دین همه زشتی و زشتیها به دنیا هیچ بود
راه یزدان کشتن و غارت ره پر پیچ بود
دین بیان حرفها راه خداوند است آه
بر شما تحمیل و آری آن خدا تفتیش بود
دانی آیا دین به دنیا آمد از راهی خوف
کشتن و غارت تجاوزهای آن یزدان مخوف
این زمین در خون و با ترس بگو همکیش بود
هر که دور از آن خدا سر را به تیغ و پیش بود
دانی از تعلیم و تدبیر خدا از قصهها
او به تو آموخت با دین و خدا اندیش بود
چند دین دارد خداوند رئوف و مهربان
یکصد و دهصد هزار و صدهزار و این جهان
دین همه زشتی و زشتیها به دنیا هیچ بود
راه یزدان کشتن و غارت ره پرپیچ بود
راه آزادی بگو آزادی ما پیش بود
دین و یزدان زشتی و دنیا رها در کیش بود