در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
فرهنگ استبدادی، ملات اصلی بنای تمامی حکومتهای تمامیتخواه در طول تاریخ است. در این قسمت از پادکست به نام جان، نیما شهسواری با نگاهی نقادانه به مفاهیم کهن، از پیوند میان «ترسهای بنیادین بشر» و «پذیرش بندگی» میگوید. این متن، سفری است به لایههای زیرین ذهنیتِ استبدادزده؛ جایی که مفاهیمی چون وحدانیت و مالکیت، راه را برای ظهور سایههای خدا بر زمین هموار کردهاند. ما از فرهنگی میگوییم که انسان را نه به سوی آزادی، بلکه به سوی جستن زنجیری برای گردن خویش سوق میدهد. برای درک این ریشههای پوسیده و حرکت به سوی آگاهی، با وبسایت جهان آرمانی همراه شوید.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت مشخص بیشتر قرار هست که در باب این فرهنگ استبداد با هم صحبت بکنیم.
قاعدتا بزرگترین دلیلی که باعث بازتولید این چرخه استبداد در سراسر جهان شده، یعنی از همون ابتدای به وجود اومدن حکومت ها که به شکل استبدادی وجود داشته تا حتی امروز، تا حتی آیندگانی که میتونن درگیر این بازتولید چرخه استبداد باشن.
قاعدتا در باب این چرایی وجود این حکومت های استبدادی که ما سعی کردیم در قسمت های گذشته پیرامونش صحبت بکنیم باید بیشتر نزدیک به مسئله فرهنگ بشویم.
فرهنگی که قرار هست نوع و روش زندگی انسان ها رو تصویر بکنه.
حالا انسان هایی که به واسطه این فرهنگ خیلی از رفتارها رو انجام میدن، رفتارهایی که مبدل به رفتارهای کلیشه ای شده و ما باید بیشترین چرایی و وجودیت این حکومت های استبدادی رو در همین فرهنگ انسان ها بدونیم.
فرهنگی که ما حالا سعی میکنیم به عنوان فرهنگ استبداد در این قسمت دربارش صحبت بکنیم که برگرفته از یک معنا به اسم خدا و قاعدتا انسان هست.
انسان نیازمند به این خدا که این فرهنگ غالب رو در سراسر جهان نه مختص به ایران که در سراسر جهان پدید آورده و به نوعی بزرگترین عامل به وجود اومدن این حکومت های استبدادی در طول تاریخ شده.
حکومت هایی که همواره از یک رنگ به رنگ دیگری تغییر کرده اند.
در طول تاریخ ایران خودمان در این تاریخ طول و دراز ایران مواجه می شویم با سلسله های مختلفی که قدرت را به دست گرفته اند.
جنگ هایی که باعث به وجود آمدن این سلسله ها و یا از بین رفتن این سلسله ها شده است.
طغیان ها و شورش هایی که باعث به وجود آمدن این سلسله ها شده اما همه و همه در یک معنا و آن هم حکومت استبدادی همراه و همسو بوده، فرای آن دیکتاتورهای صالح که قاعدتا در قسمت های آتی درباره اش صحبت می کنیم.
اما همواره ما مواجه بودیم با یک حکومت استبدادی که حاکم بر این نظام و این ساختار ایران و ایرانیت بوده و این ها هم قاعدتا برگرفته از یک فرهنگ غالب است.
پس قاعدتا باید بیشتر نزدیک معنای این فرهنگ بشویم.
فرهنگی که ما تحت عنوان فرهنگ استبداد میشناسیم.
نقطه ابتدایی و اصلی باید در باب خدا صحبت کرد.
خوب قاعدتا من در باب این مساله خدا خیلی صحبت کرده ام.
هم در کتاب های مختلف، هم در ویژه برنامه.
حتی ویژه برنامه خدا هم تحت عنوان همین برنامه به نام جهان ویژه برنامه ای به نام خدا بود که آن هم ویژه برنامه 12 قسمتی.
فکر کنم بود که خب در باب خدا صحبت کردیم.
تاثیراتی که این معنای خدا گذاشت از دیرباز تا امروز.
و موضوع خیلی مهمی است.
یعنی موضوع خدا یک موضوعی است که به شدت زندگی بشری را تحت تاثیر خودش گرفته و قاعدتا این فرهنگ استبدادی هم ریشه های قدرتمندی در همین معنا دارد.
معنای خدا یعنی ما مواجه هستیم با خدایی که در برابرش انسان نادان و ناتوانی دارد.
انسانی که به واسطه نادانی هایش، به واسطه ناتوانی هایش و به واسطه ترس هایش دست به گریبان یک قدرت ماورایی شده.
قدرت ماورایی که قدرت همه چیز در اختیار اوست، به تمام نادانی های او.
پاسخ به تمام ناتوانی های او پاسخ دهید.
پاسخی است برای تمام ترس های این انسان.
خب ما درباره اش صحبت کردیم در ویژه برنامه های مختلف.
اینکه انسانی را تصور کنید که تنها در این دنیا زندگی می کرده، در این طبیعت زندگی می کرده.
خب حالا انسانی است که دارای یک قوه تفکر و تعقل و اندیشیدن است.
انسانی است که به واسطه همین تعقل برای خودش اضطراب و استرس هم به وجود می آورد.
یعنی ترس هایی که آنی نیست.
ما می دانیم که ترس یک موضوعی است که در بین تمام موجودات زنده وجود دارد.
یعنی شما مواجه می شوید با ترسی که یک اتفاق آنی و واقعی در حال رخ دادن است.
شما از آن می ترسید.
یک حیوانی دارد به شما حمله می کند و شما از او می ترسید.
این یک چیز طبیعیه.
اما آنجایی غیر طبیعی می شود که حالا شما فکر بکنید به اینکه شاید در آینده به شما حمله کند.
شاید شما رو بخواد ببره.
شاید یک مشکلی در آینده برای شما اتفاق بیوفته و این اون نقطه تفاوتی است که انسان برای خودش قائل میشه و قاعدتا ترس هاش بیشتر و بیشتر میشه تا ترس هاش رنگ و بوی واقعیت رو از خودش دور میکنه.
یعنی دیگه اون ترس مفیدی نیست که برای بقا و حیات نیازمند آن هستیم.
اینبار یه ترسی هست که به ما لطمه بیشتری میزنه.
حالا انسان رو در یک همچین فضایی تصور کنید.
در جهانی که پر از نادانی و نادانسته هاست.
حالا این انسان در باب جهان پیرامون خودش نادانی هم داره.
چیز زیادی در باب این موضوعات نمی دونه.
پر از نادانی هاست.
نمی دونه چرا مثلا بارون میاد، چرا سیل میاد؟
چرا زلزله میشه؟
حالا با وجود این ترس ها، این نادانی ها ناتوانی هم در وجود او غوغا میکنه.
ایشون ناتوان هست در برابر قدرت های بیشمار در برابر قدرت جانداران دیگر در باب اتفاقاتی که در جهان می افتد، اتفاقاتی که در اختیار او نیست و او ناتوان در برابر این قدرت هاست.
خب قاعدتا این تصاویر ما را به سمت و سویی می برد که انسان در پی زایش قدرتی ماورایی باشد، در پی زایش قدرتی باشد که خودش را آویزان به آن بکند تا این نادانی ها، این ناتوانی ها، این ترس های خودش را پاسخ بدهد.
یعنی شما وقتی در دنیای امروز هم به آن نگاه می کنید ما تا بلافاصله مشکلی برامون پیش میاد، دست به دامان خدا میشیم.
یعنی این در زندگی همه هم صدق میکنه دیگه هر کس به زندگی خودش نگاه بکنه در شرایط عادی که همه آویزان خدا نمیشن اما بلافاصله مشکلی پیش میاد کسی که دوستش داریم، مریض میشه، بیمار میشه.
حالا ما پر از ناتوانی هستیم، نادانی هستیم، پر از ترس هستیم.
حالا ما بلافاصله به یک قدرت ماورایی آویزان میشویم تا به واسطه او و کمک از او بر این نادانی و ناتوانی و ترس های خودمان پوششی بسازیم.
خب قاعدتا این در باب انسان ها از همان ابتدا هم صدق می کرده.
حالا مشکلات خیلی بیشتر بوده.
حالا ناتوانی ها خیلی بیشتر بوده.
یعنی انسان امروزی که در قبال همین مریضی ها و همین بیماری ها خب پزشکانی رو داره، تجهیزاتی رو داره، دارو هایی رو پدید آورده که میتونه در قبال این بیماری ها در برابرش از خودش محافظت کنه.
در اون دوران هیچ کدوم از این توانایی ها رو هم نداشت.
هیچ کدوم از این دانایی ها رو هم نداشت.
پس قاعدتا ترس بیشتری داشت.
پس قاعدتا خودش رو نیازمند بیشتر به این خدا میدونست.
و حالا ما مواجه میشیم با پدید آمدن این خدا که به واسطه نادانی و ناتوانی و ترس بود.
اما فارغ از این پدید اومدن، حالا این پدید اومدن به واسطه وجود خودش فرهنگ هایی رو هم به وجود میاره که فرهنگ هایی که دامن میزنه وجود و حضور مستدام این استبداد رو.
حالا شما مواجه میشید با یک مفهومی به اسم یکتایی، به اسم وحدانیت.
فارغ از اینکه در ادیان مختلف ما گاها مواجه میشیم با این که این وحدانیت و یکتایی وجود نداره که من خیلی باهاش موافق نیستم.
چرا که در مجموع همه ی این ها ما رو به یک سمت و سو و اون یگانگی خدا میرسونه.
یعنی وقتی شما مواجه میشید با ادیانی که به عنوان مثلا بت پرست شناخته میشن، بت های بی شماری رو در کنار هم می پرستیدن.
در نهایت این ها برای همون یگانگی و همون سرخم کردن در برابر یک خدای قدرتمند بوده.
اما فارغ از این ها ما مواجه هستیم با فرهنگ غالبی که در جهان وجود داشته و اون هم قاعدتا فرهنگ ادیان ابراهیمی یا ادیان سامی بوده.
یعنی اسلام و مسیحیت و یهودیت، این سه دین قدرتمندی که بیشترین پیرو را هم در جهان دارد در کنار هم منظورم هست.
یعنی اگر سه دین را بخواهیم در کنار هم قرار بدهیم قاعدتا بیشترین تعداد پیرو را در جهان دارد و به نوعی فرهنگ غالب انسانی را همین ادیان هم ساخته اند.
در طول این تاریخ قاعدتا دیگر ادیان هم تاثیرگذار بودند اما آنها هم درونشان این وحدانیت را میشه به وضوح دید.
اما ما بیشتر بحثمون پیرامون همین ادیان ابراهیمی هست.
در مجموع با نگاه به این موضوع میتوانیم به این فرهنگ یگانگی برسیم.
حالا این فرهنگ یکتایی باید یک مابه ازایی در جهان پیرامون ما هم داشته باشد و این جرقهی شروع نظام استبدادی هست.
یعنی شما قاعدتا باورمند به یک خدای قدرتمند و قدرت مطلق در جهان هستید.
حالا ما به ازای آن در پی پدید آوردن حکومت هم یک قدرت یکتاست بر تخت قدرت پادشاه عالمیان، خدای خدایان سایه ی خدا بر زمین.
فرزند خدا بر زمین.
و الی آخر.
القابی که همه و همه ما را نزدیک به همین مفهوم یگانگی می کند.
همین مفهوم وحدانیت که برگرفته از همین فرهنگ مشخص است.
فرهنگی که پدید آورنده ی این استبداد است.
این نگاه استبدادی است.
حالا شما مواجه می شوید با کسی که به یک قدرت ماورایی در آسمان ها قدرت مطلقه ای باور دارد.
حالا ما به ازای آن را در جهان هستی و بین زندگی مادی خود، در جهان هم برای تشکیل حکومت در وجود همان خدای یکتا می بینیم.
حالا رهبری را پدید میاره، پادشاهی رو به وجود میاره، امپراطوری رو به وجود میاره که دقیقا جا پای همون خدا می ذاره.
تکیه به همون جایگاه.
پس وقتی ما در باب این فرهنگ استبدادی صحبت می کنیم، قاعدتا نزدیک به مفهوم خدا می شیم و در نگاه به این فرهنگ می رسیم به مفهوم یکتا یت فرای آن مواجه می شویم با این برتری طلبی.
این برتری طلبی که در دل این نگاه به خدا و این فرهنگ حاکم است.
حالا این یک برتری است نسبت به دیگران.
من بارها در باب این مساله صحبت کردم.
وقتی ما نزدیک میشیم به مفهومی مثل قدرت، قدرت به واسطه ضعف دیگران پدید می آید.
قدرت خودش که نمی تواند مفهوم خاصی داشته باشد.
یعنی در ارتباط با دیگران هست که این قدرت معنا پیدا می کند.
یک تعریف مشخصی هم هست در باب قدرت.
اینکه شما وقتی امیال و خواسته هاتون رو می خوایید به زور به پیش ببرید اینجاست که قدرت معنا گر می شود.
حالا این پس قاعدتا نیازمند به دیگران هست.
یعنی در رابطه هست که معنا می شود.
خب حالا شما وقتی با مواجه می شوید با این قدرت، ضعف دیگران هست که قدرت شما را می سازد.
در باب برتری هم به همین شکل است.
کهتر و کوچک بودن دیگران پست تر بودن دیگران هست که بزرگی شما رو پدید میاره.
برتری شما رو به وجود میاره وگرنه اگر این نگاه وجود نداشته باشه که برتری معنایی پیدا نخواهد کرد.
شما حتی اگر با خودتون هم بخواید خودتون رو مقایسه کنید یک روزگار پست تری داشتید که امروز برتر از اون روزگار هست و قاعدتا این معانی بهانه ای مثل قدرت، مثل برتری طلبی به واسطه فقدان دیگران هست که معنا پیدا میکنه.
به واسطه کوچک بودن دیگران هست که معنا پیدا میکنه.
به واسطه ضعیف تر بودن دیگران هست که قدرت شما معنا پیدا میکنه و حالا شما مواجه میشید با این برتری طلبی که تبدیل به یک فرهنگ غالبی در این نگاه خداپرستانه میشه و مبدل به یک فرهنگی برای بوجود اومدن استبداد و حکومت های استبدادی میشه.
فرهنگی که حالا تبدیل به طریقت و نوع زندگی و تفکر انسان ها شده، حالا خود را برتر از همسر خود و زن خود و کودک خود قلمداد می کند.
خوب قاعدتا کسی از آنها هم برتر وجود خواهد داشت.
رییس کارخانه شان را از خودشان برتر می داند و رییس کارخانه هم قرار است خودش را برتر از این کارگران بداند.
خودش را برتر از همسر خودش و فرزند خودش بداند.
اما در برابر کس دیگری کهتر و کوچکتر است.
مثلا به عنوان مثال مبلغان دینی و روحانیون و اینها در آن جایگاه قرار بگیرند.
روحانی هم به همین شکل.
این دومینو ادامه پیدا می کند تا یک خدای درون نوک هرم باشد و این طبقات ساخته شده طبقاتی که درباره اش هم صحبت کردیم.
اصولا این طبقات و این برتری طلبی هم ما را به سمت و سوی این فرهنگ استبدادی و نیاز به این استبداد سوق می دهد.
این فرهنگ هم خیلی ساده است و بر پایه آن پاداش و مجازات دارد شکل می گیرد.
یعنی هم به شما یک کورسوی امیدی میدهد تا در این ساختار ساخته شده خود را برتر از دیگری بدانید و هم در کنار آن مجازاتی که باید از دیگران هم کهتر و پست تر باشید و این به واسطه این امیالی که در شما زنده می کند، این احساس و این نیاز به برتر بودن، شما را به نوعی معتاد این ساختار می کند.
و حالا یک فرهنگ غالبی وجود دارد که به واسطه این برتری طلبی به واسطه آن فرهنگ یکتایی به سادگی می تواند آن استبداد را قبول کند.
فارغ از این شما مواجه می شوید با دین و قوانینی که وضع کرده که چه نقش عمده ای را در این حکومت های استبدادی ایفا کرد.
حالا شما مواجه می شوید با ادیانی که آمده اند و قدرتمند این ادیان ابراهیمی تا قانون وضع کنید.
حالا فرای مسیحیت که بیشتر قوانین خودش را هم از یهودیت استخراج می کند.
خود یهودیت یک کتابی به اسم تورات پر از قوانین ریز و درشت است.
دقیقا تعدادش را به خاطر ندارم.
بارها درباره اش صحبت کردم که ذهن.
قرار نیست که هر چیزی رو در خودش جا بده.
موضوعات مهم رو در خودش جا میدید که مثلا ما تعداد دقیقشو بگیم مثلا دو هزار و پانصد و پنجاه و دو تا تاثیری نمیزاره اما تعداد بیشماری قوانین رو در خودش جا داده و یا اسلام به همین شکل چه در قرآن، چه در احادیث، چه در سیره نبوی و زندگی محمد.
شما مواجه میشید با قوانین بیشمار.
حالا قوانین غیر قابل عدول و تغییری که قرار هست حاکم بر زندگی انسان ها بشه و حالا انسان هایی که باید در برابر این مطیع و فرمانبردار باشن.
حالا قوانینی که غیر قابل تغییر هست قرار هست تا آخرین روز جهان و بشریت تا روز قیامت هم حاکم بر زندگی انسان ها باشه.
حالا این قوانین هم شما رو به نوعی آماده می کنن تا این استبداد رو قبول بکنید.
همتای اون برتری طلبی، همتای اون باور به یگانگی و قدرت مطلق.
حالا قانونی وجود داره که شما را در این راستا به پیش ببرد.
فردای آن شما مواجه میشوید با این حس مالکیت.
حس مالکیتی که همه چیز را از میان برمیدارد.
حالا شما مالک بر دیگران هستید.
خدایی هست که مالک بر جان انسان ها و جانداران هست.
مالک بر تمامی جانداران هست.
یکی از القاب بزرگ خداوندی است که همه او را به عنوان مالک میشناسند و به عنوان پادشاه میشناسند.
به عنوان قدرتمند میشناسند.
حالا این حس مالکیت در بین مردمی که باورمند به آن نگاه هستند هم فرهنگ مالکیت رو پدید میاره.
حالا این خدایی که صحبت از مالکیت انسان نسبت به حیوانات میکنه، مالکیت نرینه به ماده خودش میکنه.
مالکیت مردان نسبت به زنان.
و الی آخر.
این مالکیت هایی که هی مدام و مدام بیشتر و بیشتر میشه و در کنار ساختن آن طبقات در کنار ساختن آن برتری طلبی ها در نهایت ما رو به حس مالکیت میرسونه.
حالا این مالکان صاحب قاعدتا مالک هم بر خود دارند.
اصلا قبول این نظام مالکیت ما را به این راستا خواهد کشاند تا مالک بر خودمون رو هم قبول کنیم.
و حالا ما آماده هستیم برای قبول این فرهنگ استبدادی که این نظام های استبدادی رو پدید بیاره.
من بارها در باب این مساله هم صحبت کردم.
وقتی یک موضوعی مطرح میشه، یک اصلی مطرح شده و تبدیل به یک ارزش جمعی شده.
حالا اینکه در آینده چه مفاهیمی جای اون مفهوم اصلی رو بگیره در اختیار ما نیست.
وقتی یک اصلی مشخص شده در برابر ما هست، ما به اون ارزش پایبند هستیم.
مثل برتری طلبی، مثل این فرهنگ یکتایی، مثل این مالکیت.
حالا میتونه اشخاص درش متفاوت باشه به اشکال مختلفی در بیاد از راه های مختلفی ما اون اصل رو قبول کنیم و فروع متفاوتی رو براش بتراشیم و بهش باورمند باشیم.
اما اون اصل همواره جاری و ساری هست.
همواره غیر قابل عدول است.
حالا ما در این مفهوم هم مواجه میشیم با حس مالکیتی که شکل گرفته مالکان رو پدید می آورد.
خب قاعدتا این صاحبان این اربابان نیازمند بردگان و بندگان هستند و این اون بخشی است که ما رو هی مدام بیشتر و بیشتر مدفون در این فرهنگ استبدادی میکنه.
حالا شما مواجه میشید با آماده شدن انسان ها برای قبول این یوغ ها، این زنجیرها، این اسارت و بردگی ها، این بندگی ها.
از اون نقطه ابتدایی شما مواجه هستید که قراره ملاتی ساخته بشه تا این بنا رو پدید بیاره، انسان ها رو مطیع و فرمانبردار می کند.
یکی از دلایل عمده ایست که در سراسر جهان هم همه و همه تمامی قدرتمندان باورمند به این نگاه خداپرستانه هستند.
حتی اگر به تصویر من در باب این مساله در همان ویژهبرنامه خدا هم صحبت کردم، شما گاها روبرو میشوید با جماعتی که خودشان را آتئیست و بیخدا می دانند.
اما افکار همان افکار خداپرستی هست.
یعنی شاید به آن تصویر مشخصی از خدا در مثلا مسیحیت یا اسلام باور نداشته باشند و ان الله را کتمان بکنند.
به هزار و یک دلیل که برگرفته اتفاقا از ایمانشان هست.
چون علم که نمی تواند وجودیت و یا عدم وجود خدا را ثابت کند قاعدتا ایمان آن فرد هست که باعث میشه حالا خدا رو قبول نداشته باشه.
در مجموع شاید ما مواجه بشویم با یک آتئیستی که خدا را قبول ندارد در دین اسلام این الله را می گوید این الله هزاران تناقض داره در قرآن تناقض داره، فلان حرفش تناقض داره پس این خدا وجود نداره.
اما افکار همون معنای خداست.
یعنی باورمند به همون شکل از خدا هست، به یکتاپرستی باورمند هست، به مالکیت باورمند هست، به برتری طلبی باورمند هست، قوانینی رو بهش معترف هست.
یعنی شما مواجه میشید با همون بیخدایی که عینا خداپرست هست و حالا شما مواجه میشید با جهانی که هر کدام از این قدرتمندان و قدرت پرستان و زورگویان این فرهنگ رو حاضر نیستند که لکه دار بکنند.
این فرهنگ استبدادی که قرار هست انسان ها رو آماده بکنه برای بردگی و بندگی.
حالا یک روز برده و بنده اون خدای در آسمان ها، در خدای، در میان صحرای حجاز و مکه و مدینه، در دل کعبه، یک روز فرمانبردار در برابر فلان پادشاه و قدرتمند.
اینها ملاط ساختن این نظام استبدادی است.
این فرهنگی است که انسان ها را به این سمت و سو می برد.
انسان ها را آماده ی فرمانبرداری می کند.
در باب این لایه های مختلف فرمانبرداری هم قاعدتا در یک برنامه ی مجزا صحبت می کنیم چون خیلی موضوع مهمی است و اصولا همین فرهنگ هست که چرایی وجود این حکومت های استبدادی در طول تاریخ را به ما گوشزد می کند.
یعنی ما مواجه هستیم با یک تاریخ طول و درازی که انسان ها درگیر این حکومت ها استبدادی هستند.
پس ما باید به این چرایی ها بیشتر توجه کنیم.
چرایی که باعث شده ما تا این اندازه غرق در این حکومت های دیوانه وار باشیم و گاها هم رو به رو می شوید که خیلی ها با فراغ بال قبول می کنند.
اصلا خوشحالند همانگونه که خوشحالند از بندگی در برابر خدا به این بندگی و اسارت در برابر حکومت های حاکم هم خوشحال هستند، راضی هستند از اینکه در جنگ هم میرند و کشته میشن بدون اینکه اصلا دلیلی داشته باشند بدون اینکه اصلا معنای مشخصی را دنبال کنند.
اما به سادگی یوغ اسارت را به گردن گذاشتند، قبول کردند، این اسارت را قبول کردند و حاضرند در این اسارت هم گام بردارند.
در مجموع مواجه میشیم با این فرهنگ استبدادی که انسان ها رو آماده میکنه.
اما فرای اون قاعدتا انسان ها در خودشون هم یک همچین احساسی رو قاعدتا داشتن.
انسان ها در خودشون خودخواهی رو دارند، برتری طلبی رو دارند، این قدرت خواهی رو دارند که دوست داشته باشن قدرت رو به دست بگیرن.
یعنی شما مواجه میشید با انسانی که دوست داره از دیگران بزرگتر و برتر و صاحب و مالک دیگران باشه.
این به نوعی احساسات اون رو پاسخ میده و خب اصلا این حکومت های استبدادی و این فرهنگ هنگ استبدادی با همین سیستم داره پیش میره.
یعنی با توجه به امیالی که در دل انسان ها وجود داره که داره قدرتمند تر میشه میدونه کجا چه چیزی رو به شما بده تا شما رو جذب خود بکنه.
میدونه به شما باید اختیار این رو بده که بر مثلا همسر خودتون صاحب باشید.
همسر شما در برابر شما بنده و برده مطیع باشه.
خب این یک بخشی از اون احساسات خودخواهی و خود پرستی و برتری طلبی و قدرت خواهی شما رو سیراب میکنه.
حالا شما میتونید ساده تر در برابر اون قدرت یکتا در آسمان و یا زمین اون پادشاه قدرتمند این نظام استبدادی سر خم فرو ببرید.
این باجی ست که به شما داده میشه تا قبول بکنید این طریقت رو.
پس قاعدتا انسان هم درون خودش این احساس ها رو داره.
این خودخواهی ها رو داره.
این برتری طلبی ها رو داره.
این میل به قدرت و قدرت رو برای خود کردن رو داره.
اینکه خواسته های خودش را به زور به پیش ببرد.
اینکه آزادی را با اسارت دیگران هم برای خود بکند در وجود انسان هاست.
هرچند که وقتی به انسان فارغ از این تعالیم بیمارگونه رو به رو میشوید، نزدیک میشوید.
به کودکان نگاه می کنید، به کودکانی که در آن سن پایین هستند میتوانید نشانه هایی از برابری خواهی را ببینید.
اینکه چگونه کودکان در سنینی که هنوز به آن حد غرق تعالیم انسان ها نشده اند، غرق در این تعالیم بیمار و پوسیده ی هزاران ساله غرق در این فرهنگ استبدادی نشده اند، غرق در این مفاهیم برتری طلبانه و مالکیت نشده اند.
غرق در این فرهنگ یکتایی و خدا پرستانه نشده اند.
می بینید که میل به برابری درشان وجود دارد.
آزمایشات گوناگونی هم اتفاق افتاده.
حتی فارق از این آزمایشات و تحقیقات، قاعدتا هر کسی در زندگیش دیده شما یک کودکی را داشته باشید.
در آن سنین پائینی که هنوز وارد این تعالیم نشده، اگر به دوستش چیزی رو ندید و در اختیارش نذارید، میبینید که او حاضره که از سهم خودش با او تقسیم بکند.
یعنی این میل در انسانها هم وجود دارد.
پس حاصل تعالیم هست.
یعنی حتی اگر ما باز هم داریم در باب این ذات انسانی خود خودخواهی و برتری طلبی صحبت میکنیم، باز هم نمیتوانیم قاطعانه بگوییم انسان ها میل به برتری طلبی دارند، میل به خودخواهی دارند.
اما قاعدتا تعالیم پوسیدۀ این چند هزاران سال انسان ها را به این سمت و سو کشانده که تا این حد غرق و درگیر در این فرهنگ استبدادزده باشند.
میل به این فرهنگ داشته باشند و خودشان را آماده دیده باشند در این فرهنگ.
حالا این قدرتمندان و زورمندان با استفاده از این طریقت، این آماده کردن انسان ها.
به نوعی با قلقلک دادن این احساساتی که در اون ها وجود داره در نهایت میخوان جهانی مسکوت رو پدید بیارن، جهانی در خفقان رو به وجود بیارن.
جهانی که کسی صدایی ازش شنیده نشه یعنی مرگ.
این حس برابری در انسان ها.
خیلی ساده است.
ما رو به این سمت سوق می ده که نسبت به رنجش هیچ کسی هیچ صدایی نداشته باشیم.
شما تصور کنید با همون روحیه ی کودک دو سه ساله ای که هنوز وارد این تعالیم پوسیده و این فرهنگ بیمار استبداد زده نشده، اگر ظلمی رو به کودک دیگری ببینه تا چه اندازه در برابرش ایستادگی می کنه.
حالا اگر این قرار بود اون فرهنگ غالب باشه، این حکومت های استبدادی چگونه می تونستن امیال خودشون رو پیش ببرن؟
خب قاعدتا انسان ها در این سکوت فرو نمی رفتن.
در قبال نابرابری ها ایستادگی میکردن سرخم نمیکردن به این سادگی قبول نمیکردن.
در این سکوت و خفقان فرو نمیرفتن.
اما قاعدتا این فرهنگ بیمارگونه تا به این حد انسان ها را مطیع ساخته، مطیع این نظام حاکم.
حالا همه خودشون در پی جستن زنجیر و یوغ برای انداختن به گردنشون هستن، برای بستن دست و پای خودشون هستن.
اینها به نوعی معتاد به این سیستم شدن و وقتی ما در باب این فرهنگ استبدادی صحبت میکنیم در نهایت قرار هست که انسان هایی رو پدید بیاره که باورمند به این فرهنگ استبدادی هستن.
چیزی که در سراسر جهان هم به کرات در ایران خودمون هم به مراتب بیشتر.
یک بار به ایران نگاه بکنید و فکر بکنید حتی فکر کردن بهش هم واقعا دور از ذهن است.
چگونه ممکنه حکومتی بر سر کار باشه که بدترین فجایع رو از ابتدای پیدایش خودش در قبال این مردم کرده باشه.
یعنی شما مواجه بشید اون انقلابی است که در ابتدا با وحشیانه ترین شکل ممکن خشونتبار ترین شکل ممکن همه را به جوخه های دار و اعدام و مرگ و تباهی فرستاد.
وحشیانه ترین رفتار ها را در قبال آنها انجام داد.
همان بازتولید چرخه ی استبداد که در باره اش صحبت کردند.
مردمی که آرزومند دوباره ساختن این چرخه بودند، فقط بر سر در میان تاج سر در میان تاج را میخواستند تغییر بدهند و یک سره تازه ای را به جایش بگذارند.
قرار نبود خفقان سرکوب از بین برود چرا که شروع این نگاه هم با سرکوب و خفقان دیگران بود.
قرار بود که دیگر دوباره صحبتی نکند.
حالا شما مواجه هستید با این حکومت و رفتاری که در طول این سالیان کرد از جنگی که اتفاق افتاد.
از آن خواهش و تمنای دیوانه وار برای ادامه دادن جنگ بدون هیچ ثمر.
با مرگ این تعداد از مردم، فجایعی که در سال 88 اتفاق افتاد و اون رفتارهای وحشیانه ای که در برابر مخالفان کرد جمهوری اسلامی، کشتارهای سال شصت و هفت.
قتل های زنجیره ای.
سال هفتاد و هشت.
اتفاقاتی که در سال 88 نود و هشت همین هزار و چهارصد و یک افتاد و این رفتارهای وحشیانه ای که جمهوری اسلامی انجام داد، فرای آن نگاه به شرایط اجتماعی، قوانین وضع شده، قوانین مدنی آن کشور، قوانین جزایی آن کشور سراسر نابرابری.
یعنی شما تصور بکنید قوانینی که در قبال زنان در ایران وضع شده به هر گوشه اش که نگاه می کنید.
واقعا هیچ چیزی برای درک کردن ندارید و نمی توانید درک کنید این قوانین را چه کسی نوشته.
چگونه این قوانین حاکم بر یک کشور هست؟ یک کودک.
دو ساله رو از مادرش جدا بکنه؟ حالا چجوری؟
با کدوم منطق جور در میاد این نگاه؟
اینکه قرار باشه زنان رو نیم مردان در شهادت در دیه به حساب بیاورند و الی آخر.
وقتی با این مضامین رو به رو میشید با خودتون فکر میکنید چه جوری ممکنه که این انسان ها در طول این سال ها نسبت به این قوانین، ساختارها، فرهنگ ها، زندگیشون هیچ واکنشی نشون ندادن؟
چگونه این همه سال مسکوت بودن؟
چگونه انقلابی رو پدید نیاوردن؟
چگونه این ارزش ها رو دگرگون نکردن؟
ساختار رو تغییر ندادن.
حالا فارغ از مفاهیمی که در قسمت های مختلف صحبت کردیم، در ویژه برنامه انقلاب ایران در ویژه برنامه آینده ایران دربارهاش صحبت کردیم.
در باب ایمان جمعی و الی آخر خواسته ها.
جمع این خواسته ها و امیال و آرزوها که فقدانش در ایران دیده می شود.
اما قاعدتا از این جماعت جماعتی برده پدید آمده که حالا دارد به چشم می بیند.
حتی حق زیستن، حق آزادی پوشش را هم از مردم گرفته اند.
اما باز هم صدایی از کسی برده هر رفتاری رو که دوست دارن دارن انجام میدن.
باز هم صدایی شنیده نمیشه چرا که ما داریم در باب یک فرهنگ استبدادی صحبت میکنیم که در زندگی این مردم ریشه دوانده.
فرهنگ غالب و نوع زیستن اون ها رفتارهای اون ها رو پدید آورده.
این ندانستن، این نادانی، ناتوانی و ترس ها اون ها رو به این سمت و سو کشونده تا در برابر این خدای واحد سر تعظیم فرود بیارن و یکتایی و بزرگی اون رو در این ساختار استبداد زده قبول بکنن.
این استبداد رو به جان بخرند، این برتری طلبی رو تبدیل به نوعی از زندگی خودشان و مرام خودشان در زندگی بکنند.
قوانین را هر چه هست سر تعظیم فرود بیاورند، مالکیت را قبول کنند.
حالا این انسان ها آماده هستند.
حالا این انسان ها با باج، با خراج، با نزدیکی به سیستم ساکت می شوند، به واسطه ترس ها ساکت می شوند، به واسطه نادانی ها، ناتوانی ها ساکت می شوند.
به واسطه این فرهنگی که رسوخ کرده در جانشان، حالا در برابر این قدرت واحده، ستمگر و وحشیانه سکوت می کنند.
این فرهنگ جزئی از نوع زیست آن ها شده و آن ها دست و پا بسته در برابرش قبول می کنند و زندگی را به پیش می برند.
حالا ما مواجه هستیم با جهانی مسکوت که در این سکوت و انفعال، بردگی خودش را قبول کرده، یوغ را به گردن انداخته، زنجیرها را به دست و پا زده و سر پایین زندگی اش را به پیش می برد.
نمونه این هم در جای جای دنیا وجود دارد.
در یک جایی کم تر، در یک جای بیش تر.
اما تقریبا در همه جای جهان هم قابل رویت است.
این فرهنگ استبدادی که مبدل به فرهنگ زیست انسان ها در همه جای جهان شده، یک جا مثل کره شمالی اینقدر اگزجره و غیرقابل فهم است که واقعا فهمش هم برای مثلا خود ماهایی که در ایران هم زندگی کنیم هم سخته.
یک جایی در ایران به این شکل حتی یک جایی در کشورهای پیشرفته هم باز به شکل دیگری.
چرا که این فرهنگ، فرهنگ غالبی است که در طول تمام این سالیان قدرت را در اختیار گرفته و مردم را شبیه به خودش کرده.
قاعدتا در باب این فرهنگ استبدادی می شه ساعت ها صحبت کرد.
موضوع قابل بحثی است اما سعی می کنیم قسمت ها رو کوچیک و کوچیک تر بکنیم.
در قسمت های آتی هم در باب موضوعات دیگری که قاعدتا در باب این فرهنگ استبدادی هست، بیشتر و بیشتر هم صحبت خواهیم کرد.
چرا چرخه استبداد در تاریخ ایران و جهان متوقف نمیشود؟ پاسخ را باید در فرهنگ استبدادی جستجو کرد؛ فرهنگی که بر پایه سهگانه «نادانی، ناتوانی و ترس» بنا شده است. انسان در مواجهه با طبیعت و نادانستههایش، قدرتی ماورایی (خدا) را آفرید تا پناهی برای ضعفهایش باشد، اما همین الگو را به عرصه سیاست کشاند. نگاه یکتاپرستانه اقتدارگرا، مابهازایی زمینی یافت که در آن یک تن (رهبر، پادشاه یا امپراتور) بر جایگاه قدرت مطلقه تکیه میزند و همگان را به بندگی فرا میخواند.
در این تحلیل، فرهنگ استبدادی تنها در ساختار قدرت خلاصه نمیشود، بلکه در کوچکترین واحدهای اجتماعی نظیر خانواده نیز رسوخ کرده است. حس «برتریطلبی» و «مالکیت» مرد بر زن، یا والد بر فرزند، همان منطق استبدادی است که در سطحی کلان به «مالکیت حاکم بر جان مردم» بدل میشود. این نظام با استفاده از مکانیسم پاداش (باج) و مجازات (سرکوب)، انسانها را به سیستم معتاد میکند. ویژگیهای بارز این فرهنگ عبارتند از:
بازتولید استبداد حاصل فقدان «ایمان جمعی» به برابری و آزادی است. وقتی جان انسان بیارزش شود و مفاهیم انتزاعی جای کرامت انسانی را بگیرند، جامعه در سکوت و انفعال فرو میرود. فرهنگ استبدادی با قلقلک دادن خودخواهیهای فردی، همگان را در برابر ظلم مسکوت میکند. برای رهایی از این اسارت ذهنی و مطالعه مباحث «قلمروی آرمانی»، به بخش پرتال آگاهی یا کتابهای جهان آرمانی مراجعه کنید.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.