ببین تصویر دنیایم تو انسان
جهان آرمان و آزادی هزاران
به قانونی که دارد حرف یک راه
همگان محترم آزاد جانها
بگو نابودی فقر است و تبعیض
بگو نابود آن جنگ است و تحمیل
جهانی را که در آن هر نفر جان
به باورهای خود باشد همگان
نه میمیراند و جان گشته او شاد
به باورهای خود پایبند و آزاد
همه دارای میهن کشور آزاد
نفس بر باور خود باشد و شاد
کسی کافر نباشد در چنین راه
بگو کفار در شهر خودش جاه
مسلمان و کلیمی دور جنگا
به قانون رهایی پایبندا
کسی با زور قانونی ندارد
به باورهای خود قانون بکارد
بر او دور است تحمیل و خفقان
به ایمان و به علم خویش گردان
جهان زشت امروز و به طغیان
فروپاشیِ ظلم انسان و یزدان
جهانم را به معنی داد آزاد
همگان محترم آزادی و داد
بگو باید برای آن که خواهد
نباید را خودش او پیش خواند
همه دارای میهن کشور آزاد
نفس بر باور خود باشد و شاد
همه جانها به ارزش باد یکسان
بگو انبات و حیوان باشد انسان
همه دارای ملک آزادی و کیش
نفس را میکشد در باور خویش
به تبلیغ او کند دینش هویدا
به حقانیتش او داشت همراه
و کودک در چنین دنیای مختار
به هجده سالگی راهش چه هموار
بگو راه من و یارم همین است
نفس را میکشم از آن این است
بگو جانم کف دستم خدایا
جهان آرمان و آزادی و کسری
ببین تصویر دنیایی که در آن
خدا آزاد دنیا هم رها جان