در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
برساختهای انسانی در هشتمین ایستگاه خود، به بررسیِ پدیدهای میپردازد که مرز میانِ واقعیت و تخیل را درنوردیده است: «هنر». هنر، اضافاتی است که انسان به جهان بخشیده تا شاید در میانِ زشتیهای بیپایان و ساختارهای ظالمانه، کورسویی از زیبایی و تسکین بیابد. اما آیا هنر همواره در خدمتِ اعتلای جان بوده است یا خود به بخشی از چرخه استثمار و مسخِ تودهها بدل گشته؟
نیما شهسواری در این اپیزود از پادکست به نام جان، با نگاهی موشکافانه هنر را از سه منظرِ کالا، معنا و ابزار تحلیل میکند. او از خطرِ «ابتذال» در هنر سخن میگوید؛ جایی که هنرمند به جای ارتقای سلیقه مخاطب، به بردهیِ تمایلاتِ نازلِ بازار و یا بوقِ تبلیغاتیِ قدرتها تبدیل میشود. در این گفتار، هنر نه یک تجمل، بلکه «بزرگترین پل برای تغییرِ غیرجبری» معرفی میشود که میتواند ارزشهای کهنه و ظالمانه را ویران کرده و انسانی تازه خلق کند.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
با شما هستم.
این قسمت هشتم از ویژه برنامه برساخت های انسانی است و ما قراره تو این قسمت درباره هنر صحبت کنیم.
ممنون که همراه من هستید.
خب دوستان توی این ویژه برنامه مشخص ما درباب برساخت های انسانی صحبت کردیم.
در قسمت ابتدایی سعی کردیم یک تعریف کلی و یک مقدمه ای رو نسبت به این بحث داشته باشیم و در قسمت های بعدی هم در باب عناوین مهمی از این برساخت ها صحبت کردیم.
وقتی ما داریم درباب برساخت انسانی صحبت می کنیم منظور نظرمون مجموعه ای از باورها، نگاره ها، نهادها و تمامی عناوینی که انسان به وجود آورده است.
انسان به نوعی به جهان اضافه کرده.
خب قاعدتا این عناوین می تونن همداستان و همراستا با ذات جهان و طبیعت دنیا باشن باشند یا تکمیل کننده اش باشند و یا حتی در برابر آن ذات و ماهیت حقیقی که ما از دنیا میشناسیم باشند.
قاعدتا وجودیت این برساخت های انسانی به واسطه بهزیستی برای آدمیزاد است.
انسان ها میتوانند چه به صورت فردی چه به صورت اجتماعی به دنبال راه و چاره ای بوده باشند تا با ساختن یک برساخت مشخص زندگی را برای خود یا دیگران بهتر بکنند.
در مجموع این تصویر کلی و این شمای کلی که پیرامون برساخت های انسانی داریم را داریم درباره اش صحبت میکنیم.
عناوین مهمی داره که در قسمت های مختلف سعی کردیم درباره اش صحبت بکنیم.
از اقتصاد خدا، طبقات و تمامی این عناوین تا این قسمت مشخص که داریم در باب هنر صحبت میکنیم.
هنر هم یکی از آن برساخت های مهم انسانی ست.
یعنی شما وقتی نزدیک به مفهوم هنر میشوید موضوعی است که کاملا زاییده تخیل انسانی است و انسان به وجودش آورده به نوعی وامدار از برخی از تصاویر موجود در طبیعت و ذات جهان هست اما بهش بال و پر بیش تری داده شده.
مثلا وقتی شما دارید در باب هنر و موسیقی صحبت می کنید می تونید اذعان کنید که این یک اضافاتی است که انسان به جهان هستی داده.
یک موضوع تازه ای است که انسان وارد جهان هستی کرده.
خب قاعدتا ما اصوات مختلفی رو در سطح جهان و در طبیعت داریم.
از صدای حیوانات در نظر بگیرین تا صدای پرندگان و صدای طبیعت.
اما اینها اون هارمونی لازم، اون ملودی لازمی که ما در موسیقی داریم رو ندارن و حالا انسان به نوعی برگرفته از این موضوع ذاتی که در جهان وجود داره یه همچین موضوع تازه ای رو پدید آورده که ما تحت عنوان هنر موسیقی میشناسیم.
گفتیم وقتی در باب برساخت صحبت میکنیم برساخت های متفاوت همواره اینگونه هستن.
میتونن از وامدار از موضوعات واقعی و ذاتی جهان باشن، از طبیعت باشن یا میتونن حتی چیزی فراتر از اونها ها باشند یا تکمیل کننده باشند.
هنر هم یکی از این برساخت های انسانی است ولی قاعدتا ما باید در باب این هنر بیشتر صحبت کنیم و در قسمت های مختلف به نام جان هم درباب هنر صحبت کردن.
توی این قسمت مشخص هم باز میخوایم نزدیک بشیم به مفهوم مهمی که قاعدتا زندگی ما رو هم تحت تاثیر خودش قرار داد.
من وقتی درباره هنر صحبت می کنم هنر رو یکی از اون عوامل عمده و مهم در راستای تربیت و تعلیم و تعبیر انسان ها میدونم.
یعنی وقتی ما داریم در باب انسان و اصولا صحبت میکنیم، مفهوم و معنای انسان ما نیازمند تغییر در انسان هستیم به واسطه اتفاقات ریز و درشتی که در جهان داره میوفته.
یعنی وقتی به جهان امروز نگاه میکنیم پر از ظلم ها، کاستی ها و زشتی هایی که باهاش دست به گریبان هستیم.
یکی از راه ها رو قاعدتا تغییر میدونیم.
ما باید انسان رو تغییر بدیم.
یکی از عوامل مهم در تغییر دادن انسان ها هم همین هنر هست.
یعنی ما نهایتا چشم و امید به تعلیم و آموزش انسان ها، آگاهی دادن به انسان ها داریم برای تغییر کردنشون.
و حالا یکی از اون دست های پر توان هم می تونه هنر باشه.
پس هنر قاعدتا جایگاه و پایگاه بالایی داره در اون نگاهی که ما به جهان.
پس باید درباره اش بیشتر و بیشتر صحبت کرد.
برساخت انسانی اش که در زندگی ما هر زندگی روزمره مون حتی در به وجود آوردن نحله های فکری در به وجود آوردن حرکات بزرگ اجتماعی هم تاثیرگذار بوده و هست و این پتانسیل رو در خود داره.
یعنی شما می تونید در نظر بگیرید که از هنر میشه استفاده کرد.
به عنوان ابزاری در نظر گرفت برای تغییر توده ها برای بوجود آوردن یک حرکت جمعی بزرگ.
یکی از کارکرد های بزرگ هنر همین هست.
فرای این که هنر در زندگی روزمره ی ما نقش داره.
همه ما به نوعی با هنر درگیری هایی داریم حتی اوقات فراغت مون رو باهاش میگذرونیم.
در نهایت بر ساخت مهمی است که در زندگی ما جا گرفته و معنای خاصی را هم به جهان ما داده.
اصولا خود هنر مبدل به یک معنا شده.
یعنی شما وقتی نزدیک به مفهوم هنر میشوید میبینید که از آن جنبه های ابزاری خودش فراتر رفته.
یعنی شما هم مواجه میشوید با یک جماعتی که اصلا زیست و کلیت معنای زندگی خودشان را گره خورده به معنای هنر میدانند.
هنر را به نوعی مبدل به معنای زندگی خود کردهاند.
تمام این جماعتی که میبینید چگونه تمام زندگی را صرف هنر میکنند صرف نوشتن و ساختن، موسیقی، ساختن، فیلم ساختن و الی آخر.
شما با این طیف تازه روبرو هستید که معنای زندگی را گره خورده با معنای هنر دارند تصویر میکنند.
یک معنایی خارج از آن وظیفه ای که میتواند هنر داشته باشد.
ابزاری که میشود از هنر داشت رو به خود هنر نسبت میدهند.
این طور نیست که وقتی ما داریم درباب هنر صحبت میکنیم، فرای این برساخت انسانی که مبدل به یک ابزار و یک نهاد قدرتمند برای پیش بردن اهداف می تونه باشه.
برای یک جماعتی مبدل به معنای اصلی حیات شده مترادف با معنای زیستن شده.
این هم خیلی ساده است که به اطراف هم که نگاه بکنید می تونید همچین نمونه هایی رو ببینید.
پس هنر در وهله اول یک همچین کارکردی رو هم برای انسان ها داشته.
یعنی یک برساختی است که هم به عنوان ابزار میشه ازش استفاده کرد هم برای مثلا اوقات فراغت داره ازش استفاده میشه هم خودش به مفهوم کلی خودش مبدل به یک معنای مجزا شده که در اون تقسیم بندی ای که من همواره در باب هنر هر وقت صحبت کردم داشتم، باز هم این تداعی کننده همان نگاهی است که من بارها در موردش صحبت کردم.
یعنی ما وقتی در باب مسئله هنر و این برساخت هنر صحبت می کنیم، سه قسمت در هنر میتونیم در نظر بگیریم.
چیزی که تحت عنوان هنر کالا میشناسیم یعنی هنری که امروزه مبدل به کالایی شده برای فروختن همان بخشی است که اوقات فراغت زندگی انسان ها را پر می کند، زندگی روزمره را پر می کند.
ساختن سریال های متفاوت، ساختن رمان ها و کتاب های پرفروش و الی آخر.
این ها آن جنبه ی هنر کالا هنر هستند یعنی هنری که مبدل به کار هایی برای عرضه در بازار شود.
خب منطق های خودش رو داره، بازار رو میشناسه، قاعدتا نیازمند مشتری هست و اصولا برای تولید سرمایه و ثروت وارد این میدان شده.
اینکه داره چه چیزی تولید میکنه بسته به سلیقه جمعی است.
بسته به نظر و میل مشتری ها هست.
مشتری هایی که مخاطبین هنر هستن.
خب ما یک جنبه از هنر رو در همین میبینیم.
از سوی دیگه مواجه میشیم با جماعتی که هنر رو مبدل به یک معنا کردن.
هنر برای هنر.
یعنی شما مواجه میشی با جماعتی که برای هنر دارن فعالیت میکنن برای پیشبرد این هنر، برای رسیدن به معنا در این هنر همان جنبه هایی که همه باهاش روبه رو هستیم دیگه.
مثلا اگر نزدیک به حیطه ادبیات بشید، کسانی که در راستای تغییر فرم های هنری دارن تلاش میکنن.
اگر شعر میگن و سعی میکنن شعر رو در یک ساختار تازه بیان بکنند سعی میکنن در راستای به چالش کشیدن خویشتن و یا مخاطبین در عناوین هنری در تکنیک های ادبی استفاده بکنن.
اگر وارد حیطه ی سینما میشیم سعی میکنن فیلم های هنری بسازن.
اینها جماعتی هستند که هنر رو یک معنای مجزایی بهش دادن.
یعنی دیگه به هنر به چشم یک برساخت و ابزار نگاه نمیکنن که قرار باشه کاری رو به پیش ببره.
دسته ی اول اینگونه است که این هنر رو مبدل به یک کالا برای فروختن کرده.
اما این دسته دوم دیگه همتای اونها نیست.
اینها جماعتی هستن که خود هنر رو معنا دادن و حالا به خود هنر معنی بخشیدن و برای پیشرفت خود هنر هست که تلاش میکنن برای بهتر شدن هنر هست اگر قرار هست فیلمی بسازند قرار هست که سینما رو قدرتمندتر بکنند.
قرار هست که هنر خودشون رو به چالش بکشند.
اگر قرار هست کتابی بنویسند هم به همین شکل و در کنار اینها ما مواجه میشیم با جماعتی که هنرمند بی نام نامشون رو گذاشتن.
یعنی کسانی که حالا وارد این حیطه شدند و از هنر به عنوان ابزار استفاده میکنند برای اینکه صحبت خودشون رو، باور خودشون رو، نگاه خودشون رو، انتقاد خودشون رو، راهکار های خودشون رو مطرح بکنند، درد رو بگن، درمان رو بگن، نسبت به مسائلی که دغدغه هاشون هست صحبت بکنن.
حالا این هنر مبدل به ابزاری شده برای ابراز درد ها و درمان ها، مشکلات ریز و درشت انتقاد هایی که داریم برای تغییر به وجود آوردن برای اینکه انسان ها رو تعلیم بدهند.
حالا میبینیم با یک جماعتی روبه رو میشیم که تحت عنوان هنرمند بی نام میشناسیمش و در این تقسیم بندی ما قرار میگیره.
یعنی وقتی شما در این تقسیم بندی ها به جهان نگاه می کنید، به معنای خود هنر نگاه می کنید هم با این برش ها به همین گونه می توانید باهاش روبرو بشید.
یعنی از یک سو شما روبرو میشید با هنری که مبدل به کالا شده برای اوقات فراغت مردم هست، برای زندگی روزمره آنها هست.
از یک سو با هنری روبرو میشید که معنا رو در خود هنر دیده و میخواهد خود هنر رو ارتقا بده، جلا بده، بزرگ بکنه و جایگاه و پایگاه بهش بده.
و در نهایت با هنری روبرو هستیم که هنر رو به عنوان ابزاری برای ابراز باور ها، انتقاد ها، ساختن ها، گفتن دردها و مطرح کردن درمان ها داره ازش استفاده میکنه.
در مجموع این تصویر کلی و شمای کلی پیرامون مساله هنر و این برساخت هست.
قاعدتا ما وقتی نزدیک مفهوم هنر میشیم میتونیم اون تصاویر زیبایی در هنر رو ببینیم.
یعنی در برابر یک جهان پر از زشتی ها.
نه به مفهوم تام خود.
این که ما بگیم همه جای جهان زشت است و همه چیز در نهایت زشتی است.
اما جهان، جهان ظالمانه ایست.
جهان، جهان پر ظلمی ست.
به هر موضوعی در جهان نگاه می کنید، این عناصر ظالمانه را در آن احساس میکنید، لمس میکنید.
شما مواجه میشوید با موضوعات دردناکی که در جهان وجود دارد.
یعنی اگر ما مواجه میشویم با یک مثال همواره در زندگیمان، در زندگی تمام جانداران، همین خوردن غذا، همین سیر شدن، همین موضوع مهم و حیاتی که زیستن ما و زندگی ما را درگیر کرده، مواجه میشویم با دنیایی که پر از ظلمت هاست، پر از نابرابری هاست.
برای زنده بودن دیگران را از میان میبریم.
حالا وقتی شما مواجه میشوید با این زشتی های بی پایان در جهان، حالا شاید ما یک سنگری را پدید آوردیم تحت عنوان هنر این برساخت.
انسانی که میتواند در دلش زیبایی هایی بیافریند و آن نقطه ایست که شاید بتواند ذره ای به ما تسکین بده.
این نقطه ایست که آدم احساس قرابت حتی گاها میتواند میتونه با هنرمندی که برای هنر و برای اعتلای هنر هم فعالیت میکنه داشته باشیم.
یعنی مایی که در جهان، جهان رو پر از زشتی ها و نابرابری ها و از میان رفتن آزادی و در اسارت بودن میبینیم هم وقتی رو به رو میشیم با هنرمندی که دغدغه ای نداره اما در راستای اعتلای هنر هم گام بر میداره باز میتونیم احساس قرابتی باهاش بکنیم چرا که انگار در این زشتی متداول و متداولی که جهان رو فرا گرفته حالا یه ذره یه کورسوی از زیبایی رو داره به شما نشون میده و این کورسو می تونه ذره ای التیام بخش دردها و زخم های باز ما در زندگی باشه.
پس از این روست که ما وقتی به مبحث هنر و این بحث ها نگاه میکنیم رو به رو میشیم با مفاهیم زیبا شناختی که در خودش داره و اون نقاطی است که میتونه به ما التیامی بده مرهمی بر دردها و زخم های ما بشه.
پس قاعدتا منظور از این زیبایی نهفته درون هنر هم همین موضوعات هست.
شما وقتی یک موسیقی زیبا گوش می دهید، فارغ از اینکه این هنر در راستای کالا هنر باشد، هنر برای هنر باشد و یا توسط یک هنرمند بینا هم به وجود آمده باشد، از خود موسیقی و از جان موسیقی می توانید لذت ببرید و برای ذره ای از زشتی ها فاصله بگیرید و خودتون رو به اون زیبایی و آن تصویر زیبا نزدیک کنید.
قاعدتا این نقطه ای نیست که ما بخواهیم به آن اتکا کنیم و بخواهیم بزرگداشتی برایش در نظر بگیریم چرا که دنیای ما پر از زشتی هاست و نیاز برای تغییر در اون احساس میشه.
اینکه ما باید در این دنیای پر از درد به فکر درمان باشیم، اینکه اگر قرار باشه ما خود را با این خواب طولانی بزنیم و در این وحشت مدام و دنباله دار زندگی مون رو به پیش ببریم، فقط برای اینکه خودمون لذت ببریم قاعدتا با نگاه ما به جهان دور هست.
اما باز هم با تمام این تفاسیر این نقاط کوچک زیبا در جهان پر از زشتی ها می تواند تسکینی برای ما باشد.
ما در مجموع نیاز به ساختن معنا داریم برای زندگی یعنی همه انسان ها.
ما بارها در این ویژه برنامه مشخص برساخت درباره اش صحبت کردیم.
وقتی داریم در باب برساخت هویت صحبت می کنیم هم گره خوردن این مساله با جست و جوی انسان برای معنا یک سو است.
اگر داریم در باب ادیان و خدا صحبت می کنیم هم داستان به این شکل است.
یعنی انسانی که در این جهان با توجه به آن میزان عقل و دانش و شعوری که در خود دارد، به دنبال یک معنا و یک چرایی است برای این زندگی کردن.
این زندگی که با یک نگاه دورتر از او حتی میشه به پوچی بی انتهاش رسید.
با هر نوع تفسیری که بهش نگاه بکنید میتونید به پوچی برسید.
اصلا این دنیا برای چی وجود داره؟
چرا ما زندگی میکنیم؟
نهایت این دنیا قرار هست چی بشه؟
پرسش های بی پاسخ بسیاری که در طول حیات به دنبال انسان داره میگرده و اون رو در این اسارت و حصر و زندان های پر از پرسش رها میکنه.
حالا انسان پر از این پرسش های هستی شناختی قاعدتا به دنبال جستجوی یک معنایی است که به این زندگی بی مفهوم و پوچ خودش یک معنایی عطا کنه.
دستاویز های زیادی در این زندگی وجود دارند.
یعنی شما به دنبال خدا و مفاهیم خدا و ادیان میرید.
برای اینکه معنایی به زندگی خودتون بدید.
به دنبال اون مفاهیم هویتی میرید و به ملیت خودتون افتخار میکنید و در نهایت هویت و ملیت و معنای زندگی خودتون رو گره میزنید با مفهوم ملیت.
حالا همه زندگی را در همون ملیت و کشوری که به دنیا اومدید میبینید و تمام زندگی را هم در همون داستان به پیش میبرید.
یکی از اون عوامل باز همین مسئله هنر هم میتونه باشه.
یعنی این انسان نیازمند به معنا برای ادامه زیستن، برای ادامه زیستن، به دور از مثلا افسردگی ها، نژندی ها، غمگین بودن ها، به دور از این راکت بودن و روزمرگی ها به دور از این زندگی بی جریان داشتن.
قاعدتا آن انسان به دنبال معناست و حالا دستاویز های بسیاری رو قرار میده.
همتای هنر برای اینکه به زندگی اش معنا ببخشه و قاعدتا انسانی از هنر هم استفاده میکنه و در نهایت مبدل به اعتلای هنر میشه و هنر برای هنر و زندگی در این تصویر ارائه شده، قاعدتا فرای اون از هنر همواره در طول تاریخ سوءاستفاده هایی میشه.
تمام سلطه گران قدرتمندان از ادیان شما در نظر بگیرید تا حکومت ها و سیاست ها.
تمامی اینها در طول تاریخ سعی کرده اند سوء استفاده کنند از هنر، از همون نقاط ابتدایی.
شما تصور کنید تا امروز میتونید این سیر دنباله دار رو ببینید.
شما مواجه میشید با کسانی که برای تبلیغات، برای همسو کردن، برای سفید شویی کردن ها، برای تمامی این عوامل، برای فرهنگ سازی و آموزش دادن سعی کردند از هنر سوءاستفاده کنند.
هنرمند رو به استخدام خودشون در بیارن.
امروز نمونه های واضحش رو میبینیم.
در طول تاریخ هم دیدیم.
یعنی شما اگر رو به رو میشید با چیزی تحت عنوان کالا و هنر در جهان میتونید مواجه بشید.
با این تصویر ارائه شده از یک سو برای خام کردن برای مسخ کردن انسان ها، از یک سوی دیگر برای تزریق کردن اون تعالیم و نگاه هایی که به آن باورمند هستند برای همسو کردن مردم با اون نگاه خاصه در اون ویژه برنامه ای که تحت عنوان مسخ انسان داشتم در باب هنر و این مساله هم تحقیق و بیشتر صحبت کردم.
قاعدتا تمام این ها رو ما در طول تاریخ شاهدش بودیم.
یعنی شما اگر امروز روبرو میشید با جماعتی که به نوعی مسخ هست و دیگه توانی برای حرکت نداره، یکی از اون جنبه های عمده اش که روش تاثیر گذاشته قاعدتا همین هنر کالاست.
هنری که مبدل به یک ماده مصرفی شده و این جماعت هم به دنبالش در سوپر مارکت ها دارن میدوند و میگیرنش.
میگیرند و مصرف میکنند و حالا در این مسخ شدگی هم به پیش میروند.
آن مفاهیم و معانی که باید بپذیرند و میپذیرند، میشنوند و با تکرار مداوم و متوالی آن، در نهایت آن را قبول میکنند.
یعنی چیزی که ما باهاش روبهرو میشویم خیلی از ضد ارزش هایی که مبدل به ارزش میشود، ارزش هایی که مبدل به ضد ارزش میشود.
اصولا جولانگاهی تحت عنوان هنر جایگاه بزرگی است در جهان هستی برای تغییر دادن انسان ها.
شما وقتی به جهان نگاه میکنید، یکی از قوه های بزرگ و مستحکم برای تغییر دادن انسان ها، قوه جبری تحت عنوان قانون حکومت و حکم حکومتی دست قدرتمند آن دست سلطه گر میتواند با قانون گذاری یک ارزش تازه ای را به مردم بخورانند، مجبور به قبول کردنش بکند.
اما یکی از قوه های قدرتمند همتای این قوه جبری مفهوم هنر هست.
حالا از دستاویزی به هنر میشه اون ارزش ها رو به گوش مردم کرد.
با تکرار مکرر اون عناوین اینها رو آزموده و تعلیم دیده و آبدیده کرد و در نهایت این جماعتی باشند که با شنیدن مکرر این ارزش ها، این ارزشها رو قبول کنند، تکرار بکنند، به وجودش بیارن، در جامعه به پیشش ببرن و ما داریم میبینیم در جای جای جهان هم میبینیم از جمهوری اسلامی با همون سطح ضعیف و احمقانه ای که داره از این هنر سو استفاده میکنه برای القاء باورهاش یا حتی در یک جامعه پیشرفته تر توسط افراد باهوش تر.
حالا اون عناوین خیلی راحت تر، زیبا تر، زیرپوستی تر داره منتقل میشه.
یعنی یک جایی مثلا شما مواجه میشید با یک فیلم و سریال خیلی خیلی احمقانه ای که داره تمام مضامین رو مستقیم به چشم و گوش شما میکنه و شما هم ری اکشن تون نسبت بهش خیلی عادی از کنارش گذشتن و مسخره کردنش هست و یک جایی هم میتونه این رو به بهترین شکل و هنرمندانه ترین شکل ممکن بکنه و شما حتی نفهمید و این ارزش تازه رو لمس نکنید اما کم کم به واسطه تکرارش قبولش کنی.
پس قاعدتا وقتی ما نزدیک به مسأله هنر میشیم با تمام این عناوین روبرو میشیم اینکه هنر مبدل به کالا شده، اینکه انسان ها به واسطه نیاز به معنا به سمت و سوی هنر میرن.
اینکه هنر در اسارت سلطه گران هست.
قاعدتا تمام این تصاویر در دل این برساخت انسانی وجود داره و اینها اون نقاطی است که نقاط ضعف و سنگینی در دل هنر هست.
از سوی دیگه رو به رو میشیم با این ابتذال در هنر و این بی معنا شدن هنر که همون برگرفته از تبدیل شدن هنر به کالا هست.
یعنی شما وقتی معنای هنر رو اول تهیه میکنید قرار بر این نیست که از این ابزار برای پیش بردن فکری، صحبتی، باوری، اندیشه ای، تعبیری استفاده بکنید و حالا فقط و فقط چشم و نگاهتون به این هست که من دارم یک چیزی تولید میکنم و یک جماعت مشتری باید باشند که اون رو بخرند و ازش استفاده بکنند.
حالا دیگه کم کم تبدیل به همون کالاهای روزمره زندگی ما میشه.
دیگه تبدیل مثلا به دمپایی و کفش و شلوار و لباس میشه.
اگر مردم و جماعت در برابر به دنبال فلان مدل از لباس هستند، تولید کننده مجبوره بر این هست که اون رو تولید کنه و بده چون مشتری پولی نخواهد داد.
دیگه قرار بر این نیست که شما سلیقه ای بوجود بیارید.
سلیقه مردم هست که راه و چاره رو برای ساختن شما برای بوجود آوردن شما به پیش میبره و این اون نقطه ای است که ما می بینیم.
مدام داریم ابتذال در هنر رو می بینیم که هر روز و هر روز با کیفیت پایین تر عناوین هنری احمقانه تر تولید میشه.
چرا که یک جماعت بیشماری در آرزوی رسیدن به همین عناوینی هستن که بهشون داده میشه.
یعنی یک بده بستانی بین مخاطبین و هنرمندان داره بوجود میاد.
اون چیزی که مخاطبین نیاز دارن رو اون هنرمندانی که کالا هنر دارن تولید میکنن.
اون موسساتی که دارن تولید میکنن، دولت هایی که تولید میکنن چیزی که مردم می خوان رو به نوعی دارن بهشون میدن.
شما وقتی وارد این حیطه کالا هنر میشید همتای چیزی است که انسان ها تولید میکنن.
شما در کارخونه تون نمی تونید چیزی که خودتون فکرمیکنید رو بسازید.
چیزی که مشتری قبول میکنه رو باید بسازید.
حالا وقتی وارد حیطه ی هنر هم میشیم قضیه به همین شکل هست.
اگر مردم تقاضای مثلا دیدن فیلم های طنز سطح پایین و احمقانه با شوخی های احمقانه دارن، حالا همون بهشون تحویل داده میشه.
چرا که قرار هست این کالا هنر تولید بشه و این جماعت اونو بخرن.
اگر یک فیلمی با یک مضمون متفاوت تولید بشه کسی نیست که بالای این پولی بده و اصلا وارد این چرخه هم نمیشه.
حال اینکه قاعدتا سیستم هایی شکل میگیره برای اینکه بخوان خط و ربطی بدن به این سلیقه سازی ها دیگه خیلی قرار نیست تو این ویژه برنامه و این قسمت ها نزدیک به این مضامین بشیم هرچند که در قسمت های مختلف به نام جان سعی کردم در باب این مسائل هم صحبت بکنم.
در مجموع این که وقتی شما نگاه می کنید این ابتذال رو در دل هنر هم شاهدش هستید.
ما نیازمند اون هنرمند مستقل هستیم که فارغ از این عناوین دنباله دار بتونه در راستای این برساخت انسانی حرکت مثمر ثمر رو انجام بده.
یعنی شما هر چقدر بستگی و وابستگی بیشتری نسبت به این عناوین داشته باشید قاعدتا ثمره ی نهاییتون هم بی کیفیت تر و احمقانه تر خواهد بود.
اگر شما وابستگی به حکومت ها داشته باشید، به سلطه گران و قدرتمندان داشته باشید، قاعدتا مجبور بر این هستید که اوامر و فرمایشات اون ها رو به پیش ببرید.
اگر شما وابستگی ای نسبت به کالا هنر داشته باشید و برای کسب ثروت وارد این داستان بشید هم قضیه به همین شکل هست.
همون سلیقه نازل جمعی که وجود داره در نهایت خط و ربط ساخت آثار شما را هم پدید میاره.
پس ما نیاز داریم که هنرمندی مستقل در این دنیا وجود داشته باشه تا بتونه اون صحبت لازم رو انجام بده.
ما نیاز داریم که هنرمند در نهایت از هنر به عنوان ابزاری استفاده بکنه و اون هنر بینا رو تحویل دیگران از هنر در راستای تغییر در راستای تعلیم استفاده بکنه.
قاعدتا این چیزیست که ایده آل من هست و نگاه من نسبت به این برساخت هست.
اما میتونن جماعتی باشن که هنر رو برای هنر بخوان و هنر رو بعنوان کالا هنر بخوان و به این هم پافشاری داشته باشن.
اون هم نظرشون محترمه.
چرا که این مسئله، مسئله ای نیست که جان دیگران رو تحت خطر قرار بده و آزاری به دیگران برسونه و با توجه به اون مضمونی که من در راستای مضامین اخلاقی و این برساخت اخلاقی هم صحبت کردم که ما برای تمام عناوین مون نیاز به یک چهارچوب داریم.
چهارچوب مشخص قانون آزادیست آزار نرساندن به دیگران هست.
وقتی ما این متن رو در دست بگیریم این دیگران رو همه جانداران در نظر بگیریم.
حالا وقتی وارد حیطه ی هنر میشویم قاعدتا هر کسی میتونه هر نظری داشته باشه چرا که آزاری به دیگران نمیرسونه.
تا جایی که آزاری به دیگران نرسونه.
قاعدتا موضوع قابل عرض و بحثی هم نیست که بخوایم بکنیم اما ایده آلی که ما مطرح میکنیم در راستای این برساخت این هست که ما نهایت باید به نقطه ای برسیم که هنرمند مستقل هنرمند بینایی وجود داشته باشه تا دردها رو بگه تا به فکر درمان باشه تا از دغدغه ها صحبت بکنه، از هنر به عنوان یک ابزار استفاده بکنه و در نهایت به نقطه ای برسیم که از هنر برای تغییر انسان ها، برای به وجود آوردن ارزش های تازه، برای از بین بردن ارزش های ناهنجار، ارزش های زشت، ارزش های ظالمانه استفاده بکنیم.
قاعدتا ما باید هنر رو به این سمت ببریم چرا که هنر بزرگترین پل برای تغییر هست.
بزرگترین پل برای تغییر غیر جبری است.
شما به دور از تحمیل اگر قرار باشه جماعت تازه ای را وارد میدان بکنید، انسان های گذشته رو تغییر بدید و حالا یک جهان تازه رو پدید بیارید.
برای خلق این انسان ها نیاز به تعلیم دارید و یکی از اون نقاط قدرتمند برای تعلیم دادن همین هنر هست.
شما حتی اگر قرار باشه در باب عمیق ترین موضوعات فلسفی هم صحبت کنید، اگر این موضوع فلسفی رو در یک داستان در قالب یک داستان با جماعت مطرح کنید، بهترین جواب رو خواهید دید.
اگر قرار باشه مهمترین موضوعات روانشناختی رو هم مطرح کنید برای تغییر، اگر قرار باشه ارزش تازه ای رو با جماعت مطرح کنید در قالب یک داستان در قالب یک فیلم میتونید به بهترین شکل ممکن روی مخاطب خود تاثیر بزارید.
تاثیر بلند مدتی بذارید که تفکر اون آدم رو تغییر بده، نگاه اون رو تغییر بده.
انسان ها در طول حیاتشون با خواندن کتاب های متفاوت، دیدن فیلم ها و اصولا ورود به این فلسفه هنر هست که زندگی شون تغییر می کنه.
خیلی اوقات این تغییر ها خیلی بزرگ و اساسی نیست.
یعنی مثلا کسی نمیاد بگه که من از موقعی که فلان چیز را دیدم یا فلان کتاب رو خوندم کاملا زندگیم کنفیکون شد و تغییر کرد.
اما این تغییرات جزئی جزء به جزء داره روی زندگی انسان تاثیر میذاره.
هر کدوم با تلنگری نوعی از نگاه نوعی از سوال رو حتی تو دل انسان بوجود میاره.
تشکیک رو بوجود میاره.
در باب خیلی از موضوعاتی که انسان ها دگم بودن میتونه تغییرات رو بوجود بیاره.
نهایت نگاه این هستش که ما بزرگترین پل رو برای تغییر در دل همین هنر میتونیم پیدا کنیم و باید برای بال و پر دادنش تلاش بکنیم.
ما نیاز داریم که یک بازتعریف دوباره ای نسبت به این برساخت انسانی داشته باشیم و هنر رو در راستای یک ابزار تعریف بکنیم.
همتای تمام نهاد های دیگه ای که میشه ازشون استفاده کرد.
اگر ما داریم از آموزش و پرورش استفاده میکنیم در راستای بزرگداشت خود آموزش و پرورش قرار نیست کاری انجام بدیم.
قرار هست از این ابزار استفاده کنیم و بعد بیاییم وارد این حیطه بشیم برای تغییر دادن.
برای تعلیم دادن.
برای اینکه عناوین درست رو به انسانها تدریس بکنیم تعلیم بکنیم.
همون چیزی که باعث این زندگی اسفناک انسانی شده.
یعنی شما وقتی به انسان و زندگی انسان نگاه میکنید میبینید که چگونه تعالیم نادرست و زشت در طول این سالیان دراز زندگی انسان ها و دیگر جانداران رو تحت سیطره خودش قرار داد.
اگر ما مواجه میشیم با سالیان طول و درازی که انسان ها برده داری کردند، به واسطه اون تعلیم نادرستی است که مدام دوش به دوش، گوش به گوش، شانه به شانه، از نسلی به نسل دیگه داره منتقل میشه و در نهایت یک جماعتی همتای هیولا ها رو پدید میاره که به این ارزش های خودشون هم پایبند هستند.
در نهایت ما نیاز به یک هنرمند مستقل داریم که مستقلانه وارد حیطه هنر بشه و حالا با دغدغه های خودش پلی به سوی این تغییر رو در دل انسان ها به وجود بیاره و ما با این بازتعریف دوباره از هنر.
فردایی رو بسازیم که در دل آن انسان ها، حیوان ها و گیاهان، همه و همه آزادانه و در.
برابری زندگی کنند و دنیای تازه ای را پدید بیاریم.
در انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره.
میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه برنامه ای به نام جان نمیشه.
من پیش از اینکه بخوام برنامه ای به نام جان رو ضبط و منتشر کنم، آرا و افکار و عقاید رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر در آوردم.
تمامی این عناوین به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این صدای تغییر شنیده بشه اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
در پناه آزادی.
تحلیل برساختهای انسانی در حوزه هنر، ما را با پتانسیلِ عظیمِ این نهاد برای «تعلیم و تربیتِ رهاییبخش» روبرو میکند. نیما شهسواری معتقد است که هنر، فراتر از یک سرگرمی، یک ضرورتِ هستیشناختی برای انسانی است که در جستجویِ معناست. با این حال، او هشدار میدهد که «هنر کالا»—یعنی هنری که تنها با منطقِ سود و زیانِ بازار تولید میشود—سلیقه جامعه را به قهقرا برده و مفاهیمِ عمیق را از معنا تهی میکند. در این فرآیند، هنر به جای آنکه تلنگری برای بیداری باشد، به مخدرِ مسخکننده بدل میگردد.
در واقعیت، برساختهای انسانی همواره در معرضِ سوءاستفادهیِ سلطهگران قرار دارند. شهسواری با اشاره به تاریخ، نشان میدهد که چگونه قدرتها (از ادیان تا حکومتهای توتالیتر) از هنر برای «سفیدشویی» و تزریقِ ارزشهای دگمِ خود استفاده کردهاند. راهِ حلِ پیشنهادی او، بازگشت به مفهومِ «هنرمندِ مستقل» است؛ کسی که نه برای خوشایندِ حکومت مینویسد و نه برای جیبِ سرمایهدار، بلکه از هنر به عنوانِ ابزاری بینا برای فریادِ دردها و ترسیمِ درمانها بهره میبرد.
نکاتِ کلیدی این رویکرد هنری عبارتند از:
ما برای ساختنِ فردایی که در آن انسان، حیوان و گیاه در برابری زندگی کنند، به «هنرِ بینا» نیاز داریم. این هنر است که میتواند «قانون آزادی» را در لایههای زیرینِ فکرِ بشر نهادینه کند. برای درکِ عمیقترِ پیوندِ میان هنر و رهایی، کتابهای نیما شهسواری را در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان دریافت کنید. هنرِ واقعی، نخستین قدم برای خلقِ جهانی آرمانی است.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.