ای خداوند حریص انسان بیمار زمین
بر چهات مینازی ای دیوانهی مجنون دین
بر تمدنهای ننگین و زمانهای قدیم
یا که بر کشتار و هذیان و تجددها علیم
ای تو انسان حریص بیمار خداوند زمین
تو غلامی و خدا رهبر به نابودی ببین
ما ز تو بودیم و بر ضد خودت مارا ببین
تو تجاوزگر به آزادی خود دیگر همین
ای فلاسف عارفانهذیانگرانایشاعران
هرچه در این سالها بافیده گویید عاشقان
این نبودا جز به هذیان و دروغ آدمان
این ریا و آن ریا معنا سخن هذیانگران
رشتهی هذیانگریِ خویشتن را بشکفید
چهرهی حقین خود را در ملأ آن بنگرید
سالهای بس درازی از ریا کشتار و خون
غارتوتبعیضوجنگوصدعذابوصدجنون
سالهایِ پر ز فقدان و جهالت داد دین
ظلم بر حیوان و انسان و گیاه و جان به کین
این شده سیمای حقین تو ای انسان ببین
تو شدی یزدان و یزدان با تو آن مفهوم کین
ما ز تو بودیم و بر ضد خودت ما را ببین
خلق انسانی دگر با جان و بیمفهوم دین
دین و آیین گشته آزادی و ایمانم رها
واژگون سیمای انسان هم اسارت هم خدا