وب‌سایت جهان آرمانی

دریچه‌ای به اندیشه‌های نیما شهسواری

تعداد: 8 قسمت
به‌روزرسانی: 12 بهمن 1404

دانلود کتاب صوتی فریاد اثر نیما شهسواری | بیداریِ دردناک و نقدِ انقلابِ ربوده‌شده

نسخه‌ی شنیداری و زنده از مکتوبات و رمان‌های جان‌گرا

خوانشِ وفادارانه آثار مکتوب با هدفِ آزادیِ دسترسی به اندیشه

شنیدنِ «فریاد»، تجربه‌یِ فروپاشیِ حبابِ آرامش و مواجهه با حقیقتی است که سال‌ها در زیرِ آوارهایِ تاریخ مدفون شده بود. در این نسخه صوتی، نیما شهسواری ما را با قهرمانی همراه می‌کند که از رفاهِ «قفسِ آسایش» در آلمان دل می‌بندد تا با کشفِ رازهایِ «سال ۶۷» و خواندنِ خاطراتِ «سولماز»، به تبارشناسیِ خون در سرزمینِ مادری‌اش بپردازد. روایتِ شنیداریِ فریاد، داستانِ گذار از فراموشیِ تحمیلی به آگاهیِ مسئولانه است؛ جایی که دیدنِ رنجِ یک «کودکِ بی‌رؤیا»، تمامِ معادلاتِ زندگیِ فردی را به نفعِ آرمانی بزرگ‌تر تغییر می‌دهد. ما با انتشارِ رایگان و دیجیتالِ این اثر، بر میثاقِ سبزِ خود پایبند مانده‌ایم تا ارتعاشِ این فریاد، بدونِ غارتِ ریه‌هایِ زمین، راهنمایِ نسلی باشد که سکوت را برنمی‌تابد.

دانلود کتاب صوتی فریاد اثر نیما شهسواری | بیداریِ دردناک و نقدِ انقلابِ ربوده‌شده
کتاب صوتی
بازتولید شنیداری آثار مکتوب با هدفِ رهاییِ اندیشه از بندِ کاغذ.

«فریاد»؛ گذارِ بی‌بازگشت از انزوایِ مرفه به حقیقتِ عریان

کتابِ صوتیِ «فریاد»، واکاویِ فرآیندی است که در آن آگاهی، همچون صاعقه‌ای، قفسِ «آسایشِ غربت» را در هم می‌شکند. نویسنده در این اثر، سقوطِ تدریجیِ یک زندگیِ خنثی را به تصویر می‌کشد؛ زندگی‌ای که با دیدنِ تنها یک تصویر از «کودکِ بی‌رؤیا»، به کلی دگرگون می‌شود. این اثر، مانیفستِ نسلی است که بیداری را نه به مثابه‌یِ یک انتخاب، بلکه به عنوانِ بهایِ سنگینِ انسانیت پذیرفته است.

محورهایِ بنیادینِ بیداری:

  • مسئولیتِ اخلاقی: پرسشِ بنیادینِ داستان این است که آیا پس از مواجهه با حقیقتِ جنایت، بازگشت به نمایشِ مرفه و بی‌تفاوتِ گذشته ممکن است؟
  • قفسِ آسایش: تبیینِ این مفهوم که رفاه در غربت، می‌تواند زندانی روانی باشد که فرد را نسبت به فجایعِ سرزمینِ مادری‌اش به کوری می‌کشاند.

تبارشناسیِ خون؛ «سولماز» و عدالتِ نسلی

بخشِ محوریِ این روایت، بازخوانیِ آرکتایپِ «سولماز» و پیوندِ آن با وقایعِ تاریخیِ «سال ۶۷» است. نیما شهسواری نشان می‌دهد که چگونه حقیقتی بایکوت‌شده در حافظه‌یِ تاریخ، می‌تواند پس از دهه‌ها به موتورِ محرکِ جنبشی اجتماعی بدل شود.

عدالتِ نسلی: «سولماز» نمادِ حقیقتی است که در مردابِ فراموشی دفن نمی‌شود. این پیوندِ میانِ رنجِ زندانیانِ سیاسیِ گذشته و عصیانِ جوانانِ امروز، تأکیدی است بر این اصل که آگاهی، یگانه سلاحِ پیروز بر فراموشی است.

افشایِ غاصبان؛ گذار از تبعیدِ فیزیکی به رهاییِ ساختاری

فرجامِ «فریاد»، افشایِ چهره‌یِ «مفت‌خوارگان» است؛ طبقه‌ای که آرمان‌هایِ برابری‌خواهانه‌یِ یک ملت را مصادره و به قدرتِ استبدادیِ خویش بدل کرده‌اند. در مسیرِ «خودرهایی از تبعید»، قهرمانِ داستان عواطفِ فردی را پشتِ سر می‌گذارد تا به سیلِ خروشانِ مبارزه بپیوندد.

پیامِ نهایی: آزادی هزینه‌ای گزاف دارد و سکوت در برابرِ ظلم، عمیق‌ترین شکلِ برده‌داری است که انسان می‌تواند علیه خویش روا بدارد.

میثاقِ سبز؛ چرا نشرِ دیجیتال، پاسخی به وجدانِ هستی است؟

تولیدِ «فریاد» به صورتِ صرفاً دیجیتال و رایگان، تجلیِ عملیِ اندیشه‌یِ جان‌محورِ نویسنده است. نیما شهسواری بر این باور است که پیامی که برایِ رهاییِ انسان و نفیِ استبداد تولید شده، نمی‌تواند مسببِ «قتلِ طبیعت» و غارتِ تنِ درختان باشد.

این اثرِ متن‌باز عرضه شده تا بیداری، بدونِ آسیب به جانِ سبزِ زمین، به دستِ جویندگانِ حقیقت برسد. این هماهنگیِ میانِ محتوایِ اعتراضی و فرمِ نشر، «فریاد» را به اثری اصیل بدل کرده است که آزادی را فراتر از مرزهایِ کهن، در بطنِ احترامِ مطلق به حیات می‌جوید.

مجموعه شنیداری: کتاب صوتی فریاد
در حالِ گوش سپردن:

انتخابِ یک روایت از «کتاب صوتی فریاد»

کتاب صوتی فریاد – بخش هشتم پایانی – اثر نیما شهسواری 2 اردیبهشت 1402
واکاوی
کتاب صوتی فریاد – بخش هفتم – اثر نیما شهسواری 26 فروردین 1402
واکاوی
کتاب صوتی فریاد – بخش ششم – اثر نیما شهسواری 19 فروردین 1402
واکاوی
کتاب صوتی فریاد – بخش پنجم – اثر نیما شهسواری 12 فروردین 1402
واکاوی
کتاب صوتی فریاد – بخش چهارم – اثر نیما شهسواری 5 فروردین 1402
واکاوی
کتاب صوتی فریاد – بخش سوم – اثر نیما شهسواری 18 اسفند 1401
واکاوی
کتاب صوتی فریاد – بخش دوم – اثر نیما شهسواری 11 اسفند 1401
واکاوی
کتاب صوتی فریاد – بخش اول – اثر نیما شهسواری 4 اسفند 1401
واکاوی

دسترسیِ کامل به تمامیِ فصولِ کتاب صوتیِ فریاد

تمامیِ آثارِ صوتی در این بخش به صورت رایگان، با لینک مستقیم و بدونِ سانسور جهت شنیدن و دانلود در دسترسِ جان‌هایِ آزاد قرار گرفته است.

دریچه‌یِ پیشِ رو، امکانِ تعاملِ بی‌واسطه با جهانِ آثار را فراهم آورده است. با مکث (Hover) بر رویِ هر قاب، نوارِ ابزارِ هوشمند فعال گشته و امکانِ شنیدن در اسپاتیفای، تماشایِ ویدیو در یوتیوب یا دریافتِ مستقیم را بدونِ گسست از آرشیو میسر می‌کند. همچنین، برایِ لمسِ جزئیاتِ عمیق‌تر، خوانشِ متنِ کامل و شناسنامه‌یِ هر اثر، می‌توانید به صفحه‌یِ اختصاصیِ آن قدم بگذارید.

کالبدشکافیِ مفهومی و تحلیلِ ژرفِ «کتاب صوتی فریاد»

جستاری در لایه‌هایِ پنهان، ساختارِ قدرت و تجلیِ باور به جان در این اثر

فریاد؛ وقتی آگاهی، قفسِ آسایشِ غربت را در هم می‌شکند

نسخه‌یِ صوتیِ کتابِ فریاد، واکاویِ فرآیندِ بازگشت‌ناپذیرِ بیداری است. نویسنده در این اثر نشان می‌دهد که چگونه یک زندگیِ مرفه و خنثی در آلمان، با جرقه‌یِ یک تصویر از «کودکِ بی‌رؤیا» فرو می‌پاشد. در این روایتِ صوتی، «قفسِ آسایش» نمادی از زندانِ روانیِ انسانی است که در غربت، نسبت به فجایعِ سرزمینِ مادری‌اش بی‌تفاوت مانده است. کتاب صوتی فریاد با تبیینِ مفهومِ «مسئولیتِ اخلاقیِ ناشی از آگاهی»، مخاطب را با این پرسشِ بنیادین روبرو می‌کند که آیا پس از دیدنِ حقیقت، بازگشت به زندگیِ نمایشیِ گذشته ممکن است؟ این اثر، مانیفستِ نسلی است که بیداری را به قیمتِ جان می‌خرد.

تبارشناسیِ خون و میراثِ سولماز؛ پیوندِ رنجِ گذشته به مبارزه‌یِ حال

بخشِ بزرگی از این تحلیلِ شنیداری به آرکتایپِ «سولماز» و واقعه‌یِ تاریخیِ «سال ۶۷» اختصاص دارد. نیما شهسواری با بازخوانیِ خاطراتِ زندان، نشان می‌دهد که چگونه یک حقیقتِ بایکوت شده در تاریخ، می‌تواند دهه‌ها بعد به موتورِ محرکِ یک جنبشِ اجتماعی بدل شود. در نسخه صوتی فریاد، «سولماز» نه فقط یک نام، بلکه نمادِ حقیقتی است که حتی در مردابِ ظلم هم پرپر نمی‌شود. این پیوندِ میانِ رنجِ زندانیانِ سیاسیِ گذشته و عصیانِ جوانانِ امروز، نشان‌دهنده‌یِ «عدالتِ نسلی» است؛ ضرورتی که تأکید می‌کند هیچ جنایتی در تاریخ مدفون نخواهد ماند و آگاهی، یگانه سلاحِ پیروزی بر فراموشی است.

نقدِ ساختاریِ مفت‌خوارگان و رستاخیزِ انقلابِ ربوده شده

فرجامِ کتابِ صوتیِ فریاد، افشایِ چهره‌یِ غاصبانِ انقلاب است. نویسنده با ابداعِ واژه‌یِ «مفت‌خوارگان»، به کسانی اشاره می‌کند که آرمان‌هایِ برابری‌خواهانه‌یِ یک ملت را مصادره کرده و قدرتی استبدادی بنا نهاده‌اند. تقابلِ میانِ انقلابِ واقعیِ مردمی و واقعیتی که توسطِ این طبقه‌یِ حاکم ساخته شده، هسته‌یِ اصلیِ درگیری‌هایِ پایانیِ داستان است. قهرمانِ داستان در مسیرِ «خودرهایی از تبعید»، با پشتِ سر گذاشتنِ عواطفِ فردی، به سیلِ خروشانِ مبارزه در ایران می‌پیوندد. پیامِ نهاییِ فریاد این است که آزادی هزینه‌ای دارد و سکوت در برابرِ ظلم، خود عمیق‌ترین شکلِ برده‌داری است.

نشرِ دیجیتال و قانونِ رهایی؛ رسالتِ سبزِ فریاد

تولیدِ نسخه صوتیِ فریاد به صورتِ صرفاً دیجیتال و رایگان، تجلیِ عملیِ اندیشه‌یِ جان‌محورِ نیما شهسواری است. از منظرِ او، پیامی که برایِ رهاییِ انسان و نفیِ استبداد تولید شده، نمی‌تواند مسببِ «قتلِ طبیعت» و غارتِ تنِ درختان باشد. کتابِ صوتیِ فریاد به عنوانِ یک اثرِ متن‌باز در وب‌سایتِ «جهانِ آرمانی» عرضه شده تا بیداری، بدونِ آسیب به جانِ سبزِ زمین، به دستِ جویندگانِ حقیقت برسد. این هماهنگیِ بی‌نظیر میانِ محتوایِ اعتراضی و فرمِ توزیعِ زیست‌محیطی، فریاد را به اثری اصیل و فراتر از مرزهایِ سنتیِ نشر تبدیل کرده است.

نسخه‌یِ نوشتاری و متنِ کاملِ «کتاب صوتی فریاد»

اول ساعت روی میز را نگاه کردم، 9 صبح را نشان می‌داد بعد از اینکه تصمیم گرفتم تا کمی بیشتر استراحت کنم به مادر گفتم:

امروز کلاس‌ها تشکیل نمی‌شود و او هم خیلی زود حرفم را باور کرد، حتی جویای این نشد که چرا دیشب نگفته‌ای

کلاً اهل این حرف‌ها نبود و آزادیِ عمل زیادی در زندگی به من و آراز می‌داد و همه‌ی زندگی‌شان در آینده‌ی ما خلاصه می‌شد،

مادر که با قربان صدقه‌ی زیاد مرا به میز صبحانه دعوت می‌کرد و من که بوی نان تازه و چای قند پهلوی مادر داشت دیوانه‌ام می‌کرد در یک دو راهی قرار گرفته بودم که آیا بیشتر از این بخوابم و در تخت بمانم و یا با مادر به سر میز صبحانه بروم و دلی از عزا در بیاورم

به مادر گفتم: شما برو من هم کمی بعد می‌آیم

باز به رختخوابم فرو رفتم، خواستم دوباره بخوابم اما چشم باز کرده و با مادر حرف زده بودم، حالا آن میز صبحانه هم از سوی دیگر نمی‌گذاشت تا بیشتر از این به خواب فرو روم، سرآخر بعد از کلی کلنجار از جایم برخاستم و پیش رفتم،

وقتی از زیر پتو بیرون آمدم، سرما در جانم رخنه کرد، دندان‌هایم به هم ساییده می‌شد، این احساس را خیلی دوست داشتم، مخصوصاً وقتی از جایم بلند می‌شدم، این حس دوگانه‌ی میان سرما و گرما و این رخنه کردن یک‌باره سرما به جانم و تسلیم شدن در برابر این سردیِ هوا و فراتر از این‌ها زمستان برایم بهترین اوقات بود،

بعد از اینکه صورتم را آب زدم، دیگر خواب با آن سرمای رسوخ کرده در جانم کاملاً از وجودم رخت بست و آماده‌ی بلعیدن مادر و سفره‌ی غذایش بودم، پرخور نبودم اما صبحانه را خیلی دوست داشتم و خوردنش برایم لذت‌بخش بود

قبل از اینکه سر میز بنشینم پشت پنجره رفتم و بیرون را نگاه کردم، هوا برفی بود، برف با شدتی ملایم در حال بارش بود، خیلی سرعتش کم بود به طوری که هر چند ثانیه یک تکه برف کوچک و بی‌جان به زمین می‌رسید اما این سفیدی زمین و برف‌های به جا مانده از بارش شدید برف دیشب زمین را زیبا و بکر کرده بود، چشمانم با نگاه به برف بزرگ‌تر و شفاف‌تر می‌شد به قدری شفاف که در هوا روشنی‌های معلق ریز بسیار می‌دیدم انگار از نگاه کردن به برف آرامشی می‌گرفتم و حالا در برابر خانه همه جا را برف پوشانده بود،

درخت‌ها چه قدر چهره‌ی زیبایی به خود گرفته بودند، دلم برای راه رفتن در برف لک زد، دوست داشتم هر چه زودتر از خانه بیرون بروم و برنامه‌ای با دوستان تدارک ببینم تا دسته‌جمعی به کوهی جایی برویم یا حتی پیستی برای اسکی و یا هر جای دیگری که در میان برف باشد،

محو دیدن برف و هوای بیرون بودم که مادرم مرا به خودم آورد، با دیدن ظرف شیر در دستش به یک‌باره سراسیمه شدم، به یاد گربه‌ها افتادم، چه قدر حواس پرت بودم، ظرف شیر را از دست مادر گرفتم و به سرعت از خانه بیرون رفتم

مادرم مدام صدا می‌زد:

کجا، حداقل لباس گرم بپوش، سرما می‌خوری

ولی من با سرعت به سمت پارکینگ خانه رفتم، مادر مدام صدا می‌زد،

به کلی از خاطرم رفته بود، ظرف‌هایی که در جایی از پارکینگ گذاشته بودم را برداشتم و به زمین گذاشتم و داخلشان را پر از شیر کردم و در گوشه‌ای منتظر ماندم که سر و کله‌شان پیدا شد،

مادرشان پیشاپیش می‌آمد، خیلی زیبا بود چند بچه‌ی کوچک که تعدادشان چهار تا بود به دنبالش بودند، بیشتر اوقات دوست داشتم، یکی از بچه‌ها را به دهان بگیرم و ببلعم، اما خیلی در وجودم از آن‌ها ترس داشتم و همیشه تنها نگاهشان می‌کردم

حتی یک‌بار هم جرأت نکردم تا به آن‌ها دست بزنم و همیشه محو زیبایی‌شان بودم، حالا همگی با هم شیر می‌خوردند، از دیدنشان تمام وجودم شاد شده بود، چند بار هم اشک در چشمانم جمع شد، وقتی شیرشان تمام شد، تازه احساس سرمای وحشتناکی کردم، بدنم می‌لرزید و وقتی متوجه شدم بدون کفش پایین آمدم سرمای بیشتری جانم را فرا گرفت و با ظرف شیر بالا رفتم،

مادر با دیدنم گفت:

چرا این جور می‌کنی، حداقل لباس گرم می‌پوشیدی

من با لبخندی به او پاسخ دادم و او در جواب گفت:

بیا چای تازه ریختم، بیا صبحانه‌ات را بخور عزیزم

بعد از مختصر مرتب کردن خودم و شستن پاها سر سفره نشستم و شکمی از عزا درآوردم، این‌همه علاقه‌ی من را مادر به صبحانه می‌دانست، همیشه در تمام دوران مدرسه هم میز صبحانه‌ی مفصلی در خانه‌ی ما به راه بود، حالا چند سالی بود که مادر به واسطه‌ی بیماری شب‌ها دیرتر می‌خوابید و ما هیچ‌وقت حاضر نبودیم او میز صبحانه را بچیند، مگر روزهای تعطیل و یک چنین روزهایی که این شادباش نصیبمان شود

در روزهای معمول من و آراز یا پدر هرکدام که می‌توانستیم، این وظیفه را به عهده می‌گرفتیم و خیلی برنامه‌ی مشخصی نداشت، فقط دعواهای گاه و بیگاه بین من و آراز به وجود می‌آمد و حالا خوردن این چای از دست مادر کدبانویی که دست‌پختش کاملاً زبانزد همه بود خوردن داشت

این قدر خوش رنگ بود که بتوان با قلم‌مویی در دست به رنگش بوم نقاشی را طرح داد و نقش و نگاری بر آن به وجود آورد و من که هر روز از غذاهایش می‌خوردم این قدر از این حرف‌ها می‌زدم که قند در دلش آب شود و ریسه رود و آنگاه بود که هزار لقب از آراز نصیبم می‌شد

همیشه بر سر تصاحب مادر با هم جنگ داشتیم و هر کدام یک‌بار پیروز این میدان جنگ می‌شدیم، حالا که دیگر از صبحانه فارغ آمده بودم و حسابی از خوردنش لذت برده بودم، بر آن شدم تا برای بیرون رفتن و پیاده‌روی در حال و هوای دلکش آن برف محصور کننده چند هم‌پا پیدا کنم، از این رو بود که شروع کردم به تماس گرفتن با دوستانم

یکی دانشگاه بود، یکی بیرون رفته بود، یکی کار داشت، اما در میان انبوه این دوستان که همین چند ساله آن‌ها را پیدا کرده بودم باز هم بودند بسیاری که همپا برای رفتن به اسکی باشند،

از همان بچگی به شدت انسان اجتماعی بودم و دوستان بیشماری در طول عمر داشتم، تعدادشان همیشه خیلی زیاد بود، با تمام همکلاسی‌ها که حتماً دوست بودم و گهگاه در مدرسه و خیلی به ندرت بچه‌ای بود که با من دوستی نداشته باشد، در محله هم همین‌طور با تمام هم‌سن و سال‌ها دوستی داشتم و این ماجرا به آشنا و فامیل هم کشیده می‌شد،

آراز هم دست کمی از من نداشت اما شاید من بیشتر در این بازی‌ها درگیر بودم و همین مایه‌ی دلگرمی پدر و مادر می‌شد که وقتی تصمیم به خروج از ایران گرفتند نگران ما دو تا نباشند که چه سرنوشتی در انتظارمان است و چگونه می‌توانیم در خارج از کشور در مملکتی غریب با هم سن و سالان خود ارتباط برقرار کنیم، تمام نگرانی‌های زندگی‌شان از همان ابتدا ما دو تا بودیم

از همان کودکی ما را به کلاس‌های متعددی می‌فرستادند، به ویژه برای یادگیریِ زبان، دوست داشتند تحصیلاتمان را در خارج از کشور بگذرانیم و همیشه به دنبال راهی بودند تا ما را از تمام نواقص و مشکلات ایران دور کنند، دوست داشتند در سرزمینی آرام بتوانیم درس بخوانیم و پیشرفت کنیم،

از این رو از همان ابتدا این رویه را پیش گرفتند و از همان بدو تولد برای هر دوی‌مان پاسپورت کشور مقصد را گرفتند،


مطالعه‌یِ ادامه‌یِ متن…

پرسش‌هایِ متداول پیرامونِ «کتاب صوتی فریاد»

رادیکال‌ترین ایده‌یِ مطرح شده در کتاب صوتی فریاد چیست؟

اینکه آگاهی یک مسئولیتِ اخلاقیِ سنگین ایجاد می‌کند و بیداری، فرآیندی بازگشت‌ناپذیر است که انسان را به جان‌فشانی برای آزادی وامی‌دارد.

آرکتایپِ «سولماز» در این اثر نمادِ چیست؟

نمادی از مقاومتِ جاوید و حقیقتی که علیرغمِ سرکوب و گذشتِ زمان، در مردابِ ظلم نابود نمی‌شود و الهام‌بخشِ نسل‌هایِ بعدی است.

مفهومِ «مفت‌خوارگان» در آثار نیما شهسواری به چه کسانی اشاره دارد؟

طبقه حاکمی که آرمان‌های اولیه انقلاب (برابری و آزادی) را به نفع خود مصادره کرده و قدرت را غصب نموده‌اند.

چرا نویسنده بر انتشارِ صرفاً دیجیتال و صوتیِ فریاد تأکید دارد؟

او چاپ کاغذی را غارتِ تن درختان می‌داند و معتقد است برای رعایت قانون رهایی، هیچ جانِ نباتی نباید برای نشر آگاهی فدا شود.

«قفسِ آسایش» در روندِ داستان چه نقشی ایفا می‌کند؟

نمادی از زندگیِ مرفه و بی‌تفاوت در غربت است که برای قهرمان داستان، پس از آگاهی از رنجِ هم‌وطنانش، به زندانی روانی تبدیل می‌شود.

ارزش پیشنهادیِ منحصر‌به‌فرد (UVP) این کتاب صوتی برای مخاطب چیست؟

نشان دادن پیوندِ ناگسستنی میانِ «رنجِ تاریخی (مانند سال ۶۷)» و «مسئولیتِ مبارزه‌یِ امروز» برای دستیابی به آزادی واقعی.

آخرین اثر منتشر شده از نیما شهسواری

کتاب‌های ممنوعه و اندیشه‌ای تازه برای گذار به سوی جهان آرمانی

مانیفستی تکان‌دهنده در نقدِ جایگاهِ خودخوانده‌یِ «اشرف‌الانواع» و کالبدشکافیِ تمدنی که بر پایه‌یِ رنجِ جان‌هایِ بی‌دفاع بنا شده است. نیما شهسواری در این اثر، با نقدِ سبوعیتِ پنهان در ذائقه‌یِ مدرن، تنها راهِ رهایی و رسیدن به صلحِ جهانی را عبور از «انسان‌محوری» و بازگشت به اصالتِ جان می‌داند.

هر کتاب، زخمی است بر پیکرِ تمدن انسانی و دریچه‌ای به سوی اصالتِ جان

نیما شهسواری
بنیان‌گذار فلسفه‌ی جان‌گرایی

نیما شهسواری

شاعر، نویسنده و واکاوِ مفاهیم بنیادین هستی. او با باوری عمیق به برابری تمام جان‌ها، آزادی مطلق از جبرها و دسترسی آزاد به دانایی، تمامی آثار صوتی، مکتوب و پادکست‌های خود را به صورت رایگان برای همگان منتشر کرده است.

پورتالِ جامع آثار صوتی نیما شهسواری

روایت‌های شنیداری، پادکست‌ها و اشعار موسیقیایی؛ همگی در یک نگاه. برای شنیدن، آگاهی و جان‌گرایی.

پادکست‌هایِ اندیشه
گوش‌سپردن به طنینِ بیداری و تحلیل‌هایِ انتقادی

در اپیزود هفتم از پادکست به نام جان با عنوان عدالت مقدس؛ خشونت ابدی، نیما شهسواری به تشریحِ یکی از تاریک‌ترین ابعادِ ادیان ابراهیمی می‌پردازد: تقدیسِ خشونت. این گفتار، نه یک نقدِ سطحی، بلکه واکاویِ ساختاری است که در آن «قصاص» و «انتقام» از یک رفتارِ بدوی به یک حکمِ لایتغیرِ الهی تبدیل شده‌اند.

نیما شهسواری با عبور از جزم‌اندیشی‌های موروثی، نشان می‌دهد که چگونه مفهوم عدالت مقدس به «سرطانی وجودی» در ساختارهای قدرتِ مدرن تبدیل شده و چرخه ای از آزارگری را در روانِ جمعی بازتولید می‌کند. اگر در پی فهمِ ریشه‌های خشونتِ قانونی و گذار به سوی جان‌گرایی هستید، این اپیزود از پادکست به نام جان را از دست ندهید.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
ریشه‌ها و گواه ظلم

ریشه‌ها و گواه ظلم

اپیزود هفتم : عدالت مقدس؛ خشونت ابدی
کتاب‌هایِ صوتی
روایتِ شنیداری مکتوبات و تحقیقاتِ نیما شهسواری

در بخش هفتم از کتاب صوتی رویا، نیما شهسواری ما را به ساحتِ نهاییِ رهایی می‌برد؛ جایی که قدرتِ تحمیلی جای خود را به اختیارِ آگاهانه می‌دهد. هسته‌ی مرکزیِ این اپیزود، تبیینِ قانون منع آزار است؛ تنها اصلی که در جهانِ آرمانی، ضامنِ آزادیِ همگان است.

نیما شهسواری در این بخش، پایانی بر دورانِ مالکیت بر جان ترسیم می‌کند؛ جهانی که در آن حیوانات نه کالا، بلکه جانانِ هستی‌اند. با شنیدنِ این روایت، با مانیفستی اخلاقی همراه می‌شویم که در آن، آموزش و غربالگری باورها، بشر را از جهلِ تاریخیِ طمع و جنگ نجات می‌دهد. آیا آماده‌اید تا رؤیایِ جهانی بی‌مرز را با زیستن پیوند بزنید؟

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
اشعارِ صوتی
آواهایی از بطنِ واژه‌هایِ رزم و ایستادگی

در اپیزود ششم از پادکست به نام جان، با عنوان ویژه بت مالکیت، نیما شهسواری به واکاوی ریشه‌های فلسفیِ کشتار و تسلط می‌پردازد. این گفتار، نقدِ عمیقِ مفهومی است که هستی را نه یک جریانِ آزادِ حیات، بلکه مایملکِ قدرت می‌داند. از خدایانِ مالک تا حاکمانِ زمینی، چگونه الگوی مالکیت مطلق بر جان، رنج و خشونت را بازتولید می‌کند؟

نیما شهسواری در این جستارِ جسورانه، پیوندِ میانِ متون مقدس و ساختارهای سرکوبِ سیاسی را آشکار می‌سازد. اگر به دنبال درکِ چراییِ کالایی‌شدنِ زیستن و شکستنِ زنجیره‌هایِ مالکیت بر حیات هستید، با این اپیزود از پادکست به نام جان همراه باشید تا با نگاهی جان‌گرایانه، ابعادِ پنهانِ نظامِ سلطه را به چالش بکشیم.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
شعر و موسیقی
تلفیقِ آگاهی و هنر در سروده‌هایِ نوین

شعر جیب پشت، اثری از مجموعه کتاب قیام به قلم نیما شهسواری، آینه‌ای‌ست تمام‌نما از تراژدیِ زیستن در عصری که پول و حرص، معنایِ حیات را بلعیده‌اند. این کلام، روایتِ مردی‌ست که آرزوهای بزرگِ خویش را در چنگالِ بی‌رحمِ بی‌پولی و دیوانگیِ این بازارِ سیاه از دست می‌دهد.

نیما شهسواری در این شعر، با زبانی صریح به نقدِ نظامِ فریب و ساختاری می‌پردازد که انسان را از اندیشیدنِ اصیل بازداشته و به حصرتِ روزیِ روزانه محکوم می‌کند. اگر خواهانِ خوانشِ نقادانه از وضعیتِ معیشت و ریشه‌های استثمار در کلامِ نیما شهسواری هستید، با ما در وب‌سایت جهان آرمانی همراه شوید.

ورود به آرشیو کامل این بخش
تازه‌ترین آثار منتشر شده در این ژانر
در حال بارگذاری...
راهنمای تکمیل پروفایل
📖
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است

🌍
اطلاعات شخصی

کشور: فقط مدیران می‌بینند • تاریخ تولد: به صورت سن نمایش داده می‌شود

💭
باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه - همیشه قابل تغییر

📱
راه‌های ارتباط

لینک شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شوند

⚙️
مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور - امکان فعالیت ناشناس

راهنمای تکمیل پروفایل
زندگی‌نامه

معرفی کوتاه از خودتان که برای همه کاربران قابل مشاهده است.

اطلاعات شخصی

اطلاعات کشور (فقط برای مدیران) و تاریخ تولد (نمایش به صورت سن).

باورهای فکری

انتخاب‌های شما درباره‌ی هستی، اخلاق و جامعه که همیشه قابل تغییر است.

راه‌های ارتباط

لینک‌های شبکه‌های اجتماعی و وبسایت شما در پروفایل عمومی نمایش داده می‌شود.

مدیریت حساب

ویرایش نام، ایمیل، رمز عبور و امکان فعالیت به صورت ناشناس.

راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمای دسترسی به آثار
دریافت مستقیم و آرشیو: برای دانلود فایل‌ها از لینک‌های مستقیمِ سرور، اینترنت آرشیو یا درایوهای کمکی استفاده کنید تا با توجه به سرعت اینترنت خود، بهترین گزینه را انتخاب کرده باشید.
نسخه‌های صوتی و پلتفرم‌ها: آثاری که دارای نسخه‌ی شنیداری هستند، مشخصاتِ راوی و کیفیت‌های متنوعی دارند. همچنین می‌توانید در پلتفرم‌های اسپاتیفای، یوتیوب و تلگرام به آن‌ها دسترسی داشته باشید.
مشخصات و مطالعه آنلاین: برای آگاهی از شناسنامه‌ی فنیِ اثر، یا مطالعه‌یِ بی‌درنگِ متن در محیط آنلاین، از این بخش استفاده کنید.
پشتیبانی و گزارش خطا: در صورت برخورد با لینک‌های معیوب یا هرگونه اشکال فنی، می‌توانید موضوع را گزارش دهید تا سریعاً پیگیری شود.
راهنمایِ ثبتِ گزارشِ اشکال

لطفاً برای تسریع در رفعِ ایرادات، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • بخش‌هایِ دارایِ علامتِ قرمز، الزامی هستند.
  • برایِ پیگیریِ بهتر، لطفاً عنوانی دقیق برای گزارش خود بنویسید.
  • در صورتِ تمایل، آدرسِ ایمیل خود را وارد کنید تا در صورتِ نیاز با شما تماس بگیریم.
  • آدرسِ (URL) صفحه‌یِ معیوب را دقیقاً با این فرمت ارسال کنید: https://idealistic-world.com/poetry
  • در بخشِ پیام، هرگونه جزئیاتِ بیشتری که به تشخیصِ بهترِ مشکل کمک می‌کند، ذکر کنید.
با همراهیِ شما، برایِ بهبودِ مستمرِ جهانِ آرمانی گام برمی‌داریم.
تایید ارسال گزارش

گزارش شما با موفقیت در پایگاهِ داده‌های ما ثبت گردید.

به زودی ایمیلی جهتِ تاییدِ دریافت، به نشانیِ شما ارسال خواهد شد. در صورت نیاز به بررسی دقیق‌تر، با شما تماس خواهیم گرفت.

پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
ارتباط: راه‌های ارتباطی را دقیق وارد کنید. شبکه‌های اجتماعی دیگر را نیز می‌توانید در بخش توضیحات معرفی کنید.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر حجم ۲۰ مگابایت. فرمت‌های پذیرفته شده: pdf, jpg, mp4 و سایر موارد رایج.
عنوان اثر: نامی که در ابتدای فرم وارد می‌کنید، همان عنوانی است که هنگام نشر در کنار اثرتان درج خواهد شد.
پیام شما با موفقیت ارسال شد

سپاس از همراهی شما. نسخه‌ای از تاییدِ ارسالِ این پیام به ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

در صورتی که پرسشِ شما نیازمندِ بررسیِ دقیق یا درجِ اطلاعاتِ تکمیلی باشد، همکارانِ ما در اسرع وقت با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

راهنمای ارسال اثر
تکمیل الزامی: فیلدهای قرمز الزامی هستند. دقت در اطلاعات، فرآیند چاپ و انتشار اثر شما را تضمین می‌کند.
اطلاعات هویتی: در درج اطلاعات دقت کنید؛ این اطلاعات برای چاپ ضروری بوده و تنها راه ارتباطی ما با شماست.
راه‌های ارتباطی: لینک نمونه آثار خود را دقیق وارد کنید تا با سبک کاری شما بهتر آشنا شویم.
بارگذاری: ارسال تا ۱۰ فایل با حداکثر ۲۰ مگابایت (فرمت‌های: pdf, jpg, mp4, png...).
نامِ درج در نشر: با انتخاب یکی از عناوین انتخابی در فرم، نام شما در کنار اثر هنگام چاپ درج خواهد شد.