در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
ظهور رضا شاه در سپیدهدم قرن جدید ایران، با پارادوکسی عمیق همراه بود؛ مردی که از دل نظامیگری برآمد تا آرزوهای پراکنده مشروطهخواهان را با عصای استبداد محقق کند. در این قسمت از ویژهبرنامه ایران صدساله، ما به دنبال فراتر رفتن از دوگانه «خادم یا خائن» هستیم. رضا شاه پادشاهی بود که قلبش برای ایران میتپید اما با تحمیل تغییرات از بالا به پایین، مسیری را گشود که به جای تقویت جامعه مدنی، ناخواسته به بازتولید قدرت نهادهای سنتی منجر شد. این مانیفستی است برای درک چراییِ شکستِ اصلاحاتِ منهای آزادی.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان از سری ویژه برنامه ایران صد ساله ما به قسمت دوم رسیدیم.
در قسمت اول درباره مشروطیت صحبت کردیم و چکیده و مختصر در باب مباحث مهم مشروطه با هم صحبت کردیم و گفتیم که ایرانیان چگونه به واسطه یک خواسته جمعی به انقلاب مشروطه رسیدند و بعد با دشمنی که همان قدرتمند و همان پادشاه فاسد قاجاری و هم دشمن خارجی مقابله کردند، ایستادگی کردند.
اما همواره قدرتمندان در پی این نابود کردن این بنیان مردمی بودند و در برابر این انقلاب مشروطه صفآرایی میکنند.
ما قرار است که در این ویژه برنامه ایران صد ساله در باب موضوعات مهم صحبت کنیم.
در باب اتفاقات مهمی که تاریخ امروز ما را ساخت، پس از این برنامه توقع در میان گذاشتن مباحث مهم را داشته باشید آن هم به یک زبان ساده و در کنار هم.
برای روشن شدن چراغ ها، برای بهتر شناختن گذشته و به نوعی علاقه مند شدن برای شناخت بهتر گذشته تا این گذشته و این شناخت ما رو به یک آینده بهتری برسیم.
پس در این قسمت دوم بیشتر باید بریم سراغ پهلوی اول و به نوعی قدرت گرفتن این سلسله پهلوی که اتفاق مهمی در تاریخ ایران بوده و با توجه به اتفاقاتی که ما در باب مشروطه صحبت کردیم تاریخ ایران رو دگرگون میکنه.
رضاشاه رضاشاه همون رضاخان میرپنج هست.
یک افسر قزلباش که ارتشی هست نظامی هست و در پی قدرت.
خدماتی رو هم در همون ارتش انجام میده.
و اما تاریخ ایران ما رو به جایی میرسونه که بعد از پایان جنگ جهانی اول هیچ کشور قدرتمندی در جهان وجود داره به اسم انگلستان.
استثمارگری که در سرتاسر جهان لونه کرده از غرب تا شرق جهان رو زیر سیطره خودش گرفته و اون بریتانیای کبیر رو شکل داده.
در همه جای دنیا هم مداخلاتی میکنه.
قدرت اول جهان در اون دوران قاعدتا انگلستان بود و انگلستان هم در تجزیه کشور های مختلفی نقش داشت.
در قدرت داشتن برخی از کشورها هم نقش داشت.
مثال همین ترکیه ی نزدیک به خودمون که خب بعد از پایان جنگ جهانی اول اون دولت عثمانی از بین میره و اون امپراطوری عثمانی چندپاره میشه و شما تجزیه شدن اون عثمانی ها رو به چشم می بینید.
در باب ایران ما هم به واسطه نبودن هیچ پادشاه مقتدری، پادشاهی کودک و یا نوجوان به راحتی این حکومت قابل تغییر بود و این حکومت تغییر کرد.
خیلی نمیخوایم ریز بشیم در باب این مسائل که چگونه این اتفاق افتاد چون موضوع قابل عرضی نیست و این چگونگیش راهگشایی برای ما برای نگاه به آینده نیست.
موضوعات مهم بعد از به قدرت رسیدن رضا شاه اتفاق می افتد اما در همین مقدار می توانیم در نظر داشته باشیم که فقدان یک پادشاه قدرتمند در دوران قاجاری ها به علاوه نارضایتی عمومی مردم از این سلسله ناکارآمد و فاسد و قدرت استثماری به اسم انگلستان در ایران.
همه این موضوعات دست به دست هم داد تا کسی به اسم رضا شاه در ایران قدرت بگیرد.
رضا شاهی که روحیه نظامی داشت.
رضا شاهی که قلدرمآبی در وجودش بود با این تفکر بزرگ شده بود و به نوعی دیکتاتوری در وجودش ریشه داشت.
میرسیم به رضا شاهی که حالا قرار است که قدرت را در اختیار بگیرد.
با آرا و عقایدی که از خود دارد.
رضا شاهی که همه می دانیم بی سواد است اما همه در کنارش می دانیم که به ایران هم علاقه مند هست.
دوست داره که برای ایران کارهایی رو انجام بده اما با منش و روش خودش.
یکی از شاخصه هایی که همه در باب رضا شاه میدونیم این ضدیتش با دین هست یا به نوعی با نمایندگان دین که روحانیون به حساب می آمدند اما این مختص به رضا شاه نیست، مختص به رضا خان نیست.
این یک اپیدمی فکری است که در این برهه از تاریخ در بین تمام جوامع مسلمان اتفاق افتاده بود.
یعنی همان چیزی که من در باره اش در مشروطه هم صحبت کردم.
گفتم مشروطه خواهانی که به عنوان اون بخش روشنفکر جامعه رفته بودند و جهان پیرامون خودشون رو دیده بودند، جوامع غربی رو دیده بودند و جوامع غربی به واسطه اینکه یک نوع کلاس درسی برای این مردم بود، دیدند که چگونه در پی طی انقلاب تفکری که درشون رخ داد چگونه با کنار گذاشتن این نهاد دین از سیاست و به نوعی تضعیف این نهاد دینی تونستن پیشرفت های قابل توجهی رو بکنن.
پس این نگاه، یک نگاه اپیدمی بود که بین مردم ایران هم بود.
در بین مشروطه خواهان که به شدت وجود داشت قدرتمند بود.
به نوعی فصل الخطاب بود.
اصلا دیدگاه و نگرشی که مدام درش صحبت می شد همین نگاهی بود که قرار بود مذهب رو کمرنگ تر و کم قدرت تر بکنه تا بتونه کشور پیشرفت بکنه.
اما در وجود رضاشاه هم این عامل رو شما میدیدید که حالا یا تعبیرش بکنین به ضدیت با دین یا تعبیرش بکنین به ضدیت با نشانه های دین که همون روحانیون بودن.
حالا رضاخان میرپنج رو داریم که یک نظامی قدرتمند هست، قلدرمآبی هست، به دیکتاتوری باور داره و به نوعی در این نظامی گری پرورش پیدا کرده.
افکار غالبی که وجود داره روی اون هم تاثیر گذاشته.
به ایران حب و عشقی داره و با این برآیند کلی ای که در وجودش هست حالا قراره که یک کارهایی رو هم انجام بده.
مطمئنا ایده های انقلاب مشروطه در اون دوره از تاریخ قدرتمند بوده.
یعنی آرزوهایی که مشروطهخواهان داشتند اون زمان صدای بلندی داشته.
اینکه دوست داشتند دانشگاه داشته باشن، اینکه دوست داشتند راه آهن داشته باشند.
دوست داشتند به پیشرفت هایی برسند، اقتصاد رو رونق بدهند، شکل جامعه ی ایرانی رو عوض بکنند و خودشون رو نزدیک به اون جهان مدرن اروپایی بکنند.
اینها از آرزوها و آمال ها و آرمان های مشروطه خواهان بوده و خب رضاخانی هم بوده که در همین راستا قدم بر میداشت و همین آرزوها رو دوست داشته و او هم قلبش برای همین ایران می تپیده و به نوعی پیشرفت ایران رو در همین آرزوها میدیده.
پس این رضاخان مواجه میشه با این آرزوهای بزرگ و این آرزوها رو سعی میکنه که به پیش ببره.
در راه رسیدن به این آرزوها گام بردار و ایران رو کمک میکنه.
اما موضوعات مختلفی در این راستا شکل می گیرد.
نکته اول و مهم این است که به نوعی ما می توانیم تعبیر به این بکنیم که خواسته ها و آرزوهای انقلاب مشروطه مصادره شده به نفع رضاشاه رضاشاهی که این آرزوهایی که آرزوهای مردم ایران بوده، آرزوهای مشروطه خواهان بوده را خودش به دست می گیرد و عملی می کند.
یعنی مردم ایران در آن دوران آرزومند بودند که مدرسه داشته باشند، دانشگاه داشته باشند، راه آهن داشته باشند، پیشرفت بکنند، شکل جامعه شان تغییر بکند، شکل شهرها تغییر بکند، نزدیک بشوند به آن جهان مدرن.
و رضاشاه تمام این خواسته ها را می گرفته و عملی می خواسته بکند.
با همان نگاه خودش، با همان نگاه نظامی گری و با همان قلدرمآبی که در وجودش داشت.
یک دیکتاتور صالح.
دیکتاتور صالح که همه می تونیم تصویرش کنیم.
یعنی دوست داره گام های خوبی رو برداره.
اما با همون منش و مرامی که بهش معتقد هست که از ریشه های نظامی گری میاد و به شدت وابسته به فرمان و فرمانبرداری هست.
حالا این رضاشاه سعی میکنه که این تغییرات رو انجام بده و اعمال بکنه.
حالا پیرامون این خدماتی که رضاشاه برای ایران انجام داده در آینده صحبت خواهیم کرد.
اما برسیم به اون مبحثی که خیلی کلیدی هست و خیلی مهم هست در تاریخ ایران و در ارتباط با پهلوی هست.
ما یک مبحثی رو بیان کردیم و اون هم ضدیت با دین بود.
اینکه اعتقاد اون دوران از مردم این بود که باید این دین مهار بشه.
باید اون قدرت رو نداشته باشه.
و گفتم که این هم در بین مشروطه خواهان و هم در بین دیگر ملل دیگر قدرتمندان هم به همین شکل بود.
یعنی شما سه شخصیت رو در کنار هم دارید سه کشور نزدیک به هم ایران، افغانستان و ترکیه.
این سه کشور در کنار هم هستند.
از قضا هر سه یک دیکتاتور صالح رو در کشورشون دارن و هر سه این ها هم اعتقاداتشون به همین شکل و به همین منوال در خنثی کردن قدرت مذهبیون هست.
چرا که آیینه در برابر اونها یک جامعه ایده آل غربی هست.
جامعه اروپایی هست که با مهار قدرت دین مدام در حال پیشرفت هستند.
پس به فراخور دیدن این موضوع اون ها هم به این تکاپو می افتند که.
این تفکر رو در کشور خودشون حکمفرما بکنند.
یعنی شما مواجه میشید با آتاتورک در ترکیه؟
که پوشیدن لباس های مذهبی و استفاده از همون کلاه های مذهبی و یا اصولا یک شکلی از روحانی گری رو در کشور خودش ممنوع میکنه.
قدرت غالبه قوه قضائیه رو از اختیار این.
آخوند ها، ملاها، روحانیون هر اسمی که براشون میذارید نمایندگان مذهبی میگیره و سعی میکنه این رو به بخش عرفی جامعه واگذار بکنه.
حالا به کسایی که قرار هست یه دانشی در این زمینه داشته باشند و قوانینی که بر پایه عرف اجتماع خودشون نوشته بشه.
و موضوعاتی از این دست قرار است که نهاد مذهب ضعیف تر بشه، آموزش و پرورش ازش گرفته بشه.
آموزش و پرورشی که به صورت سنتی همواره در اختیار مذهبیون بوده همواره مذهبیون بودند که دروس علمی و دینی به بچه ها میدادند.
قرار نبوده که در اون دوران ایرانی ها و یا دیگر کشورهای اسلامی و مردمش با دروس علمی جهان آشنا بشن.
این چیزی که امروز ما در جهان خودمون میبینیم و چیز عادی ای برای ما هست در اون دوران اینگونه نبوده.
اون زمان قرار بوده که مردم و کودکانی که اگر قرار بوده تحصیلاتی بکنند همون تحصیلات مذهبی رو میکردند اما با نگاه به جهان پیرامون و دیدن اون پیشرفت های جهان غربی و اینکه اونها این آموزش رو در آموزش مباحث علمی پیش بردند، خب قاعدتا این دیکتاتورهای مصلح رو هم به همین جاها میرسوند که یک همچین تفکری را پیش ببرد.
پس این تفکر خنثی کردن قدرت مذهبی یک تفکر ریشه داری از اون اتفاقات در اروپا بوده و در جوامع غربی بوده که به واسطه اون رنسانس فکری که درشون اتفاق افتاد پیشرفت های بی بدیلی رو کسب کردند و حالا به عنوان آموزگار این جوامع شرقی این آیینه قدی رو در برابر میذارند و این آموزش رو میدن که برای پیشرفت باید این قدرت مهار بشه.
اما یک نکته کلیدی داره.
این مبحث یک نقطه کلیدی داره که شما میتونید دو شخصیت رو در کنار هم با هم مقایسه بکنید.
یکی آتاتورک هست و یکی رضاشاه.
دو انسان که در برهه تاریخی نزدیک به هم از دو جایگاه برابر. استفاده کردند.
شرایط برابری رو تقریبا با هم داشتند و کارهایی رو هم برای پیشرفت کشور خودشون قرار دادند.
اما یکی بدل به یک پادشاه منفور در بین ایرانیان شد و یکی تبدیل به پدر ترکها شد.
لقبی که آتاتورک داره به مفهوم پدر ترکهاست یعنی پدر ملت شد.
یک کسی تبدیل به پدر ملت شد و یک کسی تبدیل به یک پادشاه منفور شد که حتما همه می دونید.
حالا با نگاه های امروزی.
کاری ندارم که امروز مردم چه نگاهی دارند نسبت به رضا شاه.
حالا در باب این هم در قسمت های آینده حتما صحبت خواهیم کرد.
اما در همون برهه ای که این اتفاقات افتاد، رضاشاه یک تصویر دیگه ای از خودش داد.
یکی از جرقه های این اتفاق رو میتونیم در همین موضوع در نظر بگیریم که ایرانی ها در اون برهه از تاریخ پادشاهی برشون حکمفرما شد و ترک ها جمهوریت رو برگزیدند.
در صورتی که این اتفاق در اختیار همین دو فرد بود.
یعنی آتاترک از اینور میتونست انتخاب کنه که پادشاه ترک ها بشه و یا رییس جمهور ترک ها بشه.
و از این طرف رضاشاه هم همین حق انتخاب رو داشت.
اما وقتی نوبت به رضا شاه رسید، رضاشاه پادشاهی رو برگزید و آتاتورک ریاست جمهوری رو و جمهوریت رو حکمفرما در کشور ترکیه کرد که بزرگترین میراث آتاتورک برای اون مردم هست.
جدایی دین از سیاست رو تا حدی که امروز وجود داره تا حدی که بسیار هم سعی کردن که این رو تغییر بدن.
و امروز هم شما در ترکیه می بینید که شرایط به هیچ عنوان شرایط ایده آلی نیست.
پر از نقطه ضعف های بسیاری است.
اما شرایطی که به وجود آورده و امروز داریم می بینیم باز هم مدیون همان کارهای ابتدایی آتاتورک است یعنی آتاتورک که با توجه به شرایطی که داشت یک میراث به مردم کشورش داد که آن جمهوریت بود.
حالا هر چقدر دست و پا شکسته و با هر چقدر از معایب که قابل تغییر و بهتر شدن و پویا شدن بود و در عین حال جدایی نهاد دین از سیاست که این هم یکی از دستاوردهای بزرگ شد.
اما در قبال او و در برابر او ما رضا شاهی را داریم که وقتی نوبت به انتخاب جمهوریت و یا پادشاهی می رسد، پادشاهی را انتخاب می کند.
یکی از دلایل عمده این انتخاب هم مخالفت روحانیون هست.
یعنی شما اگر در این باب در تاریخ مطالعه کنید و یا با کسانی که صاحب تفکر هستند و یا یک نوعی سمپاتی با دوران پهلوی دارند صحبت بکنید، یکی از دلایل عمده رو در همین مخالفت روحانیون می دانند.
یعنی انگار که روحانیون در اون دوران با تمام اوامر رضاشاه موافق بودند و فقط با این موضوع خاصی که پادشاهی بود مخالفت می کردند و کسی که خودش رو در برابر اونها میدونه و یا قرار هست که قدرت اونها رو تضعیف بکنه.
چجوری میشه که در یک همچین موضوعی سر خم بکنه و قبول بکنه؟
یکی از دلایل عمده تفاوت این نگاه ها در همین موضوع هست.
چون میراثی باقی نمونده.
اگر قانون اساسی نوشته شده دوباره و دوباره با صدای بلند اسلام و تشیع درش پاسداشت شده. قدرتمند شده.
نهاد مذهب باز هم قدرتمند بوده در کشور.
اگر قرار بوده ما قدمی رو برداریم در راه رسیدن به دمکراسی در دوران رضاشاه اتفاق نمی افته و باز دوباره به واسطه پادشاهی همه چیز به نقطه اولیه خودش باز می گردد.
حتی شاید پیش تر از اون.
پس ما بزرگترین نقطه ای رو که اینجا داریم این تمایز بزرگ هست و ما حالا با یک سلسله ای رو به رو میشیم که پهلوی اول قدرت رو به دست میگیره و با اون روحیه دیکتاتورمآبانه و قلدرمآبانه ای که داره همه چیز رو در اختیار میگیره.
پادشاهی شکل میگیره، نهاد دین از سیاست جدا نمیشه و حال میتونیم در باب خدمات رضاشاه هم صحبت بکنیم.
رضاشاه خدمات ارزنده ای رو به ایران برای ایران انجام داده.
همه هم باهاش آشنا هستیم.
دانشگاه تهران، زدن راه آهن و موضوعاتی از این دست.
اینها کارهای بزرگ و اصولی ای بوده که انجام داده.
اما نکته اول این هستش که ما باید درک کنیم اینها آرزوهای مردم ایران بوده.
این رو باید بدونیم که مشروطه خواهان اگر در همون راستا قدم بر میداشتند قاعدتا این آرزوها رو به سرمنزل مقصود می رسوندن.
قاعدتا اونها هم در مجلس اگر قدرتی داشتند و اگر قرار بود ایران ما تبدیل به یک حکومت دمکرات بشه، قاعدتا همین آرزوها رو به پیش میبردند و قاعدتا خدماتی که رضاشاه انجام داد رو در ایران شاهدش بودیم.
هر چند اینها نفی کننده خدمات اون نیست.
این که رضاشاه برای ایران خدمت کرده قابل کتمان نیست و باید به آن اذعان کرد.
اما با این موضوع نمیشه همه چیز رو نادیده گرفت.
یکی از موضوعات مهم دیگه ای که من خیلی دوست دارم درباره اش صحبت بکنم در این قسمت از تاریخ صد ساله ایران و پهلوی اول موضوعات فرهنگی هست.
فرهنگی رو که ما به عنوان منش زندگی خودمون می شناسیم رو رضاشاه خواست که تغییر بده.
اگر ما به روزگاران مشروطه ایران برگردیم و تاریخ مشروطه رو زیر نظر بگیریم، بهتون گفتم که مردم در پی عرفی کردن اجتماع بودند.
دوست داشتند قوانین کشور عرفی بشه.
دوست داشتند نهاد دین ضعیف تر بشه.
ما در اون دوران با انسان هایی روبرو بودیم که دوست داشتند دین رو کم رونق تر بکنند و اون افکار جمعی خودشان را قدرتمندتر بکنند.
در همین راستا ما با افکاری روبهرو بودیم که دوست داشتیم زنها را هم بخشی از این اجتماع قرار بدهیم.
حالا شما این را در نظر بگیرید که من در قسمت قبل هم درباره اش صحبت کردم و گفتم که قرار است تغییرات از پایین به بالا اتفاق بیفتد.
قرار هست اگر امروز در ایران ما قرار به تغییری هست، اگر قرار هست که ما اعدام را لغو بکنیم، قرار هست که مردم از پایین این اتفاق را رقم بزنند تا این تبدیل به یک فرهنگ عمومی بشود، تبدیل به یک ارزش عمومی بشود که همه خواستارش هستند و برای رسیدن به آن تلاش می کنند.
قاعدتا اگر به این مرحله برسد، هر جامعه ای هر دستاوردی که داشته باشد غیر قابل خدشه و تغییر هست.
اما اگر قرار باشه این اتفاق از بالا اتفاق بیوفته و بالا فرمان به تغییر بده و این تغییر رو از بالا به پایین ما اعمال کنیم، در هیچ جای جهان جوابی ازش نمی گیریم.
یعنی شما بیاین یه نمونه ای رو در برابر تون داشته باشید.
مثل افغانستانی که در دورانی که به دست امریکایی ها اشغال شده بود.
قوانین این کشور تغییر کرد دیگه.
یعنی از همون بالا به پایین بود.
نگاه بالا به پایینی که قرار بود یک سری ارزش ها رو به این جامعه بخارونه بهشون تزریق کنه.
چه جوابی از این تغییر قوانین گرفت؟
چه اتفاقی در این کشور افتاد؟
آیا به عنوان مثال اگر شما در افغانستان اعدام را لغو می کردید یا لغو کنید، تغییری در اون جامعه شکل میگیره؟
شاهد به مراتب وحشیانه تر و زشت تر و کریه تر. صریحتر ببینید.
مردمی که در خیابون خودشون دارن خاکیان رو دار میزنند چون قرار هست این تفاوت و این تغییر از پایین اتفاق بیفته.
قرار هست که انسانها به صورت جمعی به یک معنی برسند و برای رسیدن به اون معنی تلاش بکنن.
اما دوران پهلوی در برابر این تغییر ایستادگی کرد.
پهلوی اول این تغییر فرهنگی رو خواست از بالا به مردم تحمیل بکنه.
یعنی یک مثال ساده که خیلی با زندگی ما در طول این تاریخ صد ساله همراه بوده مبحث حجاب زنان هست.
مبحث حجاب زنانی که در نگاه اول یک نگاه خیلی بزرگی رو در خودش داشته.
اینکه قرار هست پنجاه درصد از مردم این جامعه به جامعه برگردند.
قرار هست نگاه ما فرهنگ ما نسبت به زنان تغییر پیدا بکنه تا این بخش بزرگی از جامعه هم در ساختن این اجتماع تاثیر داشته باشند.
قرار است ما آن نگاه دگم و در خود مانده و عقب مانده خودمان را تغییر دهیم و این زنان را به عنوان یک قوه قدرتمند در جامعه به نوعی دخیل بکنیم در تغییرات اجتماعی.
در این راستا اتفاقات بزرگ و کوچک بسیاری رو میشه رقم زد.
یکی از این ها هم تغییر پوشش میتونه باشه.
حالا این تغییر پوشش و این حجاب رو به دو شکل مختلف و یا حتی به سه شکل مختلف میتونست اتفاق بیفته.
یکی این بود که مشروطه و مشروطه خواهان در راستای اعتقادات خودشون پیش می رفتند و ارزش های تازه ای رو با مردم مطرح میکردند و این اتفاق به مرور زمان پیش میرفت تا در نهایت ما به یک خواسته عمومی برای تغییر فرهنگی از پایین می رسیدیم و با اعمال قدرت از پائین به بالا این تغییر رو ایجاد می کردیم تو کشورمون.
یک نمونه این حرکت یک نمونه حرکتی بود که آتاتورک در قبال مردم ترکیه انجام داد.
یعنی اومد حجاب رو نه اجباری کرد و نه غیر اجباری کرد.
نگفت باید حجاب داشته باشید و نگفت نباید داشته باشید.
شما را آزاد در انتخاب حجاب گذاشت و بعد برای فرهنگ سازی به عنوان مثال همسر خودش بدون حجاب در اذهان عمومی ظاهر می شد.
خب این به نوعی فرهنگ سازی بود در قبال اینکه انتخاب من در باب حجاب این هست اما شما مجبور نیستید که حجاب داشته باشید یا نداشته باشید.
این هم به نوعی اون دیکتاتور مصلحی هست که با یک راهکاری قصد داشته که این اتفاق ولی باز هم از بالا به پایین اتفاق می افتد.
در کنار این ما نگاه آخری را داریم که نگاه رضاشاه است.
حالا یک رضاشاه دیکتاتوری هست که نظرش این هست که باید زنان وارد این اجتماع بشوند و خودش در ذهنیت خودش بزرگترین معضل رو در این وارد شدن زنان به جامعه حجاب اون ها میبینه و بعد به این برآیند کلی و به این تصمیم گیری میرسه که باید این حجاب رو اجباری از سر اون ها بردارن و به نوعی بی حجابی رو اجباری بکنن و ثمره ای که با ایران ما داشت و داره که در قسمت های آینده من پیرامون این موضوع بیشتر صحبت میکنم با سه نوع نگرش مختلف که نگاه درست این هست که از پایین این اتفاق بیفته و این ارزش در بین توده های جامعه اتفاق بیفته و در نهایت به اون نوک هرم برسه و نوک هرم رو مجبور به تغییر کند که یک تغییر همیشگی باشد.
اما دو دیکتاتور مصلح اجتماعی وجود داشتند که این دیکتاتورها به واسطه قدرتی که در اختیار داشتند میتوانستند این تغییر را زودتر پیش ببرند.
یعنی قرار نبود که حالا جامعه به این مرحله برسد.
یکی میاد و حجاب رو آزاد میذاره اما در فرهنگسازی نداشتن حجاب کوشا میشود و دیگری میآید و حجاب و داشتن حجاب را غیرقانونی اعلام میکند و حال اینکه چه ثمرهای را از این حجاب داشتن غیرقانونی در آینده به مردم کشورش میدهد که باید در باب این مساله بیشتر صحبت کرد و در آینده و در قسمت های بعدی درباره اش صحبت خواهیم کرد.
در باب پهلوی باید این رو در نظر داشته باشیم که پهلوی در دوران خودش خدماتی را به ایران انجام داده که این خدمات بخشی از آرزوها و خواسته های مشروطه خواهان بود.
اما این کارها رو را انجام داده و کارهای قابل سپاسی نیست.
دو اینکه این دیکتاتور مصلح به شدت قلدر مآب بوده و هر ایده و نظری رو به پیش می برده اونجوری که خودش میخواست.
در طول دوران حکومت خودش خیلی از کسان در زندان بودن، خیلی از همون مشروطه خواهان به زندان افتادند و حتی از بین رفتند.
کشته شدن، تبعید شدن و اتفاقات ریز و درشت بسیاری هم براشون افتاده.
اما ما نمی خوایم خیلی موشکافانه در این باب ها صحبت کنیم و قرار هست که موضوعات مهم رو با هم بررسی کنیم.
در باب رضا شاه به نکات بیشتری هم میشه اشاره کرد و موضوعات مختلفی رو مد نظر گذاشت.
اما من دو موضوع قابل عرضی رو داشتم که یکی همین قضیه حجاب بود که خیلی در آینده ی ایران تاثیر گذار بود و یکی هم انتخاب پادشاهی به جای جمهوریت بود که هر دو جزو جزء مهم ترین اتفاقات بودند و این تغییر نگاه و این نگاه متفاوت مردم ایران نسبت به رضاشاه و نگاه مردم ترکیه نسبت به آتاتورک از همین دو معنا هم حقیقتا قدرت می گیرد.
اما اینکه رضاشاه چه اتفاقی برایش افتاد هم خب قاعدتا همه در جریان هستیم.
بعد از جنگ جهانی دوم، رضاشاه به دست همان سه قدرت عمده آن روزهای جهان اتحاد جماهیر شوروی، انگلستان و آمریکا مخلوع شد و پسرش جای کارش آمد و خودش تبعید شد و زندگی اش را هم در بین دریا وداع گفت و از دنیا رفت.
اما مردمی را داشتیم که به شدت از رضاشاه ناراضی بودند.
مردمی که به واسطه کارهایی که رضاشاه در طول مدت پادشاهیش کرد ازش ناراضی بودند.
وقتی که رضاشاه از کار برکنار شد، مردم شادمان بودند.
مجسمه اش را به پایین می کشیدند و خوشحالی می کردند.
اینها اسناد تاریخی است که قابل رویت است و مردم از کارنامه ی حکومت او راضی نبودند.
با اینکه رضاشاه قلبش برای ایران می تپید.
با این که رضاشاه خدماتی را برای ایران ارائه داد اما چرا این حد مردم ازش ناراضی بودند؟
خب قاعدتا یکی از دلایلش ضدیت کورکورانه با دین بوده.
یکی از دلایل عمده اش این ضدیت کورکورانه با دین بوده.
یعنی قرار نبوده که دین رو تضعیف بکنه که اتفاقا دین رو قدرتمند تر کرده.
یک نکته ی ساده ی بشری وجود داره.
انسان ها به دنبال مظلومان هستند.
یعنی شما تاریخ بشریت رو نگاه کنید.
مهم ترین شخصیت تاریخ بشری کی هست؟
شما به کمیت انسان ها نگاه کنید.
بیشتر از سه میلیارد نفر در جهان مسیحی هستند.
پس میشه بدون اغراق اعلام کرد که مهم ترین و تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ بشر مسیح است.
دلیل این همذات پنداری و سمپاتی مردم با مسیح چیه؟
قاعدتا مظلومیت مسیح است.
قاعدتا مصلوب شدن مسیح است.
مصائب مسیح است.
یعنی اگر مردم تا این حد نسبت به مسیح احساس خوبی دارند، به واسطه مظلومیتش است.
بیایید و وارد فرهنگ اسلامی و به ویژه شیعه بشوید.
اسم اول و آخر رو در شیعه چه کسی میزنه و چه کسی درباره اش گفته میشه؟
حسین بن علی امام سوم شیعیان دلیل این حجم از سمپاتی مردم با امام سوم شیعیان چی هست؟
دلیل مظلومیت اون آدم هست.
دلیل واقعه کربلا هست.
و الی آخر ماجرا.
این به این معنا هست که ما یک برداشت ساده ای رو میتونیم نسبت به انسان ها داشته باشیم که انسان ها همواره طرف مظلوم هستند و همواره با مظلوم هست که سمپاتی ایجاد میکنه.
همواره مظلوم رو به عنوان نماد برای خودشون قرار میدن.
در دوران حکومت پهلوی چه بنیانی تبدیل به مظلوم شد؟
چه بنیانی در جایگاهی قرار گرفت که مردم باهاش احساس سمپاتی ایجاد بکنند؟
آیا رضاشاه در جایگاه مظلوم قرار گرفت و یا نهاد مذهب و یا روحانیون؟
کدوم یکی از این دو بخش به شکل مظلومانه ای قرار گرفت تا مردم باهاشون احساس سمپاتی بکنن؟
یعنی هر عملی که رضاشاه در طول مدت پادشاهی خودش انجام داد به نفع روحانیت بود چرا که اونها رو در جایگاه مظلوم قرار داد و مردم با اونها احساس سمپاتی بیشتری کردند.
مردم بیشتر به سمت اونها کشیده شدند.
یعنی وقتی شما مراسم مذهبی مردم رو غیرقانونی اعلام میکنید و ممنوع اعلام میکنید.
مراسمی که شاید در بین مردم اگر جریان داشت به دست همون روشنفکران، به دست همون مشروطهخواهان و با فرهنگ سازی توسط همون بخش از جامعه میتونست هر روز کم رنگ تر و بی معنا تر بشه.
حالا قدرتمند تر میشه.
حالا میره در جایگاه مظلوم قرار میگیره و مردم دوست دارن در کنار اون مظلوم باشند.
حالا نگاهی که ما نسبت به حجاب داریم و اینکه ما میایم و حجاب رو غیرقانونی میکنیم و چادر از سر مردم پایین میکشیم و مردم و اون بخشی از جامعه که مومنین هستند دینداران هستند و مبلغان دینی و روحانیون هستند رو در نقطه ضعف قرار میدیم و به نوعی مظلوم قرار میدیم و حالا با زدن توسری زدن، کشیدن پایین وسط خیابون و هزار رفتار از این دست اونها رو مورد ظلم و ستم قرار میدیم.
حالا انسان ها قراره بین این دو طیف طرف کدوم رو بگیرند؟
کدوم مظلوم واقع شده و سمپاتی با کدوم یکی از این دو قشر هست؟
در صورتی که مشروطه خواهان و کسانی که اعتقاد به آزادی داشتند و مشروطه رو بنیان گذاشتند تفکراتشون در این راستا راهگشا بود.
یعنی اگر اجازه داده می شد تا مردم ایران خودشون انتخاب کنن و طی مرور زمان طی طریق بکنند، قاعدتا به جایگاهی می رسیدند که یک بخشی از مردم بی حجاب بودن.
حالا اینکه همه بی حجاب بودن اصلا موضوعی رو حل نمیکرد.
شاید یک درصدی بیست درصد با حجاب بودن.
خب اتفاقی نمی افتاد.
شاید اصلا هشتاد درصد با حجاب بودن و بیست درصد بی حجاب تفاوتی نمیکرد.
اگر این اتفاق میخواست به صورت معقول اتفاق بیفته قاعدتا ما به اون جایی که قرار بود و باید می رسیدیم می رسیدیم.
قرار بود توده های اجتماع به واسطه ی حرکت روشنفکران و الیت جامعه یک برآیند جدیدی رو بگیرن و فرهنگ تازه ای بهشون تزریق بشه، دانسته های بیشتری بهشون اضافه بشه و بعد با داشتن اون دانسته ها و این فرهنگ سازی تازه یک فرهنگی رو برای خودشون انتخاب کند.
اما رفتار زورمندانه و قلدرمآبانه ای که در قبال حجاب با مردم میشه اون بخش روحانیت و اون بخش مومنین رو در جایگاه مظلوم قرار میده و سمپاتی همیشگی انسان ها با طرف مظلوم قضایا هست.
هیچ کسی در هیچ جای دنیا یک نفری که یک کودکی رو داره کتک میزنه طرف اون مرد قدرتمند رو نمیگیره.
همه به دنباله روی از اون کودک هستن.
همه دوست دارن که در کنار اون کودک قرار بگیرن.
این ها از ذات های بشری ست.
اینها موضوعات ذاتی بشری ست.
همون مبحثی که خوبی خوبیست. بدی بدیست.
در بین همه مشترکه.
همه انسان ها همین جوری فکر میکنن.
پس وقتی ما داریم به تاریخ پهلوی اول نگاه میکنیم میبینیم که طول پادشاهی پهلوی به سود نهاد مذهب بود.
از هر سو نگاه کردن به این دوران سود را به جیب مذهبیون ریخته چرا که قدرتمند تر و بی پروا تر شدن.
چرا که اگر قرار بود میراثی از خود رضاشاه به جای بزاره مثل میراثی که آتاترک برای مردمش به جای گذاشت و اون جدایی نهاد دین از سیاست بود چنین کاری نکرد و باز هم مذهب شیعه و اسلام اثنی عشری به نوعی قدرتمند در قانون ما قرار گرفت.
اگر قرار بود که ما نهاد مذهب رو ضعیف بکنیم به واسطه مظلوم کردن اونها قدرتمند تر کردیم و بنیان اجتماعی بهتری رو به خودش گرفت.
توده های مردم با اونها احساس سمپاتی بیشتری برقرار کردند و بیشتر و بیشتر مردم به این سمت کشیده شدن.
در صورتی که تاریخ مشروطه ایران داره اعلام میکند که مردم اون دوره اصلا به دنبال شریعت نبودند، هر روز خودشان را دورتر میدیدند و این نگاه جمعی مردم که به نوعی در برابر روحانیت بود به واسطه تلاش هایی که پهلوی در دوران حکومتش حتی به فکر در برابر مذهبیون کرد به نفع مذهبیون تمام شد.
اتفاقات ریز و درشتی که دیدیم، پادشاهی که رضاشاه برای خودش انتخاب کرد به واسطه مخالفت مذهبیون باز هم در چشم مردم رضاشاه رو خوارتر و خفیف تر کرد و ثمره تمام این اتفاقات این بود که روزی که سه قدرت خارجی در ایران به جای مردم ایران تصمیم میگیرند و پادشاه قانونی ایران را خلع میکنند، مردم از شادی به خیابان ها می آیند.
مردم شیرینی پخش میکنن و مجسمه ی اون پادشاه رو به زمین می کشند.
ثمره تمامی رفتارهای رضاشاه در طول حکومت خودش همچین نتیجه ای رو به بار داشت.
اینکه ما می تونیم در باب خدمات رضاشاه صحبت کنیم شکی درش نیست.
اینکه ما می تونیم اذعان بکنیم که رضاشاه به ایران و ایرانیان علاقه مند بود شکی درش نیست.
اینکه ما می تونیم بگیم که قلبش برای ایران می تپید شکی درش نیست.
اما در عین حال می تونیم بگیم که رفتارهایی که انجام داد و کارهایی که انجام داد نتیجه عکس داد، قدرت مذهبیون رو بیشتر کرد، مردم رو ناراضی کرد و ما رو از مشروطه قدم های بیشماری به عقب تر کشوند.
مبحث تاریخ صد ساله ایران قاعدتا ادامه پیدا خواهد کرد.
اما در قسمت های بعدی در باب دیگر اتفاقات هم صحبت می کنیم تا بیشتر با هم در باب این تاریخ صحبت کنیم.
هدف از ساختن این برنامه در میان گذاشتن مسائل تاریخی نیست.
اینکه ما ریزبینانه در باب تاریخ صحبت کنیم، قاعدتا کسانی که علاقه مند به تاریخ هستند باید به کتاب های مرجع رجوع کنند و این کتاب ها حالا با دید های مختلف با موضوع های مختلفی که نوشته شده، چه کسانی که رضاشاه را در حد بت و خدا می پرستند و چه کسانی که از رضاشاه در حد جنون بیزارند و چه کسانی که حالا به نوعی میانه رو گرفته اند.
میشه کتاب ها رو خوند و دربارش تصمیم گرفت و این برنامه قصد نداره که موضوعات تاریخی رو مطرح کنه.
قرار هست از موضوعات تاریخی یک برآیند فکری رو در میون بذاره و ما رو به یک جایی برسونه که ببینیم چرا در طول این 2500 ساله ما همواره به دنبال آزادی بودیم و هیچ وقت به آزادی نرسیدیم.
دوستان تا اینجا به نظرم کافی هست در باب پهلوی اول این برنامه را ما ادامه میدهیم تا به تاریخ امروزی هم برسیم.
تحلیل دوران رضا شاه نیازمند نگاهی فراتر از تحسینِ راهآهن و دانشگاه است. پرسش بنیادین اینجاست: چرا میراث او برخلاف آتاتورک، به استقرار یک جمهوریت پایدار نینجامید؟ رضا شاه با مصادره آمال مشروطه، نوسازی ساختاری را آغاز کرد، اما در بزنگاه انتخاب میان «سلطنت» و «جمهوریت»، تحت فشار همان نهادهایی که قصد تضعیفشان را داشت، به سنت پادشاهی بازگشت. این نخستین گره کوری بود که مانع از بلوغ سیاسی ملت ایران شد.
یکی از بزرگترین خطاهای راهبردی در عصر پهلوی اول، تلاش برای تغییرات فرهنگی قهری بود. در موضوعاتی نظیر کشف حجاب، برخورد قلدرمآبانه نه تنها به مدرنیته عمق نبخشید، بلکه با قرار دادن نهاد مذهب در جایگاه «مظلوم»، نوعی سمپاتی اجتماعی برای روحانیت ایجاد کرد. قانون فیزیک در اجتماع نیز صادق است؛ فشار از بالا، مقاومت از پایین را مضاعف میکند. رضا شاه با سرکوب ظواهر دین، ریشههای آن را در لایههای سنتی جامعه دواند و آگاهیِ عرفی که در دوران مشروطه به صورت خودجوش در حال رشد بود را به حاشیه راند.
در این مقاله تحلیلی، لایههای زیرین این برهه را کالبدشکافی میکنیم:
درس بزرگ دوران رضا شاه برای امروز ما این است که توسعه ساختمانی بدون توسعه سیاسی، بنایی لرزان است. آگاهی و آزادی، کالاهای تزریقی نیستند؛ بلکه بذرهایی هستند که باید از پایین به بالا، در خاکِ جامعه ریشه بدوانند.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.