خب دوستان توی قسمت اولی که از این ویژه برنامه آلت پرستان پخش شد ما سعی کردیم که یک پیش درآمدی رو نسبت به ‏کل این موضوع که قرار هست توی این چند قسمت مطرح بکنیم داشته باشیم و گفتیم که مفهوم این آلت پرستان و نگاه ‏شهوت پرستانه و نگاه جنسیتی است که اسلام به موضوعات داره.‏
‏ فرهنگی است که در این جوامع اسلامی به نوعی ساخته شده و ما با آن روبه رو هستیم.‏
‏ نگاه نابرابری که نسبت به زنان دارند، نگاه تحقیر آمیزی که نسبت به مردان دارند و در مجموع این فرهنگی که ساخته شده که ‏ما در ایران هم شاهدش هستیم و در کشورهای دیگری که با این فرهنگ دارند زندگی می کنند.‏
‏ گفتیم فرای اسلام در دیگر نگاه ها هم قاعدتا حالا چه نگاه فلسفی باشد، چه نگاه مذهبی باشد، چه نگاه سیاسی باشد، چه نگاه ‏عرفی باشد، شاهد یک همچین عناوینی هستیم.‏
‏ اما به ویژه توی این ویژه برنامه قرار هست که در باب این نگاه اسلامی صحبت بکنیم و حالا قراره که توی این قسمت دوم ‏بریم نزدیک بشیم به این مفهوم اسلامی که به نوعی داعیه دار این اتفاق هست.‏
‏ یعنی این فرهنگ رو همین نگاه اسلامی هست که ساخته و قرار هست که توی این قسمت بیشتر در باب این نگاه صحبت ‏بکنیم.‏
‏ فارغ از این که می تونیم چشمه هایی از این نگاه را در دیگر ادیان هم داشته باشیم به ویژه در ادیان ابراهیمی.‏
‏ در یهودیت هم که به نوعی پدر این دین اسلام به حساب می آید، شکل و شمایلی از آن دیده می شود.‏
‏ در مسیحیت هم به همین شکل.‏
‏ حالا شاید مسیحیت یک مقداری متفاوت تر باشد نسبت به خیلی از موضوعات به خصوص در باب مسائل شهوانی یک نگاه ‏متفاوتی داشته باشد.‏
‏ اما در یهودیت و اسلام خیلی شبیه هستند.‏
‏ اما معطوف است نگاه ما به آن نگاه اسلامی.‏
‏ شاید گاها نقاط مشترکی که بین این ادیان باشه هم مطرح بشه اما بیشتر ما باید نگاهمان را معطوف به این نگاه اسلامی بکنیم که ‏این فرهنگ را در کشور ما و در دیگر کشورهای مذهب زده ی اسلامی شاهدش هستیم.‏
‏ همین کشورهای اطراف خودمان، کشورهایی که حالا عرب هستند و یا دیگر کشورهایی از این دست.‏
‏ اما پیش تر از این که وارد بحث بشویم باید طبق معمول که در باب مسائل اسلامی صحبت می کنیم یک موضوع را مطرح ‏کنیم.‏
‏ اینکه من بارها اذعان کردم برای شناخت اسلام ما یک چند دریچه در برابرمان داریم، چند بازو هست که ما می توانیم با ‏استفاده از آنها نزدیک بشویم به معانی اسلامی.‏
‏ یکی قاعدتا قرآن هست به عنوان کتابی که مقدس است برای این جماعت مسلمان و ازش بهره می برند.‏
‏ پس یکی از موضوعاتی که ما باید بهش رجوع بکنیم همین کتاب قرآن هست.‏
‏ در کنار آن احادیثی است که حالا روایت شده از زبان محمد، از زبان ائمه، از زبان بزرگان.‏
‏ حالا دین اسلام چه در مذهب اهل سنت و چه در بین شیعیان.‏
‏ از اینها هم باید به نوعی استفاده کرد و در کنار این باید به سیرت نبوی و زندگی محمد و بعد از اون حالا کسانی که دنباله ‏روی محمد بودند نگاه کرد و در نهایت به اون فرهنگ و اون قوانین حاکم بر کشورهای اسلامی هم نظر کرد.‏
‏ همان طور که در کتاب تحقیقی الله جبار زار.‏
‏ من سعی کردم به این چهار نگاه.‏
‏ به این چهار طیفی که ما را می رساند، به شناخت بهتر اسلام یعنی از تاریخ، حدیث، فقه و قوانین اسلامی استفاده کنم و در ‏کتاب گواه ظلم هم سعی شده از کتاب های آسمانی مثل انجیل و تورات و قرآن نشانه ها و نمادهایی از این ظلم بیان شود.‏
‏ پس ما اگر قرار است که در این قسمت صحبت بکنیم با نگاهی که نسبت به این موضوعات مختلف داریم سعی می کنیم ‏موضوعات را مطرح بکنیم اما کمافی السابق سعی نمی کنیم که دقیق بگوییم در کدام آیه و در کدام سوره.‏
‏ چراکه این برنامه بداهه است و قرار است ساده و صریح درباره موضوعات صحبت شود و من بارها هم اذعان کردم که ذهن ما ‏زباله ای نیست برای اینکه بخواهیم آن را پر بکنیم از آدرس ها و این مسائل.‏
‏ این ذهن قرار است که اندیشه بکند و فکر بکند و راه داشته باشد و راهکار به وجود بیاورد و قاعدتا باید ارزش و اعتبار بیشتری ‏داشته باشد تا این که ما می‌توانیم امروز با یک سرچ ساده به آیات و مأخذ ها و مدارک معتبر هم دسترسی داشته باشیم.‏
‏ پس در نهایت با نگاه به این چند طیف و چند بازویی که درباره اش صحبت کردم این موضوعات را مطرح می‌کنیم و حالا ‏قرار است توی این قسمت خاص در باب این نگاه شهوت آلود و آلت پرستانه، نگاه جنسیتی که در کشور ما و در دیگر ‏کشورهای اسلام زده وجود دارد از بعد نگاه اسلامی صحبت بکنیم.‏
‏ در این ابتدا بهتر است که نگاهی داشته باشیم به مقوله زن که قاعدتا این نگاه به زن ما را بیشتر نزدیک می‌کند به این مفهوم.‏
‏ خب قاعدتا ما وقتی می‌خواهیم در باب این موضوع جنسی صحبت بکنیم، یک جنسیتی داریم به اسم زن که خب بیشتر ‏موضوعات معطوف به آن می‌شود و اصلا این ساختار و این ترکیبی که ما امروز باهاش روبه رو هستیم هم به واسطه نگاهی ‏است که اسلام نسبت به این جنسیت از انسان دارد.‏
‏ ما وقتی نزدیک می‌شویم به مباحث اسلامی، خب همان طوری که بارها هم درباره‌اش صحبت کردم با یک خدایی روبه‌رو ‏می‌شویم که در نوک یک هرمی از قدرت ایستاده، پادشاه و ارباب و بزرگ دیگران است.‏
‏ دیگران در برابر او برده و عبد و عبید هستند و این یک ساختاری را تولید می‌کند.‏
‏ اما به فراخور این موضوع شروع می‌کند به ساختن طبقات مختلف.‏
‏ یعنی به محض این‌که ما با خدا روبه‌رو می‌شویم، حالا این خدا یک‌سری خلایق دارد.‏
‏ با فرشتگان روبه‌رو می‌شویم، با حیوانات روبه‌رو می‌شویم، با گیاهان روبه‌رو می‌شویم، با انسان‌ها روبه‌رو می‌شویم و حالا این ‏طبقات را خدا برای ما می‌سازد.‏
‏ این‌که وقتی انسان را خلق می‌کند، انسان را به عنوان اشرف مخلوقات هست که خلق می‌کند.‏
‏ حالا او خلیفه الله است، نماینده خدا بر زمین هست، از دیگر جانداران باارزش تر و با اعتبار تر هست و می‌رود و نوک هرم بعد ‏از خودش قرار می گیره.‏
‏ یعنی حتما همه باهاش رو به رو شدید که خواستش این هست که تمام فرشتگان در برابر این موجودی که خلق کرده سجده ‏بکنند و او را ستایش بکنند.‏
‏ بزرگی او رو مرتبت او رو به جا بیارن.‏
‏ و یا اینکه شما روبرو هستید با این اشرف مخلوقاتی که حالا داره صحبت میشه از این که موجودات خلق شدند تا به این انسان ‏خدمت بکنند.‏
‏ یعنی حیوانات بازیچه و اسبابی هستند برای انسان، برای رسیدن به لذات او حالا از گوشت تنشون میتونن استفاده بکنن به عنوان ‏غذا می تونن از جانشون استفاده بکنند و بهره کشی بکنند برای کار از پوست و تنشون استفاده بکنند برای پوشاک و الی آخر و ‏اصولا این بهره کشی آغاز میشه و اینگونه هستش که ما مواجه میشیم با این مفهوم که در این طبقات یک نوع که هرمی هست ‏که بعد از خدا، خلیفه الله و جانشینش جای او را می گیرند.‏
‏ اما کار به اینجا ختم نمیشه.‏
‏ حالا فرای اون ما مواجه می‌شویم باز با طبقات دیگری که ساخته می‌شود.‏
‏ حالا با یک انسانی روبه‌رو هستیم که دو جنس دارد.‏
‏ یکی مرد است و یکی زن.‏
‏ حالا مرد هست که باز می‌رود نوک آن هرم قرار می‌گیرد.‏
‏ حالا مرد هست که جانشین خدا به حساب می‌آید.‏
‏ باید فرمان بدهد و فرمانبرداری هم داشته باشد.‏
‏ حالا یکی از این فرمانبرداران یک جنسی که ساخته می‌شود تا به نوعی مرد از آن لذت جویی بکند و استفاده بکند، زن هست.‏
‏ این آن نگاه اسلامی است که ما باهاش روبه‌رو می‌شویم و پیش‌تر از اسلام هم باهاش روبه‌رو شدیم در ادیان مختلف.‏
‏ این‌که مثلا زن از دنده چپ مردان آفریده شده برای مردان آفریده شده، این‌که باید زن‌ها به مردها مطیع مردها باشند، فرمانبردار ‏باشند در برابرشان و اصولا یک اسباب و بازیچه ای برای مردان به نوعی به وجود آمده تا آن‌ها تنها نباشند تا لذت ببرند، تا ‏جفت بشوند تا بتوانند زندگی بکنند.‏
‏ وقتی شما مواجه میشید با این نگاهی که حالا زن ها به نوعی کشتزار شما هستند، این همون نگاهی است که داره به شما این ‏فرمان رو میده که شما صاحب و مالک بر این زنان هستید.‏
‏ وقتی شما روبرو میشید با جماعتی که به عنوان روحانیون به حساب می آیند حالا صحبت می کنند، در باب این مسائل صحبت ‏می کنند.‏
‏ وقتی یک کسی میاد لخت و عور صحبت میکنه و میگه که.‏
‏ زنان اسباب و بازیچه ای هستند.‏
‏ همتای حیوانات برای مردان که ازشون استفاده بکنند، لذت ببرند و به نوعی بهره برسونن به مردها.‏
‏ شما نباید خیلی براتون دور از واقع باشه.‏
‏ حرف های او رو دور از حقیقت بدونید.‏
‏ اتفاقا حرف حقیقی و راستین رو او داره میزنه.‏
‏ با توجه به نگاه های اسلامی اگر دیگرانی سعی می کنند این صحبت رو به این صورت آشکار نگن به خاطر این هستش که ‏میخوان این نگاه دگم و وحشیانه خودشون رو ذره ای تلطیف کنم با فضای فعلی، با شرایطی که امروز داره با عرف جامعه ما ‏هماهنگ بکنن.‏
‏ اما این دور از اون واقعیت حقیقی نیست که در اسلام نهفته هست.‏
‏ یعنی شما مواجه میشید حالا با یک جنسیتی در دل انسان ها که پدید میاد برای اینکه مردها لذت ببرند و اصولا برای ‏فرمانبرداری در برابر مردها هست که اینها پدید می آیند.‏
‏ یعنی شما وقتی به سوره نساء روبرو میشید این آیات رو میخونید؟
‏ دقیقا خاطرم نیست.‏
‏ فکر میکنم آیه.‏
‏ فکر میکنم آیه 29 یا 30 سوره نساء باشه.‏
‏ وقتی داره اون تصویر مشخص رو میده که بله زنان باید فرمانبردار در برابر مردان باشند.‏
‏ اگر از فرمان شما اطاعت نکردن در وهله اول شما باید باهاشون صحبت نکنید و جاتون رو ازشون جدا بکنید و باهاشون ‏همخوابگی نداشته باشید و در نهایت میتونید اونها رو بزنید.‏
‏ این همون تعریفی است که ما رو داره به اون سمت میبره که این بخشی از ملک شما هستن و در برابر شما باید فرمانبردار ‏باشند.‏
‏ مطرح شدن این که زن به عنوان کشتزار شما هست همون تعریفی است که ما رو به این سمت و سو میبره که حالا مردها باید ‏مالک بر زنان باشن، مالک بر جانشون باشن و عناوین بیشماری که حالا سعی میکنیم بیشتر و بیشتر در این قسمت دربارش ‏صحبت کنیم.‏
‏ وقتی شما روبرو میشید با این نگاه به زن در دل اسلام مواجه میشید با این نابرابری بی حد و حصری که مدام هم بهش داره تکیه ‏میشه در اشکال مختلف.‏
‏ یعنی با هر عنوانی که شما روبرو بشید مواجه میشید با این شکل افسارگسیخته از نابرابری.‏
‏ این حدی که قرار هست زنان رو تا این اندازه پایین و بی ارزش تلقی کنه و تصویر بکنه، تنها یک ابزاری برای استفاده مردان ‏تصویر بشه.‏
‏ اینکه فرای اون یک نگاه خصمانه ای نسبت به زنان داره یعنی زنان رو همتا و هم پیاله شیطان تصویر می کنه.‏
‏ حالا اون کسی که قرار هست از شیطان فریب بخوره و باعث برگشت انسان به زمین بشه همون داستان بچه گانه ای که در باب ‏آدم و حوا حتما همه شنیدید.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با زنی که این فریب رو می خوره و حالا اینجا اون نگاه خصمانه ای است که شما باهاش روبه رو میشید ‏حتی در انجیل.‏
‏ شما مواجه میشید با این که به صراحت داره گفته میشه که اگر درد حیض و درد ماهیانه ای وجود داره و یا درد زایمانی وجود ‏داره، به خاطر این گناهانی است که اینها کردند و به خاطر این هست که اینها تا چه اندازه نزدیک به شیطان هستند.‏
‏ یعنی شما با این نگاه خصمانه چه در اسلام و چه در دیگر ادیان روبرو میشید؟
‏ حالا به ویژه در اسلام این نگاه خصمانه نسبت به زنان، زنان رو مقصر دونستن زنان را بی ارزش تلقی کردند.‏
‏ این افسارگسیختگی در نابرابری و نابرابری خواهی در برابر زنان، این نگاه بی ارزش به آنان که آنها را فرمانبردار می خواند، ‏این که آنها را بخشی از ملک و.‏
‏ مایملک به قولی مردها تلقی می کنند، یک موضوع قابل لمسی است.‏
‏ در دل باورهای اسلامی دور از واقع نیست و می توانید برایش هزاران هزار مثال بیاورید.‏
‏ می توانید از آیات مختلف نقل کنید تا احادیث مختلف.‏
‏ حالا وقتی شما با یک حدیثی روبه رو میشید که نقل از علی هست در باب اینکه حالا دارد برمی شمارد که چرا زنان نصف ‏مردان به حساب می آیند، اینکه رای آنها، شهادت آنها، حق ارث آنها، نیمه مردان است، همه و همه.‏
‏ یا اینکه حتی اونجا صحبت می کنه از اینکه اگر عادت ماهیانه میشن و نجس به حساب میان و در چند روز از ماه نمی تونن ‏وارد مساجد بشن و با خدا نزدیکی بکنند و دعا پیش خدا ببرند هم نشانه ای است برای این نقصان و این نیمه به حساب آمدن.‏
‏ یعنی در باب این نگاه نابرابر اسلامی نسبت به زنان نگاه خصمانه ای به زنان می شه براش مثال های بیشماری آورد که در دل ‏اسلام، در احادیث مختلف، در خود قرآن، در زندگی پیامبر، در فرهنگ و تاریخی که اسلام پدید آورده هم باهاش رو به رو شد ‏و این نگاه دگم حاکم بر این نگاه اسلامی و در مجموع ساختن این فرهنگ مشخص است.‏
‏ حالا در باب این نگاه اسلامی نسبت به زنان ما یک پیش درآمدی دادیم تا بیشتر هم باز دربارش صحبت بکنیم تو همین قسمت ‏مشخصه.‏
‏ اما حالا یه نگاهی هم داشته باشیم به این مرد هایی که تصویر کرده.‏
‏ فرای اون تعاریفی که دربارش صحبت کردیم.‏
‏ اینکه خلیفه الله از جانشین خدا هست به عنوان بنده ی نظرکرده ی خدا به حساب میاد.‏
‏ میتونه حالا فرمانده باشه نسبت به زنان.‏
‏ اما در کنار اون شما با یک نگاه وحشتناکی هم روبه رو میشید نسبت به مردان.‏
‏ اینکه حالا این مردان رو یک موجودات هیز کثیف در پی شهوتی تصویر میکنه که هیچ چیز دیگه ای انگار که در برابر ندارن ‏به جز اینکه زنان رو تصاحب بکنن، باهاشون رابطه برقرار کنن.‏
‏ پر از این کثافت و شهوت هستن که میخوان همه رو در اختیار بگیرن و بهشون تجاوز کنن.‏
‏ یعنی تقریبا تصویری که داره نسبت به مردان ارائه میشه.‏
‏ در این فرهنگ اسلامی یک تصویری از یک قوم متجاوز هست که نسبت به تمامی حقوق زنان در حال تجاوز کردن هستند.‏
‏ فرای اینکه حالا زنان رو بی ارزش می دونن هیچ برابری براشون قائل نیستن.‏
‏ فرارین تمام ذهنیت و زندگی اونها توامان شده با اینکه اونها رو به دست بیارن و بهشون تجاوز کنن.‏
‏ حالا باید اون زنان محبوس باشن در یک شرایطی که در امان بمونن.‏
‏ در برابر این نگاه هیز و شهوت آلود مردان که تمام این فرهنگ ها و این عوامل در کنار هم این شرایط رو برای امروز ایران و ‏دیگر کشورها می سازه.‏
‏ یعنی شما وقتی روبرو میشید با مسئله حجاب که در قرآن هم بهش اشاره شده، من بعضی اوقات می شنوم که بعضی درباره این ‏صحبت می کنن که نه این ارتباطی به قرآن نداره.‏
‏ ما در باب حجاب اجباری نداریم.‏
‏ حتی آیه صریح داریم، آیه مستقیم و غیر مستقیم داریم.‏
‏ دقیقا خاطرم نیست چه آیه ای ولی میشه خیلی راحت حتی با یک سرچ ساده آیه حجاب در خود اینترنت هم رسید به این ‏آیات که گفته شده برخی از این آیات به صورت مستقیم هست؟
‏ برخی هم به صورت غیر مستقیم.‏
‏ اونجایی که داره در باب این صحبت میکنه که باید یه پارچه ی بلندی روی سرشون بکشند که حتی روی سینه هاشون رو هم ‏بپوشونه.‏
‏ این همون آیه ی حجاب هست.‏
‏ اما وقتی نزدیک میشیم به این معنای آیه ی حجاب بیشتر به تحقیر مردان میرسیم که حالا شما دارید یک تصویری از یک ‏سری مرد هیز و غیر قابل فهم دور از تمدن و عقلانیت و انسانیت و هر تصویری که دارید میدید که این ها فقط در پی جستن ‏شهوت و به دست آوردن زنان برای این شهوت بارگی هستند.‏
‏ برای این آلت پرستی هستند.‏
‏ یعنی در کنار اون نگاه وحشتناکی که نسبت به زنان مطرح میشه، در این نگاه اسلامی در کنار اون یک نگاه تحقیرآمیزی هم ‏نسبت به مردان میشه.‏
‏ مردان رو خرد و بی همه چیز به نوعی تصویر میکنند.‏
‏ مردانی که در این باتلاق شهوت به نوعی غرق شدند هیچ راه دیگه ای ندارن.‏
‏ حالا باید زن ها خودشون رو بپوشونن تا مردان مبادا بهشون نظر کنن.‏
‏ تصویر داره از مردی به شما ارائه میشه که دائما در حال تحریک شدن هست.‏
‏ یعنی شما به فرهنگ امروز ایران خودمون نگاه کنید.‏
‏ حالا زنان باید حجابی رو داشته باشن که مردان تحریک نشن.‏
‏ یعنی داره یک تصویری از مرد به شما میده که دائما در حال تحریک شدن هست.‏
‏ حتی از موی زنان.‏
‏ حتی از صورت زنانه.‏
‏ حتی وقتی به نگاه های گذشته تر اسلامی رجوع می کنید.‏
‏ حالا ما یک بخشی از این نگاه ها رو طی مرور زمان ها از طریق عرف اون از طریق فرهنگی که داشتیم تغییر دادیم.‏
‏ اما وقتی به اون نگاه اصلی هم شما روبرو میشید میرسید به یک چیزی مثل بوق.‏
‏ حتی صورت زنان هم باعث تحریک مردان خواهد شد.‏
‏ یعنی بیشتر شما میرید وارد اون اقوام پیش از تمدن و پیش از تاریخ میشید که حالا مثال ها و نمونه هایی هم داشتند که اگر یک ‏مرد و زنی از کنار هم رد می شدند باید فریاد میزدند و از کنار هم می گریختند که یک موقع به هم نزدیکی نداشته باشند.‏
‏ یعنی داره نزدیک میشه به همون نگاه ها.‏
‏ حالا قرار هست که اون زن ها خودشون رو در یک گونی بپیچند که مبادا مردی تحریک بشه و به سمت اون ها بره.‏
‏ یعنی این یک نگاه دو لبه و پر از تحقیر هست هم نسبت به مردان و هم نسبت به زنان.‏
‏ چرا که اصلا دنیا رو اینگونه تیره و تار می بینه.‏
‏ وقتی شما نزدیک میشید به این مفهوم تا چه اندازه غرق در شهوت هست؟
‏ تا چه اندازه اسیر مانده در شهوت هست؟
‏ تمامی موضوعات زندگی رو توامان با شهوت معنا می کنه.‏
‏ حالا تصویر از مردان و زنانی میده که فقط دنیاشون غرق در همین شهوت و شهوت پرستی هست.‏
‏ انگار هیچ کار دیگه ای در این جهان ندارند مگر این که در راستای این شهوت دست و پا بزنند.‏
‏ حالا مردان میان زنان رو تصاحب بکنند و بهشون تجاوز بکنند.‏
‏ اگر ذره ای او را عریان دیدند، عنان از کف بدهند و به آن ها حمله کنند و آن ها را در آغوش بگیرند و باهاشون همخوابه بشن.‏
‏ یعنی تصویری که در نگاه اسلامی با شما مطرح میکنه یک همچین تصویر عبث و احمقانه و ماقبل تاریخی است و شما مواجه ‏میشید با این نگاه شهوت پرستانه.‏
‏ اما این ها برمیگرده به اون زیست پیامبر.‏
‏ حالا شما مواجه هستید با یک پیامبری که نماد این دین هست، این دین رو به وجود آورده.‏
‏ زیست او تبدیل شده به راه و منشی برای زندگی مسلمانان در آینده.‏
‏ خب شما میدونید که ما وقتی به مسائل اسلامی می رسیم یک کتاب قرآن داریم.‏
‏ خب این کتاب قرآن منبع کاملی نیست برای اینکه بخواد تمامی قوانین رو از دلش استخراج کنه.‏
‏ ما داریم در باب یک جهان مدرنی صحبت می کنیم که مثلا یک حکومت احمقانه ای مثل جمهوری اسلامی هم حاکم بر ‏کشور ما هست.‏
‏ حالا اینها قرار هست که تمام مبانی فکریشون رو از همین اسلام بگیرن.‏
‏ یعنی شما وقتی قانون اساسی رو میخونید مدام دارید مواجه میشید با این کلمه اسلامی کشور اسلامیست.‏
‏ قوانین باید مطابق با اصل اسلام باشه.‏
‏ شورای نگهبانی وجود داره که اگر قانونی رو مجلس میخواد تصویب کنه باید ببینه که آیا با موازین اسلامی همسو هست یا ‏نیست.‏
‏ همه چیز خلاصه شده در این اسلام.‏
‏ حالا قرار هست برای یک جامعه مدرن امروزی با هشتاد و پنج میلیون با این کثرت آرایی که وجود داره قوانینی نوشته بشه که ‏بر پایه این نگاه اسلامی باشه.‏
‏ خب قاعدتا یک کتاب 200 صفحه ای مثل قرآن که نمیتونه همچین کاری بکنه.‏
‏ ما احکامی که در قرآن داریم خیلی جزئی هستند.‏
‏ در باب بعضی از موضوعات به صراحت گفته شده مثل بریدن دسته دزدان که ما آیه به صراحت نسبت بهش داریم یا در باب ‏محاربین که حالا قرار هست دست و پاشون بریده بشه یا تبعید بشن و یا کشته بشن یا آیاتی از این دست.‏
‏ اینها آیات قانونی است که به نوعی آیاتی است که در آن احکامی داده شده برای اینکه قانون باهاش بنویسند.‏
‏ اما در باب تمام مسائل به خصوص در باب مسائل مدرن و امروزی که هیچ قانونی وجود ندارد در دل قرآن حالا سعی می‌کنند از ‏مبانی دیگر استفاده بکنند.‏
‏ همان طوری که صحبت کردیم حالا میان سعی می‌کنند از سیره و زندگی پیامبر استفاده بکنند.‏
‏ اینکه چگونه زندگی کرد، چه رفتارهایی کرد.‏
‏ مثلا من در ویژه برنامه ای که در باب شناخت اسلام بود، حالا یک بخش هاییش را منتشر کردم.‏
‏ نمی دونم حالا الان که شما دارید این رو می‌شنوید تا چه اندازه از اون منتشر شده اما اگر هم نشده باشه در آینده منتشر خواهد ‏شد.‏
‏ در اون قسمت های مختلف هم من مطرح کردم که وقتی مثلا با یک موضوعی مثل سنگسار شما روبرو میشید، خب سنگسار به ‏صورت مستقیم در قرآن درباره اش صحبت نشده اما زندگی پیامبر و اون حکمی که در قبال یهودیان با استفاده از خود کتاب ‏تورات که کسی را که می خواستند به جرم زنا محاکمه کنند، حکم به سنگسار او داد، مبنایی شد برای اینکه تبدیل به قانون ‏بشود.‏
‏ این سنگسار در دل اسلام یعنی منظور این است که قرآن به تنهایی خود نمی تواند راهگشا باشد برای این نظام و ساختن این ‏نظام ها و این حکومت و این قوانین.‏
‏ گاها از زندگی پیامبر، از نوع زیستش، از سیرت نبوی که ما می شناسیم استفاده می کنند.‏
‏ از احادیث بیشماری که وجود دارد به عنوان احادیث صحیح ما میشناسیم در دل اهل تسنن و یا در بین شیعیان کتاب هایی که ‏چند کتاب آن کتاب های اربعه هست که به عنوان کتاب های اصلی به حساب می آید، حالا سعی می کنند از این احادیث هم ‏استفاده بکنند و در مجموع حالا توسط یک کسی که این دروس را یاد گرفته به عنوان فقیه شناخته میشه.‏
‏ حالا میاد فتاوای مختلفی رو میده و این قوانین جدید رو می سازه.‏
‏ پس موضوعی به اسم زندگی پیامبر یک موضوع مهم در ساخت فرهنگ اسلامی هست و اصولا اون بنیان اصلی هست.‏
‏ یعنی شما اگر بخواید نگاهتون رو ذره ای زمینی بکنید فرای اون نگاه آسمانی بخواید به این موضوع نگاه بکنید.‏
‏ حالا روبرو میشید با پیامبری که نوع زیستش، نوع نگاهش، نوع وجودیت خودش این فرهنگ رو ساخت، این تمدن رو به ‏وجود آورده.‏
‏ یعنی نگاهی که خودش باهاش درگیر بوده.‏
‏ حالا شما با یک پیامبری روبرو میشید که به غایت در شهوت زندگی اش توامان شده.‏
‏ غرق در شهوت شده.‏
‏ حالا شما با یک پیامبری روبرو میشید که یک بخشی از زندگی خودش رو یعنی اون بخش ابتدایی تا پیش از فوت خدیجه، ‏همسر اولش که از خودش چندین سال هم بزرگتر بود، یک زندگی عادی داشت با یک زنی که ثروتمند بود و قدرتمند بود.‏
‏ حالا شما حتی با همین نگاه به موضوع خدیجه میرسید که اعراب پیش از اینکه اسلام بخواد در بینشون حضور داشته باشه تا چه ‏اندازه به زنان اهمیت می‌دادند؟
‏ تا چه اندازه زنان قدرت داشتند پیشرفت کنند؟
‏ همتای مردان باشند؟
‏ بالاتر از حتی مردان باشند؟
‏ وقتی شما می‌رسید به موضوع خدیجه در کنار محمد، حالا ما یک خدیجه ای را داریم که چندین سال از محمد سن بیشتری ‏دارد اما دارای یک.‏
‏ مایملک بیشماری است به عنوان یک تاجر قدرتمند به حساب می‌آید و این جایگاه زن است.‏
‏ در پیش از اسلام که بعد از قدرت‌گیری مسلمانان دیگر ما مواجه نشدیم با یک همچین زن قدرتمندی.‏
‏ و وقتی به زندگی محمد نگاه می‌کنید، تا زمانی که خدیجه به عنوان این زن قدرتمند و حامی پیامبر زنده بود، محمد کاری ‏نکرد و همان زندگی شخصی اش را داشت.‏
‏ اما به محض اینکه ما مواجه می‌شویم با مرگ خدیجه، حالا محمدی هست که دست به این زندگی شهوانی و شهوت پرستانه ‏خودش می‌زند.‏
‏ این‌ها دیگر حقیقت جهان ماست.‏
‏ اینها تاریخی است که نوشته شده.‏
‏ یعنی شما سالیان سال بخواید تو سر خودتون بزنید هی مدام تکرار بکنید که این پیامبر معصوم ما، پیامبر پاکدامن ما صحبت ‏بکنه.‏
‏ این تاریخی است که درباره اش نوشته شده.‏
‏ اینکه یک مردی نسبت به یک دختر هفت ساله میل جنسی داشته باشه و بخواد اون رو به دست بیاره.‏
‏ این فقط و فقط نشان دهنده ی وحشی گری و وحشی خویی و شهوت پرستی یک انسان است.‏
‏ یعنی شما فارغ بشید از موضوع اینکه این پیامبری است که مدام دارن با شما مطرحش میکنن به عنوان یک انسان بهش نگاه ‏بکنید مثل دوستتون، مثل برادرتون، مثل پدرتون حتی.‏
‏ حالا اگه با شما مطرح بکنن که پدر شما، برادر شما، دوست شما، پنجاه و خورده ای سالش هست، نزدیک به شصت سالشه، از ‏یک دختر هفت ساله خوشش اومده و بعد قانونی وضع میکنه که در نه سالگی بتونه با اون همخوابه بشه.‏
‏ شما نسبت به این انسان چه حسی دارید؟
‏ او را چگونه تصویر می‌کنید؟
‏ آیا این نهایت شهوت پرستی نیست؟
‏ اگر نیست، شما تنها و تنها غرق در این تعصبات هستید.‏
‏ یعنی می‌خواهید واقعیت را کتمان کنید.‏
‏ در برابر واقعیت بایستید که بیشتر در این ورطه نابودی آدم را سوق می‌دهد.‏
‏ این که آدم بخواهد در برابر واقعیت بایستد و در توهمات خودش زندگی کند و در این تعصبات زندگی بکند.‏
‏ پس وقتی ما نزدیک می‌شویم به زندگی پیامبر، حالا بیشتر غرقه در این نگاه شهوت پرستانه می‌شویم.‏
‏ حالا می‌بینیم که تا چه اندازه این نگاه شهوت پرستانه مبنای زیست پیامبر اسلام بوده.‏
‏ حالا وقتی می‌رسیم به این موضوع که.‏
‏ پیامبر اسلامی است که با دیدن یک بار همسر فرزند خودش، فرزند خوانده خودش زید که حتما درباره او هم شاید شنیده ‏باشید.‏
‏ اگر نشنیدید هم ما مختصرا داریم درباره‌ش صحبت می‌کنیم.‏
‏ ما زیدی داشتیم که به عنوان فرزند خوانده محمد به حساب می آمده.‏
‏ زنی داشته به اسم زینب.‏
‏ حالا روایت به این شکل است که او را محمد یک بار می بیند در حالی که دارد استحمام می کند.‏
‏ یعنی حالا ذره ای او را عور می بینه و همین دیدن مساوی میشه با این که او دل و دین و ایمانش را در اختیار همان زن ببیند و ‏این نگاه شهوت پرستانه را به پیش ببرد و در نهایت باعث شود که هم آیه قرآنی نازل شود.‏
‏ یعنی خدایی باشد در آسمان که حالا نشسته ببیند آیا این پیامبر به چه کسی وابستگی پیدا کرده و میل به کی داره تا بلافاصله ‏آیه بده بلافاصله آیه بده در باب سن تکلیف که او بتواند در نه سالگی دختر نه ساله را ببرد به اتاق زفاف.‏
‏ بلافاصله آیه بده که اگر محمد از زن فرزندخوانده خودش خوشش آمد شما اشکالی ندارد.‏
‏ می توانید با زنان فرزندخوانده خودتان ازدواج کنید.‏
‏ بر شما حلال است چون می دونید که ما یک محرمی رو می شناسیم در دل اسلام که یک سری عناوین رو داره دیگه.‏
‏ یعنی شما به عنوان یک مرد نمی تونید عروس خودتون رو به عقد خودتون در بیارید.‏
‏ حتی در بین اعراب.‏
‏ ما درباره این موضوع هم در قسمت های شناخت اسلامی هم صحبت کردیم.‏
‏ خیلی از قواعد و قوانینی که در دل اسلام وجود داره مربوط به همون عصر جاهلیتی است که اینها نام بهش میدن.‏
‏ همون قواعدی است که در بین همون قوم عرب حاکم بوده.‏
‏ برخی از اونها هم از دل یهودیت و برخی از دل زرتشتیت و برخی از دل مسیحیت گرفته شده.‏
‏ در باب این مساله اینکه شما نمی تونستید با عروس خودتون ازدواج کنید یک قاعده ای بوده که در بین اعراب هم جاری بوده.‏
‏ اما بلافاصله بعد از دیدن ذره ای شعور زینب در برابر محمد حالا ما مواجه می شیم با قانونی که داره مطرح می کنه در باب ‏اینکه ازدواج با زن فرزند خوانده حلال است.‏
‏ او دیگر به شما جزو محارم شما به حساب نمی آید و اینجاست که شما مواجه میشوید با این نگاه دگم و مریض و بیمار و ‏شهوت پرستانه.‏
‏ حالا وقتی نزدیک میشید به اون نگاهی که من صحبت کردم در باب مرد و زن، حالا براتون چهره و تصویر قابل لمس تر ‏هست.‏
‏ حالا میبینید که چرا باید زنان خودشون رو در گونی ها بپیچند؟
‏ چرا باید تا این حد خودشون رو استتار کنن تا مردی نبینه؟
‏ چرا که خب کسی که حالا داره بانی این اتفاق هست خودش تا چه اندازه در این شهوت غرق هست؟
‏ تا چه اندازه زندگی خودش رو در این شهوت غرق دیده؟
‏ حالا خودش با دیدن یک زن عور بلافاصله دین و دنیاش رو از دست میده یا وقتی رسید به اون داستانی که.‏
‏ داره مطرح میکنه زن اسیری رو میبینه در بین اسرا و حالا با دیدن او دل و دنیا رو از دست میده و عباش رو میکشه روی سر اون ‏زن و بعد میره و میجوشه ببینه این زن اسیرشده آیا همسری داره یا نه و بعد در بین اسرا شوهر او رو پیدا میکنه و فرمان به کشتن ‏شوهر او میده.‏
‏ اینها موضوعاتی است که درباره زیستن پیامبر در کتاب های تاریخی مطرح شده.‏
‏ حالا به سادگی دستور قتل این شوهر رو میده که اون زن رو صاحب بشه.‏
‏ اینها همه بیانگر این هست که چرا حالا به زن و مرد اینگونه نگاه میشه در دل مبانی اسلامی.‏
‏ وقتی محمد با نگاه کردن به یک زن دل و دنیا و ایمانش رو از دست میده.‏
‏ حالا اگر اون دختر هفت ساله باشه هم دندان طمع شهوت آمیز خودش رو براش تیز میکنه.‏
‏ حالا حتی اگر زن فرزند خوانده اش هم باشه باز هم او رو میخواد به دست بیاره.‏
‏ حتی اگر شوهر هم داشته باشه دستور قتل شوهر رو میده تا اون زن رو تصاحب کنه.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این که قاعدتا این نگاه در نهایت یک نگاهی داره نسبت به مرد.‏
‏ که این مردها تا این اندازه شهوت پرست و حقیر هستند که با دیدن زنان بلافاصله عنان از کف میدن.‏
‏ حالا امروز شما مواجه میشید با یک نگاه اسلامی که داره مطرح میکنه.‏
‏ اگر مردی از کنار یک زنی گذشت و به او حسی نداشت دو حالت خارج نیست یا دروغ میگه یا بیمار هست چون اصلا فهمی ‏ندارند نسبت به اینکه دنیا فراتر از مسائل جنسی هست.‏
‏ تمام زندگی این ها خلاصه در همین نگاه های شهوانی شده.‏
‏ یعنی مرد و زن رو نر و ماده ای میبینن فقط و فقط برای اینکه با هم جفتگیری بکنن.‏
‏ اصلا فهم درستی نسبت به دوستی، علاقه، مهر روابط خارج از مسائل جنسی ندارن.‏
‏ حالا دو تا انسان فارغ از جنسیت میتونن دنیایی رو با هم داشته باشند فارغ از مسائل جنسی.‏
‏ اما همچین فهمی وجود نداره برای جماعت مسلمان.‏
‏ چرا که اون اصل و بنیانی که با اونها مطرح کرده مسائل رو تا همین اندازه هم جنسی تصویر کرده.‏
‏ حالا این پیامبری ست که به یک دختر هفت ساله هم رحم نمیکنه.‏
‏ خیلی ساده ست که تمام دنیا رو تا همین اندازه جنسی ببینه.‏
‏ حالا وقتی شما میرید وارد زیست پیامبر میشید دو موضوع خیلی ساده رو باهاتون مطرح میکنم در همین زمینه مشخص.‏
‏ محمد در قرآن ما مطرح میکنیم مطرح میشه این موضوع که زنان پیامبر ام المومنین هستند مادر مومنان هستند.‏
‏ این تنها و تنها در همین باب مطرح شد که بعد از وفات محمد کسی نتونه این زنان رو در اختیار بگیره.‏
‏ این هم باز ما رو میبره به همون نگاه که تا چه اندازه جنسی و جنسیتی و در شهوت خلاصه شده.‏
‏ و یا اینکه وقتی ما مواجه میشیم حالا محمد اگر قرار بود کسی با زنان او صحبت کند.‏
‏ قرار بود از پشت یک پرده ای با آنها صحبت کند.‏
‏ حتی به چادر و کیسه ای بر سر آنها هم قناعت نمی کرد.‏
‏ حالا قرار بود یک پرده ی حائلی بینشان باشه که نتونن همدیگه رو ببینن.‏
‏ اینها همه برگرفته از همون نگاهیست که شما یه ضرب المثل ساده ای داریم که کافر همه را به کیش خود پندارد.‏
‏ بر میگرده به همین نگاه.‏
‏ حالا منی که تمام دنیام غرق در شهوت است با دیدن هر زنی عنان از کف میدم و حاضرم هر کاری بکنم تا او رو به دست بیارم ‏حتی همسرش رو هم از بین ببرم و بکشم و روی هر حرم و محرم و نامحرمی هم پا بذارم.‏
‏ به هر کسی برای به دست آوردن هر انسانی دندان تیز کنم.‏
‏ حالا همه دنیا رو شبیه به خودم میبینم.‏
‏ حالا احساس میکنم همه مردان تا این اندازه غرق در این نگاه شهوت آلود هستند.‏
‏ و ما مواجه میشیم با این فرهنگ آلوده ای که ساخته شده.‏
‏ پس وقتی در باب نگاه به زن، نگاه به مرد، نگاه شهوانی این نگاه آلت پرستانه صحبت می کنیم.‏
‏ باید بریم در قعر اسلام.‏
‏ از قرآن باید زیر و رو بکنیم.‏
‏ وقتی به قرآن می رسیم، وقتی مواجه می شیم با اینکه به همین سادگی در اختیار داشتن کنیز رو برای شما قانونی تلقی می کنه، ‏مفهوم این کنیز رو یکبار با خودتون دور بکنید.‏
‏ نگاه بکنید کنیز چه کسی هست؟
‏ شما در یک جنگ رو به رو تصویرها رو باید نزدیک به همین جهان امروزی بیارید.‏
‏ مدام برای شما تصویر و تصور بدن که اون دنیا فرق می کرد.‏
‏ اون روزگاران فرق می کرد.‏
‏ ما در همون روزگاران مگه کوروش کبیر رو نداشتیم؟
‏ مگه همین کوروش در ایران نبوده که در باب حقوق بشر، در باب مساوات حقوقی، در باب اینکه این بردگی در برابر این ‏بردگی ایستادگی کنه مگه در همون دوران نبوده؟
‏ مگه شما با آثار مختلفی رو به رو نمیشید؟
‏ مگه افلاطون چند سال پیش از محمد بوده؟
‏ دیگران فلاسفه، ادیبان هومر.‏
‏ اینها مگه تفاوت داشته دنیاشون با دنیایی که در دوره اونها بوده؟
‏ شما باید تمام این مباحث رو با جهان امروز خودتون مورد قیاس قرار بدید.‏
‏ حالا شما تصور کنید در یک جنگی زنانی رو به اسارت گرفتید، این زنان حکم کنیز رو ایفا میکنن.‏
‏ حالا این زنان رو شما میتونید بخرید، بفروشید، بهشون تجاوز کنید، در خونه خودتون نگه دارید و بهشون تجاوز بکنید.‏
‏ این یک اصل اسلامیست دیگه.‏
‏ یعنی وقتی میخواد زنان حلال بر شما رو بشمره گرفتن چهار زن عقدی رو برای شما حلال میدونه در همون قرآن و همبستری و ‏همخوابگی با کنیزان.‏
‏ یعنی حالا تجاوز یک بخشی میشه از قانون.‏
‏ این فکر تا چه اندازه بیمارگونه است؟
‏ حالا این کنیز میتونه اشکال مختلف داشته باشه.‏
‏ یعنی بلافاصله بعد از این که شما به عنوان یک مرد مرتد بشید زنتون به شما حرام میشه.‏
‏ حالا می تونن زن شما رو هم تصاحب کنن.‏
‏ شما اگر کافر باشید میتونن زن شما رو از شما بگیرند و به او تجاوز کنن و او رو به شکل یک کنیز در بیارن.‏
‏ امروز جهان مدرن زندگی انسان ها در طول این سالیان تفکر اون ها، اندیشه های اون ها رو به پیشرفت در برابر این آلودگی و ‏فساد ما را به اینجا رسونده که ما در برابر برده داری ایستادیم.‏
‏ در برابر این نگاه وحشیانه ایستادیم.‏
‏ همین انسان ها بودند.‏
‏ فارغ از این تفکرات بیمار و مسموم دینی تونستند این نگاه وحشیانه رو دور بدارند وگرنه تمام ادیان این بردگی و برده داری رو ‏بهش صحه گذاشتند ستودند چرا که اصلا این فرهنگ رو خودشون بوجود آوردن.‏
‏ شما وقتی رو به رو میشید با فرهنگی به اسم خدا حالا بندگانی داره خب از دلش قاعدتا انسانی که اشرف مخلوقات است، ‏بردگانی برای خودش پدید خواهد آورد.‏
‏ وقتی به این چرخه من بارها در باب این موضوع صحبت کردم، وقتی شما یک چرخه رو قبول کنید، حالا دائم در تکرارش ‏میتونید جاها رو عوض بکنید.‏
‏ وقتی به اعدام باور داشته باشید حالا میتونه هر روز یک گردنی اون به این باشه یک روز مسلمانان، یک روز بی دینان، یک ‏روز کافران، یک روز مشرکان، یک روز یهودیان.‏
‏ تفاوتی نمیکنه موضوع اون اصل است و در باب بردگی و بندگی و تسلیم بودن هم موضوع همین اصل است.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این اصل تجاوز که بخشی از این قانون هست.‏
‏ این نگاه شهوت آلود بیمار.‏
‏ وقتی شما کتاب های احادیث رو زیر و رو میکنید حالا مواجه میشید با احکام بی شماری که در باب روابط با این کنیزان ‏مطرح میشه.‏
‏ این که چه جوری با این ها رابطه داشته باشید، بچتون اگر با این ها باشه چه اتفاقی می افته؟
‏ با اون بچه میتونید چیکار بکنید و کثافتی از این دست که آدم رو منزجر میکنه تا چه اندازه آلوده و بیمار و مسموم کننده ست.‏
‏ این اون فرهنگ بیماری ست که در نهایت امروز ایران و کشورهای اسلامی رو به بار آورده.‏
‏ این اون نگاه اسلامی ست که تا این اندازه آلوده و غرق در شهوت است و هیچ اسمی فارغ از آلت پرستان نمیشه روش ‏گذاشت چرا که تمام دنیا رو در همین آلت و عورت تصویر میکنه.‏
‏ هیچ چیزی فرای این ها به شما نمیده.‏
‏ شما نگاه بکنید به همین نگاهی که در باب خیانت وجود داره در دل قرآن.‏
‏ اینکه شما میتونید چهار زن رو به عقد خودتون در بیاری.‏
‏ این نهایت خیانته دیگه.‏
‏ تصویر دیگه ای که ما نداریم.‏
‏ حالا در قسمت های آتی در باب تناقضات هم صحبت خواهیم کرد.‏
‏ اما در همین قسمت مشخص که ما میخوایم به این نگاه اسلامی نگاه بکنیم به همین موضوع مشخص نگاه بکنید. خیانت.‏
‏ خیانتی که تبدیل به ارزش میشه تبدیل به قانون میشه.‏
‏ بخشی از فرهنگ اون ها رو میسازه.‏
‏ یعنی حالا شما به عنوان یک مرد می تونید چهار زن رو به اختیار داشته باشید.‏
‏ این نهایت نابرابری است و در عین حال مفهوم از زیر پا گذاشتن عشق است.‏
‏ از بین بردن و نابود کردن این عشق است.‏
‏ عشقی که ما چیزی فراتر از عشق دو تن، دو نفر در برابر هم نمی دانیم.‏
‏ ما نمی توانیم این عشق را تقسیم بندی کنیم و در چهار نفر تقسیمش کنیم و بین چهار نفر به اشتراک بگذاریمش.‏
‏ این مفهوم در عین حال نابرابری است که اگر قرار به چندهمسری است، چرا زنان در این معادله سرشان بی کلاه می ماند؟
‏ اگر قرار به این چند همسری است و بعد در عین حال فرای این نگاه نابرابری، ما مواجه هستیم با این ترویج خیانت.‏
‏ حالا شما به عنوان یک مرد حق دارید که خیانت کنید.‏
‏ می توانید با یک تن دیگر هم ازدواج کنید.‏
‏ حالا این نگاه دگم و وحشیانه در دل شیعیان که وحشیانه تر هم می شود.‏
‏ یعنی فارغ از اون کنیزها که دربارش صحبت کردیم، چهار زن عقدی که در باب خیانت و نابرابری صحبت کردیم.‏
‏ حالا با یک بخشی هم روبه رو هستید که به عنوان صیغه شناخته میشه.‏
‏ حالا شما میتونید زنان بی شماری رو برای چند دقیقه، برای چند ساعت، برای چند روز به عقد خودتون در بیارید و باهاشون ‏رابطه جنسی برقرار کنید.‏
‏ هیچ اسم دیگه ای به جز فاحشگی نداره.‏
‏ همون مبانی فاحشگی رو داره.‏
‏ یعنی اگر شما امروز در کشور های غربی مواجه هستید با فاحشه خانه ها و فاحشه خانه ها هم دارن همین کار رو میکنن.‏
‏ دیگه تفاوتی نداره که شما یه زمانی مشخص میکنی یه پولی رو میدی و با یک نفر رابطه برقرار میکنی.‏
‏ حالا همین شکل امروزیش در این نگاه وحشیانه اسلامی هم شما مواجه میشید با خانه عفاف.‏
‏ حالا زنانی هستند که شما میتونید برید باهاشون ساعتی رابطه برقرار کنید و پول جنس و تن اونها رو بدید و تن اونها رو بدید ‏در برابر پول بدون اینکه عشقی در میان باشد چرا که این نگاه آلوده و مسموم فقط و فقط در همین نگاه شهوانی خلاصه شده ‏معنای این آلت پرستی است.‏
‏ در همین زمینه هم گفتیم حالا اهل سنت به این صیغه باور ندارند چون این اتفاقات یعنی به عنوان مثال خود صیغه آیه مستقیمی ‏در قرآن ندارد.‏
‏ گفتیم وقتی به مفاهیم اسلامی نزدیک می شویم یک بخشی از قرآن هست و یک بخشی از احادیث و سیرت نبوی هست.‏
‏ در دورانی که پیامبر زندگی می کرد در یکی از جنگ ها این صیغه را اجازه داد.‏
‏ وقتی این یارانش رفته بودند در آن جنگ مدت زیادی از خانواده شان دور مانده بودند، اجازه داد تا در آن شهر زنانی را به ‏صیغه بگیرند و بعد از این که عمر قدرت را به دست گرفت و محمد فوت کرد، حالا عمر این صیغه را به نوعی غیر قانونی ‏اعلام کرد و گفت که آن دوران اگر محمد این کار را کرد به واسطه شرایط جنگی بود.‏
‏ اما شیعیان اعتقاد داشتند که نه این یک بخشی از دین و آیین ماست.‏
‏ یعنی ریشه ها بر میگرده به این اتفاقات.‏
‏ یعنی این فقها و اجتهادی که میکنن با توجه به این مصادیق هست.‏
‏ حالا در زمان محمد این چه کاری کرده؟
‏ یک عده ای میگن چون این کار رو کرد ما این کار رو میکنیم و این کار رو نمیکنیم.‏
‏ اما وقتی نگاه میکنید به این مبنای احمقانه، این همون مفهوم فاحشگی هست.‏
‏ تن فروشی هست.‏
‏ برده داری جنسی هست.‏
‏ همون نگاه وحشیانه هست که به مراتب بدتر هم در دل اسلام داره بهش.‏
‏ در دل شیعیان داره بهش بال و پر داده میشه.‏
‏ حالا وقتی مواجه میشید با احادیثی که تو این زمینه همین شیعیان مطرح کردن اصلا به یک نهایتی از این بی بند و باری و ‏دیوانگی و جنون میرسید.‏
‏ حتی به یک حدیثی مثلا میرسید تو این زمینه که حتی اگر میخواید با زنی صیغه بکنید و او رو به صیغه خودتان در بیاورید.‏
‏ نیازی نیست که ازش جویا بشید که آیا همسری داره یا نه.‏
‏ یعنی دیگه اوج کثافت در کثافت که داره هی مدام هم تکرار میشه.‏
‏ این احادیث هم ته نخواهد داشت مواجه میشید.‏
‏ امروز هم داره گفته میشه دیگه در همین کشور های عقب مانده اسلامی در همین جمهوری اسلامی هم مواجه میشید.‏
‏ فرهنگ ایرانی قبول نکرده این نگاه کثافت بار رو اما مدام داره از طریق سرانش هی اذعان میشه.‏
‏ حالا احادیث میارن که این کار، کار خیلی خوبی است و فلان ائمه ما این رو گفت و اون رو نگفت و این نگاه وحشیانه رو به ‏پیش میبرن و اینها هستش که دست به دست هم میده تا برای ما یک تصویری تا این اندازه آلت پرستانه از دل این فرهنگ ‏اسلامی به وجود بیاره.‏
‏ مبحثی مثل غیرت.‏
‏ شما به این مفهوم غیرت هم دقت کنید.‏
‏ غیرتی که مترادف شده با صاحب خوانده شدن.‏
‏ با مالک خوانده شدن.‏
‏ ما مفهومی داشتیم به اسم این صاحب خواندن و مالک بودن در دل باور اسلامی، در دل باور به خدا.‏
‏ شما یک خدایی را دارید که حالا صاحب بر دیگران است.‏
‏ حالا در این طبقات مردی را پدید آورده که صاحب بر دیگران است.‏
‏ پیش از آن این اشرف مخلوقات را صاحب و مالک بر دیگر جانداران تصویر کرده.‏
‏ حالا در قبال زن، مرد را صاحب و مالک آن می‌داند.‏
‏ با توجه به احادیث بی‌شمار.‏
‏ حالا شما مواجه می‌شوید با این نگاه دیوانه واری که هزاران هزار زشتی را به بار می‌آورد.‏
‏ وقتی در باب همان آیه مشخص از سوره نسا صحبت کردیم که در نهایت فرمان می‌دهد اگر زنی تمرد از فرمان شما به عنوان ‏مرد کرد، حالا در نهایت می‌توانید آن را بزنید.‏
‏ حالا با یک دریای بیکرانی از خشونت‌های خانگی روبرو می‌شوید.‏
‏ حالا یک عده ای که در پی ماست‌مالی کردن این تفکرات مسموم و وحشیانه اسلامی هستند، در پی این کیمیاگری هستند که ‏این وحشیگری رو بپوشونن.‏
‏ میان میگن نه!‏
‏ منظور این هست که با یک برگ زیتون این ها رو بزنید.‏
‏ خب ذره ای عقلانیت تو حرف شما وجود داشته باشه.‏
‏ نکته ابتدا اینکه شما از خدا بیشتر میدونی.‏
‏ خب اون خودش میتونست این برگ زیتون رو هم بیاره در بین کلماتش.‏
‏ این نکته ابتدایی اش هست.‏
‏ نکته دوم اصلا این برگ زیتون چه دردی رو میخواد ایجاد بکنه که همچین گفته ای رو گفته باشه؟
‏ اصلا فرای اون شما چگونه میتونید به این همه اقشار مختلف جامعه، این همه زمان هایی که گذشته، این همه زنانی که زیر ‏مشت و لگد بودند تو طول این تاریخ برید به شوهر هاشون بگید با یک برگ زیتون منظور بوده و اصلا فرای این قوانینی که ‏وجود داره حالا در ممالک مختلف اسلامی چگونه در قبال این خشونت برخورد میکنه؟
‏ اصلا پا رو فراتر بزارید این صاحب خانه شدن که در نهایت ما رو به این صاحب بودن پدران نسبت به فرزندان میاره و میرسونه.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این قتل های ناموسی.‏
‏ حالا رو به رو هستید با این صاحبانی که خود را مالک بر جان دیگران می دونند.‏
‏ جان فرزند خودشون می دونن.‏
‏ حالا به راحتی با تبر و داس و چاقو گردن فرزند خودشون رو می برن.‏
‏ حالا قانونی حکمفرما است که اونها رو محق می دونه.‏
‏ یه اتفاقی چند وقت پیش افتاده بود و خبرش هم اومده بود که حالا طرف حتی رفته بود.‏
‏ از وکلا هم پرسیده بود که اگر من سر فرزند خودم رو ببرم چه اتفاقی برام می افته و وکلا هم بهش گفته بودن بله با توجه به ‏این قوانین زیبای اسلامی که نوشته شده در راستای برده کردن و بنده کردن انسان ها در راستای این اسارت در راستای این ‏صاحب خوانده شدن شما می تونید سرش رو هم ببرید.‏
‏ نهایتا شاید شش ماه تا یک سال هم زندان برید و بعد از کشتن و سر بریدن و این وحشیگری به زندگی خودتون هم ادامه بدید.‏
‏ حالا شما مواجه میشید با این سیل بی کران از این قتل های ناموسی که اتفاق می افتد.‏
‏ حالا وقتی مدام روبه رو میشید با احادیثی که به کرات داره در باب این غیرت و این صاحب بودن صحبت می کنه، حالا مردم ‏رو تشویق می کنه به اینکه کوچکترین رفتار زنان رو مصادف و مترادف با کشتن و از بین بردنشون بدونن.‏
‏ وقتی رو به رو میشید با این کشور های مختلف اسلامی، با این قتل های ناموسی که اتفاق می افته، با این ضرب و شتم ها، ‏خشونت های علیه زنان، اینها همه ریشه در همین نگاه دگم و بیمار اسلامی داره.‏
‏ اینها از فضا نیامده.‏
‏ اینها در میان نمونه مثال میزنن و صحبت میکنن.‏
‏ بله خشونت اگر در کشور های اسلامی وجود داره در کشور های اروپایی هم هست.‏
‏ خب قاعدتا هست.‏
‏ خیانت اگر در کشور های اسلامی وجود داره، در اروپا هم هست.‏
‏ موضوع این هست که چگونه ممکنه که این تبدیل به قانون بشه تبدیل به قاعده بشه؟
‏ موضوع سر این هست که این دیوانگی ها، این جنون تبدیل به قانون و قاعده شده.‏
‏ خیانت در همه جای دنیا وجود داشته و وجود خواهد داشت.‏
‏ اما آنجایی که ما این را تبدیل به قانون بکنیم هست که موضوع مهم ماست.‏
‏ ما داریم درباب یک فرهنگی صحبت می‌کنیم که خیانت را قانون خودش می‌داند.‏
‏ کودک همسری را قانون خودش می‌داند.‏
‏ زدن زنان و پرخاشگری نسبت به زنان را قانون و قاعده خودش می‌داند.‏
‏ نابرابری و زیر پا گذاشتن حقوق زنان را قانون خودش می‌داند.‏
‏ این نگاه شهوت پرستانه را قاعده خودش می‌داند.‏
‏ این فاحشگی را قاعده خودش می‌داند.‏
‏ حالا اینجا آن نقطه ای است که ما در برابرش باید بایستیم.‏
‏ وگرنه مطمئنا همه جا این زشتی ها وجود دارد اما هیچ وقت تبدیل به قانون نمی‌شود.‏
‏ شما مواجه می‌شوید با این نگاه بیمارگونه ای که در سراسر این کشور های اسلام زده هست و ما با آن روبرو میشیم.‏
‏ یک روز خبر یک ازدواج با یک کودکی منتشر میشه.‏
‏ کودک اصلا غیر قابل فهم هست.‏
‏ غیر قابل درک هست.‏
‏ غیر قابل فکر کردن هست که تا چه اندازه این جنون هزار و چهارصد ساله قرار هست که مردم رو در این حماقت نگه داره؟
‏ تا چه اندازه قرار هست باعث آزار و اذیت و ظلم به انسان ها و موجودات زنده بشه؟
‏ شما دارید در باب ازدواج با دختر ده ساله و دوازده ساله و سیزده ساله میکنید که نگاه امروزی جهانی نسبت به این موضوع ‏تجاوزه.‏
‏ یعنی اونایی که دارن در باب این صحبت میکنن که خیانت همه جا هست.‏
‏ خشونت علیه زنان همه جا هست که بیشتر این هایی هم که اتفاق می افته حتی در کشورهای اروپایی به صدقه سر حضور همین ‏مسلمونها در اون کشورها اتفاق افتاده.‏
‏ یعنی شما به این آمارها هم وقتی می‌رسید می‌بینید که بله، این آمارها بخشی از همان خشونتی است که همین مسلمان‌ها در این ‏کشورهای اروپایی نسبت به زنان خودشان انجام دادند.‏
‏ حالا شما مواجه می‌شوید با اون کشوری که داره صحبت می‌کنه از این که ازدواج.‏
‏ اصلا ازدواج که وجودیت نداره موضوعیت نداره.‏
‏ رابطه جنسی که حتی اون دختر زیر هجده سال و حتی گاهی زیر بیست و یک سال حتی اگر با توافق خودشون هم انجام بدن ‏حتی اگر خودشون هم راضی باشن تجاوز درجه دو به حساب میاد.‏
‏ مجازات در کمین اون طرف است.‏
‏ چرا که عرف امروزی عقل امروزی علم امروزی داره به ما میگه که اون دختر هنوز به اون درجه ای نرسیده که بتونه تمییز بده ‏اتفاقات رو از هم.‏
‏ شاید در سن شانزده سالگی و یا هفده سالگی حتی با رضایت خودش تن به چنین کاری بده.‏
‏ اما شاید همون دختر در بیست و سه سالگی تازه به اون نهایت برسه و حتی اون معانی رو بتونه از هم تشخیص بده و تمییز بده.‏
‏ حالا شما دارید دختر یازده ساله رو میفرستید که.‏
‏ مورد تجاوز قرار بگیره و اینها.‏
‏ اون قوانین و اون افکار بیمارگونه ایست که گریبان ما رو گرفته در این کشورهای آلوده به اسلام و وقتی ما داریم در باب این ‏نگاه آلت پرستی صحبت میکنیم منظور همین موضوعات وحشت آور هست.‏
‏ این خشونتی که نسبت به این دخترها داره اعمال میشه، اخبار وحشتناکی در این زمینه ها ما باهاش روبرو میشیم.‏
‏ حتی یک خبرهایی وجود داره که فکر کردن بهش هم آدم رو به جنون میکشونه.‏
‏ میشه ساعت ها در باب این ها صحبت کرد.‏
‏ نگاه به زنی که از همون نقطه ابتدایی در نابرابری توامان شده.‏
‏ نگاه به زنی که زن رو بی ارزش و جنس درجه دو به حساب میاره.‏
‏ مردها رو صاحب بر اونها می خونه.‏
‏ نگاه اسلامی که داره به ما فریاد می زنه تو این زمینه که زن ها بی ارزش هستن، حقوقی ندارن.‏
‏ شما مواجه میشید با آیاتی که در باب حقوق زنان چگونه به صراحت این رو زیر پا می ذاره.‏
‏ شهادت زنان نیم مردان به حساب می آید.‏
‏ در قانون دیه وقتی شما روبرو میشید با این قوانین احمقانه ای که حتی.‏
‏ بیضه مرد برابر با جان یک زن به حساب میاد حقیقتا دهشت انگیزه.‏
‏ حتی تفکر بهش آدم رو به جنون می کشونه.‏
‏ حالا این اون قواعدی است که داره در باب نابرابری تا چه اندازه به پیش میره؟
‏ قوانین یک به یک بر علیه زنان نوشته می شود و این ها همه برگرفته از این نگاه اسلامیست.‏
‏ شما روبه رو می شوید با این شهوت پرستی افسار گسیخته، با پیامبری که پیام شهوت در دل مردم بیدار کرده.‏
‏ حالا کودک رو.‏
‏ به عقد خودش درآورده.‏
‏ حالا سن تکلیف رو به وجود آورده.‏
‏ حالا قاعده ی این کودک همسری را تبدیل به قانون کرده.‏
‏ با دختر نه ساله همخوابگی کرده.‏
‏ حالا اینقدر در شهوت خلاصه شده که حتی اگر زنی را به سمتش می فرستند به خاطر داشتن یک خال هم حاضر است که آن ‏زن را به حضور نپذیرد چرا که به دنبال یک شهوت افسار گسیخته ای است.‏
‏ حالا کنیزان بیشماری در اختیار داشته.‏
‏ حالا عربستان آن دوران را تبدیل به بزرگترین بازار برده فروشی و کنیز فروشی کرده و شما مواجه میشید با این نگاه وحشت ‏آور اسلامی.‏
‏ این نگاه توامان خلاصه شده در آلت پرستی که زن و مرد را نر و ماده ای فقط و فقط برای رابطه جنسی و برقراری این ‏ارتباطات می بیند.‏
‏ این نوع نگاه آلوده و مریضی است که از دلش این جهان آلوده ما ساخته شده.‏
‏ این فرهنگ آلوده به این نگاه ها ساخته شده.‏
‏ تا چه اندازه عشق لگدمال شده؟
‏ تا چه اندازه همه دنیا خلاصه شده در خیانت، در شهوت پراکنی؟
‏ در فاحشگی، در نابرابری، در شهوت پرستی، در کودک همسری در این غیرت بیمارگونه، در این خشونت طلبی، در این قتل ‏های ناموسی، در این صاحب خوانده شدن، در این بیماری و دیوانگی و جنون، همه برگرفته از همین نگاه بیمار اسلامی است.‏
‏ و وقتی ما داریم در باب این آلت پرستی صحبت می کنیم مأخذ و منبع برمی گردد فقط و فقط به اسلام.‏
‏ تو قسمت های آینده هم سعی میکنیم در باب موضوعات دیگری صحبت بکنیم.‏
‏ در همین راستا آلت پرستی که برگرفته از فرهنگ اسلامی هست و در نهایت ما بریم به سمت و سویی که در باب درمان و نگاه ‏خودمون هم صحبت بکنیم.‏
‏ اما باید این دردها مطرح بشه هر چند که بیشتر ما باهاش روبه رو شدیم.‏
‏ بیشترمون از این نگاه های وحشت آور بیزار شدیم، مجنون شدیم، در خود ماندیم که این چه دنیاییست که اینها ساختند؟
‏ این چه دنیای بیماریست که خیانت قاعده و قانونش، فاحشگی، قاعده و قانونش، تجاوز به کودکان، تجاوز به کنیزان، به ‏اسیران، قاعده و قانونش است؟
‏ این چه تفکر بیماری است که حالا در بین یک جماعتی دارای ارزش و اعتبار مقدس میشمارند؟
‏ این جنون و این اون نقطه ایست که اصلا قابل فهم نیست.‏
‏ قابل فهم است چرا که این تعالیم قرار است که قطره چکانی داده شود.‏
‏ آیا کسی از اینها حاضر هست که در باب چهره ی لخت و عور این دین کثیف صحبت بکند؟
‏ آیا کسی حاضر هست بیاد در باب این کنیز و کنیز داری صحبت بکند؟
‏ نه، قرار هست که ماله کشان بیشماری داشته باشد در قالب شعر، در قالب داستان شروع بکنند به این ماله کشی.‏
‏ ذره ای آزادگی در وجودشان نباشد که از این چهره ی زشت و کثیف و کریه صحبت بکنند.‏
‏ اگر قرار هست یک تصویر مشخصی نسبت به عشق بدهند، نسبت به برابری بدن خود را پایبند ندانند به این نگاه بیمارگونه.‏
‏ اگر قرار است فریادی از برابری سر بدهند، خود را ملزم ندانند که آویزان این نگاه کثیف بشوند.‏
‏ با دست بسته در برابر این نگاه در پی گدایی، برابری و حقوق خودشان باشند.‏
‏ آزادی خودشان را بخواهند هبه بگیرند توسط بخشش از سوی مسلمانان و اسلام.‏
‏ به یک آزادی نسبی برسند.‏
‏ بلکه باید فریاد بزنند در برابر این نگاه بیمارگونه.‏
‏ پس قابل فهم چرا جماعت بیشماری در برابر آن واکنشی ندارند؟
‏ به واسطه اینکه تعداد بیشماری وجود داشتند در طول تاریخ که سعی کرده اند با تصاویر موهوم و وصل کردن این نگاه به نگاه ‏حقیقی اسلامی چهره اش را تغییر بدهند، قابل قبول تر بکنند و قابل هضم بکنند.‏
‏ ما روبرو می شویم با این تصاویری که داده می شود.‏
‏ هیچ وقت در باب عایشه صحبت نمی شود.‏
‏ در باب اینکه هفت سالش بوده که صحبت نمی شود.‏
‏ در باب اینکه در نه سالگی به شب زفاف رفته صحبت نمی شود.‏
‏ وقتی در باب سن تکلیف صحبت می کنند نمیان بگن که این سنی است که یک دختر نه ساله رو پیامبر عظیم الشان اسلام ‏باهاش همخوابگی کرده.‏
‏ این دلیلی است که ما به عنوان سن تکلیف میشناسیم.‏
‏ آیا مطرح کردن این به صورت عمومی حالا جایگاهی خواهد گذاشت برای این نگاه وحشیانه اسلامی؟
‏ نه قرار هست که یک شکل و شمایل زیبایی بهش بدن آویزان موضوعاتی بشن که هیچ ربطی با واقعیت نداره.‏
‏ وقتی میخوان در باب ائمه صحبت بکنن بلافاصله وصلش میکنن به ضامن آهو.‏
‏ بلافاصله وصل میکنن به اساطیر ایرانی، به موضوعات گذشته.‏
‏ به موضوعاتی که برای مردم، برای عوام قابل لمس باشه.‏
‏ کسی حاضر نیست در باب کشتارها و قتل ها و جنایات صحبت بکنه.‏
‏ همه سعی میکنن لاپوشونی بکنن.‏
‏ همه سعی میکنن با سر خم کردن سر کج کردن در درگاه این قدسی عالم برای خودشون جاه و مقامی بخرند، آرام زندگی ‏بکنند، دور از خدشه و ظلمت بتوانند زندگی برده وار خودشان را به پیش ببرند.‏
‏ حالا اگر شد یک آزادی، یک برابری، یک حقی، یک حقوقی هم به اینها هبه بشود.‏
‏ اما حقیقت و حقانیت اسلام در همین مفاهیمی است که داریم درباره اش صحبت می کنیم که این فرهنگ آلوده شهوت ‏پرستانه را به وجود آورده.‏
‏ کتابی هم تحت عنوان آلت پرستان به رشته تحریر در آوردم که این کتاب هم به صورت صوتی هم به صورت پی دی اف در ‏وبسایت جهان آرمانی و در صفحات رسمی من در شبکه های اجتماعی موجود است.‏
‏ می توانید به آن کتاب هم چه به صورت صوتی چه به صورت پی دی اف مراجعه بکنید و مطالعه بکنید و در قالب یک ‏داستانی سعی کردم این نگاه دگم و وحشیانه را مطرح بکنم و در نهایت هم بعد از گفتن این دردها یک تصویری از آن درمان ‏هم داشته باشیم و سعی می کنیم در این ویژه برنامه هم در باب این نگاه صحبت بکنیم.‏
‏ در قسمت های آتی هم حالا به نقاط دیگرش هم برسیم و درباره اش صحبت کنیم.‏