خب دوستان توی این قسمت مشخص ما قرار هست بیشتر در باب سرگرمی صحبت کنیم.‏
‏ ما در باب هنر صحبت کردیم و در یک برنامه دورهمی به نام جان در همون قسمت های ابتداییش بود.‏
‏ اما اینبار بیشتر میخوایم در باب سرگرمی و به نوعی استفاده و سوء استفاده ای که از هنر برای سرگرمی شده صحبت بکنیم.‏
‏ خب قاعدتا پیرامون این موضوع در باب سرگرمی و بیش از این در باب هنر باز هم صحبت خواهیم کرد.‏
‏ موضوع به شدت مهم نیست.‏
‏ تاثیرگذار است و قاعدتا باید در باره اش صحبت بشه چرا که در همین ابتدا هم میشه درباره اش صحبت بکنیم.‏
‏ اینکه ما بارها و بارها در باب تغییر انسان ها صحبت کردیم.‏
‏ حالا یه ویژه برنامه ای هم فکر میکنم پیرامون این تغییر انسان ها خواهیم داشت.‏
‏ وقتی ما در باب این تغییر انسان ها صحبت میکنیم قاعدتا چند عامل مهم و کلیدی وجود داره برای تغییر دادن انسان ها.‏
‏ یکیشون قانون هست، اون قوه قهریه و زور و قدرت هست که انسان ها رو تغییر میده.‏
‏ ما شاهد این هستیم در جای جای جهان وقتی پنج درصد از مردم یک جامعه هدفی رو در برابر میزارن برای انقلاب کردن، حالا ‏شما مواجه هستید که تمامی این قوانین تغییر میکنه و اون نود و پنج درصد هم سعی میکنن خودشون رو همرنگ این جماعت ‏بکنن و حالا یا قوه قهریه ای هستش که این تغییر رو بوجود بیاره.‏
‏ اما فرای اون ما شاهد تعلیم و تربیت هم هستیم.‏
‏ یکی از اون ارکان مهمی که میتونه در انسان ها تغییر به وجود بیاره.‏
‏ وقتی در باب تعلیم و تربیت صحبت میکنیم نگاه ها بیشتر معطوف به سیستم آموزش و پرورش و این مسائل میشه.‏
‏ اما خیلی فراتر از این ها تعلیم و تربیت ما رو به سمتی میبره که هنر یکی از ارکان مهم و قدرتمند اون هست.‏
‏ در طول تاریخ هم به همین شکل بوده.‏
‏ یعنی شما شاهد آثار هنری هستید که تا چه اندازه تاثیر گذار بودن؟
‏ تا چه اندازه تونستن که نگاه جمعی رو تغییر بدن.‏
‏ حتی خیلی از نگاه های فرهنگی که ما داریم برگرفته از همین هنری ست که قدرتمند وجود داشته.‏
‏ پس وقتی ما در باب هنر صحبت میکنیم در باب یک مسئله به شدت مهم انسانی صحبت میکنیم.‏
‏ مسئله ای که به شدت تاثیرگذار هست.‏
‏ قدرت تغییر داره و انسان ها رو میتونه دگرگون بکنه.‏
‏ خب در اون قسمتی که پیرامون هنر صحبت کردیم سعی کردیم هنر رو تقسیم بندی کنیم و در باب قسمت های مختلف این ‏هنر هم صحبت کنیم.‏
‏ ما گفتیم که هنر به سه قسمت تقسیم میشه.‏
‏ ما یک بخش از هنر رو کالا هنر می دونیم.‏
‏ هنری که مبدل به یک صنعت شده.‏
‏ هنری که تبدیل شده برای کسب درآمد، کسب ثروت.‏
‏ و دقیقا این قسمت مشخصی که ما تحت عنوان سرگرمی و هنر هم میشناسیم بیشتر معطوف به همین تقسیم بندی از هنر هست.‏
‏ یعنی شما شاهد هنری هستید که مبدل به یک صنعت شده.‏
‏ یک صنعت پولساز.‏
‏ حالا قرار هست که ما همتای تمام صنایعی که در جهان میشناسیم کالایی رو پدید بیاریم و در پی مشتری برای اون کالا باشیم.‏
‏ کالا رو بفروشیم بدیم.‏
‏ حالا باید سعی کنیم این کالای ساخته شده باب طبع یک جماعتی باشه که برای او حاضر باشند هزینه بکنند.‏
‏ اون رو به دست.‏
‏ فرای ما در باب هنری صحبت کردیم که معطوف به هنر هست.‏
‏ همه چیز در هنر خلاصه میشه به نوعی سرباز.‏
‏ این وادی هنر هست.‏
‏ خود هنر رو مبدل به ارزش و هدف کرده.‏
‏ اصل و بنیان رو بر پایه خود هنر قرار داده.‏
‏ این همان بخشی است که ما تحت عنوان اون هنر میشناسیم. هنر اصیل.‏
‏ حالا هر اسمی میشه درباره اش اعطا کرد.‏
‏ اینکه شما هنر رو مبدل به وسیله نکنید.‏
‏ شما چه در کالا هنر چه در اون بخش پایانی که حالا درباره اش صحبت میکنم، قسمت سومی که ما در باب هنر میشناسیم هنر ‏رو مبدل به وسیله میکنند.‏
‏ وسیله ای است برای اینکه شما به امیال تون برسید.‏
‏ در حقیقت وقتی شما به هنر نگاه میکنید اسبابی است برای رسیدن.‏
‏ اما ما در دل هنر نگاهی داریم که خود هنر رو هدف و غایت قرار میده و حالا سعی میکنه در دل این هنر به عنوان سرباز این هنر ‏تاثیراتی داره سعی میکنه سبک های مختلفی بوجود بیاره.‏
‏ سعی میکنه بی بدیل کار بکنه.‏
‏ سعی میکنه خلاقیت داشته باشه و به نوعی نگاهش معطوف به هنر هست.‏
‏ فرای این نگاه ما شاهد قسمت سومی هستیم که ما اون رو هنر بی نا میشناسیم.‏
‏ هنری که حالا قرار هست هنرمندانی در دل اون وجود باشن که از وسیله ی هنر برای بیدارگری استفاده بکنن.‏
‏ قرار هست که از دغدغه ها بگن.‏
‏ قرار هست که برای تغییر انسان ها تلاش بکنن.‏
‏ قرار هست که درد رو بگن و در کنارش به درمان اشاره بکنن و یا تنها گزارشگر این درد های بی حد و حصر باشن.‏
‏ قرار هست از هنر برای دغدغه مندی استفاده بکنن.‏
‏ ما این رو تحت عنوان هنر و هنرمند بینا میشناسیم که خب قاعدتا در جهان هم همواره بهش نگاه و ارزش کمتری هم داده شده.‏
‏ همواره در بدترین شرایط بودن کسانی که وارد این وادی مشخص از هنر شدند تلاش کردند تا هنر رو وسیله ای قرار بدند ‏برای تغییر انسان ها، برای بیان دردها، برای گفتن دغدغه ها، برای بوجود آوردن درمان ها و راه حل ها.‏
‏ مقبولیت کمی دارند چرا که همتای کالای هنر برای مردم فعالیتی نمیکنند که باب طبع اون ها کار بکنه.‏
‏ برای سلیقه ی اون ها تلاش نمیکنند.‏
‏ به نوعی سلیقه ی اون ها رو میسازند.‏
‏ ولی نقطه ی تمایزی که در میان این کالا و هنر وجود داره با هنرمند بینا این هستش که حالا شما شاهد این هستید که در کالا ‏هنر سعی میشه که تمام قدرت گذاشته بشه تا چیزی که اون مردم میخواند، خواسته ای که دارند، سلیقه ای که اون ها مطرح ‏میکنند بهش ارج و قربی داده بشه.‏
‏ چرا که قرار هست اون مخاطب این هنر رو بخره و در اختیار بگیره.‏
‏ اما در بین هنرمندان بینا و این هنر بینا همچین موضوعی وجود نداره چرا که قرار هست این درد و درمان رو بیان کنه.‏
‏ آیا در هنری که با اصالت هست و برای هنر هم هدف و غایت قرار میده هم شاید همتای همین باشه؟
‏ اما بیش از اینکه بخوایم در باب این مسئله صحبت کنیم باید بریم و برسیم سر اون مسئله اصلی و این سرگرمی.‏
‏ ما در نهاد هایی که در اجتماع می شناسیم یکی از اون نهاد های تازه ظهور یافته در همین قرون تازه و در این جهان مدرن شاهد ‏این نهاد و بنیانی به عنوان سرگرمی شدیم.‏
‏ چیزی که در جهان تحت عنوان اینترتیمنت هم شناخته میشه.‏
‏ خب ما نهاد های دیگه ای رو در طول تاریخ داشتیم.‏
‏ نهاد سیاست، نهاد اقتصاد.‏
‏ اینها چیزهایی بودند که همواره وجود داشتند.‏
‏ اما در این قرون تازه.‏
‏ در این جهان مدرن شاهد این نهاد تازه پیدا شده هم شدیم.‏
‏ یعنی حالا ما مبدل شده جهانمان به یک جهانی که یک نهادی دارد تحت عنوان سرگرمی.‏
‏ حالا قرار است انسان ها اوقاتشان را در این راستا هم سپری بکنند.‏
‏ یک بخش مهمی شده برای اینکه زندگی انسان ها هم بچرخد.‏
‏ خب در دل این سرگرمی ها یکی از بنیادی ترین اشکال هم خود هنر است.‏
‏ یعنی ما برای سرگرم کردن انسان ها حالا رو آوردیم به هنر.‏
‏ قاعدتا چیزهای دیگری هم برای سرگرم کردن انسان ها استفاده می شود.‏
‏ این هایی که همه ما می دانیم اما هنر شاید نقش کلیدی تر و بزرگ تری دارد.‏
‏ پس یک هدف غایی قرار دارد که باز هم هنر را به نوعی وسیله و ابزار برای خودش قرار داده.‏
‏ یعنی ما وقتی در باب این کالا هنر صحبت کردیم گفتیم شما شاهد کالا هنری هستید که از هنر استفاده می کند چه از بعد ‏اقتصادی برای فروش بیشتر صنعتی را که بوجود آورده سعی می کند کالایی را پدید بیاورد تا مردمی باشند که آن را بخرند و ‏در نهایت سودی را به دست بیاورد و چه اگر از بعد سرگرمی بخواهیم به آن نگاه کنیم باز هم دارد از هنر استفاده می کند تا ‏مردمی باشند که سرگرم بشوند و اوقات فراغت شان را به نوعی سپری بکنند.‏
‏ پس ما مواجه می شویم با یک نهاد تازه بنیان در جهان مدرن تحت عنوان سرگرمی که از هنر هم دارد استفاده می کند.‏
‏ ما شاهد این هستیم که این استفاده از هنر دارد اتفاق می افتد.‏
‏ فرای اشکال دیگری که ما در جهان خودمان می شناسیم تحت عنوان سرگرمی هنر نقش کلیدی دارد.‏
‏ یعنی اگر امروز شما نگاه بکنید یکی از سرگرمی های بزرگی که وجود دارد قاعدتا هنر سینما هست و موسیقی.‏
‏ یعنی این دو شاید از همه پررنگ تر باشند.‏
‏ شما شاهد کنسرت های بی شماری هستید که می گذارند و مردم را سرگرم میکنه.‏
‏ یا فیلم های بیشماری که در جای جای جهان ساخته میشه برای سرگرم کردن من جماعتی رو به سالن های سینما میکشونه و یا ‏در خانه ها پشت تلوزیون ها جا میذاره.‏
‏ ما شاهد این استفاده هستیم.‏
‏ از یک سو این استفاده در راستای اقتصادی داره اتفاق می افته.‏
‏ شما شاهد هستید که یکی از پولسازترین صنایع در جهان هم همین صنعت هنر هست.‏
‏ همین صنعت سرگرمی هست.‏
‏ یکی از پولساز ترین وقایع هست.‏
‏ پس از نظر اقتصادی سعی میکنن به این موضوع نزدیک بشن.‏
‏ چرا که امروز شما شاهد این هستید که خیلی از صنایع دیگه ای که در جهان وجود داره حتی همپایه این ها هم نمیتونه باشه.‏
‏ حتی با اینکه دارن کالاهای مورد نیاز حتی کالاهای اولیه انسانی رو هم به وجود میارن، باز هم نمیتونن همتای این هنر باشن.‏
‏ چرا که انسان ها حاضرند هزینه بکنن.‏
‏ و ما شاهد این موضوع هستیم که چگونه از این هنر استفاده می شود برای سرگرم کردن مردم و در نهایت فرای این سرگرم ‏کردن مردم در راستای اقتصاد و استفاده های اقتصادی دارد از این هنر استفاده می شود.‏
‏ وقتی ما در باب این سرگرمی صحبت می کنیم یکی از نکات مهمی که باید بهش اذعان کنیم این هستش که اون جایی که این ‏نهاد سرگرمی تا این اندازه قدرتمند داره به پیش میره فرای مسائل اقتصادی قاعدتا یه بخشی هم در راستای تحمیق کردن انسان ‏هاست.‏
‏ در راستای این هستش که انسان ها از اون زمانی که در اختیار دارن تحت عنوان زمان فراغت حالا به نوعی استفاده بکنند که ‏استفاده ای برای دیگران نداشته باشه.‏
‏ تفکری بر پشتش وجود نداشته باشه.‏
‏ حالا شما تصور بکنید انسان هایی باشند که اوقات فراغت رو قرار باشه کتاب بخونن.‏
‏ باز هم نه.‏
‏ کتاب هایی در راستای کالا هنر که باز هم وجود داره قدرتمند هست.‏
‏ تمام زمینه هنری رو در اختیار گرفته، تمام مخاطبین رو در اختیار خودش قرار داده.‏
‏ حالا شما تصور کنین اوقات فراغت قرار بود که توسط انسان ها صرف خواندن و مطالعه کردن کتاب های هنرمندان بینا بشه.‏
‏ فیلم هایی که هنرمندان بینا می سازند بشه کسانی که حالا قرار هست یه تغییری در مردم به وجود بیارن.‏
‏ پس قاعدتا حکومت ها بهره ی بیشتری رو از این موضوع میبرن و از این کالا هنر میبرن.‏
‏ چرا که یکی از نکات مهمی است برای تحمیق کردن انسان ها، برای در جا نگه داشتن انسان ها، برای دور کردن اونها از تفکر ‏و تعقل.‏
‏ پس یکی از استفاده های اصلی و اساسی ای که دارن از این کالا و هنر میکنن از این سیستم سرگرمی میکنن.‏
‏ در راستای عقب نگاه داشتن انسان هاست که حالا باز هم در آینده بیشتر و بیشتر درباره اش صحبت می کنیم.‏
‏ ما شاهد یک تصویری هستیم از بردگی هنر برای سرگرمی.‏
‏ یعنی شما دارید می بینید که به هیچ کدام از ارزش های اصیل هنر هم پایبند نیستند.‏
‏ همه چیز را هم زیر پا می گذارند.‏
‏ یعنی آن تصویری که ما در باب اصالت هنر داریم را زیر پا می گذارند.‏
‏ هیچ ارزش و هیچ وقعی هم به این موضوع نمی ذارن.‏
‏ براشون موضوعیتی نداره.‏
‏ اصلا خود هنر و برده وار در راستای این سرگرمی دارن گام بر می دارند.‏
‏ در راستای هنر بی نام هم که به هیچ عنوان گامی رو به میان نخواهند گذاشت.‏
‏ حالا در بیشتر این بحث که وارد بشیم بیشتر و بیشتر نزدیک به این مفهوم می شیم که چه اشکالی رو از خودش به وجود میاره.‏
‏ اما فارغ از این ما شاهد این موضوع هستیم که چگونه هنر برده وار در میان و میدان و سرگرمی داره جولان میده.‏
‏ به این میدان اومده و خودش رو در اختیار این صنعت تازه ظهور گذاشته.‏
‏ حالا شما شاهد هستید که چگونه از این هنر سوءاستفاده میشه؟
‏ حالا همه چیز رو در اختیار میگیرن برای اینکه مردمی هستن که طالب فلان تصویر هستن.‏
‏ حالا این تصاویر به پیش میره.‏
‏ شما وقتی وارد این وادی میشید میبینید که چگونه این تصاویر، تصاویر مستهجن هم میسازه.‏
‏ حتی بردگی انسان ها رو هم تصویر میکنه.‏
‏ حتی بردگی جنسی انسان ها رو هم تصویر میکنه.‏
‏ حالا قرار است در راستای این سرگرمی به هر آب و آتشی هم بزنن.‏
‏ هر نوع اخلاقیاتی رو هم زیر پا بذاره.‏
‏ حالا قرار هست که به میل اون جماعت پیش برن.‏
‏ حالا قرار هست اگر جماعتی خواستار برهنگی و بردگی جنسی باشن هم همون نقطه رو سیراب بکنن.‏
‏ و میبینیم که این هنر دست و پا بسته در اختیار این صنعت نوظهور است.‏
‏ در اختیار این بنیان نوظهور هست.‏
‏ سرگرمی به میان آمده.‏
‏ هنر رو در اختیار گرفته.‏
‏ هنر دست و پا بسته در میدان او مجبور به اطاعت و بردگی هست.‏
‏ و حالا تمام هدف او فروختن این کالای تازه ظهور هست.‏
‏ حالا کالایی رو پدید آورده و یا در شرف پدید آوردنش هست.‏
‏ حالا معطوف به مردمی هست که چگونه حاضرند هزینه بکنند؟
‏ برای چه چیزی حاضرند هزینه بکنند؟
‏ حالا همه نگاه معطوف به مخاطبی ست که به نوعی خریدار این کالای تازه پدید آمده است.‏
‏ هنر در اون نگاه اصالت خودش هیچ معنای دیگه در خود باقی نخواهد گذاشت.‏
‏ چرا که اگر یک گونه از هنر برای جماعتی که خریدار این کالای تازه هستند حوصله سر بر هست.‏
‏ دیگر پدید نخواهد آمد.‏
‏ اگر یک گونه از این هنری که هنر اصیل هست، هنر با ارزشی هست به واسطه اینکه جماعت خریدار از اون خوششون نمیاد، ‏دیگه عرضه نخواهد شد.‏
‏ فارغ از این نگاه که ما پیرامون هنر اصیل داشتیم و میشه باز هم درباره اش صحبت کرد که باز هم درباره اش صحبت خواهیم ‏کرد.‏
‏ ما به یک نقطه مشخصی می رسیم پیرامون این موضوع.‏
‏ گفتیم که قاعدتا این بنیانی تحت عنوان سرگرمی در پی تحمیق انسان ها هست در پی عقب نگاه داشتن اون ها هست.‏
‏ ما انسان هایی رو میشناسیم که یک ساعت مشخصی در روز رو کار میکنن و یک ساعت مشخصی رو استراحت میکنند.‏
‏ حالا در طول هفته یک ساعاتی رو تحت عنوان اوقات فراغت دارند.‏
‏ حالا این اوقات فراغت هم قرار هست که هزینه همین موضوع مشخص بشه.‏
‏ حالا قرار هست که در همین سرگرمی که ساخته شده هست به پیش برن.‏
‏ خب قاعدتا اونا عقب میمونن برای تفکر کردن.‏
‏ برای تغییر دادن.‏
‏ ما جهانی رو داریم که جهانی است پر از زشتی ها.‏
‏ کسی نمی تونه این رو کتمان کنه.‏
‏ قاعدتا رویه ی انسانی رو به پیشرفت بوده.‏
‏ کسی باز این رو هم نمی تونه کتمان بکنه.‏
‏ قاعدتا زندگی انسان ها در طول این تاریخ بهتر و بهتر شده اما به واسطه تحقیق و تعقلی بوده که انجام دادن به واسطه این بوده ‏که از اوقات فراغت به درستی استفاده کردن.‏
‏ انسان های دغدغه مندی بودن که وارد این وادی شدن برای تغییر دادن، برای تاثیرگذاری.‏
‏ حالا ما مواجه هستیم با این تصویر مشخصه که قرار هست این انسان ها فکر نکنند بیشتر و بیشتر در این سکون و سکوت غرق ‏بشن.‏
‏ اما فارغ از این نگاهی که پیرامونش داریم، برای عقب نگاه داشتن خود این کالا و هنر خود این سرگرمی به دو دسته تقسیم ‏میشه.‏
‏ ما مواجه میشیم با آثاری که ساخته شده و بدون اینکه بخواد ضربه ای بزنه به دیگران، به باورها و ارزش ها.‏
‏ بدون اینکه بخواد بی اخلاقی رو به میان بیاره و یا به نوعی ضربه ای به ایستادگی و مقاومت و تمام ارزش هایی که میشناسیم از ‏شجاعت تا هر چیز دیگری بزنه، تنها و تنها یک تصویری رو ارائه میده در بطالت.‏
‏ برای اینکه زمان هم بگذره.‏
‏ اما در کنار این ما مواجه میشیم با یک تصویری که حالا داره ضربه میزنه.‏
‏ حالا یک کالا هنری است.‏
‏ یک کالایی رو داره عرضه میکنه، یک جماعتی خریدار اون هستن.‏
‏ سعی میکنه از تمامی عوامل استفاده بکنه برای اینکه بتونه جماعت بیشتری رو نزدیک به خودش بکنه، برای اینکه جماعت ‏بیشتری نزدیک به او بشن.‏
‏ و حالا با استفاده از تکنیک های مختلفی که خوب قاعدتا در بابش دانشی هم وجود داره و این جماعت هم از اون دانش دارن ‏استفاده میکنن.‏
‏ حالا سعی میکنه یک معانی ای رو مطرح کنه که این معانی ضربه زننده هست.‏
‏ حالا معانی ای که در راستای از میان بردن ارزش ها گام بر میداره اخلاقیات رو داره زیر پا میزاره.‏
‏ بردگی و اسارت رو داره رواج میده.‏
‏ حالا شما در کنار اون تصویری که در راستای تحمیق انسان ها هست در راستای درجا نگاه داشتن انسان ها هست، با یک تصویر ‏وحشتناک دیگری روبرو میشید که از این کالا هنر از این هنر و سرگرمی داره استفاده میشه.‏
‏ برای اینکه معانی زننده ای با مردم مطرح بشه.‏
‏ یعنی شما به جمهوری اسلامی نگاه بکنید.‏
‏ خب جمهوری اسلامی هم سعی کرده از همون ابتدای امر این سکان رو به دست بگیره.‏
‏ شما مواجه میشید با یک کشوری که اصولا صنعت مثلا سینما که یکی از ارکان اصلی این سرگرمی است.‏
‏ در اختیار دولت است.‏
‏ یعنی دولت است که دارد روی آن سرمایه گذاری می‌کند.‏
‏ دولت هستش که با تمام وجود داره بر اون نظارت میکنه.‏
‏ مجوز ها را دولت میده.‏
‏ خب این با یک سیستم سرکوبگرانه قدرت را به دست گرفته.‏
‏ سیستم سرکوب را در اختیار گرفته و حالا سعی میکنه احاطه داشته باشه.‏
‏ خودش اون پولی که میخواد رو وارد این وادی میکنه تا هنر، سرگرمی و اصولا این هنر کالا در اختیار او باشه و او پدید ‏آورنده اش باشه.‏
‏ در عین حال اگر قرار باشه یک راه باریکی وجود داشته باشه تا جماعتی هم بیان و یک صحبت متفاوتی بکنند که در راستای ‏به قول معروف اون هنر اصیل و یا هنرمند بی نوا، اگر یه راه باریکه ای هم وجود داشته باشه سعی میکنه بر اون نظارت بکنه.‏
‏ سعی میکنه با تمام قوا بیاد و اجازه نده و با استفاده از سیستم سرکوب هم همین کار رو بکنه.‏
‏ و در کنارش مثلا یه کشوری مثل آمریکا رو در نظر بگیرید.‏
‏ حالا آمریکا میاد با یک تصویر مجزا با اون نگاه مدرنی که نسبت به جهان داره این تصاویر رو در اختیار میگیره.‏
‏ حالا اگر قرار هست در اینجا از سیستم سرکوب استفاده بشه در اونجا قرار هست که با ثروت و با سیستم سرمایه داری این ‏اتفاق رخ بده.‏
‏ حالا قرار هست کسی که تحت عنوان هنرمند بی نام تصویر میشه اصولا ثروتی در اختیار نداشته باشه و قدرتی در اختیار نداشته ‏باشه تا بخواد وارد این وادی بشه.‏
‏ حالا سعی میکنه سرمایه رو به اون سمتی سوق بده که در راستای اهداف او گام بر میدارن.‏
‏ اصلا این غول چند سری که پدید اومده راه به جایی نمیده تا دیگرانی وارد بشه.‏
‏ هر دو یک رویه رو دارن به پیش میبرن اما از مسیرهای مختلف.‏
‏ حالا یکی سعی میکنه از سیستم سرکوب استفاده کنه که سعی میکنه با فشارهای اقتصادی قضیه رو به پیش ببره.‏
‏ اصولا وقتی شما وارد وادی ای تحت عنوان سینما میشید میدونید که این وادی یک وادی به شدت نیازمند به پول و سرمایه ‏هست.‏
‏ یعنی هر کسی نمیتونه وارد این رقابت بشه.‏
‏ هر کسی نمیتونه همچین کاری بکنه.‏
‏ حالا یک سیستمی مثل سیستم سرمایه داری آمریکا هم سعی میکنه با همین قوه استفاده بکنه و این رو در اختیار بگیره.‏
‏ هر دو این کالا هنر رو در اختیار گرفتن.‏
‏ این صنعت سرگرمی رو در اختیار گرفتن و حالا سعی میکنن معانی خودشون رو مطرح کنن.‏
‏ شما مواجه میشید با جمهوری اسلامی که سعی میکنه فیلم هایی بسازه که مثلا در بزرگداشت جنگ هسته ای تمامی انسان ها در ‏جهان میدونن که جنگ تا چه اندازه مخرب و وحشتناک و وحشیانه هست.‏
‏ اما شما مواجه میشید با این سیستم تبلیغاتی احمقانه و وحشیانه ای که جمهوری اسلامی در اختیار داره و داره استفاده میکنه از ‏این کالا و هنر و سرگرمی برای اینکه مردم رو نه تنها تحمیق کنه نه تنها اون ها رو عقب نگه داره، نه تنها به اونها جا و راهی نده ‏برای بیشتر فکر کردن، برای تحقیر کردن، ارزش های احمقانه ی خودش رو هم مطرح میکنه.‏
‏ حالا ارزش هایی که در پی ضربه زدن به زندگی جمعی هست.‏
‏ یعنی شما شاهد هستید مدام داره در باب این بردگی و بندگی و اسارت و خدا و خرافات بی حد و حصر اسلامی صحبت تمامی ‏بودجه ها داره به این سمت میره که از این کالا و هنر استفاده بکنه برای ترویج ایدئولوژی خودش.‏
‏ برای اینکه این افکار مسموم رو در اختیار مردم که از یک سو صدا و سیما رو در اختیار گرفته و این سرگرمی رو تحت اسارت ‏خودش داره، از یک سوی دیگه هم سینما ها رو در اختیار داره.‏
‏ هر دو در اختیار این قدرت غالب هست و حالا از این سرگرمی داره استفاده میکنه برای ضربه زدن.‏
‏ چون قاعدتا موضوع بحث ما در باب این کالا هنر هست و قاعدتا موضوعی که برای ما اهمیت بیشتری داره ایران هست و ‏بیشتر در باب ایران صحبت میکنه.‏
‏ اما میشه در بابش در همه جای دنیا صحبت کرد.‏
‏ مثال های بیشماری هم در همه جا آورد.‏
‏ قاعدتا در باب زیاد و کم بودنش قدرت داشتن و ضعیف بودنش میشه مثال آورد.‏
‏ میشه بحث کرد.‏
‏ اما در باب اینکه در همه جای دنیا وجود داره کسی نمیتونه این رو که تو همه جای دنیا و همه قدرت ها و همه حکومت ها از ‏این کالا و هنر و از این سرگرمی دارن سواستفاده میبرند برای تحمیق انسان ها و در کنار اون برای ضربه زدن به عرضه شد.‏
‏ یعنی همه ایستادگی رو در برابر مقاومت میکنن.‏
‏ حالا میخوان از میان ببرن این حس یاغی گری رو و این حس طغیان رو.‏
‏ این حس میل به تغییر و این حس پرسشگری و این حس نقادانه رو میخوان همه این ها از میان ببرن.‏
‏ هر کدوم به وسیله ای که دارن دارند یکی زیرپوستی و در لفافه این کار رو میکنه.‏
‏ یکی مستقیم و احمقانه.‏
‏ یکی مثل جمهوری اسلامی میشه که ارزش های پیرامون اسلام رو مطرح میکنه.‏
‏ یکی مثل آمریکا میشه به ارزش های تحت عنوان سرمایه داری رو به عنوان مثال مطرح میکنه.‏
‏ هر دو از این وادی به وجود اومده دارن استفاده میکنن برای اینکه ارزش های خودشون رو مطرح کنن.‏
‏ قدرت در اختیارشون هست و با توجه به قدرت مشخصی که در اختیار گرفته اند حالا میتونن مردم رو به این سمت و سو بیارن.‏
‏ حالا میتونن ضربه بزنن.‏
‏ یعنی شما شاهد هستید مثلا در ایران شاهد فیلم هایی هستید که در پی ترویج انتقام و کینه هست و در پی کینه ورزی است؟
‏ به عنوان کالا هنر به حساب میاد به عنوان یک نشانه ای در راستای.‏
‏ سرگرمی به حساب میاد.‏
‏ داره از این وادی استفاده میکنه و میفروشه و درآمدی هم کسب میکنه.‏
‏ اما به سادگی میتونید ببینید که تا چه اندازه در پی ترویج این خشونت وحشی خویی، کینه و انتقام هست.‏
‏ یعنی شما یک فیلمی رو میبینی که در نهایت در اون نقطه انتهایی شما رو به این سمت و سو سوق میده که چقدر خوبه که ایران ‏مثلا اعدام داره باید این آدم رو اعدام کنه.‏
‏ اینقدر که در دل شما کینه و نفرت و خشم و انزجار رو به وجود میاره تا شما به عنوان بیننده در نهایت طالب این باشید که اون ‏آدم بمیره، کشته بشه، ازش انتقامی گرفته بشه.‏
‏ شما پر از کینه میشی.‏
‏ شما در پی این هستید که اصلا اعدام وجود داشته باشه.‏
‏ خب ما یک ارزشی داریم تحت عنوان نفی این کینه ورزی.‏
‏ این انتقام از میان بردن این دومینوی مریض وار، از بین بردن این سیکل مریض از انتقام و کینه.‏
‏ شما دارید درباره این صحبت میکنی که این اعدام باید ریشه کن بشه.‏
‏ نباید وجود داشته باشه.‏
‏ این جزا های وحشیانه رو باید از میان برد.‏
‏ اما در کنار او دارید میبینید.‏
‏ از این هنر، از این سرگرمی، از این بنیان تازه استفاده میکنند.‏
‏ از این کالا هنر تا بفروشند ایده های مسمومی که شما رو بیشتر و بیشتر در لجن فرو میبره و در این مرداب خفه میکنه.‏
‏ حالا ما شاهد این هستیم که در کشور های مختلف باور های مختلف از این کالا هنر و از این سرگرمی استفاده میکنند تا انسان ‏ها رو در جا نگه دارند و مانع پیشرفت و حرکت اونها بشند.‏
‏ مانع این پرسشگری و میل به تغییر، یاغی گری، طغیان و انقلاب بشن و در عین حال سعی میکنند ارزش های مسموم خودشون ‏رو به اونها بخورانند.‏
‏ حالا سعی میکنند این احساس تسلیم بودن و فرمانبرداری رو به اونها بدن ما بدونند که برای رسیدن به جایگاه قدسی اونها باید ‏فرمانبردار باشن.‏
‏ حالا هی مدام این ارزش ها داره مطرح میشه و ما شاهد این هستیم که چگونه این سرگرمی پدید آمده.‏
‏ این نهاد تازه بنیان بین انسان ها در قرون مدرن داره چه ضربه هایی رو میزنه.‏
‏ حالا در کنار اون شما شاهد این هستید که به واسطه ی میدانی که در اختیار این بنیان تازه ظهور هست دیگه هیچ جایی از اون ‏هنر بینا و اون هنر اصیل نمونده.‏
‏ گذشتگانی رو شما در برابر دارید که چگونه هنر اصیل فارغ از این هنر بینا و هنرمند بینا هنر اصیلی بوده که میدان دار بوده.‏
‏ حالا شما شاهد آثاری بودید که قرار بر ضربه زدن بر دیگران نداشته.‏
‏ شاید صحبت سنگین و عمیقی رو مطرح نمیکرده.‏
‏ شاید در پی مطرح کردن دغدغه ها و دردها و درمان هایی نبوده.‏
‏ اما در عین حال تا این حد به حد ابتذال همه چیز را پست نمی کرد.‏
‏ یعنی شما شاهد این بردگی در دل این صنعت نبودید؟
‏ اصلا قرار نبوده که از این ابتذال درآمد کسب کند.‏
‏ حالا قرار نبوده که خودش را تا این حد پایین بکشد که اگر عوامی هستند که در پی دیدن عریان مردم هستند، در پی دیدن ‏عریان بازیگران محبوب زن خودشان هستند.‏
‏ حالا سعی کن که این هنر رو پایه اش رو بر این بزاره که عریان اینها رو نشون بده تا جماعت بیشتری خریدار این کالا باشن.‏
‏ در کنار اون شما شاهد این نابودی و از هم پاشیدن هنر بینا هستید.‏
‏ اصلا جای دیگه برای عرضه اون نیست.‏
‏ حالا شما اگر تحت عنوان یک هنرمند بینا پا به این میدان بذارید، حالا اگر شما قرار باشه سخنی داشته باشید که دغدغه مند ‏هست، در راستای تغییر هست، برای آزادی و آزادگی و برابری هست، برای میل به فردایی روشن هست جایی برای شما در این ‏میانه نیست؟
‏ انقدر فریاد های بلند و نعره های سرکش این ها گوش های مردم را پر کرده که نمی توانند نجوای آرام و زمزمه ی شما را ‏بشنوند.‏
‏ اصلا میدانی دیگر در اختیار شما نیست تا بتوانید صحبتی بکنید.‏
‏ زمان این مردم در اختیار این جماعت است.‏
‏ از دیرباز این زمان ها در اختیار آنها گذاشته شده.‏
‏ همه چیز را هم برای خود میکنند.‏
‏ تمامی این زمان های فراغت برای آنهاست.‏
‏ دیگر زمانی نمی ماند که حالا جماعتی باشند تا این آثار را بشنوند.‏
‏ دیگر زمانی نیست که صدای این هنرمند بی نا شنیده شود.‏
‏ او تنها یک زمزمه آرامی میکند در برابر این هیاهوی بزرگی که این ها را به دست گرفته.‏
‏ همه جا پر شده از این صداهای پرتکرار.‏
‏ یک فیلمی ساخته میشود در هالیوود.‏
‏ به عنوان مثال همه دنیا می بینن آیا این صحبتی رو داره میکنه در راستای تغییر انسان ها برای فردایی روشن؟
‏ یا در راستای تحمیق انسان ها؟
‏ در راستای عقب نگاه داشتن انسان ها و یا بدتر از اون در راستای ضربه زدن به انسان ها.‏
‏ حالا قرار هست که تصویر یاغی و سرکشی که قرار هست فردا رو تغییر بده در شمایل یک دیوانه ی مجنون تصویر بشه تا ‏جماعت در اون انتها بگن آقا این شرایطی که وجود داره بهتر از تغییر در فردا، در جنون و دیوانگی.‏
‏ قرار هست تصاویر به نوعی به شما ضربه بزنه که گاها به واسطه اون خرد و دانایی که در اون سمت در بین مثلا کشور های ‏پیشرفته وجود داره اینقدر زیرپوستی و آرام باشه که در آینده شما اثراتش رو ببینید یا انقدر احمقانه مثل جمهوری اسلامی که ‏همون لحظه اول با پتک بر صورت شما بکوبند.‏
‏ این مهر بردگی رو همون ابتدا به صورت شما بزنند و به سادگی بخوان دست شما رو داغ کنن که برده شون بشید.‏
‏ هر دوی اینها اتفاق می افته و وابسته به هوش و خرد اون کسانی است که پشت این دروازه ها ایستادن.‏
‏ در مجموع شما شاهد این سرگرمی هستید که تا چه اندازه می تونه به انسان ها ضربه بزنه.‏
‏ در عین حال قاعدتا می تونه بعضی از این ها بدون آزار باشه و تنها و تنها اوقات مفرحی رو برای مردم پدید بیاره.‏
‏ اما در جهانی که ما داریم و باید برای پیشرفت و تغییر تلاش کنیم، قاعدتا بیش از بیش تر و بیش تر نیاز داریم تا هنر بین ها ‏شنیده بشه و وادی برای این تغییر و دگرگونی پرسش گری فردای روشن پدید بیاد.‏
‏ میشه ساعت ها در باب این موضوع صحبت کرد و قاعدتا در برنامه های آتی سعی میکنیم بیش تر صحبت کنیم.‏
‏ ما در ابتدای برنامه هایی به نام جان سعی می کنیم در باب معانی صحبت کنیم.‏
‏ شاید در آتی در باب مصادیق هم صحبت کرد.‏
‏ در انتهای برنامه هم دوست دارم باهاتون مطرح کنم که اگر دوست دارید این صدا شنیده بشه این راه تغییر شکل بگیره.‏
‏ میتونید آثار من رو با دیگران به اشتراک بگذارید.‏
‏ منظور از آثار هم خلاصه به برنامه ای به نام جان.‏
‏ و ویژه برنامه های به نام جان نمیشه.‏
‏ من بیشتر از اینکه بخوام این برنامه رو ضبط و منتشر کنم آرا و افکار، عقاید و باورهای خودم رو تحت عناوین کتاب هایی به ‏رشته تحریر در آورده اند.‏
‏ تمامی این آثار به صورت رایگان در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما دوستان هست.‏
‏ میتونید با مراجعه به این وبسایت این آثار رو به صورت رایگان دریافت کنید و اگر دوست داشتید این راه تغییر شکل بگیره ‏اون رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.‏
‏ ممنون که همراه من بودید.‏
‏ من نیما شهسواری و این برنامه به نام جان در پناه آزادی.‏