در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
در قسمت چهل و چهارم از ویژهبرنامه به نام جان، به سراغ نهاد نوظهور و قدرتمندی میرویم که نبض زندگی مدرن را به دست گرفته است: صنعت سرگرمی. نیما شهسواری در این واکاوی، هنر را نه در ساحت قدسی آن، بلکه در قامت بردهای به زنجیر کشیده شده میبیند که وظیفهای جز تحمیق تودهها و پر کردن جیب صاحبان سرمایه و قدرت ندارد. ما در این برنامه به بررسی این پرسش میپردازیم که چگونه «کالا-هنر» جایگزین «هنر بینا» شده و چگونه اوقات فراغت ما، به جای تفکر و یاغیگری، صرف تماشای ابتذال و بازتولید خشونت میگردد.
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
توجه: این متن توسط هوش مصنوعی استخراج شده و ممکن است شامل اشتباهاتی باشد. هدف بهبود دسترسی و مطالعهی آسانتر محتوا است.
خب دوستان توی این قسمت مشخص ما قرار هست بیشتر در باب سرگرمی صحبت کنیم.
ما در باب هنر صحبت کردیم و در یک برنامه دورهمی به نام جان در همون قسمت های ابتداییش بود.
اما اینبار بیشتر میخوایم در باب سرگرمی و به نوعی استفاده و سوء استفاده ای که از هنر برای سرگرمی شده صحبت بکنیم.
خب قاعدتا پیرامون این موضوع در باب سرگرمی و بیش از این در باب هنر باز هم صحبت خواهیم کرد.
موضوع به شدت مهم نیست.
تاثیرگذار است و قاعدتا باید در باره اش صحبت بشه چرا که در همین ابتدا هم میشه درباره اش صحبت بکنیم.
اینکه ما بارها و بارها در باب تغییر انسان ها صحبت کردیم.
حالا یه ویژه برنامه ای هم فکر میکنم پیرامون این تغییر انسان ها خواهیم داشت.
وقتی ما در باب این تغییر انسان ها صحبت میکنیم قاعدتا چند عامل مهم و کلیدی وجود داره برای تغییر دادن انسان ها.
یکیشون قانون هست، اون قوه قهریه و زور و قدرت هست که انسان ها رو تغییر میده.
ما شاهد این هستیم در جای جای جهان وقتی پنج درصد از مردم یک جامعه هدفی رو در برابر میزارن برای انقلاب کردن، حالا شما مواجه هستید که تمامی این قوانین تغییر میکنه و اون نود و پنج درصد هم سعی میکنن خودشون رو همرنگ این جماعت بکنن و حالا یا قوه قهریه ای هستش که این تغییر رو بوجود بیاره.
اما فرای اون ما شاهد تعلیم و تربیت هم هستیم.
یکی از اون ارکان مهمی که میتونه در انسان ها تغییر به وجود بیاره.
وقتی در باب تعلیم و تربیت صحبت میکنیم نگاه ها بیشتر معطوف به سیستم آموزش و پرورش و این مسائل میشه.
اما خیلی فراتر از این ها تعلیم و تربیت ما رو به سمتی میبره که هنر یکی از ارکان مهم و قدرتمند اون هست.
در طول تاریخ هم به همین شکل بوده.
یعنی شما شاهد آثار هنری هستید که تا چه اندازه تاثیر گذار بودن؟
تا چه اندازه تونستن که نگاه جمعی رو تغییر بدن.
حتی خیلی از نگاه های فرهنگی که ما داریم برگرفته از همین هنری ست که قدرتمند وجود داشته.
پس وقتی ما در باب هنر صحبت میکنیم در باب یک مسئله به شدت مهم انسانی صحبت میکنیم.
مسئله ای که به شدت تاثیرگذار هست.
قدرت تغییر داره و انسان ها رو میتونه دگرگون بکنه.
خب در اون قسمتی که پیرامون هنر صحبت کردیم سعی کردیم هنر رو تقسیم بندی کنیم و در باب قسمت های مختلف این هنر هم صحبت کنیم.
ما گفتیم که هنر به سه قسمت تقسیم میشه.
ما یک بخش از هنر رو کالا هنر می دونیم.
هنری که مبدل به یک صنعت شده.
هنری که تبدیل شده برای کسب درآمد، کسب ثروت.
و دقیقا این قسمت مشخصی که ما تحت عنوان سرگرمی و هنر هم میشناسیم بیشتر معطوف به همین تقسیم بندی از هنر هست.
یعنی شما شاهد هنری هستید که مبدل به یک صنعت شده.
یک صنعت پولساز.
حالا قرار هست که ما همتای تمام صنایعی که در جهان میشناسیم کالایی رو پدید بیاریم و در پی مشتری برای اون کالا باشیم.
کالا رو بفروشیم بدیم.
حالا باید سعی کنیم این کالای ساخته شده باب طبع یک جماعتی باشه که برای او حاضر باشند هزینه بکنند.
اون رو به دست.
فرای ما در باب هنری صحبت کردیم که معطوف به هنر هست.
همه چیز در هنر خلاصه میشه به نوعی سرباز.
این وادی هنر هست.
خود هنر رو مبدل به ارزش و هدف کرده.
اصل و بنیان رو بر پایه خود هنر قرار داده.
این همان بخشی است که ما تحت عنوان اون هنر میشناسیم. هنر اصیل.
حالا هر اسمی میشه درباره اش اعطا کرد.
اینکه شما هنر رو مبدل به وسیله نکنید.
شما چه در کالا هنر چه در اون بخش پایانی که حالا درباره اش صحبت میکنم، قسمت سومی که ما در باب هنر میشناسیم هنر رو مبدل به وسیله میکنند.
وسیله ای است برای اینکه شما به امیال تون برسید.
در حقیقت وقتی شما به هنر نگاه میکنید اسبابی است برای رسیدن.
اما ما در دل هنر نگاهی داریم که خود هنر رو هدف و غایت قرار میده و حالا سعی میکنه در دل این هنر به عنوان سرباز این هنر تاثیراتی داره سعی میکنه سبک های مختلفی بوجود بیاره.
سعی میکنه بی بدیل کار بکنه.
سعی میکنه خلاقیت داشته باشه و به نوعی نگاهش معطوف به هنر هست.
فرای این نگاه ما شاهد قسمت سومی هستیم که ما اون رو هنر بی نا میشناسیم.
هنری که حالا قرار هست هنرمندانی در دل اون وجود باشن که از وسیله ی هنر برای بیدارگری استفاده بکنن.
قرار هست که از دغدغه ها بگن.
قرار هست که برای تغییر انسان ها تلاش بکنن.
قرار هست که درد رو بگن و در کنارش به درمان اشاره بکنن و یا تنها گزارشگر این درد های بی حد و حصر باشن.
قرار هست از هنر برای دغدغه مندی استفاده بکنن.
ما این رو تحت عنوان هنر و هنرمند بینا میشناسیم که خب قاعدتا در جهان هم همواره بهش نگاه و ارزش کمتری هم داده شده.
همواره در بدترین شرایط بودن کسانی که وارد این وادی مشخص از هنر شدند تلاش کردند تا هنر رو وسیله ای قرار بدند برای تغییر انسان ها، برای بیان دردها، برای گفتن دغدغه ها، برای بوجود آوردن درمان ها و راه حل ها.
مقبولیت کمی دارند چرا که همتای کالای هنر برای مردم فعالیتی نمیکنند که باب طبع اون ها کار بکنه.
برای سلیقه ی اون ها تلاش نمیکنند.
به نوعی سلیقه ی اون ها رو میسازند.
ولی نقطه ی تمایزی که در میان این کالا و هنر وجود داره با هنرمند بینا این هستش که حالا شما شاهد این هستید که در کالا هنر سعی میشه که تمام قدرت گذاشته بشه تا چیزی که اون مردم میخواند، خواسته ای که دارند، سلیقه ای که اون ها مطرح میکنند بهش ارج و قربی داده بشه.
چرا که قرار هست اون مخاطب این هنر رو بخره و در اختیار بگیره.
اما در بین هنرمندان بینا و این هنر بینا همچین موضوعی وجود نداره چرا که قرار هست این درد و درمان رو بیان کنه.
آیا در هنری که با اصالت هست و برای هنر هم هدف و غایت قرار میده هم شاید همتای همین باشه؟
اما بیش از اینکه بخوایم در باب این مسئله صحبت کنیم باید بریم و برسیم سر اون مسئله اصلی و این سرگرمی.
ما در نهاد هایی که در اجتماع می شناسیم یکی از اون نهاد های تازه ظهور یافته در همین قرون تازه و در این جهان مدرن شاهد این نهاد و بنیانی به عنوان سرگرمی شدیم.
چیزی که در جهان تحت عنوان اینترتیمنت هم شناخته میشه.
خب ما نهاد های دیگه ای رو در طول تاریخ داشتیم.
نهاد سیاست، نهاد اقتصاد.
اینها چیزهایی بودند که همواره وجود داشتند.
اما در این قرون تازه.
در این جهان مدرن شاهد این نهاد تازه پیدا شده هم شدیم.
یعنی حالا ما مبدل شده جهانمان به یک جهانی که یک نهادی دارد تحت عنوان سرگرمی.
حالا قرار است انسان ها اوقاتشان را در این راستا هم سپری بکنند.
یک بخش مهمی شده برای اینکه زندگی انسان ها هم بچرخد.
خب در دل این سرگرمی ها یکی از بنیادی ترین اشکال هم خود هنر است.
یعنی ما برای سرگرم کردن انسان ها حالا رو آوردیم به هنر.
قاعدتا چیزهای دیگری هم برای سرگرم کردن انسان ها استفاده می شود.
این هایی که همه ما می دانیم اما هنر شاید نقش کلیدی تر و بزرگ تری دارد.
پس یک هدف غایی قرار دارد که باز هم هنر را به نوعی وسیله و ابزار برای خودش قرار داده.
یعنی ما وقتی در باب این کالا هنر صحبت کردیم گفتیم شما شاهد کالا هنری هستید که از هنر استفاده می کند چه از بعد اقتصادی برای فروش بیشتر صنعتی را که بوجود آورده سعی می کند کالایی را پدید بیاورد تا مردمی باشند که آن را بخرند و در نهایت سودی را به دست بیاورد و چه اگر از بعد سرگرمی بخواهیم به آن نگاه کنیم باز هم دارد از هنر استفاده می کند تا مردمی باشند که سرگرم بشوند و اوقات فراغت شان را به نوعی سپری بکنند.
پس ما مواجه می شویم با یک نهاد تازه بنیان در جهان مدرن تحت عنوان سرگرمی که از هنر هم دارد استفاده می کند.
ما شاهد این هستیم که این استفاده از هنر دارد اتفاق می افتد.
فرای اشکال دیگری که ما در جهان خودمان می شناسیم تحت عنوان سرگرمی هنر نقش کلیدی دارد.
یعنی اگر امروز شما نگاه بکنید یکی از سرگرمی های بزرگی که وجود دارد قاعدتا هنر سینما هست و موسیقی.
یعنی این دو شاید از همه پررنگ تر باشند.
شما شاهد کنسرت های بی شماری هستید که می گذارند و مردم را سرگرم میکنه.
یا فیلم های بیشماری که در جای جای جهان ساخته میشه برای سرگرم کردن من جماعتی رو به سالن های سینما میکشونه و یا در خانه ها پشت تلوزیون ها جا میذاره.
ما شاهد این استفاده هستیم.
از یک سو این استفاده در راستای اقتصادی داره اتفاق می افته.
شما شاهد هستید که یکی از پولسازترین صنایع در جهان هم همین صنعت هنر هست.
همین صنعت سرگرمی هست.
یکی از پولساز ترین وقایع هست.
پس از نظر اقتصادی سعی میکنن به این موضوع نزدیک بشن.
چرا که امروز شما شاهد این هستید که خیلی از صنایع دیگه ای که در جهان وجود داره حتی همپایه این ها هم نمیتونه باشه.
حتی با اینکه دارن کالاهای مورد نیاز حتی کالاهای اولیه انسانی رو هم به وجود میارن، باز هم نمیتونن همتای این هنر باشن.
چرا که انسان ها حاضرند هزینه بکنن.
و ما شاهد این موضوع هستیم که چگونه از این هنر استفاده می شود برای سرگرم کردن مردم و در نهایت فرای این سرگرم کردن مردم در راستای اقتصاد و استفاده های اقتصادی دارد از این هنر استفاده می شود.
وقتی ما در باب این سرگرمی صحبت می کنیم یکی از نکات مهمی که باید بهش اذعان کنیم این هستش که اون جایی که این نهاد سرگرمی تا این اندازه قدرتمند داره به پیش میره فرای مسائل اقتصادی قاعدتا یه بخشی هم در راستای تحمیق کردن انسان هاست.
در راستای این هستش که انسان ها از اون زمانی که در اختیار دارن تحت عنوان زمان فراغت حالا به نوعی استفاده بکنند که استفاده ای برای دیگران نداشته باشه.
تفکری بر پشتش وجود نداشته باشه.
حالا شما تصور بکنید انسان هایی باشند که اوقات فراغت رو قرار باشه کتاب بخونن.
باز هم نه.
کتاب هایی در راستای کالا هنر که باز هم وجود داره قدرتمند هست.
تمام زمینه هنری رو در اختیار گرفته، تمام مخاطبین رو در اختیار خودش قرار داده.
حالا شما تصور کنین اوقات فراغت قرار بود که توسط انسان ها صرف خواندن و مطالعه کردن کتاب های هنرمندان بینا بشه.
فیلم هایی که هنرمندان بینا می سازند بشه کسانی که حالا قرار هست یه تغییری در مردم به وجود بیارن.
پس قاعدتا حکومت ها بهره ی بیشتری رو از این موضوع میبرن و از این کالا هنر میبرن.
چرا که یکی از نکات مهمی است برای تحمیق کردن انسان ها، برای در جا نگه داشتن انسان ها، برای دور کردن اونها از تفکر و تعقل.
پس یکی از استفاده های اصلی و اساسی ای که دارن از این کالا و هنر میکنن از این سیستم سرگرمی میکنن.
در راستای عقب نگاه داشتن انسان هاست که حالا باز هم در آینده بیشتر و بیشتر درباره اش صحبت می کنیم.
ما شاهد یک تصویری هستیم از بردگی هنر برای سرگرمی.
یعنی شما دارید می بینید که به هیچ کدام از ارزش های اصیل هنر هم پایبند نیستند.
همه چیز را هم زیر پا می گذارند.
یعنی آن تصویری که ما در باب اصالت هنر داریم را زیر پا می گذارند.
هیچ ارزش و هیچ وقعی هم به این موضوع نمی ذارن.
براشون موضوعیتی نداره.
اصلا خود هنر و برده وار در راستای این سرگرمی دارن گام بر می دارند.
در راستای هنر بی نام هم که به هیچ عنوان گامی رو به میان نخواهند گذاشت.
حالا در بیشتر این بحث که وارد بشیم بیشتر و بیشتر نزدیک به این مفهوم می شیم که چه اشکالی رو از خودش به وجود میاره.
اما فارغ از این ما شاهد این موضوع هستیم که چگونه هنر برده وار در میان و میدان و سرگرمی داره جولان میده.
به این میدان اومده و خودش رو در اختیار این صنعت تازه ظهور گذاشته.
حالا شما شاهد هستید که چگونه از این هنر سوءاستفاده میشه؟
حالا همه چیز رو در اختیار میگیرن برای اینکه مردمی هستن که طالب فلان تصویر هستن.
حالا این تصاویر به پیش میره.
شما وقتی وارد این وادی میشید میبینید که چگونه این تصاویر، تصاویر مستهجن هم میسازه.
حتی بردگی انسان ها رو هم تصویر میکنه.
حتی بردگی جنسی انسان ها رو هم تصویر میکنه.
حالا قرار است در راستای این سرگرمی به هر آب و آتشی هم بزنن.
هر نوع اخلاقیاتی رو هم زیر پا بذاره.
حالا قرار هست که به میل اون جماعت پیش برن.
حالا قرار هست اگر جماعتی خواستار برهنگی و بردگی جنسی باشن هم همون نقطه رو سیراب بکنن.
و میبینیم که این هنر دست و پا بسته در اختیار این صنعت نوظهور است.
در اختیار این بنیان نوظهور هست.
سرگرمی به میان آمده.
هنر رو در اختیار گرفته.
هنر دست و پا بسته در میدان او مجبور به اطاعت و بردگی هست.
و حالا تمام هدف او فروختن این کالای تازه ظهور هست.
حالا کالایی رو پدید آورده و یا در شرف پدید آوردنش هست.
حالا معطوف به مردمی هست که چگونه حاضرند هزینه بکنند؟
برای چه چیزی حاضرند هزینه بکنند؟
حالا همه نگاه معطوف به مخاطبی ست که به نوعی خریدار این کالای تازه پدید آمده است.
هنر در اون نگاه اصالت خودش هیچ معنای دیگه در خود باقی نخواهد گذاشت.
چرا که اگر یک گونه از هنر برای جماعتی که خریدار این کالای تازه هستند حوصله سر بر هست.
دیگر پدید نخواهد آمد.
اگر یک گونه از این هنری که هنر اصیل هست، هنر با ارزشی هست به واسطه اینکه جماعت خریدار از اون خوششون نمیاد، دیگه عرضه نخواهد شد.
فارغ از این نگاه که ما پیرامون هنر اصیل داشتیم و میشه باز هم درباره اش صحبت کرد که باز هم درباره اش صحبت خواهیم کرد.
ما به یک نقطه مشخصی می رسیم پیرامون این موضوع.
گفتیم که قاعدتا این بنیانی تحت عنوان سرگرمی در پی تحمیق انسان ها هست در پی عقب نگاه داشتن اون ها هست.
ما انسان هایی رو میشناسیم که یک ساعت مشخصی در روز رو کار میکنن و یک ساعت مشخصی رو استراحت میکنند.
حالا در طول هفته یک ساعاتی رو تحت عنوان اوقات فراغت دارند.
حالا این اوقات فراغت هم قرار هست که هزینه همین موضوع مشخص بشه.
حالا قرار هست که در همین سرگرمی که ساخته شده هست به پیش برن.
خب قاعدتا اونا عقب میمونن برای تفکر کردن.
برای تغییر دادن.
ما جهانی رو داریم که جهانی است پر از زشتی ها.
کسی نمی تونه این رو کتمان کنه.
قاعدتا رویه ی انسانی رو به پیشرفت بوده.
کسی باز این رو هم نمی تونه کتمان بکنه.
قاعدتا زندگی انسان ها در طول این تاریخ بهتر و بهتر شده اما به واسطه تحقیق و تعقلی بوده که انجام دادن به واسطه این بوده که از اوقات فراغت به درستی استفاده کردن.
انسان های دغدغه مندی بودن که وارد این وادی شدن برای تغییر دادن، برای تاثیرگذاری.
حالا ما مواجه هستیم با این تصویر مشخصه که قرار هست این انسان ها فکر نکنند بیشتر و بیشتر در این سکون و سکوت غرق بشن.
اما فارغ از این نگاهی که پیرامونش داریم، برای عقب نگاه داشتن خود این کالا و هنر خود این سرگرمی به دو دسته تقسیم میشه.
ما مواجه میشیم با آثاری که ساخته شده و بدون اینکه بخواد ضربه ای بزنه به دیگران، به باورها و ارزش ها.
بدون اینکه بخواد بی اخلاقی رو به میان بیاره و یا به نوعی ضربه ای به ایستادگی و مقاومت و تمام ارزش هایی که میشناسیم از شجاعت تا هر چیز دیگری بزنه، تنها و تنها یک تصویری رو ارائه میده در بطالت.
برای اینکه زمان هم بگذره.
اما در کنار این ما مواجه میشیم با یک تصویری که حالا داره ضربه میزنه.
حالا یک کالا هنری است.
یک کالایی رو داره عرضه میکنه، یک جماعتی خریدار اون هستن.
سعی میکنه از تمامی عوامل استفاده بکنه برای اینکه بتونه جماعت بیشتری رو نزدیک به خودش بکنه، برای اینکه جماعت بیشتری نزدیک به او بشن.
و حالا با استفاده از تکنیک های مختلفی که خوب قاعدتا در بابش دانشی هم وجود داره و این جماعت هم از اون دانش دارن استفاده میکنن.
حالا سعی میکنه یک معانی ای رو مطرح کنه که این معانی ضربه زننده هست.
حالا معانی ای که در راستای از میان بردن ارزش ها گام بر میداره اخلاقیات رو داره زیر پا میزاره.
بردگی و اسارت رو داره رواج میده.
حالا شما در کنار اون تصویری که در راستای تحمیق انسان ها هست در راستای درجا نگاه داشتن انسان ها هست، با یک تصویر وحشتناک دیگری روبرو میشید که از این کالا هنر از این هنر و سرگرمی داره استفاده میشه.
برای اینکه معانی زننده ای با مردم مطرح بشه.
یعنی شما به جمهوری اسلامی نگاه بکنید.
خب جمهوری اسلامی هم سعی کرده از همون ابتدای امر این سکان رو به دست بگیره.
شما مواجه میشید با یک کشوری که اصولا صنعت مثلا سینما که یکی از ارکان اصلی این سرگرمی است.
در اختیار دولت است.
یعنی دولت است که دارد روی آن سرمایه گذاری میکند.
دولت هستش که با تمام وجود داره بر اون نظارت میکنه.
مجوز ها را دولت میده.
خب این با یک سیستم سرکوبگرانه قدرت را به دست گرفته.
سیستم سرکوب را در اختیار گرفته و حالا سعی میکنه احاطه داشته باشه.
خودش اون پولی که میخواد رو وارد این وادی میکنه تا هنر، سرگرمی و اصولا این هنر کالا در اختیار او باشه و او پدید آورنده اش باشه.
در عین حال اگر قرار باشه یک راه باریکی وجود داشته باشه تا جماعتی هم بیان و یک صحبت متفاوتی بکنند که در راستای به قول معروف اون هنر اصیل و یا هنرمند بی نوا، اگر یه راه باریکه ای هم وجود داشته باشه سعی میکنه بر اون نظارت بکنه.
سعی میکنه با تمام قوا بیاد و اجازه نده و با استفاده از سیستم سرکوب هم همین کار رو بکنه.
و در کنارش مثلا یه کشوری مثل آمریکا رو در نظر بگیرید.
حالا آمریکا میاد با یک تصویر مجزا با اون نگاه مدرنی که نسبت به جهان داره این تصاویر رو در اختیار میگیره.
حالا اگر قرار هست در اینجا از سیستم سرکوب استفاده بشه در اونجا قرار هست که با ثروت و با سیستم سرمایه داری این اتفاق رخ بده.
حالا قرار هست کسی که تحت عنوان هنرمند بی نام تصویر میشه اصولا ثروتی در اختیار نداشته باشه و قدرتی در اختیار نداشته باشه تا بخواد وارد این وادی بشه.
حالا سعی میکنه سرمایه رو به اون سمتی سوق بده که در راستای اهداف او گام بر میدارن.
اصلا این غول چند سری که پدید اومده راه به جایی نمیده تا دیگرانی وارد بشه.
هر دو یک رویه رو دارن به پیش میبرن اما از مسیرهای مختلف.
حالا یکی سعی میکنه از سیستم سرکوب استفاده کنه که سعی میکنه با فشارهای اقتصادی قضیه رو به پیش ببره.
اصولا وقتی شما وارد وادی ای تحت عنوان سینما میشید میدونید که این وادی یک وادی به شدت نیازمند به پول و سرمایه هست.
یعنی هر کسی نمیتونه وارد این رقابت بشه.
هر کسی نمیتونه همچین کاری بکنه.
حالا یک سیستمی مثل سیستم سرمایه داری آمریکا هم سعی میکنه با همین قوه استفاده بکنه و این رو در اختیار بگیره.
هر دو این کالا هنر رو در اختیار گرفتن.
این صنعت سرگرمی رو در اختیار گرفتن و حالا سعی میکنن معانی خودشون رو مطرح کنن.
شما مواجه میشید با جمهوری اسلامی که سعی میکنه فیلم هایی بسازه که مثلا در بزرگداشت جنگ هسته ای تمامی انسان ها در جهان میدونن که جنگ تا چه اندازه مخرب و وحشتناک و وحشیانه هست.
اما شما مواجه میشید با این سیستم تبلیغاتی احمقانه و وحشیانه ای که جمهوری اسلامی در اختیار داره و داره استفاده میکنه از این کالا و هنر و سرگرمی برای اینکه مردم رو نه تنها تحمیق کنه نه تنها اون ها رو عقب نگه داره، نه تنها به اونها جا و راهی نده برای بیشتر فکر کردن، برای تحقیر کردن، ارزش های احمقانه ی خودش رو هم مطرح میکنه.
حالا ارزش هایی که در پی ضربه زدن به زندگی جمعی هست.
یعنی شما شاهد هستید مدام داره در باب این بردگی و بندگی و اسارت و خدا و خرافات بی حد و حصر اسلامی صحبت تمامی بودجه ها داره به این سمت میره که از این کالا و هنر استفاده بکنه برای ترویج ایدئولوژی خودش.
برای اینکه این افکار مسموم رو در اختیار مردم که از یک سو صدا و سیما رو در اختیار گرفته و این سرگرمی رو تحت اسارت خودش داره، از یک سوی دیگه هم سینما ها رو در اختیار داره.
هر دو در اختیار این قدرت غالب هست و حالا از این سرگرمی داره استفاده میکنه برای ضربه زدن.
چون قاعدتا موضوع بحث ما در باب این کالا هنر هست و قاعدتا موضوعی که برای ما اهمیت بیشتری داره ایران هست و بیشتر در باب ایران صحبت میکنه.
اما میشه در بابش در همه جای دنیا صحبت کرد.
مثال های بیشماری هم در همه جا آورد.
قاعدتا در باب زیاد و کم بودنش قدرت داشتن و ضعیف بودنش میشه مثال آورد.
میشه بحث کرد.
اما در باب اینکه در همه جای دنیا وجود داره کسی نمیتونه این رو که تو همه جای دنیا و همه قدرت ها و همه حکومت ها از این کالا و هنر و از این سرگرمی دارن سواستفاده میبرند برای تحمیق انسان ها و در کنار اون برای ضربه زدن به عرضه شد.
یعنی همه ایستادگی رو در برابر مقاومت میکنن.
حالا میخوان از میان ببرن این حس یاغی گری رو و این حس طغیان رو.
این حس میل به تغییر و این حس پرسشگری و این حس نقادانه رو میخوان همه این ها از میان ببرن.
هر کدوم به وسیله ای که دارن دارند یکی زیرپوستی و در لفافه این کار رو میکنه.
یکی مستقیم و احمقانه.
یکی مثل جمهوری اسلامی میشه که ارزش های پیرامون اسلام رو مطرح میکنه.
یکی مثل آمریکا میشه به ارزش های تحت عنوان سرمایه داری رو به عنوان مثال مطرح میکنه.
هر دو از این وادی به وجود اومده دارن استفاده میکنن برای اینکه ارزش های خودشون رو مطرح کنن.
قدرت در اختیارشون هست و با توجه به قدرت مشخصی که در اختیار گرفته اند حالا میتونن مردم رو به این سمت و سو بیارن.
حالا میتونن ضربه بزنن.
یعنی شما شاهد هستید مثلا در ایران شاهد فیلم هایی هستید که در پی ترویج انتقام و کینه هست و در پی کینه ورزی است؟
به عنوان کالا هنر به حساب میاد به عنوان یک نشانه ای در راستای.
سرگرمی به حساب میاد.
داره از این وادی استفاده میکنه و میفروشه و درآمدی هم کسب میکنه.
اما به سادگی میتونید ببینید که تا چه اندازه در پی ترویج این خشونت وحشی خویی، کینه و انتقام هست.
یعنی شما یک فیلمی رو میبینی که در نهایت در اون نقطه انتهایی شما رو به این سمت و سو سوق میده که چقدر خوبه که ایران مثلا اعدام داره باید این آدم رو اعدام کنه.
اینقدر که در دل شما کینه و نفرت و خشم و انزجار رو به وجود میاره تا شما به عنوان بیننده در نهایت طالب این باشید که اون آدم بمیره، کشته بشه، ازش انتقامی گرفته بشه.
شما پر از کینه میشی.
شما در پی این هستید که اصلا اعدام وجود داشته باشه.
خب ما یک ارزشی داریم تحت عنوان نفی این کینه ورزی.
این انتقام از میان بردن این دومینوی مریض وار، از بین بردن این سیکل مریض از انتقام و کینه.
شما دارید درباره این صحبت میکنی که این اعدام باید ریشه کن بشه.
نباید وجود داشته باشه.
این جزا های وحشیانه رو باید از میان برد.
اما در کنار او دارید میبینید.
از این هنر، از این سرگرمی، از این بنیان تازه استفاده میکنند.
از این کالا هنر تا بفروشند ایده های مسمومی که شما رو بیشتر و بیشتر در لجن فرو میبره و در این مرداب خفه میکنه.
حالا ما شاهد این هستیم که در کشور های مختلف باور های مختلف از این کالا هنر و از این سرگرمی استفاده میکنند تا انسان ها رو در جا نگه دارند و مانع پیشرفت و حرکت اونها بشند.
مانع این پرسشگری و میل به تغییر، یاغی گری، طغیان و انقلاب بشن و در عین حال سعی میکنند ارزش های مسموم خودشون رو به اونها بخورانند.
حالا سعی میکنند این احساس تسلیم بودن و فرمانبرداری رو به اونها بدن ما بدونند که برای رسیدن به جایگاه قدسی اونها باید فرمانبردار باشن.
حالا هی مدام این ارزش ها داره مطرح میشه و ما شاهد این هستیم که چگونه این سرگرمی پدید آمده.
این نهاد تازه بنیان بین انسان ها در قرون مدرن داره چه ضربه هایی رو میزنه.
حالا در کنار اون شما شاهد این هستید که به واسطه ی میدانی که در اختیار این بنیان تازه ظهور هست دیگه هیچ جایی از اون هنر بینا و اون هنر اصیل نمونده.
گذشتگانی رو شما در برابر دارید که چگونه هنر اصیل فارغ از این هنر بینا و هنرمند بینا هنر اصیلی بوده که میدان دار بوده.
حالا شما شاهد آثاری بودید که قرار بر ضربه زدن بر دیگران نداشته.
شاید صحبت سنگین و عمیقی رو مطرح نمیکرده.
شاید در پی مطرح کردن دغدغه ها و دردها و درمان هایی نبوده.
اما در عین حال تا این حد به حد ابتذال همه چیز را پست نمی کرد.
یعنی شما شاهد این بردگی در دل این صنعت نبودید؟
اصلا قرار نبوده که از این ابتذال درآمد کسب کند.
حالا قرار نبوده که خودش را تا این حد پایین بکشد که اگر عوامی هستند که در پی دیدن عریان مردم هستند، در پی دیدن عریان بازیگران محبوب زن خودشان هستند.
حالا سعی کن که این هنر رو پایه اش رو بر این بزاره که عریان اینها رو نشون بده تا جماعت بیشتری خریدار این کالا باشن.
در کنار اون شما شاهد این نابودی و از هم پاشیدن هنر بینا هستید.
اصلا جای دیگه برای عرضه اون نیست.
حالا شما اگر تحت عنوان یک هنرمند بینا پا به این میدان بذارید، حالا اگر شما قرار باشه سخنی داشته باشید که دغدغه مند هست، در راستای تغییر هست، برای آزادی و آزادگی و برابری هست، برای میل به فردایی روشن هست جایی برای شما در این میانه نیست؟
انقدر فریاد های بلند و نعره های سرکش این ها گوش های مردم را پر کرده که نمی توانند نجوای آرام و زمزمه ی شما را بشنوند.
اصلا میدانی دیگر در اختیار شما نیست تا بتوانید صحبتی بکنید.
زمان این مردم در اختیار این جماعت است.
از دیرباز این زمان ها در اختیار آنها گذاشته شده.
همه چیز را هم برای خود میکنند.
تمامی این زمان های فراغت برای آنهاست.
دیگر زمانی نمی ماند که حالا جماعتی باشند تا این آثار را بشنوند.
دیگر زمانی نیست که صدای این هنرمند بی نا شنیده شود.
او تنها یک زمزمه آرامی میکند در برابر این هیاهوی بزرگی که این ها را به دست گرفته.
همه جا پر شده از این صداهای پرتکرار.
یک فیلمی ساخته میشود در هالیوود.
به عنوان مثال همه دنیا می بینن آیا این صحبتی رو داره میکنه در راستای تغییر انسان ها برای فردایی روشن؟
یا در راستای تحمیق انسان ها؟
در راستای عقب نگاه داشتن انسان ها و یا بدتر از اون در راستای ضربه زدن به انسان ها.
حالا قرار هست که تصویر یاغی و سرکشی که قرار هست فردا رو تغییر بده در شمایل یک دیوانه ی مجنون تصویر بشه تا جماعت در اون انتها بگن آقا این شرایطی که وجود داره بهتر از تغییر در فردا، در جنون و دیوانگی.
قرار هست تصاویر به نوعی به شما ضربه بزنه که گاها به واسطه اون خرد و دانایی که در اون سمت در بین مثلا کشور های پیشرفته وجود داره اینقدر زیرپوستی و آرام باشه که در آینده شما اثراتش رو ببینید یا انقدر احمقانه مثل جمهوری اسلامی که همون لحظه اول با پتک بر صورت شما بکوبند.
این مهر بردگی رو همون ابتدا به صورت شما بزنند و به سادگی بخوان دست شما رو داغ کنن که برده شون بشید.
هر دوی اینها اتفاق می افته و وابسته به هوش و خرد اون کسانی است که پشت این دروازه ها ایستادن.
در مجموع شما شاهد این سرگرمی هستید که تا چه اندازه می تونه به انسان ها ضربه بزنه.
در عین حال قاعدتا می تونه بعضی از این ها بدون آزار باشه و تنها و تنها اوقات مفرحی رو برای مردم پدید بیاره.
اما در جهانی که ما داریم و باید برای پیشرفت و تغییر تلاش کنیم، قاعدتا بیش از بیش تر و بیش تر نیاز داریم تا هنر بین ها شنیده بشه و وادی برای این تغییر و دگرگونی پرسش گری فردای روشن پدید بیاد.
میشه ساعت ها در باب این موضوع صحبت کرد و قاعدتا در برنامه های آتی سعی میکنیم بیش تر صحبت کنیم.
ما در ابتدای برنامه هایی به نام جان سعی می کنیم در باب معانی صحبت کنیم.
شاید در آتی در باب مصادیق هم صحبت کرد.
در انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره.
میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.
منظور از آثار هم خلاصه به برنامه ای به نام جان.
و ویژه برنامه های به نام جان نمیشه.
من بیشتر از اینکه بخوام این برنامه رو ضبط و منتشر کنم آرا و افکار، عقاید و باورهای خودم رو تحت عناوین کتاب هایی به رشته تحریر در آورده اند.
تمامی این آثار به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.
میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه تغییر شکل بگیره اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
ممنون که همراه من بودید.
من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان در پناه آزادی.
در تحلیل پیش رو، مفهوم هنر و سرگرمی از دریچهی مرام آرمانی بازخوانی میشود. هنر، که روزگاری رکنی از تعلیم و تربیت و بیداری جانها بود، امروزه در چنبرهی نهاد سرگرمی (Entertainment) به کالایی بدل گشته که تنها به شرط سودآوری و بابطبع بودن برای تودهها، اجازه حیات دارد.
نیما شهسواری هنر را به سه بخش کلیدی تقسیم میکند:
صنعت سرگرمی، فراتر از ابعاد اقتصادی، وظیفهای سیاسی بر عهده دارد: تحمیق انسانها. قدرتهای حاکم، چه با سیستم سرکوب و بودجههای دولتی (مانند سینمای ایدئولوژیک ایران) و چه با سیستم سرمایهداری (مانند هالیوود)، اوقات فراغت بشر را به تسخیر خود درآوردهاند تا مجالی برای پرسشگری و طغیان باقی نماند. در این میدان، هنرِ دستوپابسته مجبور است تصاویر مستهجن، بردگی جنسی و یا خشونت سیستماتیک را تبلیغ کند تا ذائقهی مخاطب را در سطح نازلی نگه دارد.
یکی از کارکردهای اصلی کالا-هنر در نظامهای ایدئولوژیک، ترویج «کینه و انتقام» به جای «بخشش و مهر» است. سینمایی که مخاطب را به ستایش اعدام و انتقام وامیدارد، در حقیقت در حال ذبح کردن ارزشهای انسانی است. هنرمند بینا در برابر این هیاهوی کرکننده، نجوایی آرام برای آزادی و برابری است که صدایش در میان جلوههای ویژه و تبلیغات پرزرقوبرق گم شده است.
نتیجهی این بحث، تأکید بر ضرورت بازگشت به هنر بینا است. ما برای تغییر جهان، نیازمند هنری هستیم که نه برای سرگرم کردن، بلکه برای بیدار کردن ساخته شود. راه رهایی، نه در کعبهی زشتیهای صنعت سرگرمی، بلکه در بازپسگیری تعقل و حمایت از آثاری است که میل به تغییر و فردای روشن را در جانها زنده میکنند.
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی
مانیفستی تکاندهنده در نقدِ جایگاهِ خودخواندهیِ «اشرفالانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایهیِ رنجِ جانهایِ بیدفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقهیِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسانمحوری» و بازگشت به اصالتِ جان میداند.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
آیا تاکنون به این اندیشیدهاید که چگونه مفهوم «خدا» از یک امر قدسی به ابزاری برای تحکیم سلسلهمراتب قدرت و سرکوب آزادی تبدیل شده است؟ در اپیزود چهارم پادکست «به نام جان»، ما از لایههای سطحی باورها عبور میکنیم تا به هستهی سختِ فرهنگی برسیم که با تقدیس ارعاب و کینه، زیستِ آزادانه انسان و جانداران را به زنجیر کشیده است. این گفتگو، دعوتی است به ایستادن در برابر ساختارِ برینِ قدرت و بازپسگیری کرامت حیات از چنگال ایدئولوژیهای ستمگر.
اگر آمادگی آن را دارید که نگاهی نو به ریشههای رنج و ساختار پنهان سلطه بیندازید، این اپیزود نقطه عطفی در تفکر شما خواهد بود. پیشنهاد میکنیم با مطالعهی کتاب «گواه ظلم» و شنیدن کامل این اثر، به جمع جستجوگرانِ آزادی و برابری بپیوندید. راه برای عبور از این منجلاب، تنها از گذرگاه آگاهی عبور میکند.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشآیا عشق تنها یک هیجانِ گذراست یا پیوندی از جنسِ جوهرِ جان؟ نیما شهسواری در شعر «عشق پاک» که بخشی از کتاب «طغیان» است، پرده از حقیقتی برمیدارد که در آن «یار» نه یک دیگریِ منفصل، بلکه بازتابی از پاکیِ هستی و تداومِ وجود است. در این جهانبینی، عشق بیپروا از مرزهای سکون میگذرد تا ما را به درکِ عمیقتری از پایداری در جهانی که در آن هر ذره دارای شعور است، برساند.
اگر به دنبال کلامی هستید که از کلیشههای رایج فاصله گرفته و به اعماقِ پیوندِ میان جانداران نفوذ میکند، این اثر را با تمامِ جان بشنوید. برای همراهی با این مسیرِ فکری و دسترسی به مجموعه آثار و اشعار نیما شهسواری، دعوت میکنیم که از درگاهِ «جهان آرمانی» دیدن کنید.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
در آستانهیِ آگاهی
آگاهی، تنها داراییِ مشترکِ ماست؛ اینجا فضایی برای تکثیرِ این دارایی، فراتر از مرزهایِ انفعال است.
از کلمه تا رهایی
هستهیِ بیداری