در دسترس نبودن لینک
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
دریچهای به اندیشههای نیما شهسواری
در پادکست “به نام جان“، سفری عمیق به دنیای اندیشه و آزادی آغاز میشود. در هر قسمت از این سفر، به بررسی موضوعاتی همچون آزادی، برابری، نقد قدرت و خدا، مشکلات اجتماعی و … میپردازم.
اینجا جایی است که صدای ما تلاش میکند تا به عمق مسائل پی ببرد و از طریق گفتگوهای مختلف، نگاهی تازه و الهامبخش به دنیای پیرامون ایجاد کند.
آیا به دنبال تجربهای از گفتگوها و تفکراتی غنی از دیدگاههای متنوع هستید؟
آیا علاقهمند به درک بهتر موضوعات مهم امروزی از زوایای جدید هستید؟
پس گوش دادن به پادکست “به نام جان”، دعوت به یک سفر نوین در دنیای اندیشه و آزادی است.
به نام جان قصد دارد تا مباحث مهم جهان را به زبانی ساده، صریح و روشن با شما در میان بگذارد
نیما شهسواری سازندهی پادکست به نام جان است
او شاعر و نویسندهی ایرانی است وی متولد سال ۱۳۶۸ در مشهد است نوشتههای او مشتمل بر ۴۱ جلد کتاب در قالب، آثار تحقیقی، رمان، داستان، مقاله و شعر است اغلب مضامین آثار او پیرامون باور به جان، آزادی،برابری نقد قدرت و خدا و … است
وی از ۱۵ سالگی شروع به نگاشتن و در ۳۲ سالگی تمامی آثار خود را در فضای مجازی منتشر کرده است
دسترسی به آثار او در وبسایت جهان آرمانی به صورت رایگان در اختیار شما است
در دنیای پیچیده و پر ظلمت امروز، “به نام جان” تنها یک پادکست نیست،
به نام جان دریچهای است برای فریاد زدن
برای ساختن جهانی تازه بدور از ظلمهای بیکران
به نام جان سفری است به دنیای افکار و اندیشههای تازه .
اینجا جایی است که سخنان تازهای خواهید شنید و آنچه تابو برایتان ساختهاند را در هم شکسته به نظاره خواهید نشست.
آزادی: بازآفرینی تعریف دوبارهای از آزادی، ما آزادی را با قانونی نهفته به دل آن دوباره میخوانیم تا مردمان خویشتن برگزینند آنچه آزادی خواندهاند
برابری: آنچه در بوق و کرنا لگدمال کردند و گاه به آزادی فروختند و گاه مالکان به چنگ بردند دوباره در به نام جان معنا خواهد شد، برابری که همهی جانداران را در خود خواهد خواند
نقد : دریچههای نقد در دنیای ما بیکران است، ما همه را به نقد خواهیم کشید و هیچ تن مقدس در این دنیای آزاد نخواهد بود، از فرهنگها تا خدا، از ادیان تا باورها، همه چیز در این دالان به بوته نقد سپرده خواهد شد
اگر به دنبال شنیدن ندایی تازه برای تغییر هستید، به نام جان را بشنوید
تمامی آثار نیما شهسواری در وبسایت جهان آرمانی در اختیار شما است،
نکته مهم آنکه همواره این آثار به صورت رایگان خواهد بود که برای بیدار کردن مردمان نگاشته شده است، از این رو شما همواره میتوانید تمامی آثار نیما شهسواری اعم از کتاب، اشعار، پادکست و … را به صورت رایگان از وبسایت جهان آرمانی بدست آورید،
فرای وبسایت جهان آرمانی، این پادکست در بیشتر پلتفرمهای پادکستگیر در اختیار شما است از جمله این برنامهها
فرای برنامههای پادکستگیر شما میتوانید این آثار را از طرق زیر نیز بدست آورید
برای دسترسی به پادکست به نام جان تنها کافی در برنامهی پادکستگیر خود نام نیما شهسواری، به نام جان و یا جهان آرمانی را جستجو کنید
راه تغییر و دگرگونی این دنیا راه سختی است،
در دنیای پر زرق و برق امروز ما را کسی نخواهد شنید که صدای دلربایان خوش نوا است، گاه فریاد گوشخراش زورمندان همه را مبهوت خواهد کرد، پس تنها راه برای این تغییر بزرگ با کمک شما امکان پذیر خواهد بود
اگر خواستید در تغییر زشتیهای این دنیا همراه ما باشید با اطلاعزسانی به دیگران بزرگترین کمک را به ما خواهید کرد و این راه تغییر را آغازگر خواهید بود
ما در کنار هم توان تغییر همه چیز در این دنیا را خواهیم داشت بیایید با هم و درکنار هم برای تغییر دنیا تلاش کنیم
با تشکر
نیما شهسواری
![]()
کتاب صوتی حیجان در اپیزود “خونپوش”، به یکی از تاریکترین زوایای تمدن بشری، یعنی قربانی کردنِ جانها برای زیباییِ زودگذر، میپردازد. نیما شهسواری در این داستان، با نثری گزنده و سورئال، اشیاءِ بیجان (لباس و اکسسوری) را به سخن وامیدارد تا راویِ رنجِ صاحبانِ اصلیشان باشند. “خونپوش” تصویرگرِ لحظهای است که “مد و فشن” با “حقیقتِ سلاخخانه” روبرو میشود و انسان را در برابر آینهی تمامنمای قساوتش قرار میدهد.
آرشیو کامل صوت و روایت دسترسی به محتوای صوتی در این وبسایت، مسیری برای بازخوانی مفاهیمی است که در قالب کلمات مکتوب پدید آمدهاند. تمامی آثار صوتی شامل طیف گستردهای از فایلهاست که از سن ۱۵ سالگی تا به امروز، با تمرکز بر مفاهیم جانگرایی و نقد ساختارهای قدرت تدوین شدهاند. کاربر در این بخش میتواند بدون واسطه، به تمامی محتواهایی که بر پایه برابری و آزادی نگاشته شدهاند، دسترسی پیدا کند.
کتابهای صوتی و متون تحلیلی برای کسانی که به دنبال بررسی عمیقتر موضوعات در قالب پروژههای بلندمدت هستند، بخش کتابهای صوتی طراحی شده است. این آثار شامل رمانها، تحقیقات و متونی است که به کالبدشکافی نابرابریها و تبیین باور به جان میپردازند. تمامی این کتب به منظور بیداری انسان و زیست در جان و گسترش آگاهی رایگان، به صورت فایلهای صوتی با کیفیت در دسترس قرار گرفتهاند و همواره این دسترسی رایگان خواهد بود.
داستانهای کوتاه صوتی بستری برای انتقال مفاهیم در میانهی پرهیاوی زندگی است. این قطعات صوتی، داستانهایی را روایت میکنند که در آنها آزادی و اصالت جان، محور اصلی هستند. هدف در این لایه، ارائه نگاهی صریح و روشن به مسائل جهان از طریق ادبیات داستانی است تا جرقهای برای پرسشگری در ذهن شنونده ایجاد شود.
پخشکننده آنلاین و اپلیکیشنها علاوه بر دریافت مستقیم از سایت، ابزارهای مختلفی برای تسهیل شنیدن این آثار در نظر گرفته شده است. شما میتوانید با استفاده از پخشکننده آنلاین در همین وبسایت یا از طریق پلتفرمهای بینالمللی، محتوا را دنبال کنید:
پلتفرمهای صوتی:
دریافت فایل و ویدیو:
جستجوی نام «نیما شهسواری» جهان آرمانی و یا به نام جان در هر یک از این برنامهها، دسترسی سریع به کل آرشیو را ممکن میسازد.
انتشار و ترویج رایگان اندیشه از آنجا که تمامی این آثار در ۳۲ سالگی نویسنده برای دسترسی عمومی به صورت رایگان منتشر شدهاند، تداوم این مسیر به همت شنوندگان بستگی دارد. اشتراکگذاری لینکهای جهان آرمانی و معرفی این منبع به دیگر جانهای بیدار، تنها راه حمایت از جریانی است که برابری و آزادی را فرای هرگونه ساختار قدرت میطلبد. این محتوا متعلق به همگان است و تکثیر آن، گامی در جهت بیداریِ جمعی محسوب میشود.
محتوای متنی داستان کوتاه جهت مطالعهی همراه با شنیدن.
جشن والانشینان است، آنان که جهان را مالکاند که صاحب بر همگان بر جهان فخر فروختهاند، آنان که خلقت جهان برایشان بود، آنان که نخست خدای نشانشان کرد و بر تخت خلافت جانشین خود گماشتشان و پس از چندی آنجا که خدا نبود و مرد و کشته شد، خدا شدند و دوباره جهان را سرآغاز کردند،
در میان جشن والا نشینان در میان جشن ثروتمندان و اشرافان، در میان جشن خدایان همه میدرخشند، اینان آمده تا چشمها را به خویش بدوزند و جهان را مالک شوند و میان همهشان آنکه بیشتر درخشید شاه شاهان است،
پادشاه اربابان است و او است که جهان را مالک خواهد شد، حال گاه جهانی به کوچکی بزم شبانهشان و گاه جهانی به وسعت جان همهی جانداران
پادشاه این بزم آن است که میدرخشد که پوست نحیفش به میان شیر استحمام شده است دست و پاهایش را جماعتی ساعتها آلایش کردهاند تا زیباتر از پیش شود، موهایش به دست خبرگانی رنگ شد و آلایش شد تا به پیرایش چهرهاش بیشتر بدرخشد او خورشید میان آسمان است که به زمین آمده تا با نورش همه را روشن کند به همه بفهماند که جهان از آن او و هم قماشان او است،
فرای آنچه بر او آلایندهاند تا او پادشاهی کند لباسی به تنش کرده است تا بدرخشد تا بیشتر بر آسمان خدایی کند، حریر و ابریشم جنس لباسش است بر تنش، بر اندام تراشیده شدهاش میدرخشد، به رنگ خون هزاری دردمندان، به خون تنشان رنگ دادند رنگ زدند و بر او دیبا نشاندند تا بیشتر بدرخشد، خون بیشتر میدرخشد او را بیشتر نمایان خواهد کرد،
از دیربازان گفتند که خدا هم بیشتر برای خلقتش زمان گذاشت، آنقدر گذاشت تا از او چیزی بیافریند که مثالش در جهان نیست پس چشمها را رنگی داد بیهمتا، بینی را خوش تراش و کوچک کرد لبان را به رنگ خون در آورد تا آدمیان که تشنه به خوناند برای مکیدنش خون هم را بمکند، اندامش را ساعتها خدا تراشید تا بیهمتا شود تا از دیدنش اغوا کند همگان دست را ببرند و از دیدنش به خون خویش بنشینند که رنگ دیبای او رنگ خون جماعت بیشماری از رنجبران است
او به پیش بود، با همهی زیبایی و وقار، با هر چه برازندهاش بود مردمان به خاک میافتادند و در برابر زیباییاش هیچ برای گفتن نداشتند، جز سجود و تکریم پس بیشتر فخر فروخت و خدایی کرد، به رنگ دیبایش چشمان افسون شد و همه مستانه به او و وقارش چشم دوختند اما فرای هر چه نگاهها را به خود کشاند دیگری بر جانش بیشتر چشمها را به خود دوخت
شال بزرگی که بر آسمان میدرخشید، کیف و کفشی که از برقش نگاهها را خیره میکرد هر که در کنارش بود از دیدن این آلات بر اندامش دیوانه میشد و لب میگزید این همه از آن او است او مالک به جهان ما است، جهان از او زیباتر به خود ندید و هر چه زیبایی سهم او است در جهان
پس همه کفشها را دیدند که میدرخشید و برق میزد، از چرم پوست تن ماری بود که تنپوش پاهای باریک او شده بود، شال گردنی که با رنگی از خون به قوارهی لباسش مینشست چندی پیش تنپوش حیوانی بود از پوست و موی او ساختند که زیبایی همه از آن او است باید که چنین رخت حقیران را از تن بکنند شده او را بدرند و دیبای حقیقین از زیبایی را به تن آن کنند که لایق چنین زیبایی است
او آمد و همه را مست خود کرد، عطرش جهان را پر کرد و همه حلقه به گوش در برابرش به خاک ماندند تا شاید یکی از میان این هزاران بر گزید تا بگذارد ذرهای به او نزدیک شود به این الوهیت دستی بکشد و قدسی شود
آخر او معصوم و قدسی عالمیان بود
آنگاه که نشست، آنجا که پاهای بیمو سپید را بر هم گذاشت آبها بر دهان آدمیان خشک ماند نفسها بالا و پایین نرفت که همه زیبایی از آن او است
اما زن آرام کیف را به روی میز گذاشت و شال را یکبار دیگر به دور گردن رها کرد تا سینههای فشردهاش از میان دیبای حریر آتشین نمایان شود، به دیدن سینههای فشردهاش مردان باز خویشتن را بدرند، دیوانه شوند، رسوا شوند و رسوا کنند هر چه او فرمان دهد کنند که همهچیز از آن او است
در میان همین سلطه بود و در میان همین تحکم و قدرت که آرام لب به سخن داد همان تکه پوست بی ارزش که تنپوش پاهای صیقلی داده خدا شده بود، حال دگر کفش بود نه جان داشت نه میتوانست چیزی بگوید اما سخن میگفت ناله میکرد درد داشت و از دردهایش میگفت آرام به صدا آمد و رو به جهان گفت
این تکهای از جان من است که دریدهاید که به پای او کردهاید، پوست تنم را بر پای او دیدهام
زن صدا را شنید اما هیچ نکرد و دوباره دست به میان شال به دور گردنش کرد، آن شال که از موی تن حیوانی بود که کمی پیشتر دریده بودنش، اما حال حجابی شد میان سینههای فشردهی زن با جماعتی بیشماری که برای مکیدنش دندان تیز کرده بودند، او آرام تکان میداد شال را به هوا میبرد و با هر تکان بیشماری را مست و مبهوت به جای مینشاند در میان همین تکان دادنها در میان همین اغوا کردنها بود که شال هم سخن گفت آرام نجوا کرد
این حائل میان تو و این جماعت، پوست تن من است این ذرهای از جان و وجود من است
زن دوباره شنید باز هم تأملی نکرد و دوباره دست به میان رانهایش برد، دست تکان داد تا باز جماعتی را دیوانه کند کمی دورتر از او در میان میزی، مردی در کنار همسرش به دل فریاد داشتن او میزد زنش دست به جانش برد و او را از خود راند
با تن، با جان، با صدا، با فریاد همهی وجودش خدا را میخواند، الههی زیبایی را صدا میزد و با دهان باز مانده با بزاقی که از میان لبانش بیرون میزد چشم به رانهای زن دوخته بود
زن خون پوش دستی به میان موهای حجیمش برد و تکانی بر آن داد همین بس بود تا مرد در برابر زبان بیرون آورد و به یاد لبان زن لب خویش را خیس کند، خیس از بودنش از لمس کردنش از مکیدن و در آغوش فشردنش
راسوی به میان سینههای زن فریاد زد:
طعم درد را چشیدهای، طعم زجر را چشیدهای از ترس به خود واماندهای
زن که باز میخواست بیتفاوت ادامه دهد گفت:
آری همه را چشیدهام، درد کشیدهام، زجر بردهام، ترس را به جان خریدهام، خاموش باش ای پست ذات بیسیرت
مار به میان حرفش دوید و آرام گفت:
پوست تنت را کندهاند، به درد کنده شدن پوستت به خود پیچیدهای
زن سراسیمه در حالی که پاها را از روی هم برمیداشت و صاف مینشست گفت:
آری پوست تنم را هم کندهاند، به جانم لانه کرده، به میان خونم خانه کردهاند، به تنم دست بردهاند و در حالی که اینها را میگفت با تکانی محکم و عصبی شال را از میان سینههایش برداشت و به روی میز نهاد
همین کافی بود تا سینههای فشردهاش بیشتر نمایان شود و مردان بیشماری از سراسر میزها نیمخیز شوند، گویی میخواستند هجوم آورند، میخواستند او را بدرند، میخواستند او را به جزئی از ملک خویش درآورند
راسوی بر میز افتاده گفت:
به ترس گلولههایشان هیچ بر جان نداشتم، از هر بار آمدنشان به خویش لرزیدم، فرار کردم به گوشهای خزیدم تا از آن جلادان در امان بمانم اما آنان دست بردار نبودند و همهی عمر به تعقیبم درآمدند،
آیا به ترس مداوم زنده بودهای؟
زن آشفته فریاد زد:
ای دیوانگان بیارزش، شما را چه سود و ارزش بر جهان که حال پوست تنتان تنپوش چنین زن پر آوازهای شده است
گویی فریادهایش نماد بیرونی داشت که جماعت را بیشتر به سوی خود واداشت همه به او چشم دوخته بودند اینبار نه تنها مردان که زنان و کودکان هم او را میدیدند، پس فهمید که بلند سخن گفته است، چه میتوانست کرد، لبخندی تحویل جماعت در برابر داد و آرام سر فرود آورد تا از شر نگاههای دنبالهدارشان خلاص شود
تا سرش به پایین افتاد در میان کفشها چهرهی مار را دید و بر آشفت، ترسید، خویش را به گوشهای جمع کرد و نگاه را به دوردستها دوخت
مار گفت: آری به شلیک گلولههایشان به نزدیکی نفسهایشان به ترس بودنشان به ترس زیستهام
به لانهات هجوم بردهاند، از خانه بیرونتان کردهاند، در دست گرفتهاند و به ترس میهمانتان کردهاند
زن آرام در خود ماند و هیچ نگفت زیر لب با خود دوره کرد اینها دروغ و دور از واقع است
راسو گفت:
آری همهاش دور از واقع است، هیچ حقیقتی میان جهان ما نیست، ما کم ارزش و پوچ هستیم و شما لایق به زندگی، ما فرزند نداریم، مادر نداریم ازدواج نمیکنیم و هیچ از جهان نمیفهمیم، ما موجودات کم و بیارزشی هستیم، اما درد را چه، آن را هم نمیفهمیم؟
زن سر بلند کرد که با نگاه مستانهی مردی به سینههایش روبرو شد، مرد با چشم در حال مکیدنش بود، خواست تا شال را به روی آنها بیندازد که راسو ادامه داد:
آری ما رنج مرگ را هم نمیفهمیم، تیغ را بر گردن لمس نکردهایم، اجسام تنمان را دریدند و بیدست و پا، بی باله و دم، بی پوست و تن، رهایمان کردند و باز هم هیچ نفهمیدیم که جهان از آن شما است
زن از کردهاش پشیمان شد و شال را بر نداشت اما نگاه مرد را بر جانش حس میکرد هر لحظه به او نزدیکتر میشد، میآمد تا با او هم خوابگی کند و زن همه را میدید فریاد زد:
من هم از همهچیز جهان بیزارم، از آدمیان، از خویشتنم و باز این را بلند و فریاد زنان گفت، همین بس بود تا بیشتر نظر مردمان را به خویش جلب کند،
کم کم مردمان به گوش هم نجوا میکردند او دیوانه شده است،
زنان چه فخر به مردهای حریص خود میفروختند که او دیوانه شده است و زن که آرام چشم دوباره به زمین دوخته بود مار میان کفشهایش را دید که آرام بالا میآمد تا روی رانهایش رسید که زن سراسیمه خود را تکان داد، اما مار گفت:
من برای درد دادن نیامدهام، مرا چه به کار درد، ما دردکش دورانیم، شما صاحبان و مالکان حق رنج دادن دارید، اما میخواهم بدانم که معنی درد را میدانی، به درد زیستهای این درد مدام و بی پایان را چشیدهای، این در کمین بودن انسانها را دیدهای، دیدهای چگونه به دام میاندازند در تله میدرند دیدهای چگونه گردنها را میبردند، دیدهای که در برابر دیدگان مادر، کودک میکشند، در برابر کودکان، مادران را میدرند، دیدهای طفل به شکم مادر را دریدهاند، همهی اینها را دیدهای و آیا چنین دردها را کشیدهای؟
زن دستهایش عرق کرده بود، مدام آنها را به هم میفشرد، چهرهاش به قرمزی دیبای بر تن بود و عرق همهی پیشانیاش را پر کرده بود، مستأصل و آرام با نجوا گفت
همهی دردها را میدانم و کشیدهام دست از من بدارید
این را نجوا کنان گفت، طوری که کسی متوجه او نشود اما چهرهاش آنقدر آشفته بود که همه به او چشم بدوزند و هیچ شباهتی با زن آتشین نخست شامگاهان در بزم، در او نجویند.
راسو گفت: دردها را کشیدهای، چگونه رنج تن و جان ما را به جان کردهای چگونه از رنج ما دیبای به تن میسازی و از داشتن تنپوش جان ما به خود میبالی؟
زن خیس عرق بود و دستانش را به هم میفشرد به شال چشم دوخت و چند بچه راسو را در آن دید که به جست و خیز به هم میخورند، گاه همدیگر را فشار میدهند، گاه گاز میگیرند، گاه میپرند و چشمانش پر از اشک شد،
نگاه را به کفش و کیف دوخت و اشکهای مانده در چشمان مارها را دید که با چشمانی دردآلود به او چشم دوختهاند، اشک میریزند و به او نگاه میکنند،
چشم بر حاضران دوخت، مردان باز هم با همهی اتفاقات با هر چه پیش آمد با چهرهی بر آشفتهی زن، با عرق بر پیشانی، با خونی رنگ صورت و هر چه که بود باز هم به نوک پستانهایش چشم دوخته بودند، برخی لبهایش را به دل میمکیدند و برخی رانهایش را برانداز میکردند، همه را میدید، نگاه تبدار آنان را به خود لمس میکرد و به خود میسوخت، یاد دستان مزاحم افتاد، یاد لمس تنش افتاد، یاد دریده شدن اندامش افتاد، یاد فریادهایش، رنج بردنهایش، همه را به برابر دید، آدمیان را دید که به دست آتشین و آتش، تنش را میدرند،
تن او نیست تن بیشمار حیوانها است، تن همه است، هر که در پیش است و بیشتر از همهی آنها دید که نه تن او را لمس نکردهاند که خودش پیش قراول این جماعت است، به داس بر دست، به قداره بر خون، به خون بر دهان میدرد، خون میریزد گاه میخورد، گاه مینوشد، گاه به تن میکند و گاه بهره کشیده است
همه را میدید و دیوانه شده بود تا چشم به شال انداخت دید، دو کودک راسو به او چشم دوختهاند و در میان نگاههای دردمند و دنبالهدارشان جنازهی راسویی را پوست میکنند
در میان همین دیدنها بود که راسو مار و هزاری دیگر از حیوانات رو به او گفتند:
ما جانیم و عاشق به زندگی کردن ما را امان ده که زندگی کنیم
زن برخاست فریاد زد دستها را به دور سرش گذاشت کفشها را درآورد، کیف را به زمین پرت کرد و در حالی که شال روی میز بود به بیرون بزم آدمیان رفت،
فریاد میکشید و میدوید، انسانها برخاسته بودند به او چشم دوختند و او را که دیوانه شده بود نظاره میکردند که ترسان و با چشمان گریان میدوید و مدام فریاد میزد
مرا امان دهید، مرا امان دهید
زن فریاد میزد و میدوید و آدمیان در بزم که او کمی از آنان دور شده بود به حرفهای خود ادامه دادند، زنان از دیوانگی او با آب و تاب گفتند، از کمالات خود خواندند کودکان بازی کردند و مردان دوباره زنی را جستند تا به پستانهایش چشم بدوزند، لبانش را در خیال بمکند و دوباره زندگی آدمیان به جریان افتاد، اما در همهی اینها و بیشتر و فراتر از آنان اینبار کسانی بودند که فریادها را شنیدند و دریافتند و نه امان که جهان را جان پنداشتند که همه زندگی کنیم، آزاد و رها و بیهیچ آزار
در تحلیلِ پدیدارشناختی داستان خونپوش از مجموعه کتاب صوتی حیجان، با استحاله و بیداریِ یک سوژه روبرو هستیم. شخصیتِ زن در ابتدا به عنوانِ “خدای زیبایی” و “مالکِ جهان” وارد بزم میشود، اما دیالوگهای درونیِ او با شالِ راسو و کفشِ ماری که بر تن دارد، این اقتدارِ دروغین را فرو میریزد. نیما شهسواری با ظرافت نشان میدهد که چگونه تجملاتِ بشری، در واقع “بقایایِ رنجآلودِ” موجوداتی هستند که حقِ زندگی از آنها سلب شده است.
در این مقاله تحلیلی، “خونپوش” بودنِ لباسِ زن، استعارهای از آلودگیِ تمدن به خونِ بیگناهان است. نگاهِ ابزاریِ مردانِ بزم به اندامِ زن، موازی با نگاهِ ابزاریِ زن به پوستِ حیوانات قرار میگیرد؛ هر دو ریشه در “سلطهگری” و “دریدن برای لذت” دارند. فرارِ نهاییِ زن از بزم و فریادِ «مرا امان دهید»، نشانهی تولدِ انسانی جدید است که دیگر نمیتواند زیبایی را بر پایهی مرگ بنا کند. شهسواری در این اثر، زشتیِ نهفته در شکوهِ اشرافی را عیان میکند تا بر ارزشِ یگانهی “جانِ آزاد” تأکید ورزد.
واکاوی داستان خونپوش در چارچوبِ کلی کتاب صوتی حیجان، دعوتی است به جنبشِ جهانی علیه بهرهکشی از جانداران. نویسنده با به تصویر کشیدنِ بیتفاوتیِ سایرِ مهمانان بزم پس از خروجِ زن، بر این نکته تأکید میکند که بیداری، مسیری انفرادی و شجاعانه است. این داستان نه تنها نقدی بر صنعتِ پوست و خز، بلکه مانیفستی است برای زندگیِ همدلانه که در آن هیچ موجودی، ابزارِ تفاخرِ موجودی دیگر قرار نمیگیرد.
برای پیوستن به آرمانِ پوششِ اخلاقی و مطالعهی آثار بیشتر، از پیوندهای زیر استفاده کنید:
در امتدادِ این جستار
آگاهی، جریانی پیوسته است. آنچه در این مقال گذشت، بخشی از منظومهی فکری و آثارِ نیما شهسواری است که با هدفِ ترویج آزادی و نقدِ ساختارهای قدرت به رشتهی تحریر درآمده است. برای غوطهوریِ بیشتر در این جهانبینی، میتوانید از پیوندهای زیر بهره جویید:
کتابهای ممنوعه و اندیشهای تازه؛ گذار به سوی جهان آرمانی
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچهای به سوی اصالتِ جان
روایتهای شنیداری، پادکستها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جانگرایی.
قرآن، سند نهایی ظلم، فراتر از یک عنوان، فراخوانی است برای مواجههای بیپرده با متنی که قرنهاست سایهی سنگین خود را بر زیستجهان ما افکنده است. در این بخش از مجموعه پادکست به نام جان، ما به دنبال واکاوی ریشههایی هستیم که در کتاب گواه ظلم به تفصیل به آنها پرداخته شده است.
این نوشتار و گفتار، نه یک نقد سطحی، بلکه یک مانیفست هستیشناختی در دفاع از حرمت جان است. زمانی که متن، ادعای لایتغیر بودن میکند و با سلاح خاتمیت، راه را بر هرگونه تکامل فکری میبندد، «انسان» به ابزاری در خدمتِ ایدئولوژی مبدل میگردد. ما در اینجا از ستمی سخن میگوییم که با نام قدسیت، تازیانه را بر تنِ حقیقت و آزادی فرود آورده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشکتاب صوتی رویا بخش چهارم، فراتر از یک روایت داستانی، ترسیمگرِ نقشهی راهی برای خروج از بنبستهای تاریخی و رسیدن به قلمرو اختیار است. نیما شهسواری در این بخش، ما را به تماشای دیالکتیک میان آزادگان بیدار و ساختارهای صلب قدرت میبرد؛ جایی که «جان» نه به عنوان یک مفهوم بیولوژیک، بلکه به مثابه یگانه خط قرمز خلقت بازتعریف میشود.
در این مانیفست شنیداری، جهان آرمانی ثمرهی سرکوب یا حذف نیست، بلکه برآمده از تکثر آرمانهایی است که در قاعدهی بنیادین عدم آزار به وحدت میرسند. این متن، رویاروییِ صادقانهای است با ابزارهای سرکوب استبداد—از تهمت دیوانگی تا زنجیر فقر—و نویدبخش لحظهای است که حتی نگهبانانِ ظلم، طعمِ شیرینِ اختیار را چشیده و سلاحهای خود را به پای «حقیقت» زمین میگذارند.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسکین رهایی نشود آزاده؛ این نخستین تازیانه بر پیکرهی رخوت و بندگی است. نیما شهسواری در این سروده که از بطن کتاب قیام برآمده، به کالبدشکافی ملتی میپردازد که میان حقارت و بندگی در نوسان است. این متن، یک تعارف ادبی نیست؛ بلکه رویارویی مستقیم با تلخیِ حقیقتی است که در آن، «ترس» به عنوان بزرگترین مانعِ آبادانی و رهایی معرفی میشود.
در جهانبینی جهان آرمانی، آزادی امری بخشیدنی نیست، بلکه دریافتنی است. هنگامی که دستها به جای کنشگری، در طلبِ ایمان از «خدایان بیجان» به هوا میروند، نتیجهای جز بازتولیدِ ستم حاصل نخواهد شد. این اثر، دعوتی است به بریدن از ترس و فهمِ این نکته که آزادی، تنها از مسیرِ صیانت از جان و مسئولیتپذیری هستیشناختی میگذرد.
ورود به آرشیو کامل این بخشاین شعر شعور است و بگو جان شعار است؛ این آغازگرِ طغیانی است که از کلمه فراتر رفته و به ساحتِ عمل درآمده است. نیما شهسواری در قطعهی «شعار» که فصلی از کتاب رزمنامه محسوب میشود، شعر را نه به عنوان ابزاری برای سرگرمی، بلکه به مثابه صدای لالانِ دیار و فریادِ غرورِ در گلو مانده ترسیم میکند.
در این اثر، موسیقی هوش مصنوعی با کلامی که علیه تحجر و خدایانِ قهار میشورید، در هم آمیخته تا ندای دلِ جاندار و عیار را به گوشِ «انسان خواب» برساند. این محتوا، دعوتی است به ایستادگیِ چناروار و برچیدنِ غباری که قرنهاست بر روی حقیقتِ جان نشسته است. ما در اینجا از تکثیرِ بیداری سخن میگوییم؛ بیداریای که از یک تن آغاز شده و اکنون به هزاران رسیده است.
ورود به آرشیو کامل این بخشمسیرِ دسترسی به آثار، از میانِ همین دستهبندیها میگذرد؛ گزینشی آگاهانه برای شنیدنِ آنچه فراتر از کلمات است.
جامعهای برای گفتوگو، تعالی و رسیدن به آرمانها
همه کاربران میتوانند بدون نیاز به ثبتنام، از آثار رایگان شامل کتابها، کتابهای صوتی و پادکستها استفاده کنند.
فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر و مشارکت در مباحث جامعه. تالار گفتمان مکانی است برای:
اعضای سایت میتوانند مطالب، مقالات و اشعار خود را در جهان آرمانی منتشر کنند.
جهان آرمانی باورمند به قانون آزادی است. قانونی که یکایک جانداران را برابر میانگارد و آزار به آنان را بزرگترین خطای جهان میپندارد.
قانون آزادی، هرگونه آزار اعم از (آزار فیزیکی، روانی و کلامی) را نهی میکند. هرگونه توهین، تحقیر، تهدید، سرقت آثار دیگران و... نوعی آزار به حساب آمده و با قانون آزادی منافات دارد.
از طریق منوی اصلی سایت، گزینه "ثبتنام" را انتخاب کنید.
نام کاربری و ایمیل معتبر را وارد کنید.
لینک فعالسازی به ایمیل شما ارسال میشود. با کلیک روی این لینک، میتوانید رمز عبور خود را تنظیم کنید.
پس از فعالسازی حساب و تنظیم رمز عبور، میتوانید با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید.
برای سهولت بیشتر، میتوانید از طریق حساب گوگل خود در سایت ثبتنام کنید:
پس از ثبتنام، به تالار گفتمان دیالوگ دسترسی خواهید داشت - فضایی برای گفتوگوی سازنده، تبادل نظر و مشارکت در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه.
پس از ورود به حساب کاربری، میتوانید از بخش "پروفایل من" تنظیمات زیر را انجام دهید:
برای افزایش امنیت، میتوانید رمز عبور خود را به طور دورهای تغییر دهید.
تصویر پروفایل و بنر شخصی خود را آپلود کنید تا در انجمن و پروفایل شما نمایش داده شود.
امضای خود را برای نمایش در زیر پستهای انجمن تنظیم کنید.
لینک شبکههای اجتماعی خود را اضافه کنید تا در پروفایل شما نمایش داده شود.
نگرش خود را در مورد موضوعات مختلف از جمله مذهب، اخلاق، سیاست و اقتصاد بیان کنید.
همه اعضای جهان آرمانی متعهد به رعایت قانون آزادی هستند. این قانون برابری همه جانداران و ممنوعیت هرگونه آزار را تأکید میکند.
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
کتاب اندساس؛ کالبدشکافیِ کارخانهیِ انسانشدگی، واسازیِ هویتهایِ تحمیلی و مانیفستِ بازگشت به مقامِ جان | اثر نیما شهسواری
تازهترین تالیف نیما شهسواری
معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است
کشور: فقط مدیران میبینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده میشود
انتخابهای شما دربارهی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر
لینک شبکههای اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده میشوند
ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس
در حال حاضر این لینک در دسترس نیست
بزودی این فایلها بارگذاری و لینکها در دسترس قرار خواهد گرفت
در حال حاضر از لینک مستقیم برای دریافت اثر استفاده کنید
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو به شما اطالاعاتی پیرامون اثر خواهد داد، مشخصات اصلی اثر در این صفحه تعبیه شده است و شما با کلیک بر این آیکون به بخش مورد نظر هدایت خواهید شد.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش مطالعه آنلاین اثر هدایت خواهید شد، متن اثر در این صفحه گنجانده شده است و با کلیک بر روی این آیکون شما میتوانید به این متن دسترسی داشته باشید
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
این صفحه دارای لینکهای بسیاری است تا شما بتوانید هر چه بهتر از امکانات صفحه استفاده کنید.
در پیش روی شما چند گزینه به چشم میخورد که فرای مشخصات اثر به شما امکان میدهد تا متن اثر را به صورت آنلاین مورد مطالعه قرار دهید و به دیگر بخشها دسترسی داشته باشید،
شما میتوانید به بخش صوتی مراجعه کرده و به فایل صوتی به صورت آنلاین گوش فرا دهید و فراتر از آن فایل مورد نظر خود را از لینکهای مختلف دریافت کنید.
بخش تصویری مکانی است تا شما بتوانید فایل تصویری اثر را به صورت آنلاین مشاهده و در عین حال دریافت کنید.
فرای این بخشها شما میتوانید به اثر در ساندکلود و یوتیوب دسترسی داشته باشید و اثر مورد نظر خود را در این پلتفرمها بشنوید و یا تماشا کنید.
بخش نظرات و گزارش خرابی لینکها از دیگر عناوین این بخش است که میتوانید نظرات خود را پیرامون اثر با ما و دیگران در میان بگذارید و در عین حال میتوانید در بهبود هر چه بهتر وبسایت در کنار ما باشید.
شما میتوانید آدرس لینکهای معیوب وبسایت را به ما اطلاع دهید تا بتوانیم با برطرف کردن معایب در دسترسی آسانتر عمومی وبسایت تلاش کنیم.
در صورت بروز هر مشکل و یا داشتن پرسشهای بیشتر میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود مستقیم فایلها از سرورهای وبسایت رسمی جهان آرمانی تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Google Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای One Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای دانلود با لینک کمکی از سرورهای Box Drive تعبیه شده است، با کلیک بر روی این گزینه شما میتوانید به راحتی کتاب مورد نظر خود را دانلود کنید.
این آیکون در صفحهی پیش رو برای مطالعهی آنلاین در بستر وبسایت جهان آرمانی تعبیه شده است، اگر به هر دلیل تمایل به مطالعهی آنلاین بدون دریافت کتاب را دارید میتوانید از این بستر استفاده کنید.
شما با کلیک روی این گزینه به بخش نظرات هدایت خواهید شد، میتوانید با فعالیت در این بخش و امکانات موجود در این بستر، نقدها، بحثها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما مطرح کنید.
در صورت مشاهدهی هر اشکال در وبسایت از قبیل ( خرابی لینکهای دانلود، عدم نمایش کتب به صورت آنلاین و … ) با استفاده از این گزینه میتوانید ایراد مربوطه را با ما مطرح کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
عنوانی برای گزارش خود انتخاب کنید
تا ما با شناخت مشکل در برطرف کردن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
در صورت تمایل میتوانید آدرس ایمیل خود را درج کنید
تا برای اطلاعات بیشتر با شما تماس گرفته شود.
آدرس لینک مریوطه که دارای اشکال است را با فرمت صحیح برای ما ارسال کنید!
این امر ما را در تصحیح مشکل پیش آمده بسیار کمک خواهد کرد
فرمت صحیح لینک برای درج در فرم پیش رو به شرح زیر است:
https://idealistic-world.com/poetry
در متن پیام میتوانید توضیحات بیشتری پیرامون اشکال در وبسایت به ما ارائه دهید.
با کمک شما میتوانیم در راه بهبود نمایش هر چه صحیحتر سایت گام برداریم.
با تشکر ازهمراهی شما
وبسایت رسمی جهان آرمانی
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط، راههایی است که میتوانید با درج آن مخاطبین خود را با آثار و شخصیت خود بیشتر آشنا کنید، فرای عناوینی که در این بخش برای شما در نظر گرفته شده است میتوانید در بخش توضیحات شبکهی اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نیز معرفی کنید.
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.
پر کردن بخشهایی که با علامت قرمز رنگ مشخص شده است الزامی است.
در هنگام درج بخش اطلاعات دقت لازم را به خرج دهید زیرا در صورت چاپ اثر شما داشتن این اطلاعات ضروری است
بخش ارتباط راههایی است که میتوانید با درج آن ما را با نمونه آثار خود آشنا کنید، دقت داشته باشید که این اطلاعات را به درستی درج کنید زیرا تنها راه ارتباطی ما در آینده با شما همین اطلاعات خواهد بود
شما میتوانید آثار خود را با حداکثر حجم (20mb) و تعداد 10 فایل با فرمتهایی از قبیل (png, jpg,avi,pdf,mp4…) برای ما ارسال کنید،
در صورت تمایل شما به چاپ و قبولی اثر شما از سوی ما، نام انتخابی شامل عناوینی است که در مرحلهی ابتدایی فرم پر کردهاید، با انتخاب یکی از عناوین نام شما در هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیش از انجام هر کاری پیشنهاد ما به شما مطالعهی قوانین و شرایط وبسایت رسمی جهان آرمانی است برای این کار از لینکهای زیر اقدام کنید.