در جهانی که هر جان، از ذرهای ناپیدا تا اقیانوسی بیکران، سهمی برابر از وجود و حق زیستن دارد، چه نیرویی میتواند رنج و ستم را به امری روزمره و قابل قبول تبدیل کند؟ در تار و پود ساختارهای پیچیدهی حیات معاصر، رسانهها نه فقط راویان، بلکه گاه معماران خاموش عادیسازی خشونت و ستم سازمانیافتهاند. از دیدگاه جانگرایی، که اصالت را به «جان» هر موجود زنده میبخشد و از قانونگذاری از درد سخن میگوید، نقش رسانهها در این چرخه، مسئلهای حیاتی و اخلاقی است که باید با عمق و ژرفنگری فلسفی به آن نگریست.
رسانه: آینهای مخدوش یا اهرم قدرت؟
تصور عمومی بر این است که رسانهها آینهای بیطرف از واقعیتاند؛ اما این دیدگاهی سادهانگارانه است که از نقد ساختارها غافل میماند. رسانهها، به مثابه نهادهایی قدرتمند، نه تنها بازتابدهنده نیستند، بلکه خود فعالانه در ساختن واقعیت، تعریف هنجارها و به حاشیه راندن برخی صداها نقش دارند. این قدرت، به آسانی میتواند در خدمت عادیسازی پدیدههایی قرار گیرد که در ذات خود، ناقض برابری وجودی و مسبب رنج جانها هستند.
جهانبینی غالب و تحریف روایت
جهانبینی انسانمحور و ایدئولوژیهای قدرتطلب، همواره تلاش کردهاند تا جایگاه و ارزش جانهای دیگر را فرودست نشان دهند. رسانهها، اغلب ناخواسته یا خواسته، به ابزاری برای انتشار این جهانبینی تبدیل میشوند. با انتخاب واژگان، تصاویر و زاویه دید خاص، میتوانند ستم بر جانهای غیرانسان، یا حتی جانهای انسانی که در حاشیه قرار گرفتهاند را توجیه کرده و آن را طبیعی جلوه دهند.
«جان، فارغ از شکل و گونه، دارای حق حیات و رهایی است. هر آنچه این حق را نقض کند، ستم است و هر روایتی که آن را عادی سازد، همدست ستم.»
مکانیزمهای عادیسازی خشونت و ستم توسط رسانه
عادیسازی یک فرآیند پیچیده و تدریجی است که از طریق تکنیکهای مختلف رسانهای صورت میگیرد. این مکانیزمها، در سکوت و ناخودآگاه، اذهان عمومی را برای پذیرش و حتی نادیده گرفتن رنج آماده میکنند.
بیحسسازی تدریجی
قرار گرفتن مداوم در معرض تصاویر، اخبار و گزارشهای خشونتآمیز، به مرور زمان باعث کاهش حساسیت عاطفی مخاطب میشود. آنچه در ابتدا تکاندهنده و غیرقابل قبول به نظر میرسید، با تکرار به بخشی از منظرهی روزمره تبدیل میشود. این بیحسی، زمینهساز پذیرش ستمهایی بزرگتر و پایمال شدن جانهای بیشتر میگردد. همانطور که در کتاب «جهان جانگرایی» به تفصیل اشاره شده است، آگاهی از رنج و پرهیز از بیتفاوتی، سنگ بنای زیستی جانمدار است.
دشمنسازی و تقلیلگرایی
یکی از قویترین ابزارهای رسانه در عادیسازی خشونت، خلق «دشمن» یا «دیگری» است. با تقلیل دادن گروهی از جانها (انسان یا غیرانسان) به یک مفهوم، یک صفت یا یک برچسب، رسانه آنها را از هویت و شایستگی وجودیشان تهی میسازد. وقتی «جان» از آن سلب شد، آسیب رساندن به آن آسانتر توجیه میشود. این مکانیزم، هرگونه همدلی را از بین میبرد و بستر را برای ستم سازمانیافته فراهم میسازد.
سکوت، پنهانسازی و گزینش اخبار
گاهی اوقات، عدم انتشار خبر، یا تمرکز بر جنبههای خاصی از یک رویداد، خود نوعی عادیسازی است. رسانهها با نادیده گرفتن صدای رنجدیدگان، حذف تصاویر دلخراش یا کماهمیت جلوه دادن ابعاد فاجعه، این پیام را به مخاطب میدهند که «این رنج آنقدر مهم نیست که به آن پرداخته شود». این رویکرد، مغایر با قانونگذاری از درد است؛ زیرا رنج جانهای بیشمار را در بایکوت خبری پنهان میسازد.
«سکوت رسانه در برابر رنج، خود فریادی است خاموش که عادیسازی ستم را امضا میکند.»
پیامدهای جانکاوانه: زوال برابری وجودی
عادیسازی خشونت و ستم، چیزی فراتر از یک مشکل اجتماعی است؛ این یک فاجعهی فلسفی و وجودی است. وقتی رسانهها، ناخواسته یا خواسته، به عادیسازی این پدیدهها کمک میکنند، در واقع بنیانهای برابری وجودی را تضعیف کرده و «اصالت جان» را زیر سوال میبرند. این امر به از دست رفتن همدلی، افزایش بیتفاوتی و در نهایت، به گسترش چرخههای بیپایان رنج منجر میشود.
فقدان جانمداری در روایتها
بسیاری از روایتهای رسانهای، حول محور انسان و منافع انسانی میچرخند و جانهای دیگر را به ابزار، منابع یا صرفا محیط زندگی انسان تقلیل میدهند. این نگاه انسانمحور، به خودی خود بستر را برای ستم بر سایر جانها فراهم میکند. از دیدگاه نیما شهسواری، هرگونه تقلیلگرایی در ارزش جانها، ریشهی اصلی بیعدالتی و رنج است.
«جهان، با تمام جانهایش، یک کل یگانه است. هر آسیب به یک جان، زخمی بر پیکر تمامی وجود است.»
راه رهایی: بیداری و نقد جانمدار رسانهها
رهایی از چنگال عادیسازی خشونت، نیازمند بیداری جمعی و نقد هوشمندانه و جانمدار رسانههاست. ما باید به عنوان مخاطب، فعالانه به دنبال منابعی باشیم که صدای رنجدیدگان را منعکس میکنند، به برابری وجودی احترام میگذارند و خشونت را نه عادی، بلکه فاجعهای جبرانناپذیر میدانند. این یعنی فراتر از اخبار روزمره دیدن، به عمق ایدئولوژیها و ساختارها نگریستن.
فرهنگسازی صلح مطلق
رسانهها، به جای ترویج الگوهای خشونتآمیز، میتوانند و باید به ترویج صلح مطلق، همدلی و عدم آسیبرسانی بپردازند. ایجاد محتوایی که بر ارزش جانها، همزیستی مسالمتآمیز و راهکارهای بدون خشونت تأکید دارد، میتواند مسیر جدیدی را برای جامعه بگشاید. رسانه میتواند بستری برای «ویسپوژی» باشد، یعنی بیداری و رهایی از تمام ستمها.
نقش رسانهها در عادیسازی خشونت و ستم سازمانیافته، پدیدهای پیچیده و چندوجهی است که از نادیده گرفتن اصالت جان و برابری وجودی سرچشمه میگیرد. تنها با نقد عمیق، بیداری از خواب غفلت و اصرار بر روایتهایی که رنج را منعکس میکنند و به کرامت هر جان احترام میگذارند، میتوانیم امید به جهانی داشته باشیم که در آن، صلح مطلق و رهایی، نه یک آرمان دوردست، که یک واقعیت زیسته باشد.
نقش رسانهها در عادیسازی خشونت چیست؟
رسانهها با بیحسسازی تدریجی مخاطب از طریق تکرار تصاویر و اخبار خشونتآمیز، تقلیل دادن گروهها و افراد به «دیگری» و ایجاد دشمن، و همچنین با سکوت، پنهانسازی یا کماهمیت جلوه دادن ابعاد رنج، به عادیسازی خشونت و ستم سازمانیافته کمک میکنند.
«اصالت جان» چگونه با نقش رسانهها مرتبط است؟
از دیدگاه جانگرایی، هر موجود زندهای دارای «جان» و حق زیست برابر است. وقتی رسانهها خشونت و ستم را عادیسازی میکنند، در واقع این اصالت و برابری را زیر سوال برده و رنجی بیحد بر جانهای بیشمار تحمیل میکنند، که مغایر با اصول بنیادین جانگرایی است.
چگونه میتوانیم از تاثیرات منفی رسانهها در این زمینه بکاهیم؟
کاهش تاثیرات منفی نیازمند بیداری و نقد هوشمندانه رسانهها توسط مخاطب است. باید به دنبال منابع خبری متنوع و جانمدار بود، تحلیل انتقادی نسبت به محتوای رسانهها داشت، و از روایتهایی که به جای ترویج خشونت، به همدلی، صلح و برابری وجودی میپردازند، حمایت کرد.
قانونگذاری از درد چه ارتباطی با مسئولیت رسانهها دارد؟
قانونگذاری از درد به معنای استخراج قوانین و اخلاقیات از رنج جانداران است. رسانهها مسئولند که رنج جانها را منعکس کنند تا این درد به دیده شود و مبنایی برای تغییرات اجتماعی و اخلاقی باشد. سکوت یا پنهانسازی رنج توسط رسانهها، نقض این اصل بنیادین است و مانع از درک نیاز به قانونگذاری بر اساس درد میشود.
آیا رسانهها میتوانند ابزاری برای رهایی و صلح مطلق باشند؟
بله، رسانهها پتانسیل عظیمی برای ترویج رهایی و صلح مطلق دارند. با تمرکز بر ارزش اصالت جان، نشر داستانهای همزیستی، احترام به تنوع وجودی و افشای ریشههای ستم، رسانهها میتوانند به جای عادیسازی خشونت، به آگاهیبخشی و ایجاد فرهنگی مبتنی بر عدم آسیب و همدلی فعالانه کمک کنند.
این مقاله بهانهای است تا با جهان فکری و آثار من در وبگاه جهان آرمانی آشنا شوید. تمامی کتابها، پادکستها و نوشتههای من از سالها پیش تا کنون، به صورت کاملا رایگان و بدون هیچ محدودیتی برای دانلود، خواندن و شنیدن در دسترس شماست؛ هدف جانگرایی کمتر رنج بردن همه جانداران است.
نظراتِ شما پیش از انتشار، توسطِ هیئتِ تحریریه واکاوی شده و در صورت همسویی با اصولِ فوق، منتشر خواهد شد. توصیه میشود پیش از درج نظر، اسنادِ زیر را مرور کنید: