یه دنیای خیالی بشیم برای رسیدن به آینده‎.‎
‎ ‎یعنی قرار هست ما حال خود را هزینه کنیم برای فردایی نامشخص و نامعلوم‎.‎
‎ ‎چه در دوران پهلوی ها و چه در دوران جمهوری اسلامی‎.‎
‎ ‎خب قاعدتا دوز این ها با هم متفاوت هست‎.‎
‎ ‎قاعدتا در دوران جمهوری اسلامی تبدیل به یک جنون ادواری و بزرگ و غیر قابل مهار شده‎.‎
‎ ‎اما در دوران پهلوی ها خب قاعدتا این کمرنگ تر بوده اما وجود داشته‎.‎
‎ ‎موضوع سر شباهت هایی هست که در این حکومت وجود داشتن‎.‎
‎ ‎یعنی همتای اون قهرمان سازی که در هر دو وجود داشته، همتای اون تاریخ نگاری رسمی که در هر ‏دو وجود داشته‎.‎
‎ ‎در باب خلق کردن این اسطوره و رسیدن به فردایی نامشخص و نامعلوم به هزینه امروز و حال‎.‎
‎ ‎در هر دوی این دو حکومت ها وجود داشته و شما میتوانید نشانه هایش را هم ببینید‎.‎
‎ ‎حتی وقتی نزدیک به کسانی که پهلوی دوست هستند و پهلوی پرست هستند هم میشوید میبینید که ‏یک عده ای بلافاصله با همان تئوری های مشخص در باب این صحبت میکنند که بله پهلوی دوم در ‏برابر حکومتهای غربی ایستاد‎.‎
‎ ‎یکی دو تا از این مصاحبه ها را هم دارند که در باب قیمت نفت صحبت میکنند‎.‎
‎ ‎این را هم به عنوان فکت تاریخی در نظر میگیرن و میگن اگر شاه اینگونه نبود اینگونه نمیشد و الی ‏آخر‎.‎
‎ ‎این در راستای همون ساختن تمدن بزرگ هست دیگه‎.‎
‎ ‎یعنی در راستای زندگی نکردن در ریل طبیعی و واقعی و برای حال و برای شهروندان حال حاضر ‏کشور هست‎.‎
‎ ‎برای ساختن یک آینده نامعلوم هست و این هم باز برگرفته از این شباهت های بین این دو حکومت ‏هست‎.‎
‎ ‎فارغ از این وقتی شما نزدیک به مساله رسانه میشوید، در هر دوی این حکومتها، رسانه ابزاری است ‏برای تبلیغ برای القای خویشتن‎.‎
‎ ‎یعنی شما با یک رسانه آزاد هیچوقت روبه رو نمیشید‎.‎
‎ ‎فارغ از اون دورانی که بختیار در قدرت بود، همون دوران سی و چند روزه و دورانی که مصدق در ‏ایران قدرت رو در اختیار گرفته بود، ما هیچ وقت با یک رسانه آزاد روبرو نبودیم‎.‎
‎ ‎چه در دوران پهلوی ها و چه در دوران جمهوری اسلامی‎.‎
‎ ‎همواره رسانه ابزاری است برای اینکه جمهوری اسلامی یا پهلوی ها و اصولا حکومت وقت و قدرت ‏مرکزی ازش استفاده بکنه برای تحمیق مردم، برای در میان گذاشتن اخبار کاذب، برای قدرت نمایی ‏در برابر دیگران، در برابر دشمنان داخلی، در برابر دشمنان خارجی، در برابر اینکه شما خودتون رو القا ‏بکنید، مردم را، تحمیق بکنید، مردم رو در اون سفاهت و نادانی درگیر بکنید‎.‎
‎ ‎خب شما همواره با رسانه به عنوان ابزار قدرتمندی برای القای خویشتن رو به رو بودید‎.‎
‎ ‎در طول این تاریخ ما همواره با این موضوع روبه رو بود‎.‎
‎ ‎تمام دوران ها مصادف شده با ایستادگی روزنامه نگاران و بلافاصله به بند دراومدن اونها هیچ صدای ‏آزادی وجود نداشت‎.‎
‎ ‎سانسور و خفقانی که ما دربارش صحبت کردیم در قسمت های گذشته در باب این سرکوب ها ‏صحبت کردیم که همتا و همرنگ با هم اتفاق افتاده و قاعدتا کمیت و کیفیت در این دو حکومت ‏متفاوت بوده اما اصل وجودی تفاوتی نداشته تا اینکه هر دوی این ها در دوران خودشان، در دوران ‏قدرتمداری شان از رسانه به عنوان ابزاری برای خویشتن استفاده کردند‎.‎
‎ ‎هیچ وقت این ابزار برای مردم برای شنیده شدن، صحبت های مردم، برای باخبر شدن و آگاه تر شدن ‏مردم اتفاق نیفتاده‎.‎
‎ ‎تمامی این رسانه ها در نهایت مجیز گویانی بودند تا قدرت اعظم و بزرگ در کشور و رهبر فرزانه را ‏تمجید کنند، در برابر او سجود کنند، رکوع کنند، قدرت و بزرگی او را پاس بدارند‎.‎
‎ ‎شما امروز هم نگاه کنید وقتی در باب اخبار جمهوری اسلامی روبه‌رو می‌شوید می‌بینید که بله انگار ‏داره از یک کشور دیگری صحبت می‌کنه‎.‎
‎ ‎ما تمام پله های ترقی رو پیش رفتیم‎.‎
‎ ‎همه جهان آرزومند هستند که همتای ما زندگی بکنند و انگار دارید یک فیلم کمدی نگاه می‌کنید‎.‎
‎ ‎خودتون دارید تو اون شرایط زندگی می‌کنید‎.‎
‎ ‎می‌بینید هیچ سنخیتی بین صحبت هایی که در این رسانه ی جمعی ملی مثلا به مردم میده هیچ سنخیتی ‏با اتفاقات واقعی پیرامونش نداره‎.‎
‎ ‎هم در دوران پهلوی ها هم به همین شکل بوده‎.‎
‎ ‎کسی قرار بر این نداشته که صدای مخالفی داشته باشه‎.‎
‎ ‎خب قاعدتا در اون دوران آزادی های فردی وجود داشته‎.‎
‎ ‎شاید شما تو تلوزیون روشن میکردید یه نفر هم میومد یه آهنگی میخوند دونفر هم میرقصیدن‎.‎
‎ ‎اما وقتی در باب مسایل سیاسی صحبت میکنید وقتی در باب ازادی بیان صحبت میکنید هیچ چیزی ‏وجود نداشته‎.‎
‎ ‎همون چیزی که امروز وجود نداره‎.‎
‎ ‎قرار بر نقد قرار بر پرسشگری وجود نداره‎.‎
‎ ‎قرار بر این نیست که اصولا این رسانه راهی باشه برای اینکه مشکلات مطرح بشه، نقد ها مطرح بشه، ‏مردم ایستادگی کنن، آگاهی پیدا کنن‎.‎
‎ ‎نه قرار هست که این رسانه به وجود اومده برای اینکه این قدرت رو هر روز قدرتمند تر بود‎.‎
‎ ‎قرار بر این هست که هر روز تمجید بیشتری بکنه، هر روز از بزرگی ها و پیشرفت های کشور صحبت ‏بکنه که به عنوان مثال پیشرفتی نکرده‎.‎
‎ ‎خب ما که در جمهوری اسلامی زندگی کردیم این رو راحت همواره در زندگی مون دیدیم و موضوع ‏قابل لمسی برامون هست‎.‎
‎ ‎اما در باب وقتی پهلوی ها صحبت می کنیم شاید به واسطه سن کمی که داریم قابل رویت نباشه‎.‎
‎ ‎اما رجوع به اون دوران گوش دادن به صحبت کسانی که در اون ارکان ها وجود داشتن نزدیکی و ‏قرابتی داشتن و اصولا دستی در آتش داشتن می تونه به ما کمک بکنه‎.‎
‎ ‎خوندن خاطراتشون و مصاحبه هاشون اصولا رسیدن به اون ساختار ساخته شده و کارایی که برای خود ‏تعریف کرده بودن می تونه ما رو به این نزدیک بکنه‎.‎
‎ ‎پس یکی از این اصول مستدام هم در راستای همین رسانه هاست که اصولا ابزار تبلیغی برای حکومت ‏در هر دوی این حکومت ها بوده‎.‎
‎ ‎کمیت و کیفیت با هم متفاوت بوده اما در اصل همتا بودن‎.‎
‎ ‎اصولا ما وقتی در باب این حکومت صحبت می کنیم یک روایت نجات بخش و پیشرفتی هم در دل ‏خود دارن‎.‎
‎ ‎یعنی شما وقتی در باب جمهوری اسلامی صحبت می کنید، اصولا صحبت نهایی جمهوری اسلامی ‏چیست؟
‎ ‎این که ما اومدیم تا زندگی شما رو تغییر بدید‎.‎
‎ ‎خب خود اون کسی که به عنوان مراد تمام این دوستان قرار میگرفت یعنی خمینی هم در باب این ‏صحبت میکرد دیگه ما اومدیم که شما رو به مقام انسانیت برسونیم‎.‎
‎ ‎اصولا این نگاه نجاتبخش در دل این دو حکومت وجود داشته چرا که خود را والی این نجات بخشی ‏میدانست‎.‎
‎ ‎از تفکر در باب امام زمان در نظر بگیرید در جمهوری اسلامی تا به دوران پهلوی برسید و تصور کنید ‏که پهلوی باور دارد دوران قاجار دوران بدبختی و نگون بختی مردم ایران هست و حالا یک ناجی ‏بزرگ مرتبط اومده تا ایران رو یک تنه به جای دنیای مدرن برسونه‎.‎
‎ ‎هیچ وقت عاملیتی برای مردم، برای نگاه مردم، برای مجلسی که مردم تشکیل دادند، برای تغییر نگرش ‏ها، برای اون ساختار سیاسی تغییر کرده قائل نیستند، تنها خود رو نجات بخش میدونند و اصولا این ‏روایت نجات بخشی و پیشرفت رو مدام قرار هست که در بوق و کرنا بکنند‎.‎
‎ ‎از اون رسانه ها استفاده کنند‎.‎
‎ ‎تاریخ‌نگاری رسمی خودشان را میدان‌دار کنند تا در نهایت برسیم به آن اسطوره خلق شده که حالا ‏یک رهبر فرزانه است تا ما رو برسونه به اون قبله در برابر به اون مدینه فاضله که تمدن بزرگ ایرانی ‏باشه چه امت اسلامی و هلال شیعی باشه تفاوتی نمیکنه‎.‎
‎ ‎هر دو یک نگاه را دنبال می‌کنند‎.‎
‎ ‎از تک تک این موضوعات دارند استفاده می‌کنند‎.‎
‎ ‎از یک سو خود رو به عنوان قهرمان و پدر ملت و نائب امام زمان تصویر می‌کنند‎.‎
‎ ‎از یک سو با تاریخ‌نگاری رسمی سعی در گنجاندن این نگاه در دل مردم دارند‎.‎
‎ ‎می‌خواهند این رو مبدل به متن اصلی نگاه ها در دل مردم و انسان‌ها بکنند‎.‎
‎ ‎از رسانه به عنوان ابزاری برای سلطه خودشان استفاده می‌کنند و با تکرار دروغ می‌توانند این دروغ رو ‏ریشه دار در دل مردم جای بدهند‎.‎
‎ ‎خب این روایت نجات‌بخشی و پیشرفت نیازمند یک نقطه سیاهی است و یک نقطه سفیدی در خود ‏جمهوری اسلامی نقطه سیاه دوران پهلوی‎.‎
‎ ‎حالا به واسطه های متفاوت نه در باب پیشرفت مثلا رسیدن به جهان مدرن‎.‎
‎ ‎اما در باب مثلا استقلال‎.‎
‎ ‎در باب اینکه ما خود فروخته بودیم و در برابر بیگانگان سرخم داشتیم و از این عوامل‎.‎
‎ ‎اما این نقطه سیاه تصویر میشه حالا در برابرش یک نقطه سپید و یک آینده ی روشن و رسیدن به امت ‏اسلامی و رسیدن به صدر اسلام و اسلام قدرتمند در دوران پهلوی هم همین گونه هست‎.‎
‎ ‎نقطه سیاه دوران قاجار و بعد نقطه سپید و بزرگ رسیدن به شکوه و تمدن بزرگ و تمدن ایرانی و ‏رسیدن به جهان مدرن و غرب‎.‎
‎ ‎تمام این ها همداستان با هم هست تا در نهایت ما تصویر مشخصی را از خود داشته باشیم که انگاری ‏قرار هست زندگی حال شهروندان همواره فدای افکار آلوده ی این جماعت مستبد بشه و همه ی این ‏تصاویر ما را به یک نقطه میرسونه‎.‎
‎ ‎تمام فریاد های مردم به خیابان اومدن هاشون برای رسیدن به آزادی های خودشون هست‎.‎
‎ ‎رسیدن به آرزوهای خودشون هست‎.‎
‎ ‎قرار بر تغییر ساختاری است که در دل یک مستبد جانی قرار نگیره و ما دست به دعا در انتظار یک ‏مستبد نیکخواه خیرخواه نباشیم‎.‎
‎ ‎اما طول این تاریخ به ما ثابت کرده که همواره این مردم به واسطه فرهنگ خدایی که در خود داشتند و ‏این روحیه اطاعت گری همواره در جست و جوی همین مستبد بودند و مستبد بزرگ هیچگاه خیرخواه ‏در نیامده و همواره ما رو در این چاله و چاه غرق کرده‎.‎
‎ ‎یکی دیگه از اون موضوعاتی که باید در این انتهای برنامه به آن اشاره کنم موضوع تصویر سازی از ‏مردم و توده هاست‎.‎
‎ ‎شما وقتی مواجه میشید با دوران پهلوی و با دوران جمهوری اسلامی، یکی از اون تشابهات مستحکم، ‏همین تصویر سازی غیرواقعی از مردم هست‎.‎
‎ ‎یعنی شما با جمهوری اسلامی روبه رو هستید که از مردم ایران یک تصویر خدشه دار در پستو مانده ای ‏داره که اینها یک امت اسلامی مسلمانی هستند که شبانه روز در آرزوی فرج آقا امام زمان نشستن در ‏خانه های خودشان دعا می کنند و هیچ قشر کثیری در برابر نیست‎.‎
‎ ‎این تفاوت های بزرگی که بین مردم وجود دارد در برابر این ها نقش نمی بندد‎.‎
‎ ‎خب ما وقتی به ایران نگاه می کنیم به صحنه ایران، به تاریخ ایران نگاه می کنیم‎.‎
‎ ‎ما با یک تفکرات متکثری روبرو هستیم‎.‎
‎ ‎اصولا ایران یک کشور یکپارچه نیست، نگاه های متفاوتی دارد، اقوام متفاوتی دارد، خواسته ها و ‏آرزوها و امیال متفاوتی دارد‎.‎
‎ ‎حتی از نظر دینی ما یکپارچگی کامل نداریم‎.‎
‎ ‎ما یک وجهی به عنوان حتی اگر بخواهیم ادیان را معیار قرار بدهیم هم ادیانی که به صورت وراثتی به ‏مردم رسیده رو هم معیار قرار بدیم‎.‎
‎ ‎باز هم می بینیم که این تفاوت ها وجود دارد‎.‎
‎ ‎اگر بخواهیم نزدیک تر بشیم و جهان مدرن رو معیار خودمون قرار بدیم خب امروز انسان ها نگاه های ‏متفاوت تری دارند‎.‎
‎ ‎با توجه به اینکه خود بافت ایران هم این تفاوت ها رو در خود جای داده‎.‎
‎ ‎یعنی شما وقتی نزدیک میشید به این اقوام متفاوت در ایران میتونید نظرات و آراء متفاوت اونها رو ‏ببینید‎.‎
‎ ‎حالا این جمع کثیر با این نگاه های متکثر در دل جمهوری اسلامی و در دوران پهلوی همواره تبدیل به ‏یک تصویر احمقانه و دور از واقع میشه‎.‎
‎ ‎یک امت اسلامی، یک سری مردم میهن پرستی که در آرزوی رسیدن به بزرگی ایران هستن‎.‎
‎ ‎هر دوی این تصاویر مخدوش است‎.‎
‎ ‎هیچ ارتباط معنایی با جهان حال حاظر نداره‎.‎
‎ ‎یعنی شما در اون دوران در دوران پهلوی و پهلوی ها اصولا هیچکدوم از این طیف های گسترده با نگاه ‏های متفاوت رو ندیدن‎.‎
‎ ‎نه اسلام گرایان رو دیدند، نه اسلام گرایان افراطی رو دیدند، نه چپ گرایان رو دیدن که در اون دوران ‏از تاریخ قدرت بسزایی داشتند‎.‎
‎ ‎نه تنها در ایران که در سرتاسر جهان، نه اون کسانی که ما تحت عنوان جبهه ملی میشناختیم رو دیدن و ‏اصولا یک تصویر کدری از مردم و توده ها برای خود ارائه داده بودند که مجیز گویان هم مدام همین ‏تصویر را بزرگ میکردند‎.‎
‎ ‎بله یک سری رعیت هستن که بله قربان گو در انتظار فرمایشات شما پادشاه فرزانه هستندو این پادشاه ‏هم هر روز در خیالات خودش هی این توده و رعیت رو برای خودش بزرگ تر میکرد و گوش به ‏فرمان تر میکرد و کسانی که آرزوی سلامتی این پادشاه بزرگ رو میکردند از اون سمت هم در ‏جمهوری اسلامی داستان به همین شکل هست‎.‎
‎ ‎یک امت اسلامی که همیشه وایساده منتظر که یکی از این ها بدوئه بیاد تو خیابون بگه بیاین بریزید تو ‏خیابون و شعار بدین هم بریزند و بیان مجیز گویان با سر به پایین بیان مدام شعار بدن در راستای مرگ ‏بر اسراییل و مرگ بر آمریکا و برای امیال و خواسته های خود‎.‎
‎ ‎این ها همواره یک تصویر دوری داشتند نسبت به مردم و واقعیت زندگی مردم ایران‎.‎
‎ ‎گاها اینا رو دانسته این کار رو انجام میدن و خیلی از اوقات هم ندانسته و بواسطه نادانی های خودشون‎.‎
‎ ‎اما بطن اصلی همواره در این تصویر بوده که یک تصویرسازی از عموم مردم و توده ها برای خود ‏ساخته اند و این را هی مدام در بوق و کرنا کردن به خود ارائه دادن و در نهایت از گفتن و تکرار این ‏دروغ‎.‎
‎ ‎این دروغ را نه تنها خود باور کردن که حتی یک بخش کثیری از مردم هم باور کرده‎.‎
‎ ‎این هم یکی از نقاط اشتراک بین جمهوری اسلامی و دوران پهلوی است‎.‎
‎ ‎قاعدتا در باب کمیت و کیفیت این ها میشه بحث کرد‎.‎
‎ ‎میشه صحبت کرد؟
‎ ‎در کدام دوران بیشتر و یا کمتر بوده؟
‎ ‎در کدام دوران بیشتر بهش بها داده شده؟
‎ ‎اما تمام این عناوین و تمام عناوینی که در قسمت های گذشته درباره اش صحبت کردم موضوعاتی ‏است که تشابهات این دو حکومت را نشون میده‎.‎
‎ ‎دو حکومتی که قاعدتا هیچکدوم کارآمدی لازم رو نداشتند و در دوران حیات خودشان هم نتونستند ‏اون امیال و آرزوهای مردم رو بهش پاسخ بدن به واسطه استبداد، به واسطه این نگاه تمامیت خواهی که ‏در نهایت این زشتی ها رو برای ما رقم زده‎.‎
‎ ‎خب قاعدتا این ویژه برنامه ادامه پیدا خواهد کرد و من سعی میکنم در قسمت بعدی جمع بندی نسبت ‏به این موضوع داشته باشم‎.‎
‎ ‎اما قاعدتا این تشابهات و تفاوت های بین جمهوری اسلامی و نظام پهلوی موضوع مهمی است که ما ‏باید به آن بیشتر اشاره کنیم و در نهایت باید ما به نقطه ای برسیم که به واسطه دانایی و دانش لازم در ‏باب این نگاه ها تصمیم بگیریم و برای فردای خودمان نگاهی به دور از این نگاه متحجر بسازیم‎.‎
‎ ‎در این انتهای برنامه دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه ‏تغییر شکل بگیره‎.‎
‎ ‎میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بزارید‎.‎
‎ ‎منظور از آثار هم خلاصه به برنامه ای به نام جان نمیشه‎.‎
‎ ‎من پیش از این که بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقاید رو تحت ‏عناوین کتاب هایی به رشته تحریر در آوردم‎.‎
‎ ‎تمامی این عناوین به صورت رایگان در وب‌سایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست‎.‎
‎ ‎میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این ‏راه تغییر شکل بگیره اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید‎.‎
‎ ‎ممنون که همراه من بودید‎.‎
‎ ‎من نیما شهسواری و این برنامه بنام جان در پناه آزادی‎.‎