سرزمین خون و خشم و شهوت است
این سرای مرگ و درد و نفرت است
اورشلیما خانه و قربانگه بیداد باد
این سرای مرگ و جنگ و آن خدای زار زاد
اورشلیما این هزاران سال را در جنگ بود
قتلعامی به یهودی و مسلمان درد بود
اورشلیم است و بگو قتل عوام از کافران
کارزار و آتش و قتل همه تن عاشقان
اورشلیم است و سرا خون و به تن قربانیان
آن نفس محکوم در دنیای مرگ و مردگان
اورشلیما ذبح هر جانی به جانی جاودان
خاک خونبار خدا اشک تو حیوان و فغان
اورشلیما حکم تو جنگ است و این محکوم بود
جنگ خواند آن خدا و نام او بر بوم بود
شهر ویران است و خون و حصر و ویران است دین
این سرای جنگ و عیسی و خداوند است کین
از هزاران سال اینگونه همه کشتار کرد
حال در جنگ و قیامت آخرت بیدار کرد