در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
کتاب صوتی حیجان در اپیزود “روخجلان”، آینهای تاریک در برابرِ “صنعتِ حیوانات خانگی” قرار میدهد. نیما شهسواری در این روایت، از قفسهای پولادین و دالانهای تاریکِ تولیدِ نژادهای خاص میگوید؛ جایی که حیوانات نه به عنوانِ “جان”، بلکه به مثابهی “کالای تجاری” و “اسباببازیِ کودکان” نگریسته میشوند. “روخجلان” بازتابِ شرمِ انسانی است که برای جبرانِ تنهاییِ خود، آزادی را از جانداران سلب کرده و آنان را به اسارتِ خانگی درآورده است.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
محتوای متنی داستان کوتاه جهت مطالعهی همراه با شنیدن.
میلههای آهنی گوش تا گوش فضا را پر کرده است و هزاری قفس به وسعت ماندن جانی در خویش به پا شدهاند، هوای نا مطبوعی فضا را پر کرده است و تعداد بیشماری از حیوانات کوچک در میان قفسهای ساخته شده محبوساند، در میانشان گربههای کوچک به رنگهای مختلف با نژادهای اصلاحشدهی بسیار به چشم میخورد و کمی آنسوتر در میان همان قفسهای ساخته شده سگهای کوچکی با نژادهای اصیل به چشم میخورند،
این فضا را دایر کردند تا در آن بیشمار آدمیان به پیشواز این جانهای محبوس درآیند و از میانشان انتخاب کنند، آنان اشرفان و مالکان جهان هستند و امروز بر آن شدند تا اسباب تازهای برای فروکش کردن امیال بسازند، اینبار قول و قرار کردهاند تا حیوانات کوچکی پدید آورند تا آنها را به میان خود به خرید و فروش بگذارند و اسباب بازی و گریز از تنهایی خویش را پدید آورند، اینجا زندان فروش جانها است،
از هر نوع و نژاد و گونهای که بر سر داشته باشی تعدادی برای فروش دارند تا به تو ارزانی دهند و هر روز تبلیغات بسیار از این جانها برایت به نمایش در میآید تا تو با این کالاهای تازه ساخته بشری آشنا شوی دل به دریای بودن با آنان بسپاری و سرآخر جیب این زندانبانها را پر کنی و با اسباب تازهات به خانه راهی شوی
اینها جانهایی برای خرید و فروش و برای لذت بردن آدمیاناند،
کمی دورتر از محفظههای زندانی پولادین در اتاقی آن سوتر، ماده گربهها و سگهای بالغی به چشم میخورند که در فضایی بسته پرورش مییابند تا بچهدار شوند تا بچههایشان به مزایده گذاشته شود و انسان هر روز در پی دست بردن در نژاد آنها است تا کوچکتر و زیباتر کالای تجاری بهتری راهی بازار کند،
آنان به حصر آمدهاند تا بی سؤال و جوابی بی آنکه بدانند چه به روز کودکانشان میآید تنها بچه به بار بیاورند و ارزششان به تعداد بچههایی است که میآورند، بچههایی که رنگهای متنوعی داشته باشند اجزای کوچکتری داشته باشند و بیشتر خود را در دل مشتریان جان جای دهند،
باز هم در دورتر نژادهای خالص و دست نیافتنی وجود دارد، آنان پسرها و مردهایی هستند که برای بهرهگیری در این دالانهای کوچک و تاریک پرورش مییابند، آنان وظیفهی بارور کردن دارند و باید بچههای تازهای به بار بیاورند که شخصی طماع در دورتری در انتظار آمدن آنها است تا قیمت تازهای بر او بگذارد، آنقدر از شمایلش قصه بسازد آنقدر بگوید تا مشتریان بیشتر مجاب به خریدن شوند
چه دستهای از این کودکان به دنیا آمدند تا کوچکتر و نحیفتر با رنگهایی عجیبتر با شمایلی تازهتر به جهان پا گذارند تا کالای تازه انواع گوناگون بیشتر داشته باشد، در این میان چه تعداد از آنان با قفسههای سینهی کوچکتر به دنیا آمدند آنقدر کوچک که قلب را در خویش جای نداد و به طول عمر با رنج قلب زندگی کرد و آخر به کوتاهی عمری که به گل میمانست از دنیا رفت فرای جانش که کوتاه و بی رمق بود به سراسر عمر رنج کشید و در درد روزگار سپری کرد،
گونهی تازهی دیگری پدید آوردند و او نمیتوانست به درستی نفس بکشد باز هم سخن از زیبایی و زیباییشناسی آدمیان بود، آخر آنان خویش را مالک به جهان پنداشتند و هر چه خواستند کردند تا آن زیبایی در دل را به کرسی بنشانند چه اهمیت که طفل کوچکی نتوانست درست نفس بکشد، اندامش کوچکتر از حد معمول بود و از این کوچکی رنجها برد عمرش کوتاه شد عمر کوتاهش پر از درد ماند به دنیای آدمیان ارزش در این فروختن لانه کرد و هیچکس توان گفتن نداشت که کالای تازهی آدمیان به بازارها آمده بود برایش تبلیغ میکردند تا همه را به اغوای خویش در این تجارت خون به راه در آورند
قفسهای پولادین کوچک که در آن بیشمار کودکانی به حصر در آمده در رنج بی مادر بی پدر در تنهایی روز میگذراندند و به ویترینها نشسته بودند تا زمانی که آدمیان به آنجا لانه کردند برایشان خوش رقصی کنند تا شاید خانهی گرم و با محبتی ارزانیشان شود،
اما هیچکس نمیدانست چه فرجامی دارند به دست کدامین انسانها در خواهند آمد و برای کسی هم چنین چیزی اهمیت نداشت مهم فروش این کالاها و بازاریابی درستش بود و برنده آن انسانی است که در این فروش پیروز میدان شود این کالاهای دردمند تازه آمده را به بالاترین قیمتها بفروشد و در تجارت خون و جان سرآمد همگان شود،
اگر مادرها به رنج در اتاقی ماندند، اگر هوای نا مطبوع را استشمام کردند، اگر پدران ساعتهای بسیار به حصر بی حرکت بر جای نشستند، اگر کودکان بی والد در تنهایی اوقات گذراندند، اگر بیماری و هزار بلا در این تجارتخانهی خون جریان داشت، اگر همه را بیمار و نالان کرد، اگر کودکان دستکاری شده بر نژاد به هزار درد تازه چشم به جهان گشودند، اگر غذایشان به وقت داده نشد و از هر تفالهای به آنان خوراندند اگر هیچ دکتری به عیادتشان نیامد و رنج بردند اگر حشرات جانشان را مکیدند هیچ ارزشی در میان نبود که مکندگان خون حیوانات انسان دوپا در میان بود و تجارتخانهی تازهاش را به فروش جان آنان بنیاد کرده بود و حال هر روز در این دیوانهخانهی ساخته به دستانش راه تازهای میرفت که جان تازهای را برای فروش برون دارد
به تجارتخانهی جان، هزاری در آمدند از آدمیان تا به کالای تازه نظر بیفکنند، چشمها را به آنان دوختند، کسی به اعماق نگاههای آنان خیره نشد که پر درد است که رنج نبودن مادر دارد که فریاد دوری و تنهایی سر میدهد که از دنج و درد بیماریهای فراوان در این خانهی شوم شاکی است که روزی غذا نخورده و آب تازه به او ندادهاند، آنان تنها چشم دوختند تا شباهتها را با فلان فیلم و کارتون فلان تبلیغ و عکس تطبیق دهند و آنی را برگزینند که در نظرشان افضل همه است، اینان آمده بودند تا در این رقابت فزاینده خویشتن را به افلاک بر آورند، آمده بودند تا با داشتن آنان به دیگران هزاری را بفهمانند، آمده بودند تا بگویند ما انسانهای پاک و خالصی هستیم به حیوانات عشق میورزیم و در این مد تازه ساختهی انسانی سرآمد دیگران هستیم و یا آمدند تا بگویند این نژاد تنها از آن من است، تنها من توانایی داشتن او را خواهم داشت، به مثال ماشینی که تنها زیر پای من است، به مثال سطح نورانی که تنها برای من ساخته شده است، به مثال خانهای که تنها در خور من است و حال هم این جان به رنج در آمده تنها برای من ساخته و پرداخته شده است،
اگر به طول این پرداخته شدن هزاری رنج بردند به درک اسفل، اگر آنان با اندام کوچک و جهان دستکاری شده آمدهاند فدای تاری از موهای فرزندم، اینها پرداخته شدهاند تا من به صفحات بیشمار در میان به اشتراک گذاشتن با دیگران فخرها بفروشم، آدمیان ببینند که من از این رقابت کوتاه ننشستهام من هم سرآمدم مثال دیگر جایگاههای دیگر زندگیام
بیشمار آدمیان میآیند و تجارتخانهی خون و جان را پر و خالی خواهند کرد تا جیب این ددمنشان پر شود باز بیشتر بتازند و باز نژاد تازهای برون آورند برایش تبلیغ کنند و مشتریهای تازه را به خانهی خون خود گسیل کنند، باز میآیند و به این بازی پر خون رنگ و جلا میبخشند تا بیشتر فخر بفروشند مالک شوند گاه به دیگران بفهمانند که چه انسانهای شریف با قلب رئوف هستند گاه به دیگران بفهمانند که دارای چه عظمت و شکوه هستند گاه در این یکرنگ شدن جماعت پر رنگتر و با جلاتر نمایان شوند و باز میآیند تا هر بار به علتی جانی را به فروش و خرید بگذارند
یکی آمده است تا برای فرزندش اسباب بازی تازهای فراهم آورد، او هم میداند که پدر و مادرش مالک همهچیز جهانند پس اینبار طالب اسبابی برای بازی است که جان دارد از گوشت و پوست و خون و استخوان است او را میخواهد، میخواهد او اسباببازیاش باشد و پدر و مادر شادمان دست در جیبهای اندوخته از مایهی حیات مشت مشت اسکناس برون داشته تا اسباب بازی کودک را فراهم کنند، او به گردنش بیاویزد گاه او را به حالت خفگی در آورد، گاه به او حمله کند، گاه او را در آغوش آنقدر بفشرد که دنیا و زنده ماندن را فراموش کند، گاه برای برون آوردن صدا به مثال عروسکهای کوکیاش فشارش دهد تا شاید او هم صدایی کرد و مادر و پدران و باز انسانها حظ برند از کودکی که در حال آزار دیگری شادمان میخندد و قهقهه سر میدهد،
آنان مالکانه به پیش میروند و در این سرای خوندار یکی را برمیگزینند، چندی از آنان را گرفتهاند به خانه بردهاند اما کودکش، زنش، مردش، کوفت و بلایش از او خوشش نیامده آخر این هم یکی از همان کالاهای انسانی است، او که جان و تن و خون و گوشت و احساس ندارد، این بزرگ عالمیان او را نپسندیده است، پس حق و جهان و هر چه در آن است از آن او باد
میآید او را با دیگر کالاها تاخت خواهد زد، یکی دیگر دوباره دیگری و هر چه که او بخواهد اصلاً گربه نه از گربه بدش آمده اینبار سگ میخواهد هر چه او بخواهد توان خواهد داشت و این تاجران خون و جان شادمان قهقهه سر میدهند که مشتریان برای تاخت زدن پول بیشتری به آنان میدهند،
اما باز هم کار به فراتر میرود، این مالکان پا را فراتر مینهند، زیبایی این جانها در کودکی آنها است، میآورند و کودکی را به خانهی جدید خویش بردهاند او در کنارشان بزرگ میشود و به فردای آن روزها آن موقع که کودک زیبایشان از دیدن او حوصلهاش سر رفت یا مادر خانوار از دیدن او و تکرارش بیحوصله شد و یا آن وقت که بزرگیاش را فلانی در خانواده نپسندید او را از خانه بیرون میکنند به نوانخانهها اردوگاهها، پناهگاهها میسپارند، شاید در خیابان رهایش کردند و اینگونه به درد او را وانهادند، به جرم آنکه او بزرگ شده است، اندازهاش بیشتر از حد معمول است دیگر آن نمک و شوخ و شنگی پیشترها را ندارد،
ای وای که او هیچ از جهان بیرون نمیداند، نه شکار آموخته است، نه در امان ماندن را به او گفتهاند، نه میداند چگونه خود را از سرما و گرما در امان بدارد و باز درد و مرگ فدیهی آدمیان به جهان آنها است و اینگونه به جماعت تاجر خون میفهمانند که باز کوچکتر میخواهیم، ما که همهچیزدان و بزرگ جهانیم از شمایان کالای تازه میخواهیم
چرا نژادی پدید نیاوریم که همیشه نوزاد بماند همانقدر کوچک و بی اراده همانقدر اسباب بازی ما، پس دیوانگان دست به کار میشوند و باز قفسههای سینه کوچکتر میشود قلبها به درد میآید نفس نمیکشند کودکانی برون میآورند که با چشم گشودن رنج میبرند و هر ذرهای که بزرگ شدهاند به رنج طاقتفرسا است
در این قفسهای پولادین حبس شده نه مادر در کنارش است نه پدری که او را در یابد نه غذای درستی میخورد و به درد و بیماری وا مانده است تا آدمیان بیایند یکی از آنان را برگزینند آخر آنان مالکاند حق انتخاب دارند و این دریچهی تازه در برابر آنها است یکی بزرگ میخواهد یکی کوچک، یکی دم را دوست ندارد از نظرش دم او از زیباییاش کاسته است، پس بر آن میشود تا دمش را قطع کند، نه اینان پیشرفتها کردهاند دیگر چون دورترها چاقو به دست نمیگیرند و گوش و دم قطع نمیکنند، یکی را نام پزشک دادهاند، دامپزشک او پیش میآید او را بیهوش میکند و سر آخر دمش را چیده است، بریده است او چشم میگشاید و میبیند دیگر دمی در میان نیست، چرا که مالکان از آن دم آسوده نبودند، آن دم را بخشی از نژاد او ندانستهاند،
مگر نمیدانید اینان سلاطین نژاد هستند، به نژاد سالیان دریدهاند هر که سپید بود آدم بود، هر که زرد بود دانا بود و الا آخری که اینان همهچیز را به نها بردهاند حال که از دنیای پر نژاد خود دست کشیده به جهان حیوان منزل میکنند و آنان را به نژاد برتر خویش مهمان کردهاند، اما چرا کسی از این پزشکان که برای از میان بردن رنجها پا به میان گذاشته است، نپرسید چگونه دم او را بریدی این برای چه کار بود چون مالکان خواستند، تو قسمی نخوردهای بقراط برای حیوانات هیچ نگفت
اینان مالکاند، صاحباند و خود را صاحب حیوانات میدانند، خود را مالک جهان میانگارند و این صاحبان رنج و درد به پیش میبرند آنقدر میدرند که برای گفتنش سالی زمان خواهد خواست
اما همه که چنین نبودند برخی نه خود را صاحب که پدر و مادر خواندند آنان که از تنهایی از خواستن از جدایی دنیای انسانی به حیوان پناه بردند، آنان که آمدند تا به زندگی در کنار حیوان عشق بیاموزند، معرفت و وفاداری دوره کنند، آمدند تا در کنار آنان به جان تازهای بدل شوند، آنان که بازی این دلالان را نخواهند خورد، آنان که به نژاد آنان به چهرههایشان چشم نخواهند دوخت، آنان که اینگونه به بازی کثیف آدمیان آغشته نخواهند شد
اگر در کنار خیابان حیوان دیدند جهانشان را با او تقسیم کردند با او یکی شدند، گاه پدرشان شد و آنان مادری دردمند، گاه خواهرشان شد و آنان برادری در فکر
گاه فرزندشان شد و دنیای را تکان داد، دنیای را عوض کرد، رنگ دیوانگی را از جهان دور کرد و هر روز به زیبایی تازهای چشم دوختند،
وای از ما که بی شمایان جهانمان به پستی و در درد وامانده است، به سودای خندههایتان به سودای جهیدن و پریدنتان به سودای بودن و در کنار ماندنتان به معرفتان به وفاداری و مهرتان به در آغوش کشیدن و به همهی زیبایی شما زندهایم، اما ما هم خجل و پشیمانیم
این گوهرهی جهان بر زشتی و آزار بنا شده است، ای دریغ و صد افسوس که جهان تا این حد به زشتی در خویش مانده است، باید که آن را تغییر داد، رو خجلان آنگاه که عقیمتان کردند سوختند، به آتش کشیده شدند که شما دگر مادر نخواهید بود، گریه کردند به سر کوفتند اما به فردای اگر مادر شدید فرزندتان چه خواهد شد فرزند فرزندتان چه خواهد شد و این سیر دوار در این دنیای زشتیها به کجا خواهد رفت،
اگر برای ارتزاق کار کردیم شما تنها ماندید به حصر در آمدید چه کنیم، به تنهایی اشک بریزیم، از خویشتن و جهان شما خجل باشیم که ما در این جهان آدمی در آمدهایم توان هیچ نیست، آنگاه که به چشمانتان چشم میدوزیم، آنگاه که میبینیم تمام زیبایی جهان را در نگاهتان، وای که خودخواهی، خودخواهی داشتنتان، جهانمان را در مینوردد، اگر نبودید و جهان شما را نداشت این زشتی به کجا میرسید دگر چه میماند از جهان، وای که فکر بر جهان بی شما هم کشنده است، نبودتان دیوانه کننده است، دلخوشی و آرامش جهان ما شمایید و در آغوش کشیدنتان همهی عشق ورزیدنها است
وای که باز نگاههای تعقیبکنندهای میفهماند که آزادی را از شما ربودهایم که به حصر در آوردهایم و خویشتن در این حصر وامانده همراه میخواهیم،
باز با روی خجل آنگاه که در آغوشید، آرام به گوشتان میخوانیم که جهان بی شما مرگ است، بی بودنتان درد است، از گناهمان بگذرید که با شما جهان را میخواهیم
باز در این هزارتوی بیکران آنقدر درد و رنج لانه کرده است که فریاد قلبها، رها کردن حیوان است، او باید آزادانه پرواز کند، دور شود از هر چه دنیای انسانی است، اما این جانهای دردناک که خویش را نه انسان که هماره جان پنداشتهاند از بودنتان به خود میبالند، از داشتنان امید زندگی میگیرند و در کنارتان زندگی را میفهمند،
آنقدر جهان پر از زشتی است آنقدر به جانها رنج دادهاند که باید همهجان شد به برابر هر پلشتی ایستاد، این تجارتخانههای خون را از بین برد، فروش حیوان را از میان برداشت، این دست بردنِ بر نژاد را خنثی کرد، مگر درد حیوان به همین خلاصه مانده است، مگر تنها حیوان، جان رنجکش جهان است، ندیدهای چه به روز جهان آوردهاند باید که در برابر همهی زشتیهایشان ایستاد و از پای ننشست، باید در میدان رزم از همهچیز گذشت که قربانی ریشهکن شود که گوشتخواری از میان برود که آزار حیوان از بن در آید، باز رنج است آنقدر رنج در جهان است که باید همه در کنار هم یک تن شوند هزاران شوند آنقدر شوند که جهان را به خویشتنشان بشویند همه را از نو پدید آورند، انسان دگر شود دوباره شود سرآغاز شود جان شود و دوباره پدید آید که در آن جهان دوردستها هیچ از زشتی باقی نماند و به سرآخرش روخجلان جهان را دگرگون سازند، جهان تازهای که لایق زندگی همهی جانها است.
در تحلیلِ انتقادی داستان روخجلان از مجموعه کتاب صوتی حیجان، نویسنده به کالبدشکافیِ مفهومِ “زیباییشناسیِ ظالمانه” میپردازد. در این اثر، اصلاحِ نژاد نه یک پیشرفتِ علمی، بلکه جراحتی بر پیکرهی خلقت توصیف میشود؛ نژادهایی که با ریههای کوچک و قلبهای بیمار پدید میآیند تا تنها “فانتزیهای بصریِ” انسان را ارضا کنند. نیما شهسواری با واژهی “روخجلان”، طبقهای از انسانهای آگاه را ترسیم میکند که علیرغم عشق به حیوان، از ساختارِ تحمیلیِ این رابطه (قفس و عقیمسازی) احساسِ شرمساری میکنند.
در این مقاله تحلیلی، “تجارتخانهی خون” استعارهای از نظامِ سرمایهداری است که حتی “عاطفه” را به کالا تبدیل میکند. نویسنده به تندی بر کسانی میتازد که حیوانات را برای “فخر فروختن در صفحات مجازی” یا “اسباببازیِ فرزندانشان” میخرند و به محضِ از دست رفتنِ جذابیتِ نوزادی، آنها را در خیابان رها میکنند. شهسواری معتقد است که “دامپزشکِ جراح” که دم یا گوشِ حیوان را برای زیبایی میبُرد، شریکِ جرمِ این نظامِ استثماری است.
واکاوی نهایی “روخجلان” در کتاب صوتی حیجان، ما را به سوی یک «رادیکالیسمِ اخلاقی» هدایت میکند: برچیدنِ کاملِ بساطِ فروشِ جان و بازگشت به رابطهای که در آن انسان، “صاحب” نیست، بلکه همرزم و همجانِ جانداران است. این داستان از ما میخواهد که فراتر از دلسوزیهای سطحی، در برابرِ “نژادپرستیِ گونهای” بایستیم و جهانی را بنا کنیم که در آن هیچ جانی برای لذتِ جانی دیگر، به حصر و بیماری در نیاید.
برای درکِ عمیقترِ حقوقِ بنیادینِ جان، از پیوندهای زیر استفاده کنید:
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.