در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
در قسمت بیست و نهم از ویژهبرنامه شناخت اسلام، نیما شهسواری به سراغ یکی از جنجالیترین موضوعات یعنی خرافات در دل اسلام میرود. او با نگاهی تحلیلی، توضیح میدهد که خرافه نه یک محصول جانبی، بلکه نتیجه منطقی «قداست» است.
شهسواری در این برنامه تبیین میکند که چگونه وقتی شخصی یا مفهومی مقدس شمرده میشود، ذهن مؤمن برای پذیرش هرگونه شایعه و امر غیبی آماده میگردد. از معجزات انتسابی به پیامبر اسلام تا باور به منجی و دعا، همگی بخشی از سیستمی هستند که «حقیقت ذهنی» را جایگزین «واقعیت عینی» میکنند. برای آشنایی بیشتر با مبانی فکری نویسنده در نقد ساختارهای قدرت و قداست، میتوانید به کتابخانه رایگان نیما شهسواری مراجعه کنید.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان ما قراره که توی این قسمت در باب خرافاتی که در دل اسلام وجود داره، حالا چه با نگاه های شیعی و چه با نگاه های سنی و در مجموع نگاه اسلامی صحبت بکنیم.
مسلما بزرگترین دلیلی که ما رو به این خرافات در دل اسلام میرسونه قداست است.
یعنی ما تا اینجا در باب مفاهیم اسلامی صحبت کردیم با هم و یک شناختی رو نسبت به اسلام با هم پیدا کردیم.
یک مفهومی که از همون ابتدا دربارش صحبت کردیم و اصل بنیادینی در باب وجودیت خداست، اون نگاه یکتا پرستانه هست و اون نگاهی که به خداوند دارن.
این نگاهی که خدا رو پرقدرت و یکتا قلمداد میکنه تنها قدرت مسلم بر جهان.
این نگاه به واسطه وجودیت خودش یک قداستی رو هم به همراه میاره.
قداستی که خدا رو در بر میگیره و خدا رو تا این حد قدسی و بزرگ قلمداد میکنه و ما گفتیم و صحبت کردیم.
در طول این برنامه شناخت اسلام و دیگر برنامه هایی که حالا تحت عنوان پادکست به نام جهان منتشر شده پیرامون این موضوع که اصلی که به وجود میاد در خودش یک فروعی رو هم به وجود میاره و قاعدتا این اصل یک بنیان فکری است برای بازتولید خود که حالا میتواند مفاهیم دیگری را هم در کنار این معنای مشخص و واحد به وجود بیاورد.
یعنی شما وقتی قائل به این قداست هستید، قائل به این یکتایی هستید.
قاعدتا پیشتر هرچقدر جلو بروید و به پیش بروید مواجه میشوید با این نگاهی که حالا یک بازآفرینی میکند، یک تاجی را به وجود میاره که حالا برای این تاج سرهای بیشماری را هم میتراشد و شما مواجه میشوید با خدایگان بیشمار.
یعنی درسته که این قاعده فکری بر پایه یکتاپرستی است و قرار است که یک خدا رو به عنوان خدای واحد و قدرتمند قلمداد کند اما در همین تفکر سعی در بازآفرینی این نگاه قدسی داره.
یعنی شما مواجه میشید با قرآنی که به فراخور اینکه یک خدای واحدی رو تصویر میکنه، یک بنده و خلقی که حالا کوچکتر و کهتر از این خدا هست رو تصور میکنه که نسبت به دیگران بزرگتر و فرمانده هست.
یعنی شما مواجه میشید با یک معنایی مثل اشرف مخلوقات بودن انسان که حالا انسان با ارزش تر و بزرگتر نسبت به دیگر جانداران هست.
نسبت به حیوانات و گیاهان هست و گفتیم و توضیح دادیم که حالا دوباره این بازآفرینی ها چه در اسلام، چه در قرآن و بعد از اون در بین مسلمونها و اصولا در بین تمام انسان ها شکل میگیره.
حالا مرتب در حال ساخت این قداست های تازه هستیم.
در پی این ساخت به نوعی قدرت های بیشمار دیگه هستیم.
در باب جنسیت اتفاق می افته.
در خود قرآن.
در نگاه های اسلام.
این که حالا مردها تا چه اندازه والاتر و بزرگتر هستند نسبت به زنان و یا نگاه های دیگه.
اینکه حالا مسلمون ها چقدر با ارزش تر هستند نسبت به دیگر انسان ها.
و این مراتب و این طبقات به نوعی شکل میگیره و همه و همه برگرفته از همین نگاه یکتا پرستانه و اعتقاد و باور به این برتری است.
حالا وقتی ما به یک مفهومی مثل خرافات می رسیم، می گوییم همه این بر می گردد به این قداست ساخته شده.
شما وقتی این برتری را بهش ایمان پیدا می کنید، حالا یک قداستی هم قائل می شوید برای آن قدرت اعظمی که بهش باور دارید.
یعنی شما مواجه می شید با یک قداستی که ساخته می شود پیرامون خدا، پیرامون قرآن و بعد از آن پیرامون محمد و حالا دیگر شخصیت های دینی که در بین این مسلمان ها به آن باور دارند و برایشان قدرتمند است ابوبکر، عمر و عثمان.
علی در بین اهل سنت و حالا علی و حسن و حسین و دیگر ائمه ای که برای معتقدان به مذهب تشیع وجود دارد و این ها هر کدام دارای یک قداستی می شوند.
فرای شخصیت هایی که ما داریم می گوییم و در باورشان یک قداستی به وجود می آید، پیرامون باور هم قاعدتا یک قداستی شکل میگیرد.
یعنی پیرامون مفاهیم اسلامی یک قداستی شکل میگیره که حالا این رو تا چه اندازه برتر و بالاتر میدونن.
اینکه در قیاس نگاه اسلامی با دیگر نگاه ها تا چه اندازه این براشون مقدس و بزرگ هست.
همون نگاه برتری طلبانه ای که در باب اشخاص شکل میگیره.
در باب باور هم قاعدتا شکل میگیره و این قداست به وجود اومده باعث پیدایش یک سری خرافات میشه.
پس ما خرافاتی رو داریم که اصولا ریشه دار در همین قداست و این برتری طلبی هست و این قداست ساخته شده به نوعی همگان رو آماده میکنند و مهیا میکنن تا حالا خرافات رو هم قبول بکنند.
حالا باید دربارش صحبت بکنیم مثال بزنیم تا بیشتر با این معنی آشنا بشیم.
یعنی منظور ما از اینکه این قداست ساخته شده باعث پیدایش این خرافات میشه؟
به چه معنا؟
یعنی شما وقتی به عنوان مثال قداستی میدید به محمد پیامبر اسلام.
حالا قائل به عصمت برای او میشید.
قائل میشید که او بیگناه هست.
در جهان هیچ گناه و خبط و خطایی رو انجام نمیده.
شما قائل میشید به اینکه این شخصیت تمام کارهایی که کرده درست بوده و در راه خدا بوده.
حالا کم کم به واسطه این قداستی که دور این شخص به وجود میاد، این حد از پرستش این آدم که مبنا و معنایی میشه برای اون مسلمون ها.
شما قائل میشید به خرافاتی که پیرامون این آدم هم شکل میگیره.
حالا این رو میشه قیاس کرد با هر معنای دیگری در جهان.
یعنی میشه براش مصداق های بیشماری رو در جهان پیدا کرد.
در باب هر فردی در جهان هستی که حالا انسان هایی وجود دارند که پیرامون این شخص مورد نظر یک قداستی رو به وجود میارن.
حالا به راحتی حاضر هستن که هر خرافه ای رو نسبت به او، هر شایعه ای رو نسبت به او قبول کنن.
یعنی شما مواجه میشید با محمدی که حالا در قرآن صحبت از این شده که او بنده و عبد و عبید خداوند هست.
همتای دیگر انسان ها هست، مرتبتی بالاتر از آنها ندارد.
اینها آیاتی است که در قرآن هم به آن اذعان شده اما به واسطه آن اصلی که در آن ها ابتدای امر باورمند شدند، این دوستانی که خود را مسلمان می دانند از همان ابتدای امر یعنی این یکتایی خدا و این قداستی که برای خدا ساخته شده، گفتیم که این مراحل به پشتوانه هم شکل می گیرد.
یعنی بعد از آن قداستی که شما برای خدا قلمداد کردید، حالا آن قداست را برای محمد هم قائل می شوید، برای قرآن هم قائل می شوید، برای دیگر شخصیت ها هم قائل می شوید چرا که این اصل را دریافتید و در همین معنی دارید به پیش می روید و ما مواجه می شویم با این قداست ساخته شده ای که حالا همه را مهیا کرده تا این خرافات را قبول کنند.
مواجه می شویم با این که خرافات بسیاری پیرامون مثلا قرآن و این باور اسلامی شکل می گیرد پیرامون شخصیت های اسلامی که این قداست باعث به وجود اومدن خرافات میشه.
ما مواجه می شیم مثلا با محمدی که حالا مسلمون ها قائل هستن که مثلا معراج کرده سوار بر یک خری به آسمان رفته و رفته آسمان های مختلف رو دیده تا به آسمان هفتم رسیده.
در طول مسیر نمی دونم با پیامبران دیگه صحبت کرده و مسائلی از این دست که این قداست ساخته شده هست که شما رو مهیا کرده تا یه همچین موضوعی رو که حتی دور از ذهنتون هست.
دور از دنیای واقعی هست و منافات داره با هر چیزی که شما به عنوان واقعیت در این جهان بهش اعتقاد داشته باشید و یا حتی ببینید.
یعنی شما وقتی در باب واقعیات صحبت می کنید من یه بحثی هم پیرامون این واقعیت و حقیقت هم کردم.
این که شما وقتی به یک واقعیتی نگاه می کنید، واقعیت اون چیز عینی است که در برابر دیدگان شما نقش می بندد و غیر قابل کتمان برای هیچ کسی است.
یعنی شما می بینید که مثلا آب وجود داره و این یک واقعیتی است که همه دارن باهاش رو به رو می شن.
اما حقیقت رو ما دربارش صحبت کردیم.
حالا این حقیقت اون تفسیر شخصی است.
اون باور هاست که این حقیقت رو می سازه و گاها اینقدر قدرتمند میشه که در برابر واقعیت هم می ایسته.
یعنی کسی به یک حقیقتی اعتقاد داره که در خلاف و در برابر واقعیات است.
اما ایمان اون فرد به اون حقیقت در ذهنش قدرتمند تر از همون واقعیتی است که در برابر دیدگانش نقش بست و شما مواجه میشید.
یعنی این خرافاتی که ما گفتیم از این قداست میاد باعث این ایمان پررنگی میشه که حالا حتی واقعیاتی که در برابر دیدگان هست رو هم به زیر سوال میبره؟
شما مواجه میشید با اینکه ایمان دارن برخی که حالا محمد معراج کرده و به آسمان رفت با خری سوار شده و به آسمان رفته.
این مخالف با واقعیاتی است که ما در جهان میتوانیم به آن اشاره داشته باشیم.
کسی که نمی تونه به این واقعیت باور داشته باشه که حالا کسی میتونه سوار بر خر به آسمان بره، اما به واسطه این هاله ای از تقدس که در کنار این نام شکل گرفته و این باورهایی که تبدیل به ایمان شده و این حقیقت را ساخته، هر واقعیتی را شما کتمان میکنید و دریچه را باز میگذارید.
برای اینکه هر خرافاتی وارد این باور بشود مصادیق بسیار دارد.
گفتم فقط هم برنمیگردد به نگاه اسلامی در هر نگاهی، حتی فرای نگاه های مذهبی، در نگاه های فلسفی.
در نگاه های سیاسی هم میتوانید مواجه بشوید با این موضوع.
یعنی امر یک امر یکسان و برابری است که هر وقت که به نوعی قداست از یک دری وارد بشود، به موازات آن میتواند خرافات هم وارد بشود.
چرا که این حقیقت ساخت قدرتمندتر از واقعیتی میشود که در برابر دیدگان شما نقش بسته و هر واقعیتی را شما زیر سوال میبرید به واسطه آن باوری که به آن حقیقت در ذهن خود دارید.
و اصولا در باب خرافات اسلامی حالا به ویژه توی این برنامه ما داریم صحبت میکنیم.
پس یک بخش عمده ای به واسطه این قداست شکل گرفته حتی معانی ای رو شما باهاش روبرو میشید که خود قران و یا خود اسلام هم بهشون اشاره مستقیمی حداقل نداشته.
اما این خرافات شکل گرفته به واسطه این قداستی که شکل گرفته یعنی مثلا قائل بودن به قداست محمد و تراشیدن هزاران معجزه برای او که این ها میره در بخش خرافات قرار میگیره.
در برابر به نوعی واقعیات است اما بی شماران بهش باور دارن.
پس این یک بخشی از اون نگاه های خرافی است که در دل اسلام شکل گرفته و در دل دیگر باورها هم میتونه شکل بگیره و ریشه هاش هم به قداست بر میگرده.
اما فرای این شما مواجه میشید با یک خرافاتی که حالا از دل خود اسلام اومده.
یعنی خود اسلام این خرافات رو به وجود آورده.
قرآن این رو به وجود آورد.
اصلا اصولا معنایی همداستان با اسلام این رو به وجود بوجود آورده یعنی شما مثلا مواجه میشید با یک مفهومی مثل دعا کردن.
اینکه حالا قرآن و اصولا خدا و این نگاه های اسلامی و اصولا نگاه های مذهبی و یکتا پرستانه با شما یک معنایی رو در میان میگذاره که حالا شما میتونید با دعا کردن به خواسته های خودتون برسید.
میتونید در برابر خدا بنشینید و آرزو کنید و از او خواسته هایی داشته باشید و خدا این خواسته ها رو برای شما عملی بکنه.
اینها هم باز در تضاد با واقعیات هستند.
یعنی اینکه ما بخوایم در نظر بگیریم که یک انسانی بنشینه و از خدا بخواد که به فلان موضوعی دست پیدا بکنه.
این منافات داره با واقعیات.
یعنی شما برای به دست آوردن هر چیزی باید تلاش کنید.
باید کوشش بکنید.
باید هدفی رو مشخص بکنی در این راستا گام برداری تا به اون هدف مشخص شده برسید.
اما شما مواجه میشید با خرافه ای که به شدت هم در بین تمامی ادیان وجود داره و این موضوعی است مثل دعا کردن که حالا این بخشی شده از اون خرافاتی که خود دین در پی به وجود آوردنش بوده.
یعنی خودش پایه گذار این نگاه های خرافی بوده.
چرا که به واسطه این تونسته یک قدرتی رو هم برای خودش به وجود بیاره.
یک نگاه اجتماعی رو با خودش همراه بکنه.
حالا انسان های بیشماری که وجود دارن به دلیل مشکلات بیشمار دوست دارن که از یک قدرتی ماورای قدرت خودشون مدد بگیرن.
ما حتی در باب وجودیت خدا هم در باب این موضوع صحبت کردیم که شما اگر ریشه های به وجود اومدن خدا رو در بین انسان ها بخواید ریشه کاوی بکنید قاعدتا به ترس انسان ها، به دردمند بودن انسان ها، به این حس بدبختی انسان ها، ناامیدی انسان ها می رسید که باعث و دلیل اصلی است که خدای به وجود اومده.
چرا که انسان هایی که به ترس به نوعی زندگیشون آلوده میشه و پر از این وحشت میشن و یا نمی تونند توانند نیاز های خودشان را برطرف کنند.
نمی توانند با تلاش به خواسته های خودشان برسند.
قاعدتا به یک قدرت ماورایی باورمند می شوند که به واسطه آن به خواسته هایشان برسند و اصولا.
پس این هم معنا و همراه با آن معنایی است که باعث شده یک چیزی به اسم خدا وجود داشته باشد در جهان.
و اینگونه است که ما پس می بینیم که اگر چیزی به اسم دعا و خرافاتی از این دست در دل اسلام و یا در دیگر ادیان وجود دارد، مترادف با بودن این دین و این نگاه و وجود خداست.
یعنی ما با انسان هایی روبه رو شدیم که حالا به واسطه ترس هایشان، به واسطه ناتوانی هایشان به یک قدرت ماورایی ایمان آورده اند.
پس این دلیل ابتدایی است که اصلا خدا را شکل داده اند و این خدا سر بر زندگی ما آورده.
اینکه شما قدرتی نداشتید که کاری را انجام دهید و راهی را پیش ببرید، در برابر دیگران درمانده بودید، ناتوان بودید، نادان بودید، پر از ترس و وحشت بودید.
حالا به واسطه اینکه از این ترس های خودتان رهایی پیدا کنید و به خواسته های خودتان برسید.
در برابر این نادانی خودتان جوابی داشته باشید.
خدایی را پدید آوردید.
حالا این پدید آوردن خدا قاعدتا بعد از اینکه این نظام مند بشود، شکل بگیرد، قدرت بگیرد، از خودش دین هایی را بوجود بیاورد و موضوعاتی از این دست را به پیش ببرد، قاعدتا به این اصل بنیادینی که باعث موجودیتش بوده همواره پایبند هست.
و شما مواجه میشوید با یک خرافاتی که در دل اسلام وجود دارد و یا دیگر ادیان.
حالا به ویژه اسلام که ما داریم درباره اش صحبت میکنیم که در راستای همین موضوع اصلی است که باعث پیدایشش شد.
یعنی حالا به شما میگوید که شما میتوانید با دعا کردن در امان باشید، میتوانید به امنیت برسید، میتوانید بر ترس های خودتان فائق بیاید.
میتوانید به خواسته هایتان برسید.
میتوانید در برابر نادانی های خودتان سرپوش بگذارید.
حالا این خدا پر از دانایی است، پر از توانایی است.
آن چیزهایی که در وجود شما به نوعی کمبودش احساس می شود و شما به واسطه این کمبود ها به این درماندگی و درخودماندگی رسیدید.
میتونید از وجود این خدا پاسخ بگیرید و شما مواجه میشید با این دریایی از خرافات که در دل اسلام شکل میگیره.
یه مفهومی مثل دعا شکل میگیره که حالا داره به انسان ها میگه شما برای اینکه به خواسته هاتون برسید میتونید در برابر خدا زانو بزنید و باهاش صحبت کنید و از او خواسته هاتون رو مطرح بکنید و او هم میتونه این خواسته ها رو برای شما عملی بکنه.
اگر نادانی ای دارید میتونید به این دانای کل مراجعه بکنید و در باب تمام نادانی های شما پاسخی بده.
پاسخ هایی که تا ابد هم یکسان هست و در نهایت باعث میشه که شما نتونید هیچ حرکتی داشته باشید و هیچ پویایی داشته باشید.
به پیش برید و موضوعات رو خودتون دریابید و این مفاهیم خرافی اصولا اینگونه شکل میگیره.
مفاهیمی از این دست در دل اسلام بیشتر هم هست.
یعنی شما مثلا باور داشتن به این تقدیر و به نوعی جبرگرایی که در اسلام هم به کرات در بابش صحبت شده.
حالا من در کنار این ها انتهایی که به این بحث برسیم یک صحبتی هم میکنم که حالا نگاه اسلامی گاها سعی کرده که اینها را یک مقداری تلطیف بکنه و تغییر بده.
اما بنیان فکری یکتا و یکسان است.
یعنی این باور به دعا که در بین مسلمان ها متفاوت نیست، همه و همه به این باور دارند اما شاید یک نگاه های متفاوت و برداشت های متفاوتی وجود داشته باشد.
در راه تلطیف این نگاه که حالا در آخر هم بهش یک اشارتی خواهم داشت.
اما اصولا این نگاه به تقدیر این نگاه جبرگرایانه هم در اسلام به شدت دیده می شود.
اینکه حالا اعتقاد دارند خدا از پیش همه چیز را تعیین کرده، همان آیاتی که حتی همه هم حتما باهاش روبرو شدید که برگی از درخت نخواهد افتاد مگر به اذن خدا.
این همان نگاه جبرگرایانه ای است که قرار است شما به تقدیر زندگیتان را به پیش ببرید.
خدا همه چیز را از پیش معین کرده.
حتی با این مفاهیم به کرات هم در دل اسلام روبهرو میشوید.
اینکه تا چه اندازه اختیار شما زیر پای این خدا له میشه و از بین میره و همه چیز رو جبر و تحمیل به پیش میبره.
اینکه هر کاری شما میکنید به اذن و اراده خداست و اصولا ما با این مفاهیم خرافی هم در دل اسلام به عنوان یک معنای مشخصی که خود اسلام بوجود آورنده اش بوده هم روبرو میشیم.
مفهومی که حالا شما اعتمادی قرار هست بکنید به این قدرت در آسمانها همه چیز رو در اختیار این قدرت قرار بدید.
همه خواسته هاتون رو از اون داشته باشید.
اگر نادانی در خودتون دارید او دانای کلی است که همه چیز رو با شما در میون میزاره و پاسخ تمام موضوعات رو میده.
چیزی که در برابر هر حرکتی و حرکتی است به نوعی به سوی پیشرفت و پویایی.
شما مواجه میشید با این مفهوم.
یا به عنوان مثال اینکه این خدا تواناست.
شما هر ناتوانی ای که در زیست خودتون دارید رو میتونید از او بگیرید.
همون مفهومی که در باب مثلا دعا کردن وجود داره و این خرافه ای که باعث در خود ماندن میشه اینکه شما اگر خواسته های بیشماری دارید قرار نیست که تلاشی بکنید، قرار نیست که هدفی مشخص بکنید.
قرار هست که دست رو به آسمان بگیرید و همه خواسته اتون رو از این قدرت توانا داشته باشید تا همه چیز رو در اختیار شما بذاره و اصولا شما یک اعتمادی به این قدرت در آسمان ها میکنید که در ازای این اعتمادی که به او کردید او قرار هست که به شما آرزوهاتون و نادانسته هاتون رو، ناتوانایی هاتون رو و ترس هاتون رو پاسخ بده و حالا شما قرار هست که در ازای چیزی که دریافت کردید قدرت این به نوعی خداوند قدسی رو بپرستید و در برابر او خوار باشید و فرمانبردار باشید و در برابر او عبد و عبد و بنده باشید و این مفاهیم در کنار هم شکل میگیره یعنی برگرفته از همان قداستی است که ما در ابتدا گفتیم که حالا میتونه خودش فارغ از صحبت هایی که میشنوه میشنود هم خرافاتی را به وجود بیاره و خود خرافاتی که خود این دین به وجود آورده.
مثل دعا، مثل اعتماد به قدرت در آسمان ها، مثل این باور به تقدیر و جبر.
حالا در کنار این شما مواجه میشید با یک نگاهی که سعی کرده یک مقدار تلطیف کنه.
اگر در باب تقدیر و جبر صحبت کرده حالا گفته.
اختیاری هم انسان ها دارند.
یعنی ما مواجه میشیم با یک فلسفه اسلامی که برخی اوقات به این معانی هم نزدیک میشه که به نوعی تقدیرگرایی صرف نیست که داره تصویر میشه.
اما این لایه در مجموع یک اصل بنیادین و غیر قابل تغییر هست.
شما هرچقدر هم این رو به نوعی تلطیف هم بکنید باز هم این اصل وجود داره.
این ایمان و اعتقاد به قدرت خداوند که بلاشک هست بین تمام مسلمانان و فرای اونها، بین تمام کسانی که باور به خدای یکتا دارن و باز هم فراتر از اونها، کسانی که تحت تاثیر این نگاه های یکتا پرستانه قرار گرفتند یعنی اعتقاد به قدرت او که غیر قابل کتمان است.
حالا شاید شما تلطیف کنید.
این جبرگرایی را به یک سمتی بکشانید که اختیار هم درش نقشی داشته باشه.
یا مثلا وقتی نزدیک به مفهومی مثل دعا کردن میشید.
حالا شما بگید که باید تلاش شما هم باشه در کنار این دعا.
همون که از شما نمی دونم.
یک ضرب المثل عامیانه ای هست در بین ایرانیان که از شما حرکت از خدا برکت برگرفته از همین هست.
یعنی داره میگه در کنار این که شما دعا می کنید باید تلاش هم بکنید و در کنار هم این ها معنا میشن.
اما این ها به هیچ معنا درسته که تلطیف کرده اون نگاه خرافی صرف رو که شما صرفا خودتون رو درگیر این نگاه بکنید که حالا هیچ حرکتی نکنید و فقط و فقط دعا بکنید اما در کنار این نتونسته این اصل و بنیان رو تغییر بده چون نمی تونه این اصل و بنیان رو تغییر بده.
این بنیان بر پایه این هست که این قدرت یکتا همه چیز در اختیار اوست و همه خواسته ها برای اوست.
هر اتفاقی که در این جهان می افتد به اذن و اراده اوست.
اذن و اراده او بوده که این جهان را به وجود آورده، به پیش برده و شما مواجه می شوید با این اراده بلاعزل که برای خداست.
به هر معنی که در کنار این به نوعی بیان می شود در راستای این که این نگاه را ذره ای تلطیف بکند، ضعیف تر بکند، باز هم نمی تواند به آن اصل معنا نزدیک شود و آن اصل معنا را مورد خدشه قرار بده.
اصولا ما مواجه می شویم با این خرافاتی که حالا بسته به این که تا چه اندازه درگیرش باشند، قدرتمند و یا بی قدرت است اما وجودیت غیر قابل کتمان است.
و گفتیم در کنار این نگاه هایی که مستقیما و صرفا در باب موضوعات به نوعی خرافی در دل اسلام بیان شده، یک سری معانی خرافی هم به واسطه این قداست شکل گرفته و فرای آن به واسطه وجود داشتن این نگاه ها یعنی آن نگاه ابتدایی نگاه به توانایی خدا، به قدرت خدا، به دانایی خدا و در برابرش پست بودن.
خود ما هم یک خرافاتی دائما در حال زایش هست، دوباره در حال بازتولید خودش هست و ما در کنار ان مواجه میشویم با خرافات بیشماری که در دل اسلام شکل می گیرد و به نوعی اجتناب ناپذیر است.
شما وقتی به این اصل ها و بنیادها اعتقاد داشته باشید، همان طور که در باب موضوعات دیگر هم دربارش صحبت کردم، یک معنای مشخصی که قرار هست راهگشای شما باشه و به نوعی این معنای مشخص هست که تاثیر گذار بر زندگی شما هست، حالا مدام میتونه در خودش یک بازتولیدی داشته باشه.
یعنی اون تاج بر سر وجود داره؟
حالا میتونه گاها این سری که زیر این تاج قرار میگیره عوض بشه اما این تاج سر جاش هست.
این نظم سر جاش هست.
این سیستم شکل گرفته.
این سیستم غیر قابل کتمان هست.
در باب این موضوع هم به همین شکل هست.
یک مفاهیمی که حالا خود قرآن، خود اسلام، خود محمد در دوره ی حیات خودش، در زیست خودش و اصولا فکر اسلامی شکل داده و بعد از آن افکار خرافی بیشتری که به واسطه این قداست به واسطه این چهارچوب فکری در دل مسلمان ها شکل گرفته و هر روز هم بارور تر شده.
اما خارج از اینها حالا مثلا ما در باب موضوعات خرافی وقتی داریم صحبت می کنیم یک بخشی از این موضوعات خرافی هستند که خب تاثیر چندانی در زندگی انسان ها نمی توانند داشته باشند.
یک بخشی از این ها تاثیر مستقیم بر باورمندان آن نگاه دارند و تاثیرات مخربی دارند.
یک بخشی از این ها از بخشی از این خرافات هم میتونه باعث بشه که دیگران رو آزار بده.
یعنی خرافاتی که میتونن به سه قسم تشکیل بشن به نوعی یک اونی که حالا تاثیر چندانی در زندگی هیچ کسی نداره یک بخشی میشه اون خرافاتی که حالا قرار هست تاثیر مستقیم بر زندگی اون فردی که درگیر این خرافات هست بزاره و زندگی او رو به قهقرا ببره و بخشی که قرار هست بر زندگی جمعی دیگر جانداران هم تاثیر بگذاره و اونها رو، زندگیشون رو دچار اشکال بکنه.
هر سه این قسم بندی هم در دل اسلام وجود داره.
حالا مثلا ما بخواهیم در باب هر کدوم مثالی بزنیم تا بیشتر و بهتر روشن تر بشیم و موضوع رو بهتر درک کنیم.
مثلا شما در نظر بگیرید که نماز خوندن هم بخشی از همین خرافه ها میتونه در نظر گرفته بشه.
حالا هر چند که باور یک بخشی از انسان ها در جهان هست محترم هست.
میتونم بهش باور داشته باشم اما نگاه به دنیای واقعی ما رو به این معنا میرسونه که این خرافه هست.
اما این خرافه قرار نیست که به کسی لطمه ای بزنه.
چه اون کسی که حالا قرار هست اون نماز رو بخونه لطمه ای نمیبینه.
اگر بخوایم بهش هم لطمه ای رو در نظر بگیریم به عنوان مثال میشه این که در نهایت این لطمه اون رو ذره ای از زیست واقعی و حقیقی دنیاش دور میکنه که اون هم با توجه به زندگی ای که ما داریم در جهان می بینیم چه از دوران پیشتر ها و بیشتر به نوعی این درگیری ما با زندگی روزمره و رفتار به نوعی رفتارهای ابزورد و بیهوده ای که در کل زیستن مان انجام دادیم خیلی موضوع قابل ارزشی نیست.
چه در دنیای امروزی ما که حالا خیلی هم دچار این رفتارهای پوچ و بی معنا هم می شویم و اصولا این شاید بتواند جزو آن دسته اولی قرار بگیرد که حالا به کسی آزاری نمیرسونه.
ولی این خرافات وجود دارد و خرافاتی هم هست که جزو آن دسته ای قرار می گیرد که خود اسلام هم مستقیما در باب صحبت در باب آن بسیار هم صحبت کرده.
اما در قسمت دومی که گفتیم حالا به آن فردی که این کار را می کند آزار می رساند، یک چیزی است مثل مثلا دعا کردن که حالا این دعا کردن را ما پیش تر هم می ریم جلوتر هم می رویم، با مفاهیم خرافی بیشتری هم آشنا می شویم.
اما اینجا یک مثالی می زنیم که بیشتر روشن می شود.
حالا این در کنارش یک آزاری هم یا به نوعی یک تاثیر مخربی هم بر اون فردی که باورمند به این خرافات هست نشون میده.
اینکه با این دعا کردن بیشتر و بیشتر دور میشه از جهانی که قرار هست براش تلاش کنه به اهداف خودش برسه و در نهایت خرافاتی که باعث شده رفتارهایی بکنن که باعث آزار دیگران میشه.
یعنی خرافاتی مثل مثلا قربانی کردن که حالا این قربانی کردن به صورت مستقیم بر دیگر جانداران هم ضرر و زیان میرسونه که اونها رو مورد ظلم و ستم قرار میده.
پس این سه قسم رو حالا ما مثال های بداهه ای زدم و همین ها به خاطرم رسید.
اما میشه دربارش بسیار هم مثال زد.
نه تنها در دین اسلام، در دیگر ادیان و حتی در تفکرات دیگر هم میشه این خرافات رو جست و این به نوعی این بخش بندی رو داشت و براشون هم مثال های بیشمار بیشتری هم آورد.
اما حالا خارج بشیم از این معانی و به یکی از این مفاهیم خرافی و قدرتمندی که در بین بیشتر ادیان یکتاپرستی وجود داره نزدیک بشیم.
اینکه باور به یک ناجی دارند یعنی شما وقتی مواجه میشوید به عنوان مثال با یهودیت و یهودیت هم به دنبال یک ناجی بود که او را عیسی میدانست و حالا اینکه آنها باور ندارند که این عیسی مسیح همان عیسی مسیح است که به نوعی آنها باورمند به وجودش بودند که باید میآمد و ناجی اینها میشد یا در دل خود مسیحیت شما روبرو میشوید با مسیحی که حالا قرار است در آینده دوباره به زمین بیاید و آخرت را برپا بکند و با یک همچین مفاهیمی روبهرو میشوید و یا در دل اسلام هم با مهدی و امام زمان که حالا در شیعه ها به شدت قدرتمندتر است روبهرو میشوید که حالا یک ناجی را در نهایت قرار است که به جهان شما بود.
آن مفهوم خرافی که به شدت در زیست اجتماعی اینها تاثیرگذار هست، اهدافی را قاعدتا دنبال کرده و تمام اینها هم برگرفته از همان مفاهیمی است که ما در ابتدا دربارهاش صحبت کردیم.
یعنی نکته اولی که دربارش صحبت کردیم این قداستی که همه رو آماده برای قبول خرافات میکنه.
یعنی شما وقتی یک قداستی رو بهش قائل هستید قاعدتا خرافاتی رو هم از دلش بیرون میارید و یا مفاهیمی که در دل این ادیان.
حالا مثلا در اسلام به صورت مشخص پیرامون این نگاه ها نگاه های خرافی داده شده.
یعنی مفهومی مثل دعا.
مفهومی مثل اعتماد به قدرت در آسمان ها.
مفهومی مثل اعتقاد و ایمان به تقدیر.
به نوعی در جبر و تحمیل زندگی کردن و زیست کردن.
در نهایت قرار هست که تمام اینها یک برآیند فکری رو به شما بده و یک نتیجه ای رو با شما مطرح بکنه که این نتیجه قاعدتا شما رو به یک ناجی ای می رسونه که حالا شما قرار نیست کاری بکنید.
حتی هر چقدر اگر جهان به زشتی و پستی هم سوق پیدا بکنه شما در نهایت قرار هست که در انتظار این ناجی و منجی باشید که جهان شما رو نجات بده.
قرار هست که شما دست و پا بسته در برابر او بایستید.
حالا او بیاید و از هر ده نفر نه نفر را به کام مرگ بفرستد.
اینکه او بیاید و با شمشیر همه را گردن بزند.
اینکه حتی جنین های در شکم مادران را هم از بین ببرد و بکشد.
چون بیشتر این قیامت هایی که تصویر شده چه در مسیحیت چه در اسلام، همه و همه قائل به این جنگ و جنون و خونریزی وحشتناک هستند، تار و مار کردن هستند.
شما مواجه می شوید با آن حمله و یورشی که در مکاشفات یوحنا در دل مسیحیت مطرح شده که حالا قرار است خدا به چه وحشیگری این جهان را از بین ببرد.
همه چیز را پایمال و تار و مار کند که قضاوت خودش را انجام دهد.
در دل اسلام هم احادیث و روایاتی که وجود دارد به همین شکل است.
اینکه قرار است خدا چه آشوبی در جهان به وجود بیاورد که قلع و قمع بکند که این قیامت شکل بگیرد.
حالا این قسمتی که ما مشخصا در باب قیامت صحبت نمی کنیم در قسمت یک در پیرامون بهشت و جهنم بود هم خیلی نزدیک به این موضوع نشدیم اما باز هم میشه دربارش صحبت کرد.
اینکه چگونه این نگاه در نهایت برای نابودی همه چیز هست، همانگونه که تمام موجودیتش هم بر پایه نابودی است.
همانگونه که زیستش هم بر پایه نابود کردن دیگران است.
یعنی شما از صفر وقتی به این نگاه های یکتا پرستانه نگاه میکنید از ابتدا در پی نابودی دیگران هستید و در نهایت هم اگر به قیامتی برسه قرار هست که همه رو نابود کنه و دوباره زنده کنه و دوباره شکنجه بده و در نهایت هم روبرو میشید با جهنمی که قرار است در اون گناهکاران و کافران و مشرکین مدام بسوزند و زنده بشند، بسوزند و زنده بشند و در این شکنجه زندگیشون رو به پیش ببرند.
حالا خارج نشیم از اون معنا و مفهومی که ما میخواستیم دربارش صحبت کنیم و موضوع این قسمت بود.
یعنی در نهایت ما به یک خرافه ای میرسیم که حالا مواجه میشیم با یک معنی ای مثل ناجی.
اینکه چگونه این ناجی شکل گرفته و به نوعی در طی طریقتی که داشته از این مفاهیمی که در کنار خرافات شکل گرفته، در نهایت ما را به اینجا رسانده که ما مواجه بشویم با یک ناجی که حالا قرار است که تمامی این باورمندان به این یکتاپرستی کاری انجام ندهند و در برابر مظالم ایستادگی نکنند، شرایط را تغییر ندهند و دست و پا بسته در برابر این ناجی بایستند و قرار باشد که همه دنیایشان و نجات پیدا کردنشان را در همان نگاه ببینیم.
مثل همان مفهومی که در دعا وجود دارد که قرار است که شما فعالیت و تلاشی نکنید تا خدا در این خرافه به شما همه چیز را در اختیارتان بگذارد.
قرار است که شما یک اعتماد بی حد و حصری به این قدرت در آسمانها داشته باشید.
به واسطه دانایی او دانا باشید، به واسطه توانایی او توانا باشید.
قرار است هر خواسته و هدفی که دارید را از همین خدای قدرتمند بگیرید و به نوعی با اعتماد به این قدرت همه چیز را در اختیار داشته باشید.
اینکه شما قرار است تا این اندازه درگیر تقدیر بشوید قرار است که تا این اندازه خودتان را اسیر در جبر و تحمیل بدانید.
این که قرار نیست شما کاری را به پیش ببرید.
قرار است که از پیش تر ها خدا همه چیز را مشخص کرده و در نهایت هم قرار است این مشخص کردن او به یک ناجی ختم شود.
ناجی ای که حالا قرار است همه شما را نجات بدهد و اصولا نجات دهنده اصلی هم همان خداوند است.
همان کسی که این فکر و تفکر را به وجود آورده و شما غرق می شوید در این خرافاتی که باعث ایستا شدن بیشتر این نگاه می شود.
باز در خود ماندن بیشتر می شود.
باعث می شود که از آزادی، دور شدن از برابری، دور شدن از رسیدن به به نوعی زیست بهتر دور شوند و خودشان را در این مکافات غرق بکنند که در نهایت خیلی اوقات هم این احادیث و روایات در باب این است که در آخرالزمان همه چیز بدتر و بدتر می شود.
حتی هر چه قدر هم اگر جهان پیرامونشان بدتر هم بشود، ایمان دارند که به آن قیامت نزدیک تر می شوند و اصولا این نگاه خرافی که ریشه های مذهبی دارد یعنی ریشه هایی داره که حتی در دل قرآن هم میشه این ها رو جست در دل.
حالا مثلا انجیل که به کرات درباره اش صحبت شده یه بخش مفصلی است که به عنوان مکاشفات یوحنا میشناسیم که به صراحت و بیشمار در باب این قیامت و اتفاقی که قرار است در قیامت بیفته و دوباره مسیح هم ظهور میکنه و ناجی عصر به نوعی به جهان برگرده هم باهاش روبرو میشیم و از یک طرف دیگه هم قاعدتا این خرافات به واسطه قداستی که ما دربارش صحبت کردیم مدام در حال بازتولید است و مدام قدرتمند تر و قدرتمند تر در بین مردم جریان پیدا میکنه و شکل میگیره.
اما فرای این که حالا میشه خیلی هم در باب این ناجی صحبت کرد و به مثال در بابش در دل اسلام مثل همیشه نزدیک شد به مفهومی مثل مهدی و امام زمان و اینها.
اما تا همین اندازه صحبت کردن درباره اش اون مفهوم اصلی خرافات رو میرسونه و ما میخوایم که در باب تمام موضوعات به صورت کلی صحبت بکنیم.
اما فارغ از این در باب خرافاتی که پیرامون محمد و ائمه وجود دارد همیشه صحبت کرد.
من همان اول بحث هم صحبت کردم و گفتم این قداست ها باعث ساخته شدن این خرافات می شود.
گفتم حتی مصداقش در جهان پیرامون خودمان هم هست.
اگر شخصیتی در جهان امروز هم وجود داشته باشد که یک نوع هاله قداستی دورش شکل بگیرد، شما مواجه می شوید با شایعات بیشمار که این شایعات در نهایت به یک خرافاتی تبدیل می شود و بعد در نهایت تبدیل به یک حقیقتی می شود که منافات مستقیم با واقعیت دارد.
اما در عین حال در نهایت حقیقتی است که عده ای به آن ایمان دارند و برایشان خیلی باارزش تر از واقعیتی است که در برابر می بینند و حالا شما مواجه می شوید با خرافات بی حد و حصری که در باب محمد در باب ائمه شیعیان وجود داره.
حالا شما مواجه میشی دیگه هیچ وقت نمی تونید تعجب کنید از این خرافاتی که وجود داره.
می تونید یک روز برسید که حتی محمد بیماران رو هم شفا داده و مرده ها رو هم زنده کرده.
شاید در یک کتابی با یه همچین عنوانی هم روبهرو بشیم که کتاب مثلا روایی باشه یا کتابی در باب تاریخ اسلام باشه.
یک کتاب حدیثی باشه که شما مواجه بشید که این قداست ساخته شده و این مردم آماده هستند برای شنیدن خرافات و حالا میتونن خرافات بیشماری رو هم شکل بدن.
حتی در جهان امروز خودمون هم مواجه میشیم مثلا در باب رهبر فلان کشور اسلامی صحبت میکنن و بهش قداستی میدن.
قداست شکل گرفته در نهایت اونها رو به یک خرافاتی میرسونه.
خرافاتی که همون شایعات جهان امروزی ما هست.
یعنی امروز هم ما مثلا با یک شخصیت معمول، حالا خارج از شخصیتهای دینی، شخصیت سیاسی، یک شخصیتی که شخصیت هنری یا هر شخصیت دیگری روبهرو میشویم که به واسطه قداستی که مردم بهش دادند، یک شایعه ای در بابش ساخته میشه.
این شایعه در طول زمان ناگاه میبینید تبدیل به اون خرافاتی که میشه که در نهایت یک حقیقتی است.
حقیقتی برای عده ای که بهش معترف هستند و اون جایی است که من در باب حقیقت صحبت کردم.
اینکه این حقیقت تا حدی بزرگ و قدرتمند است که واقعیت را کتمان می کند یعنی آن نقطه ایست که ما را دچار وحشت میکند.
اینکه شما دارید مثلا میگویید که فلان شخصیت نامیراست مثلا به عنوان مثال مثالهای بداهه که همین الان به ذهنم میرسد رو دارم باهاتون مطرح میکنم.
شما در باب یک شخصیتی صحبت از نامیرایی و جاودانگی میکنید.
شما میدانید که این در برابر واقعیت است.
واقعیت جهان ما کسی را جاودان نکرده در این دنیا.
اما این حقیقت تا حدی پررنگ هست به واسطه آن قداستی که ساخته شده و در نهایت به این خرافه رسیده که عدهای هستند به این حقیقت معترف و معتقد هستند و به هیچ وجه حاضر نیستند که واقعیت را حتی ببینند و این حقیقت است که محوریت ذهنی اینها را تشکیل میدهد.
در باب تمام مضامینی که در دل اسلام هم وجود دارد، ما مواجه با همین موضوع میشویم.
این، آن ایمانی است که ما دربارهاش صحبت میکنیم.
ایمانی که یک حقیقتی را ساخته و این حقیقت قدرتمندتر از واقعیت است.
یعنی شما مواجه می شوید با هر کاری که اینها حاضرند انجام بدهند چرا که به یک حقیقت ساخته شده ای ایمان دارند.
پس در باب خرافاتی که پیرامون محمد ائمه و حتی امروز در بین شخصیت های سیاسی اسلامی وجود دارد، همیشه ساعت ها صحبت کرد و نمونه های بیشمار زد که ما داریم در باب این کلیات صحبت می کنیم و دلیل شکلگیریاش رو بهتون میگیم که دلیل اصلی این قداستی است که در کنار این اشخاص شکل میگیره.
اما یک سری دیگه از این خرافات هم تبدیل به یک سری رفتارهای جمعی شده.
یعنی شما مواجه میشید با این خرافاتی که در نهایت این انسان ها رو به اکت و عمل میرسونه.
یعنی مثلا خرافاتی که پیرامون حسین بن علی و کربلا وجود داره.
منظور از این خرافات هم این هستش که حالا ببینید که این قداستی که شکل گرفته مثلا پیرامون امام سوم شیعیان حسین بن علی فرزند علی بن ابیطالب تا چه اندازه قدرتمند شده.
اینکه این تصویری که برای او در ابتدا دادند و آن قداستی که برایش ساختند تا چه اندازه او را بزرگ و بزرگ تر کرده و این قداست را تا چه اندازه مستحکم و برقرار گذاشته و حالا به واسطه این قداست شما مواجه میشوید با ساخته شدن این خرافات پیرامون او و اینکه این جنگ اتفاق افتاده که در آن صحبتی نیست و همه میدانیم درباره اش هم صحبت کردیم.
به ویژه برنامه ای هم پیرامون عاشورا گرفتیم و در باب اتفاقاتی که در کربلا افتاد هم صحبت کردیم و در باب تاریخش هم گفتیم و ثمراتش هم گفتیم.
پس اینکه این اتفاق افتاده که کسی درش شکی نداره اما خرافاتی که پیرامون این شایعاتی که شکل گرفته و کم کم جنبه خرافی به خودش گرفته به واسطه این قداست است.
حالا شما مواجه میشوید با داستان های بی حد و حصری که پیرامون این موضوع درباره اش صحبت میکنند.
داستان هایی که حتی با عقل هم جور درنمی آید یعنی در برابر اون واقعیت است.
شما نمی توانید متعجب باشید چرا که این قداست ناخودآگاه در خودش خرافات را به وجود می آورد.
آن نگاه جمعی که به این باور دارد باعث می شود که این خرافات را به وجود بیاره و اصولا این راسته را که از ابتدا یکسان و برابر هست و در بابش صحبت شده و قدرت داشته یعنی همون اصل وحدانیت، همون اصل باور به خدا و همون قداستی که برای خدا ساخته شده دوباره بازتولید پیدا میکنه و دوباره شکل میگیره و این قداست باعث میشه که شما داستان های خرافی بیشماری را در باب مثلا حسین ابن علی هم بشنوید.
در باب واقعه کربلا هم بشنوید.
اما فرای این ها، این ها رو به یک رفتاری هم در نهایت میرسونه.
یعنی این خرافات شکل گرفته.
شما ببینید نگاه اون شیعیان نسبت به مراسم مذهبی که برای حسین ابن علی میگیرند چیست؟
نهایت عبادت است.
یعنی شما مواجه میشید با این اصل هایی که حالا داره.
حتی در بین روایات تشیع صحبت از این میشه که به نوعی رفتن به مقبره حسین هفتاد برابر باارزش تر از رفتن به کعبه است.
یعنی چیزی که به صورت صرف و مستقیم در قرآن آمده که یک بخش مهم و یک به نوعی واجب شرعی است.
برای مسلمان ها رفتن به کعبه و طواف کعبه حالا مساوی می شود با یک اتفاقی که بعد از این ها افتاده و در قرآن هم به آن اشارتی نشده.
حالا شما می بینید که این خرافات تا چه اندازه قدرتمند می شود و اصولا این نگاهی که شکل گرفته در باب این است که شرکت در این مراسم باعث می شود شما به بالاترین درجات نزد خداوند برسید.
یعنی ریشه این ریشه است.
یعنی ریشه در این بر این پایه ساخته شده که حالا شما قرار است به واسطه اینکه در مراسم عزاداری او خودزنی بکنید، خودتان را به زمین بکوبید، به گل بریزید، توی سر خودتان با قمه خودتان را بزنید.
در نهایت قرار است که نظرکرده خداوند باشید.
قرار است که شما خداوند به شما نگاهی بیاندازد و شما را به بهشت برین. ببرد.
اشک ریختن در این هر گناه شما رو قراره که ببخشه و آیات و روایات بیشمار.
و شما روبرو میشید.
حالا با رفتارهای خرافی که در این راستا انجام میشه.
حالا این بستر فراهم شده و این قداست شکل گرفته، این خرافه به وجود اومده، شکل گرفته و قدرتمند و قدرتمند تر شده و در نهایت شما رو به یک رفتار می رسونه.
حالا این رفتارها شروع میشه، از اشک ریختن هست، از این عزای عمومی هست، از این در سر خود زدن هست، سینه زدن هست، زنجیر زدن هست و در نهایت هم به این جنون هایی که باهاش رو به رو میشیم که حالا خودشون رو با قمه میزنن، خودزنی میکنن برای قمه زدن و خودزنی کردن.
گفتم در همون قسمت که در باب عاشورا هم صحبت کردم گفتم که حالا این جنایت رو در قبال کودکان انجام میدن و این کودکانی که هنوز هیچ قوه تشخیص و اختیاری ندارند رو هم در این وادی جنون آمیز خودشون میکشونن و این خرافات در نهایت اونها رو به یک رفتار جمعی میرسونه که وحشتناک هست.
میتونه این خرافات هر بار بازتولید بشه و شکل های مختلفی بگیره.
هر بار در اون سه طیفی که من دربارش صحبت کردم هم قرار بگیره.
یعنی میتونه این خرافات هیچ ضرر و زیانی رو به کسی نرسونه.
میتونه تبدیل بشه به ضرر و به نوعی آزار رساندن و تاثیر مخرب گذاشتن بر همون فردی که حالا اون رفتار رو داره انجام میده و در نهایت هم میتونه به یک راهی برسه که دیگران رو مورد آزار قرار بده.
یعنی شما نگاه بکنید یک مفهومی مثل همین مفهوم عاشورا و حسین بن علی و این خرافاتی که پیرامون این شکل گرفته در هر سه این ها هم شکل میگیره.
این که حالا یک نفری بخواد فکر بکنه به واقعه کربلا خب میتونه برای کسی هم ضرری نداشته باشه.
اگر قرار باشه که او تمام زیست خودش رو صرف این کار بکنه که به بهشت برسه و این خرافه تا اون حدی درش شکل بگیره و پیش بره که او به سینه زدن و قمه زدن برسه، میره توی اون دسته دومی که حالا قرار هست تاثیر مخربی رو بر خود شخص داشته باشه و اگر به مرحله سوم برسد میتواند به یک جنونی برساند که دیگران را هم مورد آزار قرار بده.
اینکه حالا کودکان یا کودک خودش یا کودک دیگری رو قمه بزنه و بیاره تو این مراسم شستشوی مغزی بده و اصولا باعث ارعاب و ترس و ترویج خشونت در بین دیگران و افسردگی و پژمردگی هم بین دیگران و مردم دیگر این جامعه بشه.
میشه اینها را هم در همین قسمت بندی که کردیم تقسیم کرد و دربارهاش صحبت کرد؟
و در نهایت ما باید برسیم به اینکه ثمره این خرافات بسیار بسیار هست و میشه دربارش ساعتها هم صحبت کرد.
بزرگترین اینها در خود ماندن انسان هاست دیگه بزرگ ترین تاثیری که اینها میزاره در همون بخش دوم است که حالا تاثیرات رو قرار هست بر خود شخص بزاره و بزرگ ترینش هم باعث میشه که اون آدم در خود بمونه.
یعنی شما نمونه هاش رو نگاه بکنید از اون مفهومی که به عنوان دعا ما در نظر گرفتیم رو در نظر بگیرید که این دعا کردن تا چه اندازه اون آدم رو از تلاش کردن و رسیدن به هدف دور و دورتر میکنه و این خرافه در نهایت تا چه اندازه او رو به این بی حرکتی میرسونه.
در کنارش فکر کنید به همون مفهومی که در باب اعتماد به قدرت در آسمان ها و اعتمادی که به خداوند داشته باشید صحبت کردن و اینکه تا چه اندازه اون آدم رو در این نادانی قرار میده و در این نادانی بارور میکنه.
حالا شما مواجه میشید با کسی که به یک قدرتی در آسمان ها ایمان آورده و باور داره اصلا دیگه نیازی نیست که بره مثلا در راستای پیشرفت های علمی گامی برداره.
قرار نیست که بره مطالعه بکنه.
قرار نیست که پرسشگر باشه.
همه پرسش ها بهش پاسخ داده شده.
همه دانایی ها در اختیار یک قدرتی است.
در آسمان ها همه توانایی ها از آن اوست.
قرار نیست هیچ حرکتی از خودش نشون بده.
این باور به تقدیر و این نگاهی که در جبر خلاصه شده باعث میشه که تمام آزادی های او از بین بره.
هیچ معنایی به اسم آزادی در وجود او در برابر او وجود نداشته باشد و ما مواجه می شویم با انسان هایی که اینگونه در خود میمانند و همه چیز دنیا را از بین میبرند و همه چیز جهانشان میشه همونی که در خود و در این باورهای خرافی خودشون زندگیشون رو به پیش ببرن.
با یک مفهومی مثل امام زمان و ناجی روبرو میشیم که قرار هست اونها رو به یک بیحرکتی دائمی بکشونه و قرار هست که اونها در برابر هر ظلم و مشکلی سکوت بکنند.
قرار هست که در نهایت یک کسی باشه که آزادی اونها رو رقم بزنه.
باور به این قداستی که شکل گرفته تا چه اندازه اونها رو کوچک و حقیر و پست میکنه، تا چه اندازه اونها رو از اون وجودیت خود دور میکنه و تا چه اندازه در این درخودماندگی اسیر میشن و ثمره این خرافات در نهایت انسان پوچ گرا و ابزورد است که در خود فرو رفته و هیچ چیزی از جهان نمیبینه و هیچ تلاشی برای بهبود زندگی خود و دیگران در جهان هستی نخواهد کرد.
پیرامون مفهومات خرافات اسلامی و مصادیقش میشه ساعتها صحبت کرد.
به خصوص اگر بخواهیم در باب مصادیق صحبت بکنیم میشه مثال های بیشماری آورد.
اما هدف از این برنامه این هست که ما در باب این کلیات صحبت بکنیم تا شناخت بهتری نسبت به این مفاهیم داشته باشیم.
در انتهای برنامه هم دوست دارم بازهم باهاتون در میون بزارم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه و این راه تغییر شکل بگیره و میتونید این صدا رو با دیگران به اشتراک بزارید.
منظور من از صدا هم خلاصه برنامه به نام جان نمیشه.
بیشتر از اینکه من بخوام برنامه به نام جان رو ضبط و منتشر کنم آرا و عقاید و اهداف خودم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر درآوردم.
این کتاب ها به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی وبسایت شخصی من در اختیار شماست.
میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو دریافت و مطالعه کنید و اگر دوست داشتید این راه تغییر شکل بگیره در کنار من باشید و به من کمک کنید.
میتونید این صدا رو با دیگران به اشتراک بزارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان بود.
در پناه آزادی.
خرافات در اسلام، فراتر از چند باور عامیانه، ریشه در ساختار فکری یکتاپرستی و قداستسازی دارد. نیما شهسواری در این اپیزود، این پدیده را از چند زاویه حیاتی بررسی میکند:
به باور نیما شهسواری، خرافاتی مانند مراسمهای افراطی پیرامون واقعه کربلا یا اعتقاد به شفابخشی مقابر، بازتولید همان اصل «برتریطلبی» است که در آن، زیارت یک قبر از واجبات صریح دینی (مانند حج) نیز باارزشتر جلوه داده میشود. این مسیر در نهایت به خروج انسان از زیست واقعی و غرق شدن در دنیایی ابزورد و خیالی میانجامد. تحلیلهای تکمیلی در این باره را در وبسایت جهان آرمانی دنبال کنید.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
آیا تاکنون به این اندیشیدهاید که چگونه مفهوم «خدا» از یک امر قدسی به ابزاری برای تحکیم سلسلهمراتب قدرت و سرکوب آزادی تبدیل شده است؟ در اپیزود چهارم پادکست «به نام جان»، ما از لایههای سطحی باورها عبور میکنیم تا به هستهی سختِ فرهنگی برسیم که با تقدیس ارعاب و کینه، زیستِ آزادانه انسان و جانداران را به زنجیر کشیده است. این گفتگو، دعوتی است به ایستادن در برابر ساختارِ برینِ قدرت و بازپسگیری کرامت حیات از چنگال ایدئولوژیهای ستمگر.
اگر آمادگی آن را دارید که نگاهی نو به ریشههای رنج و ساختار پنهان سلطه بیندازید، این اپیزود نقطه عطفی در تفکر شما خواهد بود. پیشنهاد میکنیم با مطالعهی کتاب «گواه ظلم» و شنیدن کامل این اثر، به جمع جستجوگرانِ آزادی و برابری بپیوندید. راه برای عبور از این منجلاب، تنها از گذرگاه آگاهی عبور میکند.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری