در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
در این ایستگاه از واکاوی تاریخ، با حقیقت عریان حمله اسلام روبرو میشویم؛ لحظهای که نه فقط مرزهای جغرافیایی، بلکه ساحت اندیشه و فرهنگ ایرانی زیر تیغ یک باور نوظهور قرار گرفت. این روایت، فراتر از یک لشکرکشی ساده، بررسی سقوط یک تمدن است که پیش از رسیدن فاتحان، از درون به ویروس نابرابری و فساد مذهبی آلوده شده بود.
ما در این ویژهبرنامه، به جای تکرار کلیشههای رایج، به دنبال درک آن «معنایی» هستیم که باعث شد ملتی با پیشینه سترگ، یوغ بندگی را بپذیرد. حمله اسلام به ایران، داستان تقابل جهاد و اسارت با فرهنگی است که در لبه پرتگاه اضمحلال ایستاده بود. نیما شهسواری در این قسمت، از مقاومتهای خاموش و بیداری فرهنگی میگوید که ریشه در جان فارسی ما دارد.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت خاص قرار هست ما در باب فرهنگ اسلامی صحبت بکنیم.
فرهنگی که در ایران بعد از حمله مسلمون ها به ایران اتفاق افتاد و شکل گرفت.
در قسمت پیشین در باب این فرهنگ کهن صحبت کردیم و سعی کردیم موجز در باب المان هایی که در اون فرهنگ وجود داشت صحبت کنیم که در آتی هم در ایران نقش ایفا کردند و بعد از حمله اسلام هم رنگ و بوی خودشون رو حتی به فرهنگ های اسلامی دادند و با اون ها ادغام شدند.
گفتیم که این فرهنگ ها از همون ابتدا هم در هم تنیده میشدن.
بودن یعنی جان تازه ای را در فرهنگ تازه غالب میگرفتند.
در باب زرتشتیت گفتیم که قاعدتا از فرهنگ های پیش از خودش هم نشات گرفته بوده.
یعنی شما با فرهنگ هایی که تحت عنوان چندخدایی هم در ایران وجود داشته و ادیانی که از این دست در ایران بوده هم می دیدید که خب قاعدتا آن ها هم نقش ایفا کردند و در این کالبد فرهنگی زرتشتیت نقش ایفا کردند، جا گرفتند و با آن ادغام شدند.
خب قاعدتا بعد از آن هم زمانی که حمله اسلام در ایران شکل گرفت، باز هم آن فرهنگ کهن که تصویر خودش را در فرهنگ زرتشتیت و فرهنگ ایران پیش از اسلام داده بود، در اسلام باز هم رنگ و بوی خودش را گرفت.
در ابتدا باید یک مقداری صحبت بکنیم.
باز هم در باب ایران پیش از اسلام یک تصویری بدهیم تا بیشتر در جریان این اتفاق قرار بگیریم.
در یک ویژه برنامه ای که تحت عنوان حمله اسلام به ایران بود، در باب این موضوع سعی کردیم کامل تر صحبت کنیم.
حالا توی این قسمت سعی میکنیم موجزتر صحبت کنیم.
ما در باب شرایطی صحبت کردیم که خب فرهنگ غالب فرهنگ زرتشتیت بود.
قدرت هم در اختیار همین زرتشتی ها بود.
یعنی ما با یک دینی روبه رو بودیم که حالا پا به عرصه سیاست هم گذاشته بود.
قدرت رو به دست گرفته بود.
موبدان زرتشتی قدرت اجرایی داشتند.
پادشاهان در اون دوران بی کفایت بودند.
شرایطی بود که ایران درش قرار گرفته بود و یک تزلزلی در ایران وجود داشت و این ها دست به دست هم داده بود.
نابرابری ها، ظلم ها، فساد هایی که جریان داشت باعث یک نارضایتی ای رو در مردم به وجود بیاره و باعث بشه که مردم از اون فرهنگ دور و دورتر بشند و آمادگی این رو داشته باشند که این فرهنگ رو در نابودی ببینند.
و خب حمله ی مسلمون ها در اون برهه از تاریخ هم باعث این اضمحلال شد و این فرهنگ رو به کلی به کناری زد که حالا سعی بکنه یک سری از بخش های خودش رو در درون اسلام دوباره زنده کنه.
در برابر این ایرانی که ما تصویر میکنیم و میگیم که در اون دوران قدرت رو موبدان در اختیار داشتند و وارد عرصه سیاست شده بودند، نابرابری ها رو پررنگ کرده بودند، فساد جریان داشت، ظلم های بیکرانی اتفاق می افتاد در قبال منتقدینی مثل مزدک اون رفتارها اتفاق افتاده بود و هیچ نوع پرسشگری و انتقاد رو در خودشون راه نمیدادند.
در شرایطی که ایران پادشاه قدرتمندی رو بر کار نداشت و ما مواجه می شدیم با این عدم کفایت و در عین حال تغییر مدام این پادشاهان، حالا یک عربستانی رو داریم که یک رویه تازه ای رو به وجود آورده، یک باور و ایمان تازه ای رو پایه ریزی کرده و حالا این اسلام هستش که به نوعی قدرت را در اختیار گرفته و حالا قدرت رو داره به پیش میبره تا کشور های بیشتری رو تحت پوشش خودش قرار.
این ایران دردمند اون روزگاران که میشه دربارش ساعت ها هم صحبت کرد با مطالعه ی جزئی کتاب های تاریخی اون دوران هم میشه بهش رسید که تا چه اندازه در این نابرابری ها غرق بود.
یعنی وقتی شما میرسید به این مبحثی که در اون دوران.
مردمی که در ایران بودن به واسطه ی طبقه ی اجتماعی که داشتن از موهبتی بهره مند بودن و بعد طبقه ی اجتماعی دیگر این موهبات رو نداشت.
یعنی تحصیل کردن برای یک قشر خاصی فقط در نظر گرفته میشد، حالا برای اشراف یا برای نزدیکان دربار، برای موبدان و زرتشتیان درجه بالا در اون جامعه.
خب این نابرابری ها باعث نارضایتی در بین مردم میشد که همواره در همه جای دنیا وقتی مواجه میشیم با این نابرابری ها به چشم می بینیم که خب مردم ناراضی هستند از شرایط حاضر.
اگر اون قدرت فکری رو داشته باشند و بتونن خودشون رو سازماندهی کنند در برابر این نابرابری ها ایستادگی می کنند و اگر این قدرت رو نداشته باشن سعی می کنن دورتر و دورتر از اون حکومت وقت باشند.
در عین حال ما در باب قدرت صحبت کردیم که این قدرت تا چه اندازه میتونه فساد رو به همراه خودش داشته باشه.
این قدرت افسارگسیخته ای که در اختیار زرتشتیان بود و در عین حال در اختیار پادشاه، باعث به وجود اومدن این فساد هم شده بود و این فساد هم دامنگیر مردم ایران بود.
حالا ما یک همچین تصویری در دوران ساسانی در ایران روبه رو هستیم و در برابرش یک باور تازه سربرآورده، قدرتمند و نیرومندی که در باب این دنیا و حتی دنیای بعد از اون هم داره با مردم صحبت میکنه.
حالا داره به اونها وعده این رو میده که جهانی بهتر از این جهان پیش رو هم برای شماست.
حالا این تصویر از یک نگاهی رو میده که شما با جنگاوری و جهاد در راه خدا میتونید به همه امیال تون چه در این دنیا و چه در دنیای دیگر هم برسید.
یعنی در این دنیا شوکت و نام پرآوازه و زنان بی شمار و ثروت بی حد و حصر رو با پیروز شدن به دست میارید و در اون جهان هم برای جنگ و جهاد کردن در راه خدا همه چیز برای شماست.
بهشت برین برای شماست.
دیگه همه حتما در باب اون بهشت و نهرهای پر از شیر و عسل و حوریان چند صد متری شنیدید.
خب حالا یک همچین تصویری در برابر اون تصویر هست.
حالا این نگاه و باور و فرهنگ تازه ظهور پر جانی که تازه جان گرفته و قدرتمند و جوان هست در برابر اون فرهنگ کهنی که رو به اضمحلال رفته.
فرهنگی که درون خودش نابودی خودش رو به وجود آورده به واسطه فساد های بی حد و حصر، به واسطه نابرابری ها، به واسطه این عدم کفایت، به واسطه این تزلزلی که در بین پادشاهان و قدرتمندان و اشرافیان و دین مداران وجود داشته.
حالا تقابل این دو یک جنگ از پیش تعیین شده هست.
یعنی شما میتونید به سادگی به این مرحله برسید که حمله این مسلمانان به ایران میتونه باعث بشه که این فرهنگ از میان برداشته بشه و این قدرت از میان برداشته بشه.
حالا ما یک بخشی رو داریم تحت عنوان مسلمانان که پیروزی های بیشتری رو هم کسب کردند.
حالا کشورگشایی هم کردند حالا با غرور بیشتر با اون نگاهی که دربارش صحبت کردیم، از یک سو پیروزی در این جهان نام بلند آوازه رسیدن به ثروت، رسیدن به زنان بیشتر و در عین حال در راستای شکست هم داره.
برای اینها تصویر میشه که شما با شکست هم به بهشت برین خواهید رسید.
مرگ شما هم نوعی پیروزی است.
یک جنگی که دو سرش برد برای شما.
شما اگر در این جنگ پیروز بشید در میدان رزم حریف رو از میان بردارید.
هم دین خداوندی رو به پیش بردید، هم نام بلندآوازه ای رو برای خودتون دست و پا کردید، هم به ثروت بالایی رسیدید، میتونید چپاول کنید، به تاراج ببرید.
این ثروت رو میتونید زنان رو به بردگی و اسارت ببرید.
کنیزی برای خودتون بکنید.
میتونید کودکان رو در این میادین برده فروشی بفروشید و در عین حال حتی اگر در این جنگ شکست هم بخورید باز هم بهشت برینی برای شماست که تمام این خواسته ها در این دنیا در اون دنیای دیگر براتون تصویر خواهد شد.
حالا با توجه به این ایمان تازه ساخته شده که نوظهور هست، جوان هست، در پی رسیدن به جایگاه و پایگاه هست و این ایمان رو ترسیم کرده در برابرش یک حکومت ذلیلی داره تصویر میشه که قدرت در اختیار موبدان زرتشتی است که پر از فساد هستند، نابرابری رو جریان دادند، فقر رو ریشه دار کردند، مردم رو در تنگنا قرار دادند.
خب قاعدتا نارضایتی مردم دخیل هست.
مردمی که حالا مقاومت کمی میکنن یعنی در برابر این حمله مسلمانان و حمله اسلام به ایران ما مواجه میشیم با مقاومت کم مردم.
اینکه مردم نمیخوان از جون خودشون بگذرن برای اتفاقی که پر از نابرابری و ظلم هست.
حالا این نگاه تازه داره در باب موضوعات تازه ای هم صحبت میکنه.
موضوعاتی که گاها در اون فرهنگ گذشته به درستی اعمال نمیشده.
حالا در باب اون نابرابری ها شاید پاسخ های بهتری به اون ها داده بشه.
در مجموع وقتی نگاه میکنیم به این چرخه، به این چرخه مشخصی که در دوران ساسانیان و اواخر دوران ساسانی اتفاق افتاد و قدرت گیری مسلمانان و در نهایت حمله اسلام به ایران.
با این نتیجه رو به رو میشیم که حالا مردمی هستن که مقاومت کمی میکنن و در برابر این قدرت نوظهور سر سجود رو پایین میارن.
ما در باب اون فرهنگ صحبت کردیم که ریشه دار هست و یکی از ستون های اصلی برای قبول بردگی و اسارت و تسلیم بودن.
اون فرهنگی که از دل زرتشتیت و حتی پیش از اون زرتشتیت حتی در نگاه های چندخدایی هم وجود داشته همواره مردم رو به نوعی برای بردگی تشویق میکرده.
حالا در راستای این بردگی و اسارت حالا یک پادشاه و یک خان تازه ای هم به میدان خواهد اومد.
دوباره این مردم آماده هستن برای قبول این یوغ بر گردن خودشون.
حتی حاضرند که این گردن ها رو به پیش بیارن و این ریسمان و یوغ رو به گردن بندازن.
و حالا ما مواجه میشیم با این فرهنگی که غالب میشه و قدرت رو در اختیار میگیره.
در باب حمله و مصادیق این حمله خب کتاب های تاریخی بی حد و حصری هست.
اگر کسی در پی جستن این ها هست در برنامه ای به نام جان در این ویژه برنامه نمیتونه به اون ها برسه.
ما داریم در باب اون معانی کلی صحبت میکنیم تا در نهایت به فرهنگ ایرانی امروز هم برسیم.
اگر در باب این مصادیق بخواد صحبت بشه میشه به کتاب های بیشماری که در این راستا نوشته شده رجوع کرد و بیشتر در باب این ها دانست.
اما قاعدتا با این تصویر کلی که ما نسبت به شرایط دادیم، شکست حتمی است.
مقاومت کم مردم، نارضایتی کم مردم، ناکارآمدی حکومت و سیستم، نابرابری های بی حد و حصر، ظلم ها و فساد ها.
پادشاهانی که مدام در حال تغییر کردن هستند، قوای کم و حالا این مقاومت کم مردم همه و همه دست به دست هم میده تا قوای پیروز و غالب در این جنگ مسلمانان و اسلام باشند.
یک اشارت کوتاهی هم در باب این مسأله داشته باشیم که ما هر وقت در باب این مسأله صحبت میکنیم باید اشاره به حمله اسلام به ایران داشته باشیم نه حمله اعراب به ایران که حالا گاها هم با آن رو به رو میشویم چرا که این باورها هستند که انسان ها را پدید می آورند.
یعنی ما در باب این مسئله بارها هم صحبت کردیم.
در کتاب های مختلف، در اشعار مختلف، در همین ویژه برنامه ها و برنامه هایی به نام جان که این باور هست که ریشه اصلی زندگی انسان ها رو پدید میاره و اعمال اون ها رو بوجود میاره.
همین فرهنگ ها همین ارزش های تعریف شده است که اون ها رو به پیش میبره.
یعنی شما وقتی در باب اعراب صحبت می کنید، اعرابی که پیش از اسلام داشتند زندگی می کردند با کشور های اطراف خودشون کاری نداشتند، زندگیشون رو داشتند در مسالمت به پیش می بردند.
اما بعد از ورود و شیوع این باور تازه ظهور که حالا داره یک فرهنگی رو غالب میکنه که اون فرهنگ، فرهنگ جهاد و جنگ هست در راه خدا از میان بردن کفار و کشتن اونها هست.
این اون فرهنگی هست که عامل اصلی برای جنگیدن میشه، برای غالب شدن میشه، برای از میان بردن میشه و حالا ما مواجه میشیم با حمله ی اسلام به ایران.
یعنی این باور تازه هست که به ایران حمله میکنه نه مردم اعراب.
چرا که شما وقتی مواجه میشید حتی روبرو میشید با این مسئله.
مشخصه اولین اقوامی که در برابر اسلام ایستادگی کردن هم همون اعراب بودن.
یعنی شما وقتی به دوران خلیفه اول ابوبکر میرسید حالا میبینید که بعد از مرگ پیامبر اون جماعتی که ما تحت عنوان مرتدان میشناسیم و اصولا این ارتداد از اونجا معنای حقوقی و سیاسی به خودش میگیره باز هم همون اعراب هستند که حالا بعد از مرگ محمد حاضر نیستند زکات بدهند، حاضر نیستند باج و خراج بدن به این نگاه تازه.
و قلع و قمع میشن و کشته میشن و از میان برداشته میشن.
پس ما باز هم مقاومت رو در بین خود اعراب میبینیم.
این موضوع ساده ایست برای فهمیدن این اتفاق که این باورها هستن که مردم رو به حرکت و کنش وا میدارند.
پس ما وقتی در باب حمله صحبت میکنیم به ایران حمله باید حمله اسلام تعریف بشه چرا که این باور اسلامیست که به ایران حمله میکنه نه اعراب.
قاعدتا اگر این دین و این نگاه در ایران هم شکل میگرفت ما شاهد حمله ایرانیان بودیم به سراسر جهان و باز هم این ایمان و باور بود که باعث این حرکت جمعی میشد.
اما از بحث خودمون دور نشیم و ما به این نقطه از این مبحث برسیم که ایران پیش از اسلام با توجه به اون شرایطی که در خودش داشت، با توجه به این نارضایتی عمومی که وجود داشت و مقاومت کم مردم در نهایت باعث این شد که حمله ی مسلمون ها به ایران باعث پیروزی مسلمون ها بشه و حالا یک فرهنگ غالبی بر ایران مستولی بشه که پر از خشونت هست، پر از وحشیگری هست.
حالا شما مواجه میشید با فرهنگی که متفاوت با اون فرهنگ گذشته ایرانی ها هست.
خب ایرانی ها هم قاعدتا در فرهنگ خودشون فرهنگ حمله کردن رو داشتند.
ما صحبت کردیم.
این که این جلال و شکوه رو گاها در بین فرهنگ ایرانی ها هم با غلبه بر دیگران معنا میشده.
یعنی شما وقتی مواجه شدید با عنوان مثال داریوش بزرگ و آرشا یا حتی خود کوروش کبیر، یکی از دلایل عمده ای که مردم به اونها افتخار میکردند همین جنگاوری ها بوده.
همین شکوهی بوده که در کشورگشایی ها و مستعمره کردن دیگران تعریف میشده.
خب این یک بخشی بوده اما مبدل به یک ستون فرهنگی قدرتمند نشده چرا که اصولا ایرانی ها اون این کشوری نبودند که دائم در پی جنگ و جنگ آوری باشند و در پی مستعمره کردن دیگران باشند.
حتی گاها میشد دلایلی را هم برشمرد برای این حمله ها.
اما حالا ما روبرو میشویم با یک فرهنگی که اصلا این جهاد اصل جدا نشدنی از اون فرهنگ هست.
یعنی شما وقتی نزدیک به مفاهیم اسلامی میشوید حالا میبینید که جهاد چه جایگاه والایی دارد.
حالا میبینید که جنگ و جنگاوری تا چه اندازه مهم هست.
حالا میبینید که تک تک این خلفا بعد از قدرت گیری چگونه خواسته اند که کشورگشایی بکنند.
اگر امثال عثمان و علی موفق به این اتفاق نشدند به واسطه جنگ های داخلی بوده و آن نابسامانی هایی که درون خودشان اتفاق افتاده بوده.
اما چه در دوران محمد، چه در دوران ابوبکر و چه در دوران عمر با قدرت گیری و در شرایطی که میتوانستند به دیگران حمله بکنند و جهاد بکنند، این رویه را به پیش میبردند و این جهاد براشون مقدس بوده.
شما مواجه میشید با آیاتی که در این زمینه وجود داره و به کرات در باب جهاد صحبت شده.
احادیثی که وجود داره و جایگاه این جنگ و جهاد رو تا کجا بالا میبره.
حالا پس ما مواجه میشیم با یک فرهنگی که درون خودش این جنگ آوری و جهاد رو مترادف با پیروزی و شکوه و جلال میدونسته.
حالا توامان داشته مردم رو فرا می خونده برای این جنگ ها، برای این جهاد کردن ها، برای پا گذاشتن در راه خداوندی که با این جنگ و جهاد به پیش میرفت.
اصلا دینی بوده برای اینکه با همین جنگ آوری ها مردم رو همسوی خودش بکنه، با همین تحمیل و زور شمشیر بتونه مردم رو باورمند به این دین بکنه.
و حالا شما مواجه میشید با این فرهنگی که به ایران هجوم میاره.
فرهنگی که پر از خشونت و وحشیگری ست و حالا یک تمایز هایی رو داره با فرهنگ ایرانی.
خوب در باب این مساله می شود باز هم نگاه کرد به این ادغام با فرهنگ پیشین.
ما گفتیم که تمامی فرهنگ های غالب بخشی از این فرهنگ خودشان را از فرهنگ پیشین می گرفتند.
در باب خود ایران و ایران کهن هم صحبت کردیم و گفتیم که قاعدتا اگر ما مواجه می شویم با یک فرهنگ غالبی تحت عنوان زرتشتیت، این یک بخشی از وجودیت خودش را از فرهنگ های پیشین، از فرهنگ های چندخدایی، از فرهنگ های پیشاتاریخی ایرانیان گرفته و حالا اسلامی که غالب بر این بخش از جغرافیای زمین هم می شده، قاعدتا باز هم ادغام می شده با آن فرهنگ غالب.
حالا این فرهنگ با مردم در میان گذاشته می شد و حالا مردم سعی می کردند آن را غربال بکنند، آن را تغییر بدهند، با فرهنگ های خودشان ادغام بکنند، موضوعاتی را به آن اضافه بکنند و یا از آن کم بکنند.
وقتی در باب این جنگاوری و جهاد صحبت می شده، حالا با فرهنگ ایرانی هم ادغام می شد.
حالا یک بخش هایی برای سرپوش گذاشتن بر اون به همون جلال و شکوهی که گاهن هم مردم ایران بهش باور داشتند اشاره شده تا بتونه توجیهی داشته باشه این نگاه وحشیانه.
حالا گاها اگر این ها از مدار خودش خارج میشده و وارد یک مرحله ای برای خونریزی و وحشیگری بیشتر میشده حالا سعی میکردن با اون فرهنگی که درون اون ها وجود داشته این رو کمرنگ و کمرنگ تر بکنن، از اون حد بی حد و حصرش کم بکنن.
در عین حال در این معنایی که ما داریم درباره اش صحبت میکنیم ما مواجه میشیم با اون مقاومت فرهنگی.
حالا ما یک تعریفی داریم در باب اینکه یک مقاومتی باید صورت میگرفته در قبال این فرهنگ غالب در برابر حالا فرهنگی که داره همه چیز رو تغییر میده در برابرش نگاه هایی هم وجود داره که این نگاه رو تغییر بده، در برابرش بایسته بایست ایستادگی کند.
ما صحبت کردیم گفتیم که فرهنگ غالبی که تحت عنوان زرتشتیت برای مردم در پیش بوده دارای کمی ها و کاستی های بی حد و حصری بوده.
حالا این جماعتی که خود را موبد و روحانی زرتشتی می دانستند.
حالا این جماعت قدرت سیاسی را هم به دست گرفته بودند.
فساد بی حد و حصر کرده بودند، نابرابری را سیستماتیک بر مردم داشتند جاری و ساری می کردند، ظلم های بی کران می کردند.
فساد در جای جای این ها رخنه کرده بود.
پس قاعدتا مردم از این شرایط ناراضی بودند.
به همین واسطه است که مقاومتی صورت نمی گیرد در راستای جنگیدن در راستای دفاع در برابر این قدرت بیگانه، در برابر این فرهنگ غالب و در قبال موضوعات فرهنگی هم به همین شکل است چرا که شما مواجه می شوید با مردمی که حالا از شرایط پیشین خودشان هم ناراضی هستند.
حالا یک نگاه تازه ای دارد با آن ها مطرح می شود که گاها از آن نگاه گذشته در بعضی از موارد هم بهتر میتونه معنا بشه.
حالا میتونه یک نگاه تازه ای به اون ها بده که اون ها رو ذره ای از اون نگاه غالب قدیم دور بکنه.
پس این یکی از دلایلی است که ما کم تر مواجه میشیم با این مقاومت فرهنگی در برابر فرهنگ غالبی که بر ایران هجوم آورده.
در عین حال شما مواجه میشید با این نگاه وحشیانه ای که در دل اسلام وجود داشته.
یعنی شما وقتی به تاریخ جنگ های اسلام و فتح ایران روبرو میشید یا فتح دیگر کشورهای جهان، حالا یک معادله ای با شما در میان گذاشته میشه.
حالا یک قوایی هست که با توجه به اون فرهنگ وحشی خوی که برپایه جهاد و تحمیل باور خود بر دیگران شکل گرفته به سمت شما هجوم میاره.
حالا شما در نظر بگیرید که شهر های بی شمار در ایران که به محاصره این قدرتمندان در میاد، حالا این فرهنگ غالبی که جهاد رو یک ارزش بزرگ تلقی می کنه و برای پیشبرد اهداف خداوندی به پیش اومده تا مردم رو دست و پا بسته تسلیم در برابر خدا قرار بده و اونها رو به وجود بیاره.
حالا دور تا دور این شهرها رو قبضه کرده.
حالا اینها رو در محاصره خودش قرار داده.
چه در ایران، چه در کشورهایی.
حالا با توجه به این فرهنگی که در اختیار داره در برابر این مردم سه راهکار رو قرار میده.
قرار هست که این مردم به دین تازه رو بیارن، مسلمان بشن و کشور رو هم تقدیم به مسلمانان بکنن.
حالا قرار هست جزئی از این بدنه تازه و این فرهنگ تازه بشن.
یک راه حل در برابرشون این هست که دست و پا بسته در برابر اون خدا به تسلیم در بیان اون خدا رو سجده کنن.
اشهد شون رو بگن و تشهد بدن به نوعی که این خدا وجود داره شهادت بدن به وجودیت این خدا و پیامبری این پیامبر و کشور رو هم دو دستی تقدیم تقدیم کنند.
راه حل دوم برای اونها جنگ و مرگ بوده.
اینکه از زیر تیغ بگذرند و تا آخرین نفس هم بجنگند و از میان برن.
و راه حل دیگه این بوده که این ها به نوعی مبدل به مستعمره و بردگان و بندگان این قوم غالب دربیایند.
حالا قرار بوده که باج و خراج بدن تا بتونن زنده بمونن.
حالا شما وقتی مواجه میشید با این سیر تاریخی در ایران و در دیگر کشورها می بینید که همواره فاتحان و امیرانی که در این جنگ ها شرکت کرده اند چه گاهن.
حالا ما مواجه میشیم با رفتارهای وحشیانه تری که امثال اون اتفاق آسیابان خون رو به وجود میاره و یا کشتن همه به غیر از یکی.
خب ما مواجه با این رفتارهای دهشتناک هم میشدیم که باید باز مطالعه کنیم کتاب های تاریخی رو و مواجه بشیم با این رفتار های وحشیانه ای که اسلام و مسلمانان با ایرانیان و با تمام کشور های مغلوب انجام دادند.
اما در عین حال همواره مواجه می شدیم با این پیشنهاد که حالا یا باید اسلام بیارید و تسلیم در برابر خدا، بندگی او را بکنید یا قرار هست که بجنگید و کشته بشید و تک تک شماها از زیر این تیغ تیز اسلام رد بشید و گردن هاتون زده بشه، به اسارت در بیاید، فرزندانتون به عنوان بردگان فروخته بشن، زنانتان به عنوان کنیز در اختیار مسلمون ها قرار بگیرن.
و یا قرار هست که باج گزار این قدرت تازه بشید.
قرار هست که بردگی و یوغ این بردگی رو به گردن بزارید.
حالا وقتی ما مواجه میشیم با این اتفاق در ایران خودمون می بینیم که گاها این روش سوم رو این پیشنهاد سوم رو قبول می کنند.
میخواستن فرهنگ خودشون رو ادامه بدن و در همون فرهنگ زندگی بکنن و اسلام رو قبول نکنن و کشته هم نشن.
حالا وقتی ما مواجه میشیم اینجاست که اون مبحث مقاومت فرهنگی اتفاق می افته.
حالا جماعتی که می خوان مقاومت کنن و فرهنگ و باور خودشون رو به پیش ببرن کماکان زرتشتی بمونن.
ایمان گذشتگان خودشون رو به پیش ببرن.
با توجه به اون مباحثی که در ابتدا هم دربارش صحبت کردیم، با توجه به موبدان که قدرت سیاسی رو در دست گرفتند، فساد رو به پیش بردند، ظلم و نابرابری رو ریشه دار کردند.
خب ما در اون نکته ابتدایی می رسیم به اینکه این مقاومت کم و کم تر بود.
اما خب قاعدتا در بین جماعتی مقاومت وجود داشته اما با توجه به اون پیشینه ای که در برابر داشتند یعنی پیشینه مشخصی که نسبت به زرتشتیان در برابرشون بوده، فارغ از این پیشینه مشخص، حالا یک قوم غالبی هست که قدرت رو در اختیار گرفته.
حالا شمایی که به عنوان کشاورز دارید در این زمین خودتون کار میکنید.
سالانه فلان قدر از محصول خودتان را به عنوان باج و خراج باید به این قدرت در برابر بدهید.
این می تواند برای شما کمر شکن باشد.
این می تواند زندگی شما را خدشه دار کند.
می تواند حتی زندگی عادی شما را هم از شما سلب کند.
فرای این مشکل اقتصادی که برای شما به وجود می آید، حالا با شما به عنوان یک شهروند درجه دو به عنوان یک انسان بی هویت نگاه می شود.
حالا این هجوم فرهنگی آغاز می شود.
حالا قرار است که شما را پست و جایگاهتان را پست نشان بدهند.
حالا قرار است که مبحث عرب و عجم به میان بیاید.
حالا قرار است که شما یک کافرانی به حساب بیاید که بی ارزش هستید.
جانتان بی مقدار است.
قوانینی وضع می شود که در راستای از میان بردن حقوق شما.
حالا قرار است که این نابرابری باز هم به صورت سیستماتیک در قبال شما اتخاذ بشود.
شما از هیچ حقوقی بهره مند نباشی.
حالا در کنار این فشارهای اقتصادی، در کنار این نابرابری های سیستماتیکی که در قبال شما هست، اینکه شما به عنوان یک کافر به حساب می آیی، شما بی مقدار و بی ارزش هستید و مدام این نگاه به شما داده می شود.
یک راه حل در برابرتان هست.
اینکه قبول این اسارت را بکنید و یوغ بردگی و بندگی را به گردن بگذارید.
حالا وارد این وادی اسلامی بشید تا کم کم مراتب رو به پیش برید و شما را هم به نوعی وارد انسان به حساب بیاورند.
حالا با توجه به این پیشینه و با این مواردی که ما صحبت کردیم می بینیم که این مقاومت فرهنگی هر روز و هر روز کمتر و کمتر و کمرنگ تر میشه.
حالا تعداد بیشتری رو به اسلام میارن.
یعنی وقتی ما صحبت از اسلام میکنیم و حمله اسلام به ایران میکنیم، قاعده به همین شکل هست.
بخش هایی از ایران که در جنگ از میان برداشته شدند همگان کشته شدند.
تمامی جنگجویان از زیر تیغ گذشتن زنان و فرزندان آنها به عنوان کنیز و برده فروخته شدند.
و این ها مبدل به بخش های اسلامی شده.
آن جماعتی که ایستادگی کردند و باز هم از زیر تیغ گذشتند و کشته شدند.
و آن جماعتی که در این غلبه فرهنگی ایستادگی کردند تا مقاومت کنند.
اما با توجه به این پیشینه و اتفاقاتی که برایشان رقم زده می شد، حالا تنها راهی که در برابر داشتند این بود که بعد از گذر چند سالی این ها هم وارد این بدنه بشوند.
و وقتی ما از این زور و شمشیر و تحمیل اسلام برای قدرت گیری و برای مسلمان کردن جهان صحبت می کنیم، همین اتفاقاتی است که در طول تاریخ رقم خورده و نه توسط کافران حربی که توسط خود مسلمانان بازگو شده.
در تمامی کتاب های تاریخ.
یعنی شما مواجه میشی در هر کتاب تاریخی که بخواهید در باب مسلمونها بخونی که بدست خود مسلمونها هم نوشته شده با همین رویه مشخص و این تیغه شمشیر قدرتمندی است که گاها حتی از کشتن هم بهتر عمل میکند.
حالا با توجه به این نابرابری هایی که در برابر این ها هست با توجه به شرایط اسفناکی که برایشان به وجود آمده این ها قبول می کنند و به مرور زمان همه و همه مسلمون میشن و این فرهنگی که غالب میشه بر اون ها همون فرهنگ پر خشونت جهاد و جنگ و دیوانگی و جنون و یغما و اسارت دیگران هست که وارد میدان میشه.
حالا ما مواجه میشیم با انسان هایی که برای زنده ماندن حاضرند قبول کنند هر یوغ و اسارتی رو.
حالا از یک سو در برابرشون زنده ماندن هست و از سوی دیگر در برابرشون مرگ و نیستی.
زندگی در نابرابری نداشتن هیچ حق و حقوقی است.
حالا آنها راه دیگری به جز این ندارند تا زنده بمانند.
تنها و تنها برای زنده ماندن.
قبول بکنند هر نوع یوغ و اسارتی را.
و اینجاست که فرهنگ غالب غالب مردم ایران میشود.
همه قدرت را در اختیار میگیرد.
و طی مرور زمانی هم شما مواجه میشوید با کشوری که مبدل به یک کشور اسلامی میشود.
همان طوری که دیگر کشورها مثل مصر هم تبدیل به آن کشور اسلامی شد.
با حمله و هجوم مسلمانان و اسلام به این کشورها و با توجه به این راهکاری که داشتند برای کشتن و از میان بردن و یا در نهایت با این فشار فرهنگی آنها را مغلوب این میدان کردند.
اما در کنار این ما مواجه میشویم با مقاومت هایی هم که اتفاق می افتد.
یکی از نمادهای مهم و بزرگ این مقاومت فرهنگی هم قاعدتا مثلا به عنوان مثال فردوسی بزرگ است.
حالا شما با این فرزانه توس روبه رو می شوید که برای اینکه بتواند این زبان را حفظ بکند، برای اینکه ما امروز هویتی خارج از این هویت اسلامی داشته باشیم، حالا بتوانیم به زبان فارسی صحبت بکنیم.
اینها آن نشانه های مقاومت فرهنگی است که حالا در بین ایرانیان اتفاق می افتد.
حالا نه تنها زبان فارسی را پاس می دارد و باعث می شود که امروز ما شبیه به مصریان به زبان عربی صحبت نکنیم و ایرانیان بتوانند زبان خودشان را داشته باشند و فارسی صحبت بکنند.
فرای آن احساس درونی نسبت به فرهنگ گذشته خودشان، تاریخ گذشته خودشان را هم در آنها بیدار می کند.
این غرور ملی در وجود آنها را هم بیدار می کند.
نه تنها خلاصه در فردوسی که در دیگر افرادی که در این راستا حرکت کرده اند، حالا چه به وسیله یک طغیان و یک شورش در برابر این قدرت غالب مثل بابک خرمدین، مثل ابومسلم خراسانی و یا چه شبیه به خود فردوسی با این قدرت فرهنگی.
یعنی با ابزاری که برای فرهنگ و هنر، شعر و ادب، این مبانی مهم و بزرگ فرهنگی که به ما کمک میکند در باب این مسأله باز هم بیشتر صحبت خواهیم کرد.
اما وقتی ما در باب حمله اسلام صحبت میکنیم، چند نکته برای ما بسیار مهم است.
نکته ابتدایی قاعدتا این حمله اسلام به ایران است.
کلام درست و معنایی که میتواند این واقعیت را مطرح کند حمله اسلام به ایران است و نه اعراب.
چرا که هر قومیت دیگری هم در این راستا قرار میگرفتند شبیه به همین مسلمانان عمل میکردند و ما مقاومت را در بین آن اعراب در همان ابتدا دیدیم و همواره هم با آن روبهرو شدیم.
فرای این حمله اسلام به ایران، ما مواجه شدیم با این فرهنگی که از پیش از آمدن مسلمانان دچار خدشه شده بود، دچار اضمحلال شده بود و حالا با قدرت غالبه ای که تمام ایمانی که دارد برای شما تصویر می کند، یک ایمان سراسر پیروزی در گرو جنگ و جهاد است برای خدا.
و با توجه به این ایمان تسخیر شده حالا قدرت بیشتری دارد.
حالا با توجه به این مقاومت کم مردم و نارضایتی هایی که در آن ها وجود دارد، در برابر این قدرت غالب هم مغلوب می شوند و قبول این اسارت می کنند و حالا ما مواجه می شویم با آن نگاه سه گانه پیرامون جنگیدن، کشته شدن، قبول اسلام و یا قبول اسارت و باج و خراج دادن که در نهایت این غلبه فرهنگی به جایی می رسد که تمام این جماعت هم وارد این وادی پر ظلمت بشوند.
و حالا ما مواجه می شویم با یک برگ تازه ای از تاریخ ایران پیرامون فرهنگ که همراه خودش عناصر بی شمار فرهنگی رو به همراه میاره.
ما در باب این عناصر بارها و بارها صحبت کردیم.
در باب عناصر مختلفی که در فرهنگ اسلامی هست.
در ویژه برنامه شناخت اسلام، در ویژه برنامه آلت پرستان، در همین برنامه ای به نام جان در کتاب های مختلفی که تحت عنوان الله جبار یا گواه ظلم اومده در باب این فرهنگ غالب اسلامی صحبت کردیم و کم کم این فرهنگ غالب اسلامی بوده که قدرت رو به دست گرفته و ایرانیان رو وارد این نگاه تازه به جهان کرده.
در باب این فرهنگ هم در آتی هم باز هم صحبت می کنیم.
اما اون ویژه برنامه هایی که دربارش صحبت کردم در باب کتاب هایی که وجود داره و از خودم هم در اختیار شماست که می تونید بیشتر به این فرهنگ برسید.
اما در قسمت های آتی هم صحبت می کنیم.
اما در مجموع نگاه در این قسمت مشخص این بود که این حمله اسلام در نهایت فرهنگ کهن ایرانی رو فرهنگ زرتشتی که فرهنگ غالب بود رو از میان برد.
اما قاعدتا از اون ها در آتی تاثیر گرفت و فرهنگ ها باز هم زنده شدند.
در جهان اسلام که باز هم درباره اش صحبت می کنیم و در باب فرهنگی که اسلام پدید آورد باز هم صحبت خواهیم کرد.
آیا حمله اسلام به ایران صرفاً یک جابجایی قدرت سیاسی بود یا آغازی بر یک استحاله عمیق فرهنگی؟ برای درک این فاجعه تاریخی، باید ابتدا به درون ساختار در حال فروپاشی ساسانی نگریست. جایی که موبدان زرتشتی با تکیه بر قدرت مطلقه، نابرابری را نهادینه کرده و حق تحصیل و زیست انسانی را تنها برای طبقه اشراف محصور کرده بودند. در چنین خفقانی، جان ایرانی پیش از آنکه با شمشیر بیگانه روبرو شود، در محاصره فساد خودی به زانو درآمده بود.
در تحلیل این اپیزود، بر چند محور بنیادین تأکید میکنیم:
مسئله اساسی این است: چگونه یوغ اسارت برای زنده ماندن پذیرفته شد؟ وقتی فاتحان راهی جز «اسلام، مرگ یا جزیه» باقی نگذاشتند، انسان ایرانی برای بقا، تن به بندگی داد. اما این بندگی، پایانی بر فرهنگ کهن نبود؛ بلکه آغازی بر یک زیست پنهان و ادغام زیرپوستی مفاهیم کهن در کالبد جدید بود. ما با بازخوانی حمله اسلام، در واقع به دنبال ریشههای این «زیست دوگانه» و انفعال تاریخی هستیم که تا به امروز در روان جمعی ما جاری است.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.