آیه از شرم است از زشتی پلیدی از خدا
زن بزن او را بدر این سی و چهارم در نساء
خالقت انسان و او مرد است آید آن ندا
مالکی بر جان زن او را بزن مسکین گدا
زن به زیر مشتهای مرد او با خون صدا
ضجه و فریاد او بر خالقش جانم فدا
آیه از شرم است پاسخ گوید آری آن خدا
زن بزن او را بدر این سیوچهارم در نساء
دختر زیبا از ترس پدر او در خفا
وای صاحب جان انسان آن پدر جد و خدا
مردک بیمار و آن فتوایی زشتی آن ندا
جان دریده تن به خون این را ببین خالق خدا
تازیانه مشت بر جان و به صورت اشکها
مرد زیر بارِ این آیه بخوان آن را نساء
مردمان هار و به حالا از خدا دارد قضا
کشته شد زن خون او بر گردنت آری خدا
آیه از شرم است و از زشتی پلیدی از خدا
پاره باید کرد این هذیانسرایی از خدا
زن به زیر مشتهای مرد او با خون صدا
او به فریاد آمده از ظلم و تبعیض از خدا
لشگری در روی آن بیمار آری آن گدا
فصل زشتی رو به پایان آمد و قرآن خدا